چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

شیرینی یک تلخی برای عکاس

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۱ |

دانشگاه کلمبیا روز دوشنبه برندگان جوایز پولیتزر ۲۰۱۲ را اعلام کرد. جایزه بخش عکاسی اخبار فوری به مسعود حسینی عکاس افغان رسید که در عکس خود واکنش دختری کوچک به یک بمبگذاری انتحاری را ثبت کرده است.

 این انفجار پارسال در روز عاشورا در مسجد حضرت ابوالفضل(ع) شهر کابل روی داد و بیش از ۷۰ کشته بر جا گذاشت. این دختر کوچک که ترانه اکبری نام دارد، هفت عضو خانواده خود را در این انفجار از دست داد. ۹ نفر دیگر از اعضاء خانواده او زخمی شدند. برگزارکنندگان جوایز پولیتزر عکس حسینی را «غم‌انگیز» توصیف کردند.

 

حسینی برای خبرگزاری فرانسه کار می‌کند. او اهل کابل است، اما در ایران بزرگ شده است. حسینی سال ۲۰۰۲ به کشورش بازگشت.

 

تصویری از بانوی محجبه ومرد طاغوتی...

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۱ |
رسانه ملي هم اساسي روي ايجاد تعارض وتضاد داره فعاليت ميكنه ... دوشب پيش فيلم به نام شوق پرواز يا همچي چيزي بابازي لاله اسكندري يا ستاره اسكندري كه اسمشون رونميدونم... نشون ميداد... خانوم رزيدنتي بود كه براي پيدا كردن شوهر دكترش ميخواد بره اهواز چون بليط نداره با يك دكتر ميانسال طاغوتي هفت تيغه - همه اينا رو فيلم نشون ميده كه دكترش چندان متعهد نيس وادبياتش طاغوتيه - همسفر ميشه ...خلاصه مهمترين قسمت اونجاس كه وقتي خانوم جوان وارد كوپه تنها با دكتر ميشه در كوپه رو ميبنده وپرده رو ميكشه.. بعد از چند مدت ازلاي پرده رزمندگان سرگردان در راهرو قطار رو روميبينه ودكتر وراضي ميكنه يك چوخه سرباز جوان ا انها همسفر بشن... درادامه وقتي به اهواز ميرسن موقع سوار شدن بر استيشن كه به دنبال دكتر اومده در قسمت صندق عقب ميشينه.. نه صندلي عقبي خود رو...من تعجب ميكنم. ايا شوهر اين خانم يعني آقاي دكتر متعصبه كه خانومش وضعيت امينيتي رو رعايت ميكنه...آيا خانم دكتر دوشخصيتيه..يا متظاهر ورياكاره...چرا موقع سوار در قطار براساس رعايت مسايل شرعي اين خانوم چادري و نجيب دركوپه را باز نگذاشت.....

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۱ |

*  لذت یک روز بارانی

میتوانید بعد از خواندن بسوزانید

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۱ |

قانون نوشت:نتایج یک تحقیق میدانی در شهر تهران نشان می‌دهد، سهم روسپی شدن کودکان در بین نمونه‌های تن‌فروشان موردمطالعه سال‌های اخیر در شهر تهران رو به افزایش است. مسئله‌ای که چند سالی است به منظور رفع تبعات تحمیلی این آسیب اجتماعی مورد توجه محققان قرار گرفته است. این تحقیق که از سوی چند تن از اعضای هیات علمی و دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی تهران، دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی انجام و ویژگی‌ها، رفتار‌ها، سواد، نگرش‌ها و باورهای کودکانی که در معرض تن‌فروشی قرار دارند را بررسی کرده؛ بیانگر این حقیقت است که در مواردی شروع سن تن‌فروشی 8 سالگی بوده است.

توجه به کودکان روسپی‌شده (زنانی که تن‌فروشی را از سنین کمتر از 18 سالگی شروع کرده‌اند) از آنجایی حائز اهمیت است که از یک سو کاهش میانگین سن شروع می‌تواند نشانه تغییر الگوی تن‌فروشی و احتمالا بیشتر شدن آمار آن باشد. این مسئله احتمال وقوع رفتار‌های پر خطر خصوصاً ایدز و بیماری‌های مراقبتی را در گروه‌های سنی پایین افزایش می‌دهد. همچنین کشیده شدن دامنه این پدیده به سنین کودکی و نوجوانی نگرانی‌های جدی را در ‌طیفی از حاکمان و مدیران جامعه تا علمای علوم اجتماعی و فعالان حقوق کودکان ایجاد می‌کند.

به گزارش قانون، این پژوهش به عنوان جدید‌ترین تحقیق میدانی در رابطه با روسپیگری محل‌های جلب مخاطب زنان روسپی شامل خیابان‌ها، میدان‌ها، پارک‌ها و مجتمع‌های تجاری و پاساژ‌ها را به عنوان واحد‌های اولیه نمونه‌گیری موردتوجه قرار داده است و یافته‌هایش حکایت از آن دارد، میانگین سن کسانی که در کودکی به تن‌فروشی روی آورده‌اند، در زمان تحقیق صورت‌گرفته 22 سال بوده است. در مطالعه صورت‌گرفته بیش از 15 درصد از کسانی که در کودکی به روسپی‌گری روی آورده بودند در زمان تحقیق (1390) در سن (زیر 18 سال) قرار داشتند و سایر موارد موردمشاهده این گروه در سنین 19 تا 44 قرار داشتند.

میانگین سن شروع تن‌فروشی در میان کودکان روسپی‌شده (که 25درصد زنان موردمطالعه در این پژوهش را تشکیل می‌دهند) نزدیک به 17 سال و در بین افرادی که در سنین بالای 18 سال روسپی شده‌اند 24 سال بوده است و بیشترین فراوانی سن شروع روسپیگری در کودکان روسپی‌شده بین 15 تا 17 سال است.

  

40 درصد کودکان روسپی‌شده غیرتهرانی هستند

هم مسیر شدن پدیده‌های اجتماعی در این رابطه با پدیده مهاجرت و آسیب اجتماعی تن‌فروشی همراه شده است. بیش از 40 درصد از کودکان روسپی‌شده موردمطالعه در این پژوهش در محلی غیر از تهران متولد شده‌اند و احتمالا بعد‌ها به این کلان‌شهر مهاجرت کرده‌اند. همچنین 25 درصد از آن‌ها در 5 سال اخیر به این شهر آمده‌اند. گسترده مبدا مهاجرت این افراد از استان‌های مختلف کشور بوده است، اما استا‌ن‌های کرمانشاه، گیلان، مازندران و خراسان مبداء حدود 70 درصد از کسانی بوده که از خارج از تهران آمده‌اند و مجبور شده‌اند در خیابان‌های این شهر، تن خود را در معرض فروش بگذارند.

همچنین به لحاظ وضعیت سکونت 40 درصد این افراد به تنهایی یا با دوستانشان زندگی می‌کنند و حدود 16 درصد آن‌ها با شریکی غیر از همسر زندگی می‌کنند. این وضعیت در بین گروه زنانی که پس از 18 سالگی وارد روسپیگری شده‌اند تنها 5 درصد است.

 

 

راهنمایی؛ آخرین ایستگاه آموزش

یافته‌های حکایت از آن دارد 55 درصد از نمونه کودکان روسپی‌شده، حداکثر تا دوران راهنمایی یعنی 8 سال از تحصیلات بهره‌مند بوده‌اند. در میان آن‌ها 13 درصد موفق به کسب دیپلم و تنها 7 درصد تحصیلاتی بالا‌تر از دیپلم را کسب کرده‌اند.

البته نگرش‌های‌های متفاوتی نیز در رابطه با نوع تحصیلات زنان و کودکان تن‌فروش وجود دارد. عده‌ای معتقدند تحصیلات روسپیان همواره زیر دیپلم است. کار‌شناسان ادارات دولتی و قوه قضاییه و برخی از زنان تن‌فروشی که در این تحقیق مورد پرسش قرار گرفته‌اند این نظر را تایید کرده‌اند اما گروه دوم بر این اعتقادند که روسپیان با تحصیلات بالا هم وجود دارند هرچند تعداد آن‌ها را زیاد نیز نمی‌دانند.

 شغل‌های کم‌درآمد و ازدواج‌های بی‌آینده

نوع فعالیت اجتماعی زنان تن فروش به گواه بسیاری از جامعه‌شناسان و متخصصان علوم رفتاری بر اقدام آن‌ها نیز موثر است. به طوریکه 21 درصد از زنانی که زیر 18 سالگی به روسپیگری روی آورده‌اند علاوه بر تن‌فروشی مشاغلی با درآمدهای پایین داشته‌اند. مشاغلی مانند منشی‌گری، فروشندگی، آرایشگری، کارگری، مشاغل خدماتی و حتی شغل‌های کاذب و سیاه که درآمدی زیر 97 هزار تومان در ماه عاید آن‌ها می‌کرده است.

بیش از 73 درصد کسانی که در کودکی روسپی شده‌اند مجرد باقی می‌مانند و 15 درصد هم ازدواج‌های ناموفق داشته‌اند و تنها 4 درصد کودکان روسپی‌شده در حال حاضر متاهل هستند. 78 درصد شوهران آن‌هایی که ازدواج کرده‌اند دارای سابقه سوء‌مصرف مواد مخدر بوده‌اند.

 خانواده؛ ترکیبی از آشفتگی و دیگر آسیب‌ها

بیش از 67 درصد از زنانی که در سنین کودکی به روسپیگری روی آورده‌اند در هنگام شروع این کار با والدین خود و حدود 30 درصد دیگر به تنهایی یا با دوستانشان زندگی می‌کرده‌اند. 23 درصد از جمعیت مورداشاره قبل از روسپیگری خانواده‌ای آشفته داشته و تنها 25 درصد آن‌ها دارای خانواده‌های عادی بوده‌اند.

