
اما من هنوز هم نمیتوانم قبول کنم که شهلا گناهکار است ...
از فیلمها می توان به دومینو .بیست. خواننده. حس وحساسیت.درباره الی. سوپر استار.صداها.....
اشاره کرد.کتابها ی قابل تامل نیز خاله بازی.مرشد ومارگریتا.فرار کن خرگوش.کجا میبرند درختان مرده را.
و....می باشد.
شب مرگ تنها نشیند به موجی رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب که خود در میان غزل ها بمیرد
گروهی برآنند کاین مرغ شیدا کجا عاشقی کرد آن جا بمیرد
شب مرگ از بیم آن جا شتابد که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا برآمد شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی آغوش واکن که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
حمیدی شیرازی

شاید برای خیلیها نوشتن عملی شخصی و منفرد باشد اما برای من نوشتن امری فردی نیست چون هستند آدمهایی که برای من بهانه ای برای نوشتن هستند.
بعدازظهر روز جمعه گذشته وقتي ماموران نيروي انتظامي در حالي گشت زني در بزرگراه آزادگان بودند، به يک دستگاه خودروي دوو که آنتن بيسيم روي آن نصب شده بود، مظنون شدند و راننده را متوقف کردند. آنها حين بازرسي از خودرو در داشبورد يک چراغ گردان پيدا کرده و هنگام بازرسي بدني از مرد جوان يک بيسيم و دستبند نيز کشف کردند.
در حالي که راننده 31 ساله به نام احسان در اين مرحله نيز مورد سوءظن قرار گرفته بود، پيدا شدن چند حکم ماموريت که ظاهراً توسط برخي نهادهاي دولتي صادر شده بود، شک پليس را بيش از پيش برانگيخت و بررسي اين احکام، جعلي بودن آنها را به اثبات رساند.
پس از آن متهم براي تحقيقات تکميلي به اداره پليس آگاهي انتقال يافت و اعتراف کرد احکام ماموريت را خودش جعل و امضا کرده است. در اين اثنا معلوم شد احسان با شکايت يک دختر به اتهام تعرض و کلاهبرداري به دستور داديار شعبه 4 دادسراي جنايي تحت پيگرد قرار دارد.
به اين ترتيب پرونده وارد مرحله تازه يي شد و در حالي که بازجويي هاي مقدماتي جوان 31 ساله به پايان نرسيده بود، شش دختر ديگر نيز در برابر داديار اميراسماعيل رضوانفر عليه احسان شکايت کردند. يکي از آنها گفت؛ «مدتي قبل شخصي با تلفن همراهم تماس گرفت و گفت شماره مرا پشت در توالت عمومي يک پارک ديده و آن را پاک کرده است. او با طرح اين ادعا و ارسال پيامک هاي پياپي براي من باعث آغاز رابطه مان شد.
احسان به من گفت دکتراي علوم سياسي دارد و به من دلبسته شده است. او خيلي زيبا حرف مي زد و پيامک هاي عاشقانه مي فرستاد و همين امر سبب شد به او اعتماد کنم تا اينکه وي يک روز در خانه اش مرا مورد تعرض قرار داد و پس از آن فراري شد.»
دختر ديگري نيز گفت؛ من از طريق پيامک هايي که احسان برايم فرستاد، با او آشنا شدم. او خودش را نماينده يکي از نهادهاي مهم دولتي معرفي کرد و گفت مي خواهد استعفا دهد و يک کار بزرگ اقتصادي را شروع کند. من هم به او اعتماد کردم اما پس از مدتي به من تعرض و سپس رهايم کرد.
* مورد دیگر
عامل قتلهاي سريالي ورامين در برابر هيأت قضايي اتهام قتل هفت زن را نپذيرفت.

اين جوان 23 ساله که عليرضا نام دارد، اگرچه اتهام قتلها را رد کرد، اما به اتفاق سه متهم پرونده که دو تن از آنان برادران وي هستند، ساير اتهامات وارده از جمله ربودن 12 زن و دختر، سرقت و تجاوز به عنف را به گردن گرفت.
سي ام تير ماه سال 84 جسد زن 34 ساله اي به نام اکرم که آثار 14 ضربه در بدنش مشاهده مي شد، در کانال آب يک روستا در اطراف ورامين پيدا شد.
در حالي که تجسسهاي پليس در خصوص شناسايي و دستگيري قاتل يا قاتلان احتمالي اين زن که بر اساس تحقيقات اوليه پليس به احتمال قوي با انگيزه سرقت به قتل رسيده بود ادامه داشت تا فروردين ماه سال 86 اجساد 6 زن ديگر به اسامي بهاره، معصومه، فرح، نسيم، مرضيه و سودابه که همگي با ضربات چاقو به قتل رسيده و پيکرشان در کانالهاي آب اطراف ورامين- پيشوا و قرچک رها شده بود، پيدا شد.
از سوي ديگر و همزمان با وقوع اين جنايتها، شکايتهايي در پليس آگاهي شهرستان ورامين مطرح شد که نشان مي دهد سه سرنشين يک دستگاه خودرو پيکان شيري رنگ تحت پوشش مسافرکش زنان و دختران جوان را به بيابانهاي اطراف مي کشند و پس از بستن دستان و پاهايشان با تهديد چاقو تمام وجوه نقد و جواهراتشان را سرقت و سپس آنها را همان جا رها مي کنند. و....
**
این وقایع حرف وسخن بسیاری دارد برای نمونه چرا زنان اینگونه ساده لوحانه گرفتار میشوند؟
چرا جوانان کم سن به دنبال این بزه کاری هستند ؟
چرا بعد از گذشت چندین فقره جرم به این پرونده ها جدی تر توجه میشود؟
.....
به گزارش جهان؛ معتمدی، روانشناس و عضو هیئت رییسه مرکز قربانیان خشونت درباره کودکان کار و کودکان خیابانی می گوید: اخیرا در سطح تهران تعداد کودکان دختر کار افزایش یافته است. به گفته وی آمار کودکان خیابانی در سال های مختلف رقم های متفاوتی بوده است. اما آخرین آمار این کودکان در سطح کشور 20 هزار مورد گزارش شده است.
این در حالی است که شهرداری تهران و عضو شورای شهر تهران این رقم را حدود 5 هزار مورد در سطح کشور اعلام کرده اند. وی درباره تناقض میان آمارهای اعلام شده از سوی مسئولان دولت می گوید: هیچ گاه نمی توان آمار رسمی در این خصوص ارائه کرد. اما گزارشات و تحقیقات همان رقم تقریبی 20 هزار مورد را تایید می کند.
مرکز قربانیان خشونت نیز که کارشناسان و متخصصان آن تحقیقات و بررسی های گسترده ای را بر معضلات اجتماعی از جمله کودکان کار و خیابانی انجام داده اند این رقم را تایید می کند. معتمدی همچنین در پاسخ به این سوال که سهم کودکان دختر از کل کودکانی که کار می کنند چه میزان است، می افزاید: 10 درصد از کل کودکان کار را دختران تشکیل می دهند که حدودا در تهران به 2 هزار نفر می رسند.به گفته وی دخترها بیشتر با اعضای خانواده و به صورت دسته جمعی کار می کنند. همچنین باندها و دسته هایی هم هستند که با ربودن کودکان مخصوصا دختران به آنها تجاوز و وادار به کار می کنند.
