ازدواج زود هنگام ؛ آشيانه اي در برابر باد
وقتي ازدواج کردم 14 ساله بودم. هميشه با خودم ميگفتم: محاله دخترم را زودتر از 18 سال عروس کنم. اما با پيدا شدن اولين
خواستگار که از اقوام همسرم بود، او را در 15 سالگي شوهر دادم. شوهرش هنوز سربازي نرفته بود و کار مشخصي نداشت. شش سال با خودمان زندگي ميکرد. پسرهايم هر از گاهي از اين مسأله گلايه مي کردند و مي گفتند: مگه اين خونه نداره؟...
با خودم اتمام حجت کردم که دختر کوچکم حتماً درس بخواند و ديرتر ازدواج کند.
اما او هم در 16 سالگي روانه خانه شوهر شد...
فاطمه- م، 42 ساله، خياط است. او مي گويد: بسياري از مردم معتقدند اگر فرزندان زود ازدواج کنند والدين جوانتر هستند و بهتر مي توانند آنها را حمايت کنند. اما تجربه شخصي خود من چيز ديگري را نشان داده 30 ساله بودم که مادربزرگ شدم، اطرافيان مي گفتند: خوش به حالت، اما نمي دانستند که چه مشکلاتي را پشت سر گذاشته و ميگذارم.
اشرف- ن نيز معتقد است: ازدواج مسأله شخصي است. هر کس با توجه به شرايط خانوادگي و اجتماعي خود، سن و موقعيت مختلفي را مي پسندد، پس نمي شود سن خاصي را براي آن در نظر گرفت.
عليرضا- ف که شغل آزاد دارد، هم معتقد است: به طور کلي هر پديده اي مزايا و معايبي دارد. ازدواج هم اين طور است. گاهي ازدواجهاي زود هنگام موفق تر از ازدواجهاي دير هنگام است. گاهي نيز ازدواجهاي دير هنگام شرايط مطلوبتري خواهد داشت. به نظرم بايد افراد و خانواده ها با آگاهي از شرايط و موقعيت خود، سنجيده ازدواج کنند.
منيژه صالحي، دانشجو نيز مي گويد: به دليل حساسيت مقوله ازدواج و شرايط فرهنگي و اجتماعي جامعه امروز، براي موفقيت در زندگي مشترک طرفين بايد موقعيتهاي مناسب و مهارتهاي کافي داشته باشند که اين امر در زوجهاي خيلي جوان کمتر ديده مي شود. زيرا در سنين زير ديپلم، فرصتي براي اين آموزشها وجود ندارد و در واقع، افراد از سن 18 سالگي به بعد، دغدغه اين مسايل را دارند.
از ديروز تا امروز
حياط آذين بندي شده با چراغهاي رنگين، آتش شعله ور اجاقهاي گوشه حياط. رفت وآمد مردم با لباسهاي نو نوار، عطر دل انگيز اسپند و کندر و ...
همه حکايت از رويداد فرخنده پيوند داشت، اما پشت ديوارهاي کاهگلي، عروس 9 ساله هنوز دلتنگ عروسکهايش بود و براي از دست دادن کلوچه هاي « بي بي جان» غصه ميخورد...
چند نسل پيش، ازدواج دخترها و پسرها در سنين زير 18 سال چندان بعيد نبود و امروز...
«سلامت»، کارشناس ارشد مددکاري اجتماعي در همين باره مي گويد: ما بارها با زوجهاي قديمي روبه رو شديم که در سن پايين ازدواج کردند و حتي موفق هم بوده اند.
اما در شرايط پيچيده جامعه امروز، چگونه مي توان از نوجوان اين روزگار، انتظار موفقيت داشت. آيا او قادر است به مديريت و ساماندهي زندگي مشترک بپردازد؟ آيا او از امکانات لازم بهره مند است که بتواند استقلال زندگيش را حفظ کند؟
چرا زود هنگام؟
بنابر تعريف سازمان ملل، ازدواج زود هنگام عبارت است از هر ازدواجي که در سنين زير 18 سالگي صورت گرفته، در صورتي که دختر از نظر جسمي، فيزيولوژيکي و رواني براي ازدواج و فرزند آوري آماده نيست.
اما دلايل وقوع اين گونه ازدواجها چيست؟
ليلا ارشد، عضو انجمن حمايت از حقوق کودکان درپاسخ به اين پرسش مي گويد: بنابر شواهد، ازعلل عمده اينگونه ازدواجها مي توان به فقر والدين، ناآرامي و نابساماني خانوادگي و اجتماعي، تعلقات قومي و خويشاوندي و حس بازدارندگي فرزند از بزه و ... اشاره کرد.
وي مي افزايد: با بررسي اين گونه ازدواجها، مي توان دريافت که انگيزه چنين ازدواجهايي يا اجبار والدين و اطرافيان بوده است يا بي تجربگي طرفين، از همين رو، اين گونه ازدواجها آسيبهايي براي فرد و خانواده نو بنيادش ايجاد مي کند.

* عکس تزیینی است
سلامت نيز با اشاره به اين آسيبها و بحرانها در کانون خانواده تأکيد مي کند: به دليل ناپختگي طرفين، آنها در مسير زندگي نو پاي خويش با آسيبهاي متعددي مواجه خواهند شد که ملموس ترين آنان، وابستگي، بحران اقتصادي، ناتواني فکري براي حل و فصل مشکلات، ناتواني در انجام مسؤوليتهاي تازه افراد، فقدان سازگاري مطلوب براي ايفاي نقشهاي جديد و ... مي باشد.
وي ادامه مي دهد: بر اساس آموزه هاي ديني، ازدواج ارزش به شمار مي آيد اما اين به معناي آن نيست که ناآگاهانه صورت بگيرد. از همين رو، در موازين اسلامي براي ازدواج کارکردهاي مؤثري را در نظر گرفته اند که نمونه هاي آن را مي توان در آيات الهي ديد. چنانکه در قرآن کريم از همسران به عنوان پوشش يکديگر ياد گرديده و يا هدف از ازدواج، ايجاد مودت تلقي مي شود. اما گاه به دلايلي اين کارکرد دچار اختلال يا نقص مي شود که از اين موارد ميتوان به ازدواجهاي زود هنگام اشاره کرد.
پایان قسمت اول