بررسی وضعیت والدین زنان نمونه که در کودکی روسپی شده‌اند، نشان می‌دهد اعتیاد، سابقه‌دار بودن و بی‌سوادی به ترتیب مهم‌ترین ویژگی‌های والدین و خانواده‌هایی بوده که کودکان آن‌ها به تن‌فروشی روی آورده‌اند.

 

قابل توجه

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۱ |

اطلاعات بیش از سه میلیون کارت بانکی ایرانی فاش شده و روی اینترنت قرار گرفته است.

 

به گزارش "الف" از افتانا (پايگاه تخصصي اطلاع رساني حوزه امنيت فضاي توليد و تبادل اطلاعات)، یکی از مدیران سابق یک از شرکت های ارائه کننده خدمات کارت های بانکی، پس از فرار به خارج از کشور، اطلاعات میلیون ها کارت متعلق به بانک های مختلف کشور را روی اینترنت منتشر کرده است. وی ادعا كرده هدف از این کار  آشکار ساختن سوء مدیریت مدیران و عدم رعایت استانداردهای بانکی و امنیتی است.

 

بنابراين گزارش، مدیر نرم افزار اسبق یکی از شرکت های همکار بانک مرکزی که به عنوان شرکت PSP ، خدمات پرداخت را ارائه می نماید، پس از بروز اختلافاتی با مدیران شرکت، با همراه داشتن اطلاعات بانکی محرمانه، به خارج از کشور گریخته و سپس با ایجاد یک وبلاگ به انتشار اطلاعات سه میلیون کارت بانکی اقدام نموده است.

 

براساس این گزارش، آقای خ-ز که چندین سال در شرکت مذکور مشغول فعالیت بوده است، مدعی است که نرم افزارهای پایانه های فروش و سوییچ بانکی شرکت را تولید نموده و پس از عدم کسب درآمد از ناحیه تولید و فروش آن ها و بروز اختلاف با مدیران شرکت و با هدف آشكار ساختن سوء مديريت مديران بانكي اقدام به انتشار اطلاعات محرمانه کارت های مشتریان بانک ها به همراه رمز عبور آن ها (به شکل رمز مخفی) نموده است. وي مدعي است كه قبل از اين اقدام تلاش كرده با مديران بانك هاي مختلف تماس بگيرد اما به درخواست هاي وي ترتيب اثر داده نشده است.

 

این گزارش می افزاید شرکت های سرویس دهنده خدمات پایانه های بانکی بر اساس استانداردهای مختلف امنیتی ملزم به رعایت موازین مرتبط و حفظ اطلاعات محرمانه مشتریان می باشند. اما اطلاعات کارت های صادره توسط بانک های ملی، ملت، صادرات، پارسیان، پاسارگاد، کشاورزی و ده ها بانک دیگر، درحال حاضر توسط خ-ز از طریق یک وبلاگ منتشر و علنی شده است. هرچند که وی مدعی است رمزهای عبور را به نحوی اعلام کرده که فقط توسط صاحبان کارت ها قابل تشخیص است و لذا فعلا تهدیدی برای صاحبان آن ها به شمار نمی رود.

 

براساس این گزارش، اطلاعات کارت های مذکور که مربوط به سال های ۸۷ تا ۸۹ می باشد، تقریبا تمامی بانک های تجاری و معتبر کشور را در بر می گیرد، که حکایت از دسترسی آزادانه فرد مذکور به این اطلاعات محرمانه داشته است.

 

این نکته نیز گفتنی است که برخی بانک ها از جمله سامان و اقتصاد نوین نیز دست به کار شده و برخي مشتریان خود را ملزم به تعویض رمزهای عبور خود نموده اند. اگرچه برخی نیز کماکان در این مورد اظهار بی اطلاعی می کنند.

 

شرکت "ا" که به عنوان PSP محل اصلی نشت اطلاعات است نیز در وب سایت رسمی خود هیچگونه اطلاعیه ای را منتشر نکرده است.

 

برخي گزارش ها حاکی از مسدود شدن دسترسی برخی مشتریان به کارت های بانکی خود و اطلاعیه بانک مرکزی در مورد تایید این گزارش ها است.

 

در اطلاعيه بانك مركزي آمده است:

 

روابط عمومی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران به اطلاع مي‌رساند در پي بروز برخي شايعات در فضای مجازي و به منظور ارتقای سطح ايمني، ايجاد محدوديت در دسترسي غيرمجاز در شبكه كارتي كشور و حفاظت مشتريان در مقابل مخاطرات احتمالی ناشي از آن، به بانكهای كشور ابلاغ شده ضمن اعلام مراتب به دارندگان كارتهايی كه طي چند ماه گذشته رمزخود را تغيير نداده‌اند، با مراجعه به خودپردازها يا شعب بانك مربوطه نسبت به تغيير رمز كارت اقدام نمايند.

 

ضمن پوزش از برخي مشتريان بانك‌ها كه ناچار به تغيير اجباري رمز خود هستند، لازم به ذكر مي‌داند اتخاذ اين تمهيدات صرفاً به منظور ارتقای سطح ايمنی كارتها صورت پذيرفته و درادامه توصيه‌های قبلي اين بانك و بانك‌هاي كشور مبني بر رعايت نكات ايمنی در خصوص نگهداری و كاربری كارت‌ها به مشتريان اكيداً توصيه مي‌شود ،حداقل هر سه ماه يك بار نسبت به تغيير رمز اول و دوم (اينترنتي) كارت خود اقدام نموده و از قراردادن رمزهای كارت در اختيار اشخاص ديگر تحت هر عنوان جداً اجتناب فرمايند.

 

مشاهدات خبرنگار الف از تجمع در جلوي برخي عابر بانك ها حكايت مي كند. عدم اطلاع رساني دقيق و شفاف مراجع مسئول مي تواند به دامنه دار شدن مساله و خطرات بعدي بيانجامد.

 

از سوي ديگر، بنابرگزارش هاي خبرگزاري ها، هم‌اکنون تنها گزینه فعال در اغلب خودپرداز‌ها تغییر رمز است و امکان برداشت وجه وجود ندارد.

 

به گزارش فارس، با اعلام بانک مرکزی و انتشار خبر هک شدن سه میلیون حساب بانکی در فضای اینترنت، این بانک برای ارتقاء امنیت حساب‌ها، به بانک‌های کشور اعلام کرد که تمام آیتم‌های خودپرداز‌ها غیر از گزینه تغییر رمز کارت غیر فعال شود.

 

بنابراين گزارش، در اغلب خودپرداز‌ها امکان برداشت وجه وجود ندارد و تنها گزینه تغییر رمز فعال است. برخی افراد برای برداشت وجه به خودپرداز مراجعه کرده بودند که تنها با گزینه تغییر رمز مواجه شدند و این مساله مشکلاتی را برای این افراد ایجاد کرده است.

 

البته یکی از خودپردازهای یک بانک خصوصی امکان انتقال وجه را به مشتریان می‌دهد.

 

از سوي ديگر، آنگونه كه مهر گزارش كرده، این اتفاقات در نظام بانکی کشور در حالی مشتریان بانکی و دارندگان کارتها را نگران کرده است که بانک مرکزی هم اکنون معاون فناوری ارتباطات و اطلاعات ندارد و مشخص نیست در صورت سوء استفاده احتمالی از حساب های بانکی چه کسی پاسخگو است و ضرر و زیان مشتریان را چه کسی تقبل خواهد کرد.

 

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۱ |
چند مدت است که شکل وشمایل خبرگزاری ایسنا و واحد مرکزی خبر تغییر کرده به نظرم شکل گذشته زیباتر ووزین تر بود

شهر دردست کارتونها

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۱ |

  زن جوان بعد ازمدتها دوستش را به خانه خود دعوت كرده بود . آنها گرم صحبت   درباره موضوعات مختلفي بودند . دوپسر بچه نيز دراين ميان ميچرخيدند وبازي ميكردند .گاهي هم وسط گرماگرم همصحبتي مادرشان  ؛ نق ميزدند، گريه ميكردند يا  خواسته اي داشتند.

-         اين اسباب بازيش رو نميده

-         من پرتغال دوس ندارم. موز ميخوام

-         اين منو هول ميده...

مادر كه كلافه از اين مزاحمهاي كوچك شده بود با خونسردي گفت : پسرم چرا دوستت رو نميري تو اتاقت تا باهم اون كارتون جديدي كه گرفتم با هم ببينيد.

گل از گل بچه هاشكفت  وبا هم به اتاق رفتند.چند لحظه بعد صداي هياهو و جيغ وداد پسرها بالا گرفت.

مادر گفت: پسرن ديگه ؛ هيجان لازم دارن...

                               ***

تا همين چند دهه اخير دوستان كودكان، يا همسالان بودند يا كتابها واسباب بازيها ؛ اما اين روزها زمانه فرق كرده است . " يار مهربان" بسياري از كودكان ما  سي دي ها يا همان لوحهاي فشرده فرهنگستان زبان شده است.

تقوي ، مادرجواني كه به همراه دختر 4 ساله اش به بازار آمده  درباره علت  گرايش به خريد انيميشنها ؛ ميگويد: بايد بچه ها را براساس زمانه خودشان تربيت كنيم. درحال حاضر از ابزارهاي آموزشي وسرگرمي براي كودكان همين سي دي هاي انيميشن است كه البته قيمتش نسبت به ساير محصولات نظير كتاب يا اسباب بازي مناسب تر است . در ضمن كودكان بارها آن را تماشا ميكنند ولذت ميبرند.