لازم به ذکر است پیش از این یک دختر کار که سه بار مورد تجاوز ربایندگان قرار گرفته بود، با پائین انداختن خود از یک ساختمان خودکشی کرد. در همین رابطه دكتر فاطمه قاسم زاده، عضو هیأت علمى دانشگاه تهران تحقیقى درخصوص كودكان كار و خیابانى انجام داده است. بر اساس یافته های این پژوهش ۹۲درصد كودكان خیابانى بین ۱۴ تا ۱۸ سال، در هرچهار زمینه رشد جسمى، ذهنى، عاطفى واجتماعى دچار مشكلات فراوان هستند كه با بیشترین و سهمگین ترین آسیب ها مواجه هستند.
براساس این تحقیق در زمینه رشد اجتماعى، ۸۰درصد این كودكان دچار پرخاشگرى وخشونت، ۳۷درصد دچار اعتیاد، ۵۰درصد آنان به سرقت ، ۴۱درصد خرید وفروش موادمخدر و ۸۵درصد تخریب اموال عمومى مبادرت كرده واین درحالى است كه۵۰ درصد آنان مورد سوءاستفاده جنسى قرار گرفته اند. بر اساس یک گزارش جهانی درصد بالایی از کودکان و نوجوانان موجود در خيابان ها مورد آزار جسمي، جنسي و رواني و همچنين سوءاستفاده و استثمار قرار مي گيرند. به طوري که دختران عمدتاً در همان 24 ساعت اول خروج شان از خانه مورد سوءاستفاده جنسي قرار گرفته و معمولاً در معرض انواع بيماري ها از جمله ايدز، هپاتيت و... قرار خواهند گرفت.
دختران کار ، پدیده ای است که طی آن دختران کم سن وسال اقدام به فروش انرژی جسمانی خود در مقابل بهای اندکی که می گیرند، می کنند. باب شدن مفهوم استقلال ، سیاست های اقتصادی نامعقول، عدم توجه به هنرها و صنایع دستی محلی، مدیریت فرهنگی نادرست، شکاف بین دارا و ندار، رقابت و چشم و همچشمی اجتماعی و اقتصادی و ... از جمله دلایلی هستند که در طول سالها منجر به بروز پدیده دختران کار شده است.
راهپیمایی های طولانی زنانه است
که از طنجه آغاز میشود
ودر حضر موت پایان میگیرد
شعارهایی که با رژ لب نوشته شده اند
وپلاکاردهایی که از رشته نخ های جوراب قدیمی ساخته
شده اند
اعتراضهایی علیه نظام تک حزبی
نظام مرد سالاری
نظام چند زنی
با ملیتهای گوناگون
**
وقتی تظاهرات پایان گرفت
شانه های مو به شانه دانها برگشتند
انگشترها به جعبه های خود بازگشتند
ادکلن ها یه شیشه های خود برگشتند
پلا کاردهایم را پرت میکنم
وهمه اعتراض هایم را فراموش می کنم
به جستجوی تو به نزدیک ترین قهوه خانه سر می کشم
تا با تو قهو ه های بنوشم
سعاد الصباح
در گزارشهای نهايی طرح ملی بررسی پديده خشونت خانگی، هر يک از گويهها در سه مرحله مورد اندازهگيری قرار گرفتند: در مرحله اول، ميزان وقوع خشونت خانگی از اول زندگی مشترک تا کنون و در مرحله ديگر طرز تلقی پاسخگويان از وقوع خشونت مورد نظر. هر کدام از اين آمارها به تفکيک '' کل افراد مورد مطالعه '' و '' افراد آسيب ديده'' (در گير خشونت)، ارائه شده است.
بر اساس يافتههای اين پژوهش ملی، در مجموع تمامی افرد مورد مطالعه در سطح ملی به طور متوسط ۷/۴ مورد از گونههای متفاوت (۴۵ مورد) خشونت خانگی را تجربه کردهاند. اين ميانگين برای افراد درگير در خشونت خانگی ۱/۷ است
معنای اين آمار اين است که هر زنی که در طول زندگی مشترک خود تاکنون با خشونت خانگی درگير بوده، به طور متوسط هفت مورد از انواع اين خشونتها را تجربه کرده است .
قاضی طباطبايی و همکارانش ميزان وقوع خشونت خانگی عليه زنان رادر هشت جنبه (نوع) دسته بندی و بررسی کردهاند. يکی از انواع اين خشونتها استفاده از تهديدهای متفاوت و ايجاد مخاطره است . ۵/۲۳ درصد از زنان مورد مطالعه در اين پژوهش اعلام کردهاند که از اول زندگی مشترک تاکنون درگير اين نوع از خشونت بودهاند که مفهوم آن تهديد و شکايت به پليس و دادگاه ، ايجاد محدويت در تماسهای تلفنی و رفت و آمدهای روزانه، تهديد به آزار و اذيت، تهديد به ترک کردن خانه ... و حتی اقدام به خودکشی است .
خشونت روانی و کلامی، رتبه نخست :
زنان ايران در ميان انواع ۹ گانه خشونت خانگی، بيشتر تحت خشونتهای روانی و کلامی قرار دارند.
۷/۵۲ درصد از کل پاسخگويان در پژوهش ملی بررسی خشونت خانگی دقيقا اعلام کردهاند که از اول زندگی مشترک تا کنون قربانی اين نوع خشونت که شامل به کاربردن کلمات رکيک، دشنام ، داد و فرياد، بهانهگيریهای پی در پی و ... است ، بودهاند.
ميانگين وقوع اين نوع خشونت برای زنانی که درگير آن بودهاند ، ۱۰ بار است.
رتبه بعدی از آن خشونت فيزيکی از نوع دوم است که ۸/۳۷ درصد از زنان ايرانی از اول زندگی مشترک خود، آن را تجربه کردهاند. اين نوع خشونت شامل سيلی زدن ، زدن با مشت يا چيز ديگر، لگد زدن و ... است .
متوسط ميزان تجربه اين نوع خشونتها برای زنان درگير در خشونت خانگی ، برابر با ۴۶/۲ بار است . رتبه سوم با رقم ۷/۲۷ درصد متعلق به خشونتهای ''ممانعت از رشد اجتماعی و فکری و آموزشی'' است که شامل ايجاد محدويت در ارتباطهای فاميلی، دوستانه و اجتماعی، ممانعت از کاريابی و اشتغال و ايجاد محدويت در ادامه تحصيل و مشارکت در انجمنهای اجتماعی است که ۳/۷۲ درصد از زنان اظهار کردهاند که از اول زندگی مشترک تا کنون در معرض اين نوع از خشونت همسران خود نبودهاند .
خشونت جنسی، رتبه آخر :
خشونتهای جنسی و ناموسی که شامل مجبور کردن به ديدن عکس و فيلمهای خلاف اخلاق عمومی يا اجبار به روابط زناشويی ناخواسته يا غيرمتعارف میشود، با رقم ۲/۱۰ درصد رتبه پائينی را به خود اختصاص داده است. آمارهايی که ابعاد ميزان وقوع خشونت خانگی را در سطح ملی نشان میدهد، حاکی است که ۸/۸۹ درصد از زنان ايرانی گفتهاند در طول زندگی مشترک خود هرگز قربانی خشونتهای جنسی و ناموسی نبودهاند.
همچنين اکثر افراد درگير در خشونتهای جنسی و ناموسی اعلام کردهاند که در حد پائين و خيلی پائين، در معرض اين نوع خشونت ها بودهاند .
بنابراين، نتايج پژوهش بررسی خشونت خانگی در ۲۸ مرکز استان نشان میدهد که وقوع خشونتهای جنسی و ناموسی در سطح ملی در مقايسه با خشونتهای ديگر ، کمتر گزارش شده است
البته دکتر قاضی طباطبايی پس از ذکر آمار پائين خشونتهای جنسی، اضافه کرد که با توجه به وجود نوعی الزام، جبر هنجاری، عرفی و حتی شرعی در باره اظهار چنين خشونتهايی در جامعه و فرهنگ ايران، به طور تلويحی میتوان ميزان کم اين نوع خشونت ها را ناشی از خود سانسوری و نزاکت زنان مورد مطالعه دانست .
