فیلم مستندی از زندگی دیوید بکهام میبینم. این فوتبالیست ومدل انگلیسی الگو اسطوره بسیاری از جوانان است وعکسها وپوسترهایش ذهن بسیاری را خفه کرده اما برای سوار شدن نمایشی براسب ناچارند چند آدم کوتاه وبلند یاریش کنند تا اوبا ژستی فاتحانه سوار شود.
برش دوم:
شبکه بی بی سی گزارشی از وضعیت بیمه در آمریکا ارائه میکند .جسیکا یکی از قهرمانان این گزارش است . مادری ۲۵ ساله با پنج فرزند که درد سه سرطان را تحمل میکند .بی آنکه از سوی جامعه دمو کراسی خود حمایت شود.....

برش سوم :
در خبرگزاری فارس به نقل از فیاض بخش حرفهای جالب وشاید تاسف باری را میخوانم.چکیده سخن او این است که بیشتر اسیبهای اجتماعی زنان در محیط کاری ایجاد میشود .
این عجیب ترین حرف وقضاوتی است که تا کنون خواند ه ام. به زندگی ام دوباره نگاهی میکنم بیش از ده سال است که شاغلم .درواقع تمام زندگیم شد درس خواندن وکار کردن وچقدر این روزها حسرت میخورم که چرا سفر نرفتم .تفریح نکردم .....ودیگر خودم را نمیبخشم....
برش چهارم:
حال وهوای اطرافم بهاری است اما خبرهای خودکشی مثل طوفان هجوم می آورد .هر انگیزه ای که درپس آن است اما نمیتوان صدای ضربات هشدار دهنده اش را نشنیده گرفت .به هرحال یک انسان می میرد انسانی که حق داشت سالهای سال زندگی کند وچندین سال بهاران راتجربه کند....
برش پنجم:
هیس هیس...من بریده ام....