محسني ، پدركارمندي كه دو فرزند زير 7 سال دارد نيز اظهار ميكند: به طور كلي كودكان به دليل جذابيتهاي انيميشنها از اين گونه نمايشي بيشتر استقبال ميكنند. حتي  ما بزرگسالان بخشي از خاطرات كودكيمان به انيميشنهاي دوست داشتني مربوط ميشود. من خودم از"مداد جادويي" خيلي لذت ميبردم ودرروياهايم آرزو ميكردم ؛ كاش من صاحب اين مداد ميشدم وبه تمام آرزوهايم ميرسيدم.

وي ادامه ميدهد:  كودكان امروز نيز مثل ما هستند .با اين تفاوت كه ؛ درحال حاضربا توجه به بهره مندي از فناوريهاي نوين ؛ جذابيت ، تنوع وحجم توليد اين آثار درجهان ، افزايش يافته است. اين درحاليست كه والدين امروزي نيز به دليل رشد دانش  به  بهره مندي كودكانشان از كالاها ومحصولات فرهنگي بيشتر توجه دارند.

* انيميشنهاي متفاوت

پشت ويترين يكي از فروشگاههاي محصولات فرهنگي وهنري ؛ پدر ي  با دخترك  خردسالش ايستاده اند ، گاه پدر كنار دخترش مينيشند و با چشمهايي درخشان ميگويد: اين كارتون تو داري . اشاره به گوشه ديگري از ويترين ميكند وادامه ميدهد ، فكر ميكنم اين كارتون هم قشنگ باشه...

مهندس موسي سلطاني   مدير شبكه  اختصاصي كودك تبيان ، با اشاره به انواع انيميشنها  ميگويد: درحال حاضر با انبوهي از گونه هاي مختلف انيميشن روبه رو هستيم. ازهمين رو گرچه در تصور اغلب ما مخاطب اين اثار كودكان محسوب ميشوند .   اما وقعيت امروز نشان ميدهد كه انيميشن يك گونه نمايشي براي تمام سنين مي باشد به طوري كه   بسياري از كمپانيهاي  سازنده انيميشن  آثاري را كه نميتوان به طور معمول وبا امكانات مرسوم تهيه كنند با بهره مندي از فناوريهاي انيميشن خلق ميكنند. به طوري كه  انيميشنها  در  خلق آثار سينمايي  بزرگسالان نيز نقش آفرين هستند. به هرروي  درحال حاضر با توجه به نگرشها واهداف  چندين گونه انيميشن  توليد ميشود. يكسري تخيل گرا هستند  وآواتاري با  زمينه ماورايي دارد.  اين دسته خود شاخه هايي دارد .براي نمونه بخشي از آن ؛  جنبه علمي تخيلي داشته وبه اموزش مي پردازد .چنانكه آثاري را ميبينم كه با ورود به بدن به معرفي اندامها وكاركردهاي  اعضا ميپردازد. كه ما اين آثاررا تاييد ميكنيم .  

سپس انيميشن  تخيلي كه با فضا سازي به اذهان مخاطب خواه كودك يا بزرگسال سمت وسو وجهت ميدهد. از لحاظ ما چنين آثاري     خطرناك است . زيرا هم فضاي انيميشن وهم زير ساخت توليد آن با فرهنگ  ما مطابقت ندارد.

 

دسته ديگر ازآثار انيميشن كه از  زمينه  تخيلي خارج شده و درام وخانوادگي است .گرچه اغلب پيام اين آثار مثبت است اما گاه به دليل زير ساختهاي فرهنگي براي مخاطب ايراني مناسب نيست. درواقع  پيامهاي فرهنگي واجتماعي  اين انيميشنها براي كشورهاي غربي دارند.

وي همچنين مي افزايد: درحال حاضر ما شاهد آثاري  با زير ساختهاي  تخيل گرايي  و جنگي  هستيم   البته پشت چنين آثاري تفكر خلاقي وجود ندارند وصرفا يك مشت ربات وجنگ افزار هستند.  اين  انيميشنها ؛ كودك را به دنياي غير واقعي ومجاز ي  ميبرد واورادر تفكري بسته قرار ميدهد.اينچنين  فضا ها باعث رشد  تخيل كودك نميشود . ازاين رو ، كارآيي مناسب را در رشد وتربيت كودك ندارد. به طوركلي    انيميشيني مناسب است كه باعث رشد وتقويت تخيل در كودك باشد .درغير اين صورت ، اگر آثاري خلاقيت طفل را كوركرده يا  يا هدفمند و سازمان يافته ذهن اورا هدايت كند  مناسب نيست. سلطاني ادامه ميدهد:  درحال حاضر نوع ديگر انيميشنها ؛   انيميشن تبليغاتي كه بار علمي و آموزشي ندارد  اما گاه برخي از اين اثار به ضرر مخاطب وخانواده است براي نمونه مصرف پپسي كولا براي اطفال زيرهشت سال  در امريكا ممنوع است. اما در يك انيميشن تبليغي پپسي كولا ،  با ارائه تصويري از مزاياي اين محصول نظير پروازكردن وقدرتمند شدن ؛ باعث ترغيب كودكان به مصرف اين كالا ميشود كه اين   آسيب زا  است.

دسته ديگري از انيميشنها كه به وفور نيز در بازار وجود دارد ، انيميشنهاي بازي افزار  است . اين آثار اغلب به دنبال  توليد بازيهاي خود به بازار مي آيد ودر قالب انيميشن و جذابيتهاي آن ؛ به مخاطب آموزش ميدهد كه كيفيت وروند اين بازي چگونه است. البته  به نظر من باتوجه به عدم نظارت نسبت به تكثير وعرضه اينگونه آثار كه به فراواني درجامعه ديده ميشود. پيامدهاي  نمايش اين نمونه ، كمتر از ساير موارد نيست.

* تفاوتهاي مخاطب

" دايي جان " روبه روي تلويزيون ميخكوب شده بود. حتي برخلاف هميشه كه جوابهاي دقيق و  طولاني به    سوالهاي " خانم جان" مي داد . حال با تكان سر غائله را ختم به خيرمي  كرد. پسرك خط نگاه " دايي جان " را تا تلويزيون  تعقيب كرد. "دايي جان"  كه متوجه كودك شده بود گفت: پرها م جون،  اين كارتون بچه خرسهاي قطبيه .بچه كه بودم عاشقش بودم.پسرك با نگاهي اندر سفيه ؛ به طرف  اتاقش ميرود .بعد روبه روي "دايي جان"  مي ايستد وميگويد:  اين كارتونه بيخوده.. بيا اينو ببينيم... خيلي باحاله... هيولا ييه..

با توجه به هجوم انيميشها به دنياي كودكان امروز بايد ديد اين آثار  چه پيامدهاي نامناسبي ميتوانند داشته باشند؟

شهرام خوارزمي ؛ كارگران انيميشن " خورشيد مصر" دراين باره ميگويد: درحال حاضر    انيميشن ها  براساس  سليقه و ذائقه مخاطب توليد ميشود.  ازاين رو دركنار توجه به مباحث روانشناسي كودك ، مقوله تجاري آن نيز اهميت دارد. اما آنچه كه درتوليدات انيميشن امروزه مشهود است تفاوت سليقه مخاطب است. كودكان امروز نسبت به گذشته  از خشونت وسرعت بيشتر استقبال ميكنند .به نظرم اين به دليل نحوه زندگي ماشيني امروز  مربوط مي شود كه ريتم زندگي تند تر شده  است. بنابراين براي  كودكان ؛ گرافيك كار و ريتم تند وخشن  جذابيت دارد. با مقايسه توليدات شركتهاي بزرگ انيميشن سازي جهان نيز اين تفاوتها مشهود است. براي نمونه درتوليدات قديمي  والت ديزيني همانند سيندرلا با خشونت كمتري نسبت به آثار جديد ترمواجه هستيم. 

وي ادامه ميدهد: مسايل اجتماعي نيز در اقبال مخاطبان به آثار نقش موثري دارد. اگر روزگاري كودكان با شخصيتي به نام " حنا در مزرعه" ارتباط برقرار ميكردند .  كودكان امروزي ، لذت تماشاي مزرعه ها و فضاها را در پناه سرعت وهيجان گذر از اين مزرعه ها ميبينند.

* من ميترسم

 

دخترك نيمه شب با گريه ازخواب بيدار شد. او با ناراحتي به  والدينش گفت: نميتونم بخوابم ... خوابم نمياد .. ميخوام كنار شماباشم...

بسياري از والدين تجربه چنين حادثه اي را دارند.  اما چقدرازاين مسايل ناشي از تماشاي انيميشنهاي خشن است.

موسوي  ،  فرهنگي دراين باره ميگويد: من وهمسرم در باره تماشاي اين آثار حساس هستيم ونميگذارم فرزندم چنين انيميشنهايي را ببيند. اما او  مدتي پيش ازدوست همكلاسي اش يك انيميشن گرفته بود ودور از چشم ما ، تماشا كرده بود . چند ين شب نميتوانست به راحتي وآرامش بخوابد .

محمدي نيز اظهار ميكند : من دوفرزند دوقلو دارم كه متوجه شدم اخلاق آنها تغيير كرده است و  يكي از آنها با خشونت بيشتري رفتار ميكند. فرزند ديگرم حالت هراس داشت. ماجرا را پيگيري كردم ديدم .يكي از آنها  مدتهاست كه  انيميشن وفيلم خشن ميبيند. اما ديگري كه حساس بود ازديدن آنها طفره ميرود .اما برادرش اورا ملامت ميكرد. اين مساله درروابطشان تاثير گذار بود.