يافتههای تحقيق قاضی طباطبايی و همکارانش در ارتباط با عوامل موثر بر خشونت خانگی نشان میدهد که وضعيت تحصيلی نيز بر ميزان همسرآزاری تاثير دارد.
زنان بیسواد بيشترين و زنان دارای فوق ديپلم و ليسانس کمترين خشونت را از اول زندگی مشترک خود تجربه کردهاند.
يافتههای همين تحقيق نشان میدهد که ميزان تاثير سن و همچنين شاغل و يا غير شاغل بودن زن بر خشونت خانگی عليه زنان از تنوع و تفاوتهای قابل توجهی برخوردار است.
زنان ۵۵ تا ۵۹ ساله بالاترين و زنان ۲۰ تا ۲۴ ساله پائينترين مورد وقوع خشونت را در زندگی مشترک خود داشتهاند. زنان غير شاغل نيز بيشتر و زنان شاغل کمتر خشونت را تجربه کردهاند .
يافتههای يک پژوهش ديگر که در تهران انجام شده است، برخی از نتايج پژوهش ملی را در اين باره تائيد میکند: ''ويژگیهای فردی قربانيان همسرآزاری در مراجعه به مراکز سازمان پزشکی قانونی'' عنوان پژوهشی است که توسط حسن افتخار، حسن کاکويی، آمنه ستاره فروزان و منير برادران انجام شده است. نتايج اين مطالعه توصيفی نشان میدهد که ۲۸ درصد از قزبانيان خشونت خانگی شاغل و ۷۱ درصد غيرشاغل بودهاند. از طرفی اشتغال زنان ارتباط تنگاتنگی با ميزان تحصيلات آنان داشته است.
در اين پژوهش همچنين روشن شد که هر چه مدت زناشويی افزايش میيابد دفعات ضرب و شتم شوهر و ميزان مدارا با خشونت خانگی افزايش میيابد.
اين پژوهش نشان میدهد که تعداد دفعههای ضرب و شتم شوهر با تعداد فرزندان ارتباط مستقيم دارد و هر چه تعداد فرزندان بيشتر باشد، خشونت جسمی عليه زنان هم بيشتر شده است. ضمن اينکه بين دفعات ضرب و شتم شوهر و گرايش قربانيان به طلاق و جدايی ارتباطی ديده نشده است.
پژوهش ملی بررسی خشونت خانگی ميزان تاثير شغل، درآمد ماهيانه خانوار، زبان مادری و محل بزرگ شدن را بر خشونت خانگی مورد ارزيابی قرار داده است که روشن شد ارتباط معناداری بين آنها وجود دارد.
به اين ترتيب که کارگران کشاورزی از اول زندگی مشترک تا کنون بيشترين و کارمندان و متخصصان عالی رتبه کمترين خشونت را درباره همسران خود انجام دادهاند .
خانوادههايی که ميزان هزينه ماهانه آنها زير ۷۵ هزار تومان بوده بالاترين ميزان خشونت را تجربه کردهاند و آنها که بين ۲۲۶ تا ۳۰۰ هزار تومان هزينه داشتهاند، کمترين خشونت را.
تاثير نوع محل سکونت بر خشونت خانگی :
همچنين خانوادههايی که در خانههای ويلايی زندگی میکنند، بيشترين خشونت و خانوادههايی که در آپارتمان سکونت دارند، کمترين خشونت را تجربه کردهاند .
مردانی که تا ۱۸ سالگی در روستا بزرگ شدهاند، بالاترين خشونت را عليه زنان روا داشتهاند و مردان بزرگ شده شهر، کمترين خشونت را.
زنانی که با همسرشان همشهری نيستند، بيشتر تحت خشونت واقع شدهاند و البته آنها که همشهری بودهاند کمترين خشونت را تحمل کردهاند.
در اين پژوهش ارتباط زبان مادری نيز با خشونت در خانواده مورد سنجش قرار داده شد و نتايجش خبر از آن میدهد که مردان بلوچ و لر زبان، بالاترين خشونت و مردان مازنی و گيلک زبان، کمترين خشونت را از ابتدای زندگی مشترک تا کنون نسبت به زنان خود روا داشتهاند.
پرخشونتترين دورهها :
ميانگين مرتب شده دورههای زندگی، در بين پاسخگويان در سطح ملی بر حسب ميزان وقوع خشونت خانگی نشان میدهد که دورههای زير به ترتيب پرخشونت ترين دورهها برای زنان ايران محسوب میشوند :
۱- يک سال اول ازدواج ۲- دوران تنگناهای مالی ۳- پس از تولد فرزندان ۴- حداقل يکبار در ماه ۵- دوران ميانسالی ۶- دوران بارداری .
خلاصه يافتههای برآورد گستره خشونت خانگی در ۲۸ مرکز استان کشور ۱۲ مورد از کم شايعترين انواع خشونت را در باره زنان چنين نشان میدهد:
۱- مجبور کردن به انجام کارهای خلاف عرف و شرع و قانون (۱/۱ درصد)
۲- کتک کاری منجر به سقط جنين (۲/۱ درصد)
۳- زدن تا حد نقص عضو ( ۳/۱ درصد )
۴- زدن تا حدی که پرده گوش پاره شده است ( ۵/۱درصد)
5- زدن تا حدی که دست يا پا شکسته است ( ۲درصد)
۶- از دست دادن دندان ( ۶/۱ درصد)
۷- زدن تا حدی که فک يا بينی شکسته است ( ۵/۱ درصد)
۸- جلوگيری از نگهداری فرزندان توسط زن در زمان متارکه ( ۲ درصد)
۹- ازدواج مجدد شوهر بدون رضايت همسر اول ( ۲ درصد)
10- مجبور کردن به سقط جنين ( ۵/۲درصد)
۱۱- زدن تا حدی که دندانها لق شده است ( ۵/۲ بدرصد)
۱۲- عدم مراعات بهداشت زناشويی ( ۶/۲ درصد)
سلام همشهری
*«پزشک زن پس از سي سال زندگي مشترک، 100 هزار سکه طلاي مهريه خود را به اجرا گذاشت تا از همسرش طلاق بگيرد.»
(آفتاب- 18 آبان 1387 )
*«مردي در سومين ازدواجش 14 هزار سکه طلا مهريه با شرطي عجيب براي همسرش تعيين کرد.»
(ايران- 10 اسفند- 1387 )
ديگر خواندن و گفتن از اين گونه مهريه هاي نجومي شگفت انگيز نيست، اما جاي تأمل دارد، زيرا حال بيشتر بازي با اعداد شده است که از سرتفنن و تفريح هر روز به صفرهاي سنگين آن افزوده مي شود.به راستي علت اين مقوله چيست؟
حميده عادليان، مدرس دانشگاه در اين باره مي گويد: به نظر من از عوامل عمده اين امر، نگاه تجملي و مصرف زده به زندگي حتي پيوند هاي زناشويي است.
اين در حالي است که اساس فرهنگي و اخلاقي جامعه اين تفکر را تأييد نمي کند. اما متأسفانه طي سالهاي اخير، نگرش مادي و تجملي بر جامعه ما غالب شده است.
از همين رو، شاهديم هر روز چشم و هم چشمي، تفاخر، مصرف زدگي و بحرانهاي گوناگون در جامعه بيشتر و بيشتر خودنمايي مي کند.