نورا دستغيب ؛ باتاييد آثار نمايشي بر افراد ميگويد:  كودكان با تماشاي اين آثار به الگو پذيري وهمزاد پنداري با شخصيتها ميپردازند ورفتارهاي خشن  آنها را فراميگيرند.   حتي بزرگسالان نيز در صورت تماشاي آثار خشن دچار مشكلاتي ميشوند. من به عنوان بزرگسال هيچگاه تصاوير خشن تلويزيون را نميبينم چون ميدانم كه پيامدهاي آن چيست.

اين دكتراي علوم تربيتي اضافه ميكند: والدين بايد توجه كنند  علاوه برمحدوديت در تماشاي اين آثار ؛ بر امنيت وآرامش محيط نيز اهميت دهند. زيرا گاهي اوقات اين مسايل ناشي از شرايط محيطي است.   براي نمونه ؛ كودكي كه در كوچه وخيابان شاهد پرخاشگري  شهروندان است اين مساله بر زندگي او تاثير ميگذارد.  زيرا اغلب كابوسها ناشي از تجربيات ناخوشايندي است كه ما داشته ايم.

 

شهرام حيدريان ، مدير روابط عمومي موسسه حور كه در زمينه توليد انيميشن  فعال  است نيز اظهار ميكند:   به اعتقاد من ،  ازدلايل اين مسايل نهادها يا توليد كنند گان نيستند ، بلكه خانواده ها مي باشند. زيرا به طوركلي ما صحنه هاي خشن بسيار در جامعه  ميبينيم.  وقتي دوخودرو برخورد مختصري دارند ؛ رانند هها با خشونت با هم گلاويز ميشوند واين را كودكان ميبينند. تلويزيون برنامه هاي خشني دارد اما والدين نظارتي بر عدم تماشاي آن نميكنند. كودكان ما اغلب آخرين مشتريهاي تلويزيون هستند. درحاليكه بنابر يك استاندارد تربيتي كودكان بايد برنامه هاي خاص ودر ساعات خاص ببينند.

* عدم نظارت برانيميشنها

شب چهارشنبه سوري است. طبق سنت ديرينه ، تمام خويشاوندان  منزل " آقا بزرگ " جمع شده اند. رسانه ملي به مناسبت اين روز ؛ انيميشن " رنگو" را نشان ميدهد.  انيميشن داستان مارمولكي است كه پس از ماجراها  به خودشناسي  واعتماد  به نفس ميرسد  گرچه رسانه ملي اين لطف را كرده كه با حذفياتي اما بدون محدوديت سني همه مخاطبان ازاين فيلم لذت ببرند. اما روي پاكت اين انيميشن ، شركت توزيع كننده داخلي تاكيد كرده ، مربوط به مخاطبان بالاي 12 سال. ..

موسي سلطاني با اشاره به  ضعف نظارت در نمايش وعرضه  انيميشنها   ميگويد: براي آنكه آثار مخرب تماشاي هرگونه انيميشن را كاهش دهيم ، بهتراست ضمن معرفي انيميشنهاي مناسب به خانواده ها  وجامعه ، به قالب و تقسيم بندي محتوايي براي  مخاطب نيز تاكيد كنيم. ما معتقديم فلان انيميشن علمي براي كودكان خوب است ؛  اما اين به اين معنا نيست كه تمام كودكان ميتوانند مخاطب اين اثر باشند. بلكه همين اثر تاييد شده بايد توسط مخاطب سني خود مشاهده شود.  درحاليكه درعمل چنين نيست؛ حتي رسانه ملي درنمايش اين آثار دقت كافي را نميكند. درواقع بسياري از آثار ي   كه امروزه در حوزه كودك  ميبينم به معناي كامل مبتذل است .درحاليكه ،  با اجراي موسيقي سطحي يا حركات وگفتارهاي مبتذل  نميتوان مخاطب جذب  كرد. بنابراين ،  اغلب اين برنامه ها براي پركردن آنتن هستند ومحتوايي  ندارند.

شهرام خوارزمي نيز معتقد است: باوجود كنترلها ونظارتهايي كه درجامعه نسبت به توليد وعرضه محصولات انيميشن وجوددارد. برخي از آثار قابل دسترس كودكان مناسب آنها نيست . اين درحاليست كه آثار انيميشن متعددي حتي در سوپر ماركتها با قيمتهاي نازل عرضه ميشود . برخي آثارحتي از لحاظ محتوايي ايرادي نداشته باشد از نظر دوبله وحتي كاربرد كلمات براي كودك قابل فهم وتشخيص نيست كه اين مساله در عرضه  انيميشنها به آن توجه نميشود. همين روند ارتباطي باكودك را دچار اشكال ميكند.

 

 

دكتر  دستغيب نيز با اشاره به كاستيهايي اين برنامه ها ميگويد: متاسفانه ما برنامه ريزي و توجهي به توليد برنامه هاي خاص كودكان نداريم.         گاه   حتي پيامدهاي عدم  نمايش آنها بهتر    نمايش  آنهاست. البته درتوليدات بزرگسالان نيز همين  نقص وجوددارد گويا هدف فقط پركردن وقت مخاطب است. اما از آ نجا كه آثار نامناسب اين برنامه ها براي كودكا ن ماندگارتر وموثر تراست بايد به اين مسايل توجه كافي شود. اينكه ما امروز افرادي را ميبينيم كه با كمترين فشار واسترس دست به رفتارهاي خشونت بار وغيرمنطقي ميزنند. همين كودكاني  بودند كه نسبت به رشد وتربيت آنها توجه نشده است.

* انيميشينهاي بومي

اواخر سال گذشته ؛ رسانه ها به نقل از معاون توسعه و فناوری رسانه ملی نوشتند ؛  از سال آینده ایران به یکی از قطبهای تولید انیمیشن در جهان تبدیل می شود. اين درحاليست كه ؛ بنابراعتقاد صاحبنظران حوزه انيميشن؛ 80 درصد توليداتي كه درجهان براي كودكان ساخته ميشود آثار انيميشني است .درحاليكه دركشور ما اين رقم درحدود 20 درصد است. حال آنكه ؛ اززمان توليد اولين انيميشن ايراني توسط استاد اسفنديار احمديه در سال 1336، بيش از 50 سال ميگذرد.  اما مهمتر اينجاست  كه  درحال حاضر ،آثار   انيميشن  كشورمان تا چه حد قابل قبول است ؟

سلطاني   دراين زمينه  اظهار ميكند: گرچه طي اين سالها چندين موسسه فعال انيميشني ؛ آثار قابل توجهي را در اين حوزه ها توليد كرده اند اما اغلب آثارداخلي     ،  تجاري سازي و تكنيك سازي است وبارمعنايي كافي را ندارد .حتي آثار چشمگير وموفق نيز دچار نقض قرض هستند و ارتباطي با مخاطبان كودك برقرار نميكنند. 

* حركتهايي بدون حمايت

ازدغدغه هاي عمده توليدكنندگان داخلي انيميشين  مشكلات اقتصادي وبازگشت سرمايه است. مساله اي كه توليدكنندگان غربي ؛ مشكلي با آنان ندارند . زيرا از سياستهاي عمده آنان در خلق انيميشنها ؛ حمايت همه جانبه  از   آنهاست. به اين ترتيب ؛در كنار خلق اين شخصيتها، عروسكها و وسايل گوناگوني با تصاوير آنان راهي بازارها مي شود.  به طور ي كه  «كمپاني دريم وركس»، سالانه 2/1 ميليارد دلار از فروش عروسكها و لوازم جانبي شخصيت شرك درآمد  كسب كردند . همچنين «باب اسفنجي» ديگر شخصيت كارتوني عنوان پر درآمدترين شخصيت تاريخ سينما را با كسب سالانه شش ميليارد دلار فروش از آن خود كرده است.  اين در شرايطي است كه   درسال   2010 براي اولين‌بار در تاريخ سينما يك فيلم انيميشن مرز فروش يك ميليارد دلار را پشت سر گذاشت و براي اولين‌بار چهار فيلم كارتوني در فهرست 10 فيلم پرفروش سال قرار گرفته‌اند.  اما در كشورما ،خوش اقبال ترين انيميشن ايراني كه راه به زندگي مردم باز كرد ، سيا ساكتي بود  كه  آنهم پس ازمدتي توسط همسايگان عرب هويت ديگري  به خود  گرفت .

 

 

دراستقبال بهار

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۱ |

رويكرد تازه به مجسمه در فضاي شهري

شرق : چين‌هاي دامنش را داده دست باد و بي‌خيال روي زردي گل‌هاي زير پايش پشت به اُرسي و طاقي فيروزه‌اي ايستاده است. چهره‌اش را نمي‌شود خواند، حتي خط نگاهش را هم نمي‌شود ديد، نمي‌دانم زير لب حافظ زمزمه مي‌كند يا نه؟ اما مي‌دانم كه راه زيادي آمده تا از دشت‌هاي شيراز خودش را به گوشه يكي از پياده‌روهاي مشهد برساند تا آنها كه چشم‌انتظار سوغاتش از بهار شيراز بودند، بيش از اين معطل نمانند...

 

صبح روز آخر اسفند 90 كه مشهدي‌ها با هيجانِ رتق و فتقِ امور باقيمانده از سال كهنه، خانه را به مقصد خيابان‌هاي شهر ترك كردند، با صحنه‌هايي متفاوت در پياده‌رو و خيابان‌‌ مواجه شدند. «اتفاق»، اضافه شدن تصاويري شاعرانه و دلنشين در قالب «نمادهاي نوروزي» به سيماي شهرشان بود. مثلا در ميدان تختي مشهد، چندتايي توپ‌ پلاستيكي گل‌كوچيك جاخوش كرده بودند كه اين‌بار چون اندازه‌شان چند ده‌برابر بزرگ شده بود، زور هيچ همسايه‌اي به چاقو انداختن به شكم‌شان نمي‌رسيد يا در ميدان امام‌خميني (ره) اين شهر، قلك بزرگ سفالي چشم‌ها را خيره مي‌كرد كه شكسته شده بود و سكه‌ها و اسكناس‌هاي دهه شصتي‌اش در اطراف آن پراكنده شده بودند. آنهايي هم كه سر خودرويشان را سمت پل استقلال كج كرده بودند، از ديدن چرخ خياطي غول‌پيكري كه دامن بهار زير سوزنش كوك مي‌خورد، شوكه شدند. همه اين تصاوير به اضافه 300 اثر مشابه هنري ديگر در ميادين و پارك‌هاي شهر، هجوم كلي خاطره را از روزهاي كودكي براي مشهدي‌ها در نوروز 91 به‌ارمغان آورد.

اين تغيير آشكار چهره مشهد و اين كيفيت متفاوت آنها در ميهمان‌نوازي از زايران نه تنها به چشم پنج ميليون و 761 هزار مسافر نوروزي اين شهر آمد كه حتي روزهاي بعد تصاوير آن در وبلاگ‌هاي هنري و خبرگزاري‌هاي مختلف منتشر شد. آن‌طور كه مسوولان مي‌گويند، تدارك اين برنامه از شش ماه پيش آغاز شده بود اما نصب المان‌ها در مدت 48‌ساعت صورت گرفت تا حُسن غافلگيري آن براي شهروندان و زايران حفظ شود.

در فاصله ساعت 23 تا 6‌صبح

«موزه‌اي به وسعت شهر ايجاد كرديم.» اين آغاز صحبت‌هاي هادي مظفري مدير هنري شهرداري مشهد است كه بعد از چهار سال اجراي طرح استقبال از بهار، حالا به منتقداني كه باور نداشتند كار كوچك و كم‌حجمي كه سال 87 شروع شد، امروز با اين استقبال مواجه شود، مي‌گويد: حتي آن موقع هم بازخوردها و استقبال مردم چشمگير بود و اين نشان مي‌داد مردم تا چه اندازه به اين دست محرك‌هاي شادي‌آفرين نيازمندند.

او در توضيح اقداماتي كه امسال صورت گرفت هم مي‌گويد: فراخوان فستيوال استقبال از بهار 91 را مرداد سال گذشته اعلام كرديم و جامعه مخاطب‌مان هم 13‌هزار هنرمند از سراسر كشور قرار داديم. در كنار آن جلساتي را هم در دانشكده‌ها يا با گروه‌هاي مختلف هنري داشتيم كه باعث شد آخر كار هزار و 700 اثر به دبيرخانه اين جشنواره برسد و اين يعني 300‌درصد رشد كمي نسبت به پارسال.

اما آن‌طور كه اين مقام مسوول مي‌گويد اين آثار بعد از كارشناسي در قالب 303پروژه براي 515 نقطه شهر تعريف شدند كه طي دو روز نصب آنها به ‌طور كامل انجام شد؛ «مردم حدفاصل ساعت 23 تا 6صبح شاهد تغيير چهره شهرشان بودند و در روز اول بهار آن را با سيمايي متفاوت به نظاره نشستند.»

آثار معنوي يا نمادي بودند يا مفهومي

اما اين اتفاق، مثل اغلب رويدادهاي هنري در شهر مشهد بي‌انتقاد هم نبود. شمار اندك طرح‌هاي معنوي براي پايتخت معنوي ايران (آنچه كه در تاريخ 8/8/1388 مصادف با سالروز ولادت علي بن موسي‌الرضا (ع)، به اين شهر نام دادند) مهم‌ترين اين انتقادات بود كه مظفري آن را اين‌طور پاسخ گفت: «در فراخوان آثار نمادهاي موقت نوروزي، يكي از چهار‌محور موضوعي، نمادهاي مرتبط با حضرت رضا (ع) بود كه در دو قالب نشانه‌ها و نمادهاي مذهبي مثل تسبيح يا انگشتر فيروزه براي مساجد و معابر شهر پيش‌بيني شده بود يا در قالب مفاهيم معنوي، نظير دري رو به حرم در ميدان توحيد تعريف شد و از اين حيث آنچه را بايد براي خلق آثار معنوي انجام مي‌شد، پوشش داديم.»

سيدمحمد پژمان شهردار مشهد هم پيش از اين درباره نمادهاي نوروزي نصب‌شده در مشهد گفته بود: براساس آنچه گزارش شده است مردم از نمادهاي نوروزي امسال احساس رضايت مي‌كنند. وي درباره ضرورت افزايش طرح‌هاي متناسب با حال و هواي مشهدالرضا (ع)، اظهار داشته بود: در فراخوان، يكي از چهار موضوع «زيارت امام رضا (ع) و حرم مطهر» بوده است اما آثار متناسب با اين موضوع كه قابليت اجرا را داشته باشد بيشتر از تعداد اجراشده نبوده است.

پژمان شمار كمتر آثار با موضوع امام رضا (ع) را به شيوه انتخاب آثار از طريق فراخوان مربوط دانسته و براي برنامه‌هاي آينده گفته بود: براساس تجربه‌اي كه طي چند‌سال گذشته به دست آورديم بايد روش‌هاي انتخاب آثار هنري را اصلاح كنيم.

پژمان منظورش را اين‌طور توضيح داده بود كه: «به نظر مي‌رسد براي ايجاد حس و حال معنوي در شهر بايد همه آثار را از طريق فراخوان انتخاب نكنيم و شايد لازم باشد براي برخي نمادها سفارشي عمل كنيم.»

اما مظفري هم به اين حرف‌هاي كليد‌دار مشهد، اين نكته را اضافه مي‌كند كه: «اگرچه بخشي از جذابيت كار در اعلام فراخوان براي هنرمندان، به‌تماشا نشستنِ خلاقيت آنهاست اما به‌نظر مي‌رسد براي بخشي از موضوعات هم بايد سراغ هنرمندان اسم و رسم‌دار رفت تا با سفارش كارهاي موضوعي به ايشان، محتواي موردنظر نيز با كيفيت بيشتر توليد و تامين شود.»

نگران نيستيم تكرار شويم!

مدير هنري شهرداري مشهد از رضايت بالاي مخاطبان در نظرسنجي‌هاي صورت‌گرفته سخن مي‌گويد و اگرچه آماري در اين خصوص ارايه نمي‌كند، اما معتقد است كه عكس‌هاي يادگاري كه حالا توي آلبوم خيلي از مسافران نوروز 91 مشهد نشسته، گواه حظ و لذت آنها از كيفيت كارها بوده است.

مظفري نگران نيست كه سال آينده 303 طرح هنري كه در سطح شهر اجرا شده‌اند، دوباره تكرار شوند. دليل او هم اين است كه: «سال 87، از مجموع آثار هنري جشنواره استقبال از بهار يك كتاب 80صفحه‌اي چاپ شد اما از طرح‌هاي سال 91 قرار است كتابي هزارصفحه‌اي منتشر شود كه اگر كيفيت و كميت آثار را در آنها مقايسه كنيد، مي‌بينيد كه در تمامي چهار سال گذشته هيچ اثر و كاري با يك كيفيت تكرار نشده است و اين يعني در مسير بلوغ قرار گرفته‌ايم.»

المان‌ها را مي‌فرستيم شهرستان!

اما گلايه ديگر آقاي مدير، استفاده و كپي‌برداري از بعضي طرح‌هاي هنرمندان مشهدي براي فضاسازي شهري در پايتخت است؛ موضوعي كه اگرچه مظفري آن را به‌طور مبسوط توضيح نمي‌دهد اما مي‌گويد كه به‌واسطه گلايه‌مندي شديد بعضي هنرمندان مشهدي به‌طور جدي پيگير ماجرا هستيم تا حقوق معنوي توليدكنندگان اين آثار حفظ شوند.

او در ادامه، دغدغه هنرمندان و مشهدي‌ها را درخصوص سرنوشت المان‌هاي نوروزي مشهد اين‌طور پاسخ مي‌دهد: تعدادي از آثار را به يكي از پارك‌هاي مشهد و موزه «استقبال از بهار» مستقر در اين بوستان منتقل كرده و بخشي ديگر از آثار را هم به شهرستان‌هاي مجاور منتقل مي‌كنيم كه از قضا حسابي مشتاق و متقاضي اين دست توليدات هنري هستند.

اين‌بار مردم قاضي شدند

زیباسازی میادین و معابر شهر مقدس مشهد

اما يكي از نمادهاي جالب و خلاقانه نوروز امسال تلويزيون سياه و سفيد ۱۴اينچي قديمي در حاشيه ميدان احمدآباد مشهد بود كه صفحه آن تبديل به آكواريومي بزرگ و طبيعي با تعداد زياد ماهي قرمز شده بود. اين طرح كه عنوانش «كانال بهار» بود، دستپخت مهدي شبيري، كارشناس ارشد تصويرسازي است. او درخصوص ايده اين كار مي‌گويد: تلويزيون يكي از همراهان هميشگي ايراني‌ها در ايام نوروز بود كه آن را با جزو جدايي‌ناپذير سفره هفت‌سين ايراني‌ها يعني ماهي قرمز تلفيق كردم و نتيجه شد يك نماد پنج‌متري از تلويزيوني قديمي كه صفحه آن با بزرگ‌ترين آكواريوم شهري پُر شده بود. اين المان‌ها باعث بازآفريني خاطرات مردم شد و همين استقبال آنها از نمادهاي نوروزي نشان‌دهنده اين است كه در فضاي يكنواخت زندگي شهري مي‌توان يك «اتفاق» ثبت كرد.