اين کارشناس ارشد مددکاري اجتماعي همچنين اظهار مي دارد: از دلايلي که بر گسترش تجمل گرايي دامن مي زند، بيگانگي و گم گشتگي مردم است. آنها ديگر همانند گذشته و بر اساس ارزشهاي دير پا به زندگي و مسائل آن نمي نگرند، بلکه طبق باورها و اعتقادات سطحي و رو بنايي چارچوب زندگي خود را تعيين مي کنند. براي نمونه، در حال حاضر برخي از جوانان ازدواج مي کنند تا با مساعدت طرف مقابل و خانواده اش به رفاه مالي برسند، حال آنکه مطابق آموزه هاي ديني و ارزشهاي فرهنگي و اخلاقي جامعه ما، افراد ازدواج مي کنند تا در کنار هم به تکامل و آرامش برسند.

قوانين بازدارنده يا تشديد کننده
بر اساس يافته هاي پژوهشهاي اخير که از سوي معاون پژوهش مرکز مطالعات جمعيتي آسيا و اقيانوسيه عنوان شد، ميانگين مهريه زنان در ايران بين 260 تا 350 سکه طلاست.
دکتر شهلا کاظمي پور با اشاره به يافته هاي اين پژوهشها معتقد است: روند تورمي مهريه در چند سال اخير چند برابر گذشته شده، به طوري که ميزان ميانگين مهريه در 20 سال قبل 150 سکه طلا بود، اما درپنج سال اخير اين ميزان به 450 سکه طلا افزايش يافته است. به گونه اي که ميزان مهريه زنان طي 30 سال از 150 سکه به 300 سکه افزايش يافته، اما تنها در پنج سال اخير ميانگين مهريه زنان از 300 سکه به 400 سکه طلا رسيده است.
عادليان نيز با اشاره به نتايج اين تحقيقات مي گويد: از آنجا که به طور دقيق از شيوه انجام اين پژوهش و ميزان صحت يا خطاي آن اطلاعي در اختيارنداريم فقط به عنوان يک فرضيه درباره اش بحث مي کنيم. بدين ترتيب با توجه به اينکه اين بررسيها تقريبا همزمان با طرح و اجراي قوانين مختلف درباره مهريه صورت گرفته است، مي توان اين قوانين را در افزايش مهريه مؤثر دانست. براي مثال طي سالهاي اخير به صورتهاي مختلف مقوله مهريه مورد توجه قرار گرفته است. يک روز، قانونگذاران درباره موضوع پرداخت مهريه و حتي تقسيط آن تأکيد مي کنند. روز ديگر، در مورد ماليات مربوط به مهريه اشاره دارند. زماني، آن را عندالاستطاعه به شمار مي آورند. به هر حال خانواده نيز از اين افت و خيزها به دور نيست.
وي ادامه مي دهد: از نگاه ديگر افزايش مهريه ها دستاورد نبود احساس امنيت زن در خانواده است، بنابراين اگرزن احساس کند در صورت ناکامي در زندگي، حمايتهاي مادي از او وجود دارد ديگر به «مهريه» به عنوان قوه قهريه و حربه انتقام گرفتن از مرد نگاه نمي کند. جا دارد اشاره کنم چندين سال پيش در کتابي خواندم که ميزان طلاق در ميان زنان روسي بسيار کم است با بررسي که انجام شده معلوم گرديد، دلايل عمده اين مقوله، تأمين اقتصادي آنان است.
هر که بامش بيش برفش بيشتر
ديگر نتايج به دست آمده از پژوهش درباره مهريه زنان، حکايت از آن داشت که افزايش مهريه با ميزان تحصيلات زنان ارتباط دارد. چنانکه هر قدر سواد و تحصيلات زنان افزايش مي يابد بر ميزان مهريه نيز اضافه مي شود. اين گونه، ميزان مهريه زنان با تحصيلات ابتدايي 52 سکه طلا، راهنمايي 208 سکه و زنان داراي مدرک ليسانس و بالاتر 400 تا 500 سکه طلاست.
حميده عادليان، مشاور خانواده در همين زمينه اظهار مي دارد: به هرحال، شرايط فرهنگي و اقتصادي جامعه بر بانوان تحصيلکرده نيز تأثير گذار است، اما دلايل ديگري نيز وجود دارد که نمي توان ناديده گرفت. براي مثال، زنان هنوز جايگاه مشخص و مطلوب خود را در خانواده و جامعه به دست نياورده اند از همين رو تصور مي کنند با افزايش مطالبات اقتصادي خود نظير مهريه هاي بالا مي توانند به اين جايگاه برسند.
نکته بعد اينکه، وقتي يک دختر تحصيلکرده مي بيند مهريه خويشاوندش که تحصيلات دانشگاهي هم ندارد 500 يا 400 سکه است، بي گمان او نيز مهريه اش را افزايش مي دهد تا شأن و جايگاه خود را حفظ کند. البته بايد توجه داشت،حفظ شأن با مهريه بالا نيز داراي سقف و نهايتي است، بنابراين داشتن مهريه هاي چندين هزار سکه اي ديگر نمي تواند نشانگر حفظ جايگاه يا آرامش زن باشد، بلکه بايد آن را به عنون چشم و هم چشمي يا تجملگرايي او در نظر گرفت.
بازگشت به ارزشهاي ماندگار
با توجه به آنچه گفته شد، اين پرسش مطرح مي شود که براي ساماندهي ميزان مهريه بايد چه کرد؟
عادليان در پاسخ مي گويد: براي اصلاح اين وضعيت بايد متناسب با ساختار فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي با سه ديدگاه خرد، ميانه و کلان به بررسي مقوله مهريه بپردازيم. در نگاه خرد، بايد به بحث خود ارزشمندي، آموزش مهارتهاي زندگي و افزايش اعتماد به نفس توجه کرد. چنانکه براي نمونه زن به اين باور برسد که مهريه نمي تواند به او جايگاه و تشخص ببخشد، بلکه اوست که تعيين کننده جايگاه خود است.
در مقابل مرد نيز بپذيرد که زن ضمن آنکه وظايف و مسؤوليتهايي در خانه دارد، از حقوقي متقابلي نيز برخوردار است.
وي ادامه مي دهد: با نگرش ميانه نيز، هدف بايد خانواده باشد. يعني خانواده هاي طرفين بر مباحث زيربنايي و ارزشي تأکيد بيشتري داشته باشند تا مسائل سطحي و غيرواقعي.
براي مثال، در سالهاي نخستين پيروزي انقلاب اسلامي بسياري از خانواده ها متأثر از شرايط اجتماعي و اعتقادي آن دوران با وجود تمکن مالي، بر برگزاري ساده مراسم ازدواج تأکيد داشتند. اما امروز شاهديم برخي از آنها ديگر براي برگزاري مراسم ازدواج فرزندشان چنين ديدگاهي ندارند و حتي اگر جوان به اين تجملات و مصرف زدگي علاقه مند نباشد او را بازخواست و تحقير مي کنند.
در نگاه کلان جامعه که به مسؤولان و سياستگذاران و برنامه ريزان مربوط مي شود نيز بايد تغييرات و اصلاحاتي ايجاد شود که از مهمترين راه هاي اين دگرگوني ها، اصلاح و اجراي قوانين مناسب و مطابق شرايط روز است. قوانيني که ضمن انعطاف پذيري، باعث تعيين ارزش واقعي زنان و خانواده و تأمين آرامش آنان شود. به گونه اي که زن اين دغدغه را نداشته باشد که براي حفظ خانواده و مقابله با برخي رفتارهاي ناخوشايند همسر از اهرم مهريه استفاده کند.