شبيري براي اجراي اين كار هزار و 600‌قطعه ماهي قرمز را مورد استفاده قرار داده كه بازار داغ ماهي‌شب عيد، در تامين اين حجم، ‌كمكش كرده بود: «همه دردسرهاي كار به اين استقبال قابل توجه مردم مي‌ارزيد و اين برايم بسيار ارزشمند بود. يكي از ويژگي‌هاي كار زنده بودن بخشي از المان بود كه اين ارتباط دوسويه با مخاطب را تسهيل كرد.»

او كه سال گذشته هم طرحش با عنوان «كلاف‌هاي رنگي» يكي از ميدان‌هاي مشهد را قُرق كرده بود، از اينكه اثر هنري‌اش نه در منظر ديد گروهي از هم‌صنفانش كه در معرض قضاوت مردم قرار گرفته، خوشحال است و همين را انگيزه ارايه كارهاي خلاقانه‌تر براي سال‌هاي آينده مي‌داند.

نگرانم بعد چه مي‌شود؟

اما شايد خيلي‌ها ندانند كه سه «مترسك مهربان» كه در ورودي بلوار شهيد صارمي، تقاطع هنرستان و حاشيه پل فجر، نگاه رهگذران را به سمت خود مي‌كشاند، هنر دست مربي يك مركز فني و حرفه‌اي و البته تيم 13‌نفره كارآموزانش است. مژده ادهمي ليسانس نقاشي‌ است. او 9 ماكت براي فراخوان فستيوال استقبال از بهار به دبيرخانه جشنواره ارسال كرده بود كه نهايتا يكي از آنها مورد تاييد قرار گرفته و در سه نقطه شهر مشهد جانمايي شد. او مي‌گويد كه مخاطب كارش را همه اقشار، از همه سنين تعريف كرده است: «البته بيشتر نگاهم اين بود كه اين اثر براي كودكان جذاب باشد چرا كه كاري كه مورد پسند اين گروه قرار گيرد، از ميان قشر بزرگسال هم طرفدار پيدا مي‌كند.»

ادهمي قابل فهم بودن طرح و دور بودن آن از پيچيدگي‌هاي هنري آثاري را كه به نمايش گذاشته بود از بدو كار مد نظر داشته و جلب نگاه مخاطب را آزموني مشكل توصيف مي‌كند.

زیباسازی میادین و معابر شهر مقدس مشهد

وي مي‌افزايد: چشم مردم از ديدن اين همه آجر و سيمان و اين رنگ خاكستري غالب شهر خسته شده است. هنرمندان هم شهروندان همين شهرند و با آوردن نقش‌ها و رنگ‌ها به زندگي همسايگان‌شان مي‌توانند دستي بر چهره شهر بكشند.

ادهمي كه قدردان كمك همسر و 13كارآموزش است، دشواري كار را اين‌طور توضيح مي‌دهد: راستش را بخواهيد ساخت يك ماكت نيم‌متري يك حرف است و 9برابر كردن ابعاد همان ماكت هم حرف ديگر.

محاسبات كار حسابي وقت‌مان را گرفت و توليد سه المان در مدت سه هفته و نصب‌شان در سه نقطه شهر كار نفسگيري بود.

دغدغه ديگر اين هنرمند، سرنوشت اين المان‌هاست كه قرار بوده يك‌ماه چهره شهر را متحول كنند اما مسوولان از روزهاي بعد آن چيزي نگفته‌اند: «فكر مي‌كنم اين سه المان «مترسك مهربان» قابليت ماندگار و نمايش در دوره‌اي بلندمدت‌تر را دارند.»

دلهره داشتيم

نهنگ‌هايي كه جست و خيز‌كنان خاك حاشيه ميدان فجر را مي‌شكافند تا خودشان را به مقصدي جديد برسانند، سوژه عكس يادگاري بسياري از مسافران نوروزي بود.

اين ايده «حسن ملا‌نوروزي» از تقويم مغولي كه امسال را سال «نهنگ» نام داده است، بيرون كشيده شده بود.

او در توضيح كارش مي‌گويد: اين المان با متريال فايبرگلاس ساخته شده است و با توجه به تجربه ‌سال‌هاي گذشته‌ام تلاش كردم تا مقاوم‌سازي كافي براي اين كار انجام شود تا ماندگاري بيشتري در رويارويي با استقبال مردم و ژست‌هاي عكاسي آنان داشته باشد.

اين هنرمند نيشابوري اگرچه عيد امسال، مشهد نبوده تا استقبال مردم را به‌چشم ببيند اما از تماس‌ها و انعكاس‌هاي خبري عمق توجه مردم را دريافته ‌است.

او توضيح مي‌دهد: خوشبختانه مردم احترام به اين دست توليدات هنري را كه براي آنها توليد مي‌شود، آموخته‌اند و از جهات زيادي تخريب‌ها كاهش يافته است. ملانوروزي مي‌گويد كه امسال يك اثر المان نوروزي ديگر هم توليد كرده است و آن «تولدي ديگر» در حاشيه ميدان جانباز بوده كه پروانه‌اي ا‌ست كه با يكسري فلزات دورريختني از بازيافت مواد و قطعات موتوسيكلت توليد شده است. اين سازه 150‌كيلوگرمي سه متر ارتفاع دارد و ساخت آن يك‌ ماهي وقت اين هنرمند را گرفته است. او از دلهره هنرمند براي توليد چنين آثاري كه اين طور مستقيم در معرض قضاوت مردم قرار دارد، مي‌گويد و مي‌افزايد: چنين تجربه‌اي صرف نظر از روند اجراي آن مي‌تواند به ارتقاي سواد بصري مخاطبان هم كمك كند.

* تصاویر بیشتر

زنان خوب فقط به بهشت میروند وزنان بد به همه جا میرسند....

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۱ |

*  " شهناز " دوستم -كه حال ديگر بين مانيست –  با وجود دو فرزند ؛  ازدهه هفتاد كارهاي مختلفي كرد. چند سالي در روزنامه ما به عنوان رو.زنامه نگار كار ميكرد. ديپلمه بود اما غيرت وجنم كاررا داشت. از ان دسته آدمها بود كه از زير زمين هم نان در مي اورند. زني كه با حقالتحرير مختصري اجاره خانه ميداد... اما هيچوقت كارش درروزنامه محكم نشد واوناگزير رفت.  اوسالها كاركرد.حتي  اوايل دهه هشتاد   كه زني متاهل با   فرزنداني  نوجوان بود  براي پيدا كردن كار خودش را به دروديوار ميزد.  بعد ازمدتي گفت : بايد مانتويي باشي كه استخدامت كنن.. براشون قيافه مهمه... اونم چادرش روبرداشت ..اما بعد ازمدتي خدا كمك كرد وكارخوبي با كارفرماي با وجداني سرراهش قرا گرفت. بگذريم كه كار برايش وفا نكرد واو درحادثه اي كشته شد...

 

* دوست ديگري كه من دلم ميخواهد " يلدا" صدايش بزنم هم كه دانش اموخته نمونه بود سالها موقت اينجا وآنجا كار ميكرد.  طي اين روزها حرفها وبرخوردهاي مختلفي راهم تجربه كرده بود. اونيز كه متاهل بود با پيشنهادهاي متعددي درمحل كارش مواجه شد. از تشويقهاي انچناني كه خودش نميدانست براي چه بايد بگيرد وامتناع ميكرد  تا ترغيب براي جدايي از همسرش !!!!دوستم هم رفت خانه نشست.

 

* اونی‌ که بهت کار طولانی بده، حال طولانی‌ام می‌خواد» این جمله‌ای بود که یکی از بازیگران زن به نقل از تهیه‌کننده‌ای سرشناس نقل کرد وداستان فساد در سينما  دوباره نقل محافل شد. اما گويا فقط سينماگرفتار اين وضعيت است. شايد هيچكس در ادارات وموسسات دولتي وغيردولتي كار نميكند كه ببيند دراين فضاها هم زنان براي ماندن وگرفتن پست وجايگاه ودر امدي بايد چيزي براي عرضه داشته باشند. مهم نيست چادري هستي يا مانتويي فقط بايد اهل باشي ...نگاهي به وضعيت استخدام زنان بيندازند ميبينند كه فساد يعني چه؟ اگر سري به دانشگاههاي دولتي وغير دولتي و.... بزنند ميتوانند ببينند كه  وضع چطور است... فساد كه تنها تن فروشي نيست. اگر براي دو سال ماندن وپست گرفتن .. دوست وهمكارت را هم فروختي فاحشه اي. اگر براي شندرغاز عقيده ات را حراج گذاشتي فاحشه اي ..زن ومردهم ندارد..اينطوري اگر نگاه كنيم  ميبينيم.. انقدر كه ادعا ميكنيم جامعه سالمي نداريم وسالم نيستيم...

 

*  این مساله انقدر فاش دراجتماع مشهود است که چند سال پيش قراربود طرح صيانت زنان درادارات دولتي وغير دولتي اجرا شود اما اين طرح هم فقط چند خط گنگ روي كاغذ بود وبس ...شاید نتایج به دست امده مسولان را ناامید از تعقیب کرد!!!!

معاملات بودار

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۱ |
ایمیلی به دستم میرسد درباره فروش شماره تلفنها وایمیلیها ، برای ارسال پیامک تبلیغاتی... عجیب است. کدام مرجع قانونی اجازه داده است شماره تلفن پزشکان ودانش اموزان موسسات اموزشی و.. برای ارسال پیامک تبلیغی دراختیار همه قرارگیرد. این فرد وموسسه با چه مجوزی این شماره ها را دردست دارد. خودش برای تهیه این آدرسها چقدر هزینه کرده است. این فرد ایا زیر نظر مراجع قانونی فعالیت میکند. به طور کلی آیا مسوولان امنیتی وانتظامی ما به عواقب اجتماعی اینگونه مشاغل ومعامله ها فکر میکنند.

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۱ |

 

«تابناک»، روز گذشته رئیس مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، درباره استخدام نیمه وقت دو کارمند زن به جای یک کارمند (زن) به فارس گفت: ساعت کار این زنان (نیمه وقت) در هفته ۲۲ ساعت است؛ البته دریافتی، حق بیمه و حق بازنشستگی آن‌ها نصف یک کارمند زن (تمام وقت) است.

 

مریم مجتهدزاده درباره مجوز این اقدام گفت: بنا بر ماده ۵۱ قانون برنامه پنجم توسعه که برای استخدام مجوز می‌دهد، به ازای خروج هر سه نفر از مشاغل تصدی‌گری، یک استخدام و به ازای خروج هر یک نفر از مشاغل حاکمیتی، یک استخدام جدید می‌تواند صورت بگیرد.

 

وی در توجیه این کار افزود: مرکز امور زنان با توجه به شمار زیاد زنان تحصیل‌کرده و فرصت‌های کم اشتغال برای آن‌ها پیشنهاد داده که به جای استخدام یک زن، دو کارمند زن نیمه وقت استخدام و این طرح در قالب لایحه بودجه ۹۱ مطرح ‌شود؛ یعنی اگر یک کارمند در روز هشت ساعت (و با ملاحظات قانونی برای پنجشنبه‌ها، در هفته ۴۴ ساعت) کار می‌کند، این زنان چهار ساعت (و در هفته ۲۲ ساعت) در محیط کار حضور می‌یابند و دریافتی، حق بیمه و بازنشستگی آن‌ها نیز نصف می‌شود.

 

این خبر به ظاهر خوشایند، در حالی از سوی «رئیس مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری» مطرح می‌شود که بر پایه ماده ۵۱ قانون برنامه پنجم توسعه۱، هر گونه به‌کارگیری نیرویی در دستگاه‌های اجرايی، مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری ممنوع است، جز مواردی که بر پایه تبصره یک این ماده، مجوز استخدامشان در قانون بودجه تصویب شده باشد.

 

اینجاست که فارغ از اینکه این وظیفه بنا بر قانون به معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس‌جمهور سپرده شده و نه تنها رئیس مرکز امور زنان و خانواده ـ که مشاور رئیس جمهور نیز به شمار می‌رود ـ در چارت سازمانی این معاونت جایگاهی ندارد، بلکه بر پایه ماده ۲۳۰ قانون برنامه پنجم توسعه۲، وظایفی بر عهده این مرکز نهاده شده که در کل با استخدام دو کارمند نیمه وقت در یک پست استخدامی تفاوت دارد!

 به عبارت ساده‌تر، سخنان رئیس این مرکز بر خلاف آنچه قانونگذار «استیفای حقوق شرعی و قانونی زنان در عرصه‌های اجتماعی» می‌داند و در تضاد با آنچه عامل توسعه این مرکز نام گرفته و رئیس این مرکز را به سمت مشاور رئیس جمهور ارتقا داده است، گفته شده و این موضوع را در حد یک شعار تبلیغاتی خواهد رساند؛ بماند که طرح مسائلی چون حق بیمه نصف ـ که تا کنون مسبوق به سابقه نبوده و احتمالا پیش‌بینی قانونی هم نشده است‌ ـ بر ابهامات بیشتر این موضوع می‌افزاید و ماجرای دکمه کتی را به یاد می‌آورد که نیاز به دوختن کت و شلوار (شاید هم کت و دامن!) خواهد داشت!

 

شاید بد نباشد، از مسئولان دخیل در تصمیم‌گیری برای امور زنان بخواهیم به جای طرح راهکارهای اشتغال نصفه و نیمه این انبوه تحصیل کرده و جویای کار، کمی عمیق‌تر به ماجرا بنگرند تا شاید سخنان‌ گاه و بی‌گاه استاندار یکی از خطه‌های جنوبی کشورمان نیز برایشان جلب توجه کند که نه تنها بار‌ها جمله «هیچ دستگاهی نباید منشی زن داشته باشد» را تکرار کرده‌اند، بلکه چنان پیگیر این دستور خودساخته بوده‌اند که اکنون نوید می‌دهند که: «یکی دو دستگاه اجرایی مانده بودند که منشی زن داشتند که آن‌ها نیز در این زمینه [حتما منظورشان اخراج و بی‌کار کردن این بانوان محترم است!] اقدام کردند»!

 

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۱ |
شاید امروز تا ۶ عصراداره باشم مصاحبه دارم اما دلم میخواهد بیرون بزنم و" دادادادادادا.." خودم را باز پیدا کنم..زروان پست جالبی درگوگل پلاس داشت.نوشته بود

دوست داشتنت رودی است

از شنا در آن لذت می برم

ولی مالکش نیستم

 

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۱ |
دوستی میگفت امروز رسانه ملی در برنامه ای با اجرای رضا رفیع به نقد طرح استخدام نیمه وقت بانوان پرداخته  است .من که این برنامه را ندیدم اما طرح و اجرای چنین برنامه هایی به لحاظ مختلف قابل بررسی است.

سهم زنان نصف مردان است؟

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۱ |
 

الف: مريم مجتهدزاده درخصوص استخدام نيمه وقت دو كارمند زن به جاي يك كارمند اظهار داشت: براساس ماده ۵۱ قانون برنامه پنجم توسعه كه براي استخدام مجوز مي دهد به ازاي خروج هر سه نفر از مشاغل تصدي گري يك استخدام و به ازاي خروج هر يك نفر از مشاغل حاكميتي يك استخدام جديد مي تواند صورت بگيرد.

به گزارش  الف به نقل از مشرق،وي افزود: مركز امور زنان با توجه به تعداد زياد زنان تحصيلكرده و فرصت هاي كم اشتغال براي آنها پيشنهاد داد به جاي استخدام يك زن دو كارمند زن به صورت نيمه وقت استخدام شوند و اين طرح در قالب لايحه بودجه ۹۱ مطرح مي شود.

رئيس مركز امور زنان درخصوص وضعيت ساعت كار و بيمه اين كارمندان به فارس گفت: ساعت حضور اين زنان در محل كار نصف يك كارمند است يعني اگر يك كارمند در طول روز ۸ ساعت كار مي كند اين زنان ۴ ساعت در محيط كار حضور مي يابند و دريافتي، حق بيمه و بازنشستگي آنها نيز نصف مي شود.

مجتهدزاده بيان كرد: در اين طرح زنان كارمند به جاي اينكه هفته اي ۴۴ ساعت در محل كار حضور يابند هفته اي ۲۲ ساعت كار مي كنند و به اين ترتيب مي توان براي هر يك پست استخدامي دو كارمند زن را جذب كرد البته بايد مشاغل اين ظرفيت را داشته باشند تا دو نيروي نيمه وقت در آن حضور يابند.

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۱ |

سخت

سخت سخت

 به آخرين تكه ازخاطره ات چسبيده ام

تو اسان

قهوه تلخت را

جايي كه نميدانم كجاست مينوشي

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۱ |

پایان تمام دردهاست

سر آغاز گرم ِ دستهای تو...

دستهای تو،

این دو رودخانه ی جاری

که دریاهای جهان را

                         سیراب می کنند!

(2)

شفا بخش و بی پروا

لبانِ معجزه ات

در من می شکفند،

چون باغی در آتش!

لبانِ تو...

               بر گردن من...

                           حق بزرگی دارند

* انسیه موسویان

            

بی رحمی

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۱ |
خبری در یاهو درباره مجازات معلمی به دلیل ارتباط با دانش آموز جوانش میخوانم... مساله مهم برای من نفی یا تایید این ارتباط نیست .بلکه تصویر خبر است . هنوز هم درنگاه دختر جوان محبت به معلمش دیده میشود ولی تصویر معلم رنج آور است...دلم میخواهد به این معلم حمله کنم...نگاهش نفرت انگیزه...دلم برای دخترک میسوزه...این واقعن سو استفاده از احساسات آدم است...ناراحتم...

James Hooker and Jordan Powers (via Yahoo! News)

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۱ |
 

ديگر هيچ حوايي سيب نخواهد خورد

همان يكبار كافي بود

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۱ |
هرروز

بارها بارها

ازدور ميبوسمت

شايد هيچگاه به دستت نرسد

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۱ |
من مريمم

اما هنوز هيچ ايه اي 

هيچ آيه اي

برايم نازل نشده

من فراموش شدم

توسط محبوبه علی پور | شنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۱ |
ماهايا پطروسيان بازيگر سينما در خصوص مقوله فساد درسينماي ايران نظرات جالبي دارد گرچه سايتها سعي ميكنند كه حرفهاي اورا درراستاي نظارت ديگران تيتر بزنند اما حرفهاي او واقعي تر از ديگران است باهم ميخوانيم:

فارس: «ماهایا پطروسیان» با اشاره اظهارات اخیر پرستو صالحی در باب فساد در سینما، گفت:‌ این حرف‌ها، حرف‌های جدیدی نیست و این‌ها اتفاقاتی است که سال‌هاست رخ می‌دهد.

پس از انتشار اخباری مبنی بر گلایه پرستو صالحی از فساد موجود در سینمای ایران که از صفحه شخصی او در فیس‌بوک گرفته شده بود، من تأیید اظهاراتش، به تشریح این موضوع پرداخت.