عادليان تأکيد مي کند: تعيين چند هزار سکه براي مهريه و مطالبه آن و سايرمسائلي در اين زمينه حکايت از آن دارد که سيستم فعلي دچار مشکل شده و بايد آن را به تعادل مناسب رساند و از راه هاي اين دگرگوني، تغيير نگرش حاکم و فرهنگ سازي مطلوب است که علاوه بر دستگاه هاي قانونگذاري و اجرايي، رسانه ها نيز در آن مؤثر هستند. اين در حالي است که رسانه هاي ما بخصوص رسانه هاي تصويري متأسفانه کارکرد مؤثر و مفيدي نداشتند،زيرا با ارائه تصاوير باشکوه و مجلل فرهنگ مصرف زدگي را ترويج مي کنند و نگرش و باورهاي افراد را در حد سطح تنزل مي دهند، حال آنکه در آموزه هاي ديني، ساده زيستي يک ارزش به شمار مي آيد. ناگفته نماند، گاه آنچنان جلوه گري و تجمل بر فرهنگ ما سايه مي افکند که شيوه هاي ساده زيستي در سايرجوامع بيشتر از کشور ما خودنمايي مي کند و اين قابل تأمل است.
دوهزار نفر زنداني مهريه
«ميشل» دانشجوي رشته فلسفه دانشگاه برلين است و با «ريتا» دانشجوي زيست شناسي همين دانشگاه ازدواج کرده است. درمراسم ازدواج آنان، 11 نفر شامل چهار پدر و مادر، شش خواهر و برادر و يک عمو شرکت داشتند که بعد از اجراي مراسم عقد در شهرداري و کليسا براي برگزاري جشن مختصر خود به رستوراني با غذاي چيني رفتند. هزينه اين جشن 300 يورو شد که پدر نسبتاً پولدار «ميشل» تنها حاضر به تأمين 150 يورو آن شد. 50 يورو را نيز عموي «ريتا» قبول کرد و بقيه را زوج جوان پرداختند...
مسلمانان ساير کشورها نيز بر ازدواجهاي ساده تأکيد دارند. چنانکه مهريه زنها حتي يک حلقه ازدواج مي باشد.
اين در حالي است که سيد اسدا... جولايي، رئيس ستاد ديه کشور با اشاره به آمار دو هزار نفري زندانيان مهريه تأکيد دارد خانواده ها و جوانان در هنگام قبول مهريه هاي سنگين به عواقب آن نيز توجه کنند.وي مي افزايد: دامادي در تهران 124 هزار سکه مهريه را پذيرفت، اما درهفته نخست ازدواج با به اجرا گذاشتن مهريه متواري شد.
جولايي همچنين اظهار مي دارد: فقط در استان گيلان 90 زنداني مهريه حدود 4 هزار سکه بدهکارند.
ناگفته نماند، اين ستاد تا سقف ده ميليون تومان به زندانيان مهريه کمک مي کند.
پايان سخن
اين روزها، بازار ازدواج و تشکيل خانواده پررونق است. اميد مي رود با واقع بيني و ژرف انديشي کانون خانواده مان را پايدار و مستحکم پايه ريزي کنيم.
ومن همیشه غبطه این آدمها را میخورم......
در روز 13 اسفند ماه هر سال برابر با روز سوم ماه میلادی جشنی با نام «O-hinammatsuri» در سراسر ژاپن برگزار میشود.
این جشن که از سده 11 میلادی و در دوره امپراتوری«Heian» رواج یافت و تاکنون ادامه دارد برای تندرستی و رشد و قوی شدن دختران برگزار میشد و هر خانوادهای که دارای دختر بودند عروسکهای ویژهای را تهیه میکردند و به شیوه زیبایی آنها را در پلکان هفت پلهای ویژهای به نام«Nan-dan Kazari» قرار میدادند.
در ردیف بالایی این پلکان دو عروسک یک از امپراتور به نام«odari-sama» و ملکه«ohina-sama» او قرار میدادند.
در پله پایین پای این ملکه سه خانم خدمتکار قرار دارند و کارشان خدمترسانی به امپراتور و ملکه است . اگر نگرانی به هر دلیل خواست که بر ملکه چیره شود پنج مرد موسیقیدان در طبقه پایینتر (طبقه سوم) جای دارند و کارشان شاد کردن خانواده امپراتور و ملکه است.
برای پیشبرد بهتر کارهای زندگی و اداری دو وزیر نیز در طبقه پایینتر (چهارم) جای دارند . در هر طبقهای نیز شیرینی و غذای ویژه قرار میدهند.
این عروسکها نشاندهنده یک خانواده خوشبخت است و هر خانواده ژاپنی دارای دختر آرزو میکند که دخترش در آینده مانند این ملکه خوشبخت شود. از این رو خانواده دارای دختر، این پلکان خوشبختی را مدتی مانده به روز سوم ماه میلادی در گوشهای از خانه بر پا میکند.
از زمان بر پایی پلکان خانوادهها به فرزندانشان یک گونه شیرینی مستطیل شکل میدهند که بدان « Hina-arare » میگویند. همچنین کمی از گونهای نوشیدنی به نام « Ame-zama » به همراه غذای ویژهای به نام «Chirashi-zushi» میدهند و کودکان سرود ویژه این مراسم را میخوانند و شادی میکنند.
کودکان با دیدن این عروسکهای زیبا کمکم با مفهوم خوشبختی و رایزنی و هنر و به طور کلی شیوه زندگی خوب و بهرهگیری از همه امکانات برای فراهم آوردن یک زندگی خوب و خوش آشنا میشوند.
گفتنی است که در ورودی همه مهدکودکها و مدارس ابتدایی و راهنمایی سراسر ژاپن ، پلکانها و عروسکهای بسیار زیبایی قرار میدهند و میآرایند و آموزگاران درباره این مراسم سنتی و پاسداشت آن سخن میگویند که از نشانههای فرهنگ ژاپنی است.
از باور مردم این است که اگر چند روز مانده به روز سوم ماه میلادی این مراسم را بر پا دارند شگون دارد و دختر آن خانواده با شادی و تندرستی رشد میکند و قوی میشود و زود ازدواج میکند.
اما باید به این نکته نیز توجه داشت که اگر این مراسم را در روز سوم ماه به پایان نرسانند سبب میشود که دخترشان از ازدواج خوب و مناسب بیبهره بماند و شوربختانه در خانه بماند و به اصطلاح دختر «ترشیده» شود.
هزاران بار
با زبان ِ نرم
بگو: بمیر...
اما یکبار
با زبان سنگ
نگو : دوستت دارم!
دلم
اسب ِ
جفتک انداز ِ
چموشی بود
که رام کردنش
در توان ِ تو نبود...
گوربانتهمینه دانیالی اعلام کرد:
رشد سیصد درصدی ایجاد صندوق اعتبارات خرد در کشور
ایجاد صندوقهای اعتبارات خرد در دولت نهم سیصد درصد رشد داشته است. تهمینه دانیالی مشاور وزیر جهاد کشاورزی با بیان این مطلب در دومین جشنواره تولیدات تعاونیهای زنان روستایی کشور به خبرنگار ما گفت: در آغاز فعالیت دولت نهم 80 صندوق اعتبارات خرد فعالیت داشتند که با گذشت سه سال در حال حاضر به 400 صندوق اعتباری خرد رسیده است .
وی همچنین به عنوان تنها عضو زن در بانک توسعه روستایی اظهار داشت :در سالهای اخیر بیش از 20 درصد تسهیلات واعتبارات در حوزه عملکرد زنان در قالبتعاونیها وتشکلها به آنان اختصاص یافته است .
وی با اشاره به اینکه در حال حاضر 220 تعاونی زنان روستایی با 60 هزار عضو در کشور فعالیت دارند افزود : ایران عضو اتحادیه بین المللی تعاونیها ست ودر سال جاری نیز نشستها وبرنامه ایی را برای آموزش وآماده سازی بستر مناسب را برای حضور بانوان در بازارهای جهانی داشتیم .
دانیالی با تاکید بر نقش زنان در توسعه پایدار کشور افزود : به اعتقاد صاحبنظران آموزش یک مرد آموزش یک فرد است ول آموزش یک زن آموزش خانواده است .از این رو با وجود مشارکت زنان در توسعه میتوان پایه های استقلال را حفظ ومستحکم کرد.اما این به معنای حذف نقش موثر آنان در کانون خانواده نیست .
وی ادامه داد: نگاه دولت نهم بر عدالت جنسیتی است وبنا براین نقش زنان را در حوزه توسعه روستایی همپای مردان میبیند .بدون آنکه قصد برجسته سازی نقش یکی بر دیگری را داشته باشد .
سید مهدی موسوی رئیس امور توسعه وآموزش سازمان تعاونیهای روستایی خراسان رضوی نیز در نخستی روز از آغاز جشنواره ونمایشگاه تولیدات تعاونیهایی زنان روستایی گفت : از اهداف این جشنواره بهره مندی از تواناییهای روستایی ودسترسی تولید کنندگان به بازار مصرف بوده است .
وی با تاکید بر آثار مثبت اینگونه جشنواره ها اظهار داشت : در سال گذشت تعداد تعاونیهای زنان روستایی را در خراسان رضوی 9 تعاونی تشکیل میداد که امسال به 15 تعاونی رسیده است .
موسوی همچنین افزود : طی ده روز برگزاری این نمایشگاه که با حضور تولید کنندگان 21 استان کشور و 15 شهرستان خراسان رضوی انجام میشود تولید کنندگان در قالب 5 غرفه غذاهای روستایی و70 غرفه تشکلهای تعاونیهای روستایی محصولات خود را عرضه میکنند .
بي گمان معنوي ترين قراردادهاي اجتماعي بشر، «ميثاق فرخنده ازدواج» است و منفورترين آنان، گسست اين پيوند و طلاق، به
حساب مي آيد. از همين رو، صاحب نظران براي پيشگيري از چنين رويداد نامبارکي بر ازدواجهاي سالم و مستحکم تأکيد دارند. به اين ترتيب، ما نيز در ادامه بحث شماره پيشين که به «بررسي علل و انگيزه هاي ازدواجهاي زودهنگام» پرداختيم در اين شماره، مقوله آسيبهاي اين گونه پيوندها را يادآور مي شويم، که با هم مي خوانيم.
***
چندي پيش فرشيد يزداني، پژوهشگر و فعال در حوزه کودکان به مقوله آسيبهاي ازدواج زود هنگام اشاره کرده و اظهار داشته بود: با استناد به نتايج آخرين سرشماري کشور در سال 1385 ، تعداد کودکان ازدواج کرده در سنين 10 تا 18 سال داراي همسر، 848 هزار نفر اعلام شدند که حدود 750 هزار نفر از اين تعداد، دختر و بقيه پسر بوده اند. همچنين در حال حاضر 25 هزار نفر از کودکاني که ازدواج کرده بودند؛ طلاق گرفته اند که از اين تعداد نيز، 15 هزار و 600 نفر مرد و بقيه زن هستند.
طحانپور، کارشناس ارشد مشاور تربيتي و خانواده در همين باره مي گويد: يکي از مسايلي که مي تواند منجر به طلاق شود، ازدواجهاي زودهنگام، عجولانه، احساسي و هيجاني است که معمولاً به دور از تأمل و تفکر صورت ميگيرد.
اين مقوله، بيشتر حاصل ازدواجهاي نوجواناني است که در سنين نسبتاً پايين زندگي مشترک را آغاز مي کنند و اغلب نيز، هيجان و احساسات کنترل نشده زمينه و بستر آن را فراهم مي کند. از همين رو، اهداف و مکانهاي ازدواج مناسب در اين گونه پيوندها، کمتر مورد توجه قرار مي گيرد. به اين ترتيب، بعد از ازدواج و با مشاهده فاصله ها، توقعات و نيازها، مشکلات آن خودنمايي مي کند.
وي در ادامه مي افزايد: ناگفته نماند، سن شناسنامه اي معيار ازدواج به معناي واقعي نيست بلکه سن عقلي، بهره هوشي و هوش هيجاني مؤثر مي باشد.
از همين رو، روانشناسان معتقدند آنان که از هوش هيجاني بالايي برخوردارند در زندگي موفق تر هستند.
طحانپور در ادامه برآموزش مهارتهاي زندگي و مشاوره پيش از ازدواج تأکيد کرده و مي گويد: بي گمان از عوامل مؤثر در دوام و بقاي هر خانواده، آگاهي از شرايط جديد و پذيرفتن نقشهاي تازه است.
از اين رو اطرافيان و از جمله والدين بايد در ازدواج فرزندان نقش مشاور را داشته باشند تا فرزند خود تصميم گيرنده نهايي باشد. زيرا اگر بستر مناسب براي آگاهي فرزندان از مقوله ازدواج فراهم نشود و آنان بدون اطلاعات لازم در اين عرصه وارد شوند و والدين نيز درصدد قانع کردن او به ازدواج درآيند، هر چند زندگي مشترکي تشکيل مي شود اما اين پيوند دوام و بقاي لازم را نخواهد داشت، زيرا فرد آن مسؤوليت لازم را که بايد در نقش جديد عمل کند، نخواهد پذيرفت زيرا تعهدي نسبت به آن احساس نمي کند. از همين رو، در اولين برخورد با همسر و مسايل خانوادگي، واکنش منفي نشان مي دهد.
وي مي افزايد: به اين ترتيب از يک سو او بدون آگاهي لازم در برابر مشکلات ناتوان است و از طرف ديگر احساس مسؤوليتي نسبت به رفع آن نمي کند. از همين رو، والدين را مسؤول مشکل دانسته و منتظر حل و فصل اين مسايل از سوي والدين و بزرگان خانواده مي باشد.
* سرگردان ميان افراط و تفريط
واکنش خانواده ها نيز در برابر چالشهاي اين زوجها قابل تأمل است.
«سلامت»، کارشناس ارشد مددکاري اجتماعي نيز در همين باره خاطر نشان مي کند: در حال حاضر، خانواده هاي ما گرفتار ميان سنت و صنعت مانده اند از يک طرف آنقدر فرزندان را حمايت مي کنند که گاه در سنين بالاي 30 سال هم توان حل و فصل مسايل خود را ندارند و از طرفي آنقدر نسبت به آنان و سرنوشت شان بي توجه هستند که به سلامت و دوام خانواده وي اهميت نمي دهند.
در واقع شيوه حمايتي والدين متعادل نيست. اين عدم تعادل در توقعات آنان از فرزندان نيز مشاهده مي شود. از يک سو، آنان خواستار برگزاري مراسم ازدواج با شکوه هستند در حالي که اين توقعات با امکانات طرفين همخواني ندارد. براي مثال، والدين انتظار دارند دامادشان که تازه ديپلم گرفته يا دانشجوست توان پرداخت هزينه هاي چند ميليوني ازدواج را داشته باشد و در سن نوجواني مشکلات خانوادگي را به خوبي حل و فصل کند.
طحانپور مي گويد: چنانچه بالاترين استرس را به طور مثال، صد درصد بدانيم ميزان استرس طلاق 95 درصد است. از اين رو، افرادي که با اين واقعيت تلخ روبه رو مي شوند نياز به حمايت کافي دارند. البته زوجهاي جوان به ويژه بانوان مطلقه جوان نياز به حمايت بيشتري دارند، زيرا به دلايل فرهنگي و اجتماعي فشارهاي بيشتري را بايد در اين زمينه تحمل کنند. اين در حالي است که توان او در حد اين استرسها و اضطرابها نيست. از همين رو، خانواده بايد تلاش کند فردي را که در زندگي مشترک ناکام مانده، به سوي اهداف عالي و فعاليتهاي مفيد هدايت کند. ناگفته نماند، افراد پس از طلاق به طور معمول سه تا 6 ماه دچار افسردگي و اضطراب مي شوند و اين فرصتي است که اطرافيان مي توانند با همدلي و حمايت او را به سوي زندگي دعوت کنند.
سلامت، بر اين عقيده است که يکي از مشکلات فرهنگي عمده در جامعه ما، نگاه به مقوله طلاق است که اين امر درباره بانوان چشمگيرتر مي باشد.
بنابر باور فرهنگي جامعه ما، خانواده اعتقاد دارد دختر با چادر سفيد برود و با کفن سفيد بازگردد، از همين رو، وقتي زن ايراني در زندگي مشترک دچار مشکل مي شود، توان بازگشت ندارد و حتي نمي تواند انتظار حمايت داشته باشد.
اين بحران براي دختراني که در سنين پايين ازدواج کرده اند، دردناکتر است. چون پس از بازگشت نيز جايگاه و نگاه مطلوبي نسبت به آنها وجود ندارد.
او به دليل يک شکست در زندگي ناچار به تحمل دشواريهاي ديگر مي شود، از همين رو تجربه نشان داده ازدواجهاي بعدي آنان نيز چندان موفق نخواهد بود.
حال آنکه اگر اطرافيان و به ويژه خانواده او را حمايت کنند و با تغيير نگرش فرهنگي جايگاه شايسته او را در نظر بگيرند، مشکل او قابل تحمل تر خواهد بود.
* زوجهاي مطلقه گرفتار در بن بست نامهرباني
شواهد حکايت از آن دارد که «جامعه» نيز با زوجهاي جواني که در زندگي مشترک به بن بست رسيده اند، مهربان نيست و حمايت کافي از آنان نمي شود. گويا داغ طلاق همچنان بايد بر سرنوشت آنان سايه افکند.
فیلم مستندی از زندگی دیوید بکهام میبینم. این فوتبالیست ومدل انگلیسی الگو اسطوره بسیاری از جوانان است وعکسها وپوسترهایش ذهن بسیاری را خفه کرده اما برای سوار شدن نمایشی براسب ناچارند چند آدم کوتاه وبلند یاریش کنند تا اوبا ژستی فاتحانه سوار شود.
برش دوم:
شبکه بی بی سی گزارشی از وضعیت بیمه در آمریکا ارائه میکند .جسیکا یکی از قهرمانان این گزارش است . مادری ۲۵ ساله با پنج فرزند که درد سه سرطان را تحمل میکند .بی آنکه از سوی جامعه دمو کراسی خود حمایت شود.....

برش سوم :
در خبرگزاری فارس به نقل از فیاض بخش حرفهای جالب وشاید تاسف باری را میخوانم.چکیده سخن او این است که بیشتر اسیبهای اجتماعی زنان در محیط کاری ایجاد میشود .
این عجیب ترین حرف وقضاوتی است که تا کنون خواند ه ام. به زندگی ام دوباره نگاهی میکنم بیش از ده سال است که شاغلم .درواقع تمام زندگیم شد درس خواندن وکار کردن وچقدر این روزها حسرت میخورم که چرا سفر نرفتم .تفریح نکردم .....ودیگر خودم را نمیبخشم....
برش چهارم:
حال وهوای اطرافم بهاری است اما خبرهای خودکشی مثل طوفان هجوم می آورد .هر انگیزه ای که درپس آن است اما نمیتوان صدای ضربات هشدار دهنده اش را نشنیده گرفت .به هرحال یک انسان می میرد انسانی که حق داشت سالهای سال زندگی کند وچندین سال بهاران راتجربه کند....
برش پنجم:
هیس هیس...من بریده ام....
تا نشانی از خود ببینم
از ان عطر گرم پاریسی
آن قلم پارکر وشاید صدای بوچلی
اما نصیبم هیچ هیچ است
بی شرم بگو
هوای نمور ونیز دل نشین تر است
یا کوچه های مه الود چشم من
ازدواج زود هنگام ؛ آشيانه اي در برابر باد
وقتي ازدواج کردم 14 ساله بودم. هميشه با خودم ميگفتم: محاله دخترم را زودتر از 18 سال عروس کنم. اما با پيدا شدن اولين
خواستگار که از اقوام همسرم بود، او را در 15 سالگي شوهر دادم. شوهرش هنوز سربازي نرفته بود و کار مشخصي نداشت. شش سال با خودمان زندگي ميکرد. پسرهايم هر از گاهي از اين مسأله گلايه مي کردند و مي گفتند: مگه اين خونه نداره؟...
با خودم اتمام حجت کردم که دختر کوچکم حتماً درس بخواند و ديرتر ازدواج کند.
اما او هم در 16 سالگي روانه خانه شوهر شد...
فاطمه- م، 42 ساله، خياط است. او مي گويد: بسياري از مردم معتقدند اگر فرزندان زود ازدواج کنند والدين جوانتر هستند و بهتر مي توانند آنها را حمايت کنند. اما تجربه شخصي خود من چيز ديگري را نشان داده 30 ساله بودم که مادربزرگ شدم، اطرافيان مي گفتند: خوش به حالت، اما نمي دانستند که چه مشکلاتي را پشت سر گذاشته و ميگذارم.
اشرف- ن نيز معتقد است: ازدواج مسأله شخصي است. هر کس با توجه به شرايط خانوادگي و اجتماعي خود، سن و موقعيت مختلفي را مي پسندد، پس نمي شود سن خاصي را براي آن در نظر گرفت.
عليرضا- ف که شغل آزاد دارد، هم معتقد است: به طور کلي هر پديده اي مزايا و معايبي دارد. ازدواج هم اين طور است. گاهي ازدواجهاي زود هنگام موفق تر از ازدواجهاي دير هنگام است. گاهي نيز ازدواجهاي دير هنگام شرايط مطلوبتري خواهد داشت. به نظرم بايد افراد و خانواده ها با آگاهي از شرايط و موقعيت خود، سنجيده ازدواج کنند.
منيژه صالحي، دانشجو نيز مي گويد: به دليل حساسيت مقوله ازدواج و شرايط فرهنگي و اجتماعي جامعه امروز، براي موفقيت در زندگي مشترک طرفين بايد موقعيتهاي مناسب و مهارتهاي کافي داشته باشند که اين امر در زوجهاي خيلي جوان کمتر ديده مي شود. زيرا در سنين زير ديپلم، فرصتي براي اين آموزشها وجود ندارد و در واقع، افراد از سن 18 سالگي به بعد، دغدغه اين مسايل را دارند.
از ديروز تا امروز
حياط آذين بندي شده با چراغهاي رنگين، آتش شعله ور اجاقهاي گوشه حياط. رفت وآمد مردم با لباسهاي نو نوار، عطر دل انگيز اسپند و کندر و ...
همه حکايت از رويداد فرخنده پيوند داشت، اما پشت ديوارهاي کاهگلي، عروس 9 ساله هنوز دلتنگ عروسکهايش بود و براي از دست دادن کلوچه هاي « بي بي جان» غصه ميخورد...
چند نسل پيش، ازدواج دخترها و پسرها در سنين زير 18 سال چندان بعيد نبود و امروز...
«سلامت»، کارشناس ارشد مددکاري اجتماعي در همين باره مي گويد: ما بارها با زوجهاي قديمي روبه رو شديم که در سن پايين ازدواج کردند و حتي موفق هم بوده اند.
اما در شرايط پيچيده جامعه امروز، چگونه مي توان از نوجوان اين روزگار، انتظار موفقيت داشت. آيا او قادر است به مديريت و ساماندهي زندگي مشترک بپردازد؟ آيا او از امکانات لازم بهره مند است که بتواند استقلال زندگيش را حفظ کند؟
چرا زود هنگام؟
بنابر تعريف سازمان ملل، ازدواج زود هنگام عبارت است از هر ازدواجي که در سنين زير 18 سالگي صورت گرفته، در صورتي که دختر از نظر جسمي، فيزيولوژيکي و رواني براي ازدواج و فرزند آوري آماده نيست.
اما دلايل وقوع اين گونه ازدواجها چيست؟
ليلا ارشد، عضو انجمن حمايت از حقوق کودکان درپاسخ به اين پرسش مي گويد: بنابر شواهد، ازعلل عمده اينگونه ازدواجها مي توان به فقر والدين، ناآرامي و نابساماني خانوادگي و اجتماعي، تعلقات قومي و خويشاوندي و حس بازدارندگي فرزند از بزه و ... اشاره کرد.
وي مي افزايد: با بررسي اين گونه ازدواجها، مي توان دريافت که انگيزه چنين ازدواجهايي يا اجبار والدين و اطرافيان بوده است يا بي تجربگي طرفين، از همين رو، اين گونه ازدواجها آسيبهايي براي فرد و خانواده نو بنيادش ايجاد مي کند.

* عکس تزیینی است
سلامت نيز با اشاره به اين آسيبها و بحرانها در کانون خانواده تأکيد مي کند: به دليل ناپختگي طرفين، آنها در مسير زندگي نو پاي خويش با آسيبهاي متعددي مواجه خواهند شد که ملموس ترين آنان، وابستگي، بحران اقتصادي، ناتواني فکري براي حل و فصل مشکلات، ناتواني در انجام مسؤوليتهاي تازه افراد، فقدان سازگاري مطلوب براي ايفاي نقشهاي جديد و ... مي باشد.
وي ادامه مي دهد: بر اساس آموزه هاي ديني، ازدواج ارزش به شمار مي آيد اما اين به معناي آن نيست که ناآگاهانه صورت بگيرد. از همين رو، در موازين اسلامي براي ازدواج کارکردهاي مؤثري را در نظر گرفته اند که نمونه هاي آن را مي توان در آيات الهي ديد. چنانکه در قرآن کريم از همسران به عنوان پوشش يکديگر ياد گرديده و يا هدف از ازدواج، ايجاد مودت تلقي مي شود. اما گاه به دلايلي اين کارکرد دچار اختلال يا نقص مي شود که از اين موارد ميتوان به ازدواجهاي زود هنگام اشاره کرد.
پایان قسمت اول
دوستم میگوید ومن با اندوه میشنوم بدون انکه باور کنم
**

از همین فیلم
سرباز با اشاره به چادری در دست خطاب به مافوقش :لباس متهما رو نمیپوشه
حوریه با اشاره به همان چادر سیاه : قرار نبود لباس متهما باشه
مدیر سایت دوخت :
نگاه تجاری برجشنواره های لباس حاکم است
حدود سه سال پيش غلامعلي حداد عادل، رئيس سابق مجلس شوراي اسلامي طي نامه اي رسمي به رئيس جمهور، قانون مربوط به «ساماندهي مد و لباس» را شامل يازده ماده و سه تبصره براي ابلاغ به دولت ارسال كرد.
حداد عادل در نامه خود نوشته بود، در اجراي اصل صدو بيست و سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، قانون ساماندهي مد و لباس كه به عنوان طرح به مجلس شوراي اسلامي تقديم شده بود، با تصويب در جلسه علني مورخ12/10/1385 و تأييد شورا محترم نگهبان به پيوست ارسال مي گردد.
رئيس جمهور نيز اين قانون را براي اجرا به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ابلاغ كرد. اين وزارتخانه نيز پس از بررسي، آيين نامه اجرايي مزبور را به دولت ارجاع داد و سرانجام در خردادماه سال 1387 آيين نامه اجرايي به تصويب كميسيون فرهنگي هيأت وزيران رسيد و بعد ازآن نيز به دستگاههاي مربوط ابلاغ شد.
در راستاي تصويب اين طرح، برنامه هاي گوناگوني در مقوله ساماندهي مد و لباس از سوي سازمانهاي دولتي و حتي غيردولتي به اجرا درآمد. اما هنوز هم «مد و لباس» در جامعه ما، مسأله اي برانگيز و قابل تأمل است.
از همين رو، سعي كرديم از زاويه ديگري به اين امر بپردازيم. پس به سراغ «پريسا مينوچهر» مدير سايت دوخت، نخستین پایگاه اطلاعرسانی ایرانی در حوزه مد و لباس رفتيم.
***
* خانم مينوچهر، دليل ورودتان به عرصه مد و لباس چه بود؟
** من دانش آموخته رشته مهندسي برق و مخابرات از دانشگاه فردوسی مشهد هستم اما از سالها پیش به موضوع مد و لباس علاقه زيادي داشتم. در نتيجه، دوره هاي مختلفی از جمله طراحي لباس و ژورنال شناسي را در كلاسهاي خانم ميهن راجي كه خودشان تحصيل كرده انگليس بودند، گذراندم. سپس با كسب مهارت در دو تخصص IT و پوشاك، سايت اينترنتي دوخت (www.dukht.com) را ايجاد كردم كه دو سالي از آغاز فعالیت آن مي گذرد. در واقع هدف من از راه اندازي اين سايت، راهنمايي بانوان مسلمان به سوي خوش پوشي توأم با عفاف است که شامل دو حوزه عمومی و خصوصی میشود. به نظرم يك بانوي مسلمان مي تواند در ضمن حفظ شعائر ديني، زيبا، مرتب و مناسب با شرايط لباس بپوشد.
اما خودم هم دختر خلف اوهستم از کودکی اصرار داشتم به دیگرانی که نیازمند همدلی من نیستند لطف کنم .بازهم یک تجربه دیگر کسب کردک امروز واقعا حس میکنم منم یک موجود بیفکر احساساتی شبیه این هستم .
مشخصات وب
آرشیو وب
- بهمن ۱۴۰۱
- مرداد ۱۳۹۷
- آبان ۱۳۹۶
- شهریور ۱۳۹۶
- مرداد ۱۳۹۶
- تیر ۱۳۹۶
- دی ۱۳۹۵
- مهر ۱۳۹۵
- مرداد ۱۳۹۵
- تیر ۱۳۹۵
- خرداد ۱۳۹۵
- اردیبهشت ۱۳۹۵
- فروردین ۱۳۹۵
- اسفند ۱۳۹۴
- بهمن ۱۳۹۴
- دی ۱۳۹۴
- آذر ۱۳۹۴
- آبان ۱۳۹۴
- مهر ۱۳۹۴
- شهریور ۱۳۹۴
- مرداد ۱۳۹۴
- تیر ۱۳۹۴
- بهمن ۱۳۹۲
- دی ۱۳۹۲
- آذر ۱۳۹۲
- آبان ۱۳۹۲
- مهر ۱۳۹۲
- شهریور ۱۳۹۲
- مرداد ۱۳۹۲
- تیر ۱۳۹۲
- خرداد ۱۳۹۲
- اردیبهشت ۱۳۹۲
- فروردین ۱۳۹۲
- اسفند ۱۳۹۱
- بهمن ۱۳۹۱
- دی ۱۳۹۱
- آرشيو