بر آن شدیم تا با بازیگر دیگر سینما «ماهایا پطروسیان» در این باره صحبت کرده و نظرات این بانوی هنرمند سینمای ایران را درباره اظهارات اخیر پرستو صالحی جویا شویم، متن کامل این گفتت‌وگو در ذیل می‌آید:

‌* فساد در سینما، حرف تازه‌‌ای نیست
«ماهایا پطروسیان» پیرامون صحبت‌های اخیر پرستو صالحی مبنی بر وجود فساد در سینمای ایران به واسطه افراد سود‌جو، گفت: من کم و بیش ‌این حرف‌ها را شنیده‌ام، البته این حرف‌ها، حرف‌های جدیدی نیست و این اتفاقات، اتفاقاتی است که سال‌هاست رخ می‌دهد. بیش از ۱۵ سال است که بسیاری از سینماگران درباره وضعیت نابسامان سینمای ایران هشدار می‌دهند و صحبت می‌کنند.

وی ادامه داد: فساد در سینما وجود دارد اما به همان اندازه که در سطح مملکت نیز چنین مسئله‌ای وجود دارد. اصولاً اگر فساد در مملکت فرصت ریشه‌دوانی داشته باشند تبعاً نشانه‌های آن در تمامی سطوح جامعه نمود پیدا می‌کند.

این بازیگر سینما در ادامه توضیح داد: در همین راستا، فساد در بخش اقتصادی به یک شکلی، در مسائل فرهنگی و اجتماعی به گونه‌ای دیگر وجود دارد، اما اگر ما درباره فساد در سینما صحبت می‌کنیم به این دلیل است که ما بیشتر از بقیه اقشار جامعه، اهالی سینما را می‌بینیم و می‌شناسیم وگرنه همه می‌دانیم بسیاری از مسائل غیر اخلاقی و فساد در جاهایی از جامعه به صورت وحشتناک‌تر اتفاق می‌افتد که نه کسی می‌بیند و نه می‌تواند جلوی آن را بگیرد. بنابراین نمی‌توانیم بگوییم همه جای جامعه پاک است و حالا بیاییم درباره این موضوع در سینما صحبت کنیم.

پطروسیان خاطرنشان کرد: زمانی که در تمامی حوزه‌ها و البته در حوزه سینما ملاک ورود، تخصص نباشد و افراد بدون داشتن صلاحیت لازم با پارتی‌بازی و آشنایی و با موارد دیگر که فساد نیز شامل‌ آن‌ها می‌شود پستی، مقامی، شغلی و پول بیشتری به دست آورند، به تبع برای سینما نیز همین اتفاق می‌افتد.

‌* در سال‌های اخیر، ورود افراد غیرمتخصص به سینما، بیشتر به چشم می‌آید
وی با تأکید بر این که موضوع ورود غیر‌متخصصانه، بحث تازه‌ای در سینمای ایران نیست، بیان داشت: این موضوع، اتفاق تازه‌ای نیست که مثلاً یک ماه باشد که سینما به آن دچار است، بلکه این ماجرا قدیمی است و تنها در سال‌های اخیر تعداد افرادی که به سینما ورود پیدا می‌کنند بیشتر شده است؛ به فراخور تعداد افرادی که از راه نامناسب به سینما ورود پیدا می‌کنند نیز بیشتر می‌شود و بیشتر به چشم می‌آید و دیده می‌شود.

پطروسیان در پاسخ به این سؤال که راهکار برون‌رفت از این فضا را با توجه به سال‌ها تجربه و کار در فضای سینما چه می‌دانید، اظهار داشت: تنها راهکار این وضعیت این است که تنها از افراد متخصص و دانش آموخته سینما یا افرادی که برای فراگیری حرفه بازیگری به کلاس‌های معتبر رفته باشند، استفاده شود.

‌* کسی که علم بازیگری داشته باشد، هرگز تن به فساد نمی‌دهد
این بازیگر ادامه داد: کسی که تخصص کافی برای ارائه هنر و استعداد خود داشته باشد و برای تحصیل علم و اجرای هنر بازیگری تلاش کرده باشد، هرگز برای بازیگری تن به فساد نمی‌دهد؛ چرا که عزت نفسی بالاتر از این حرف‌ها دارد، این فرد هنر و تخصصی دارد که می‌تواند به آن ببالد و در مقابل کسی که هنر، استعداد و تخصص لازم و کافی برای ورود به این عرصه را ندارد طبیعتاً ممکن است با هر اتفاقی خام شود و نتیجه این می‌شود که هم افراد ناوارد، ناشایست و نالایق وارد این حرفه شده که جای ده‌ها آدم لایق و تحصیل‌کرده را می‌گیرند و هم باعث ترویج فساد در سینما می‌‌شود.

وی در ادامه افزود: در این میان، افرادی نیز وجود دارند که از وضعیت به وجود آمده سوء استفاده می‌کنند. برخی در سمت مدیر تولید، دیگری در سمت تدارکات حتی برخی نیز سمت خاصی ندارند اما خود را به جای افراد معتبر در سینما جا می‌زند و به این وسیله ممکن است افرادی را گول بزنند.

‌* ‌ هیچ‌کس نباید احساس کند می‌تواند از راه میان‌بر وارد سینما شود
پطروسیان در ادامه بیان داشت: البته در این وضعیت نابسامان تنها دختران آسیب‌پذیر نبوده و پسران هم از این شرایط ایمن نیستند و ممکن است فریب بخورند. دختر و پسر فرقی ندارد، مهم این است که هیچ‌کس نباید احساس کند که می‌‌تواند از راه نادرست و میان‌بر وارد حیطه سینما شود. وقتی راه مشخص است باید افراد بروند چند سال تحصیل و تمرین کنند و اگر برای این کار مناسب باشند بدون شک جذب می‌شوند و البته سختی‌های این کار را نیز تجربه می‌کنند.

‌‌* افرادی که برای بازیگر شدن به هر کاری تن می‌دهند، خیلی زود فراموش میشوند
پطروسیان در ادامه گفت: چرا باید آدم شخصیت خود را نابود کند، روح خود را از بین ببرد و به هر کاری تن دهد تا مثلاً نقشی در فیلمی بازی کند، آخر سر نیز ۱۰۰ درصد افرادی که از این راه وارد شدند به جایگاه یک هنرمند معتبر نمی‌رسند. ممکن است یکی دو کار انجام دهند که چهره شوند، اما خیلی زود فراموش می‌شوند؛ چرا که افرادی که با آبرو وارد سینما نشده‌اند، همین بی‌آبرویی آن‌ها را کم‌کم طرد می‌کند.

آقا یون بذارن ما زندگی کنیم....

توسط محبوبه علی پور | جمعه هجدهم فروردین ۱۳۹۱ |
 

دریکی از سایتها سرگذشت یک دختر کارگر جنسی را که از قضا ایرانی است رامیخوانم. متاثر میشوم ولی نظرات کاربران ناراحتی ام را مضاعف میکند.دوستان یا اورا طعن ولعن کرده وزیاده خواه می دانند. ..... عده ای نیز با دلسوزی وعده کمک ومساعدت میدهند... به نظرم این دوستان اگه درهمین جامعه نگاه کنن زندگیای بسیاری رو میبینن که باعث تخریبش شدن این برادران اگه ما زنها را به حال وروز خودمون رها کنن مطمئن باشن مشکلات ما خیلی کمتر میشه...ما بهتر وموثرتر زندگی میکنیم...

قابل توجه

توسط محبوبه علی پور | جمعه هجدهم فروردین ۱۳۹۱ |
سینماپرس: الهام حمیدی، سردبیر مجله «دنیای زنان» گفت: تاکنون کار خبری انجام نداده‌ام اما علاقه‌مندی به این نشریه و پرداختن به موضوع زنان در جامعه دلیل پذیرفتن پیشنهادی سردبیری بود. الهام حمیدی با اشاره به پذیرفتن سردبیری مجله «دنیای زنان» بیان کرد: تاکنون کار خبری انجام نداد‌ه‌ام، به همین خاطر بیشتر کار نظارت بر بخش‌های مختلف را برعهده گرفته‌ام و در این مجله همکاری می‌کنم.

وی در مورد پذیرش این پیشنهاد با توجه به عدم سابقه در دنیای مطبوعات عنوان کرد: مدتی پیش مدیر مسئول موسسه فرهنگی «دنیای زنان» پیشنهاد سردبیری را مطرح کرد که من نیز با توجه به علاقه‌ای که از گذشته به این نشریه داشتم و رویکرد و نگاه این نشریه در پرداخت به دنیای زنان دلیلی شد تا پیشنهاد وی را قبول کردم.

این بازیگر سینما و تلویزیون گفت: کار من به عنوان سردبیر از شماره فروردین‌ماه مجله شروع شده و در حال حاضر نیز همکاری خوبی با قسمت‌های مختلف از جمله بخش هنری دارم. امیدوارم بتوانیم در آینده نزدیک تعداد مخاطبان نشریه را افزایش دهیم.

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۱ |
من سينما را دوست دارم .حتي همين سينماي درهم وبرهم ومحتضر كشورم را كه گاهي خرخرش شنيده ميشود. براي همين نسبت به ان متعصبم. وقتي ميگويند سينماي ايران فاسد است رنج ميبرم .با خودم ميگويم اين آدمهاي مدعي كجاي اين سينماي فاسد ايستاد ه اند يا قبلن ايستاده بودند

امروز در سايتي از مصاحبه با پرستو صالحي را ميخوانم كه  چندي پيش ادعاي فساد سينما راداشت.من ازاو وهمراهانش تعجب ميكنم كه براي ورود به اين سينماي فاسد وكثيف حاضر شدند نقش چهره شان را تغيير دهند وزير  تيغ جراحي زيبايي بروند. اگر ازاين فضا رنج ميبرند چرا براي ورود به آن تن به هزار مشكل و تغيير ودگرگوي ميدهند...آيا اين روند تاييد اين جريان فاسد نيست؟

سال 2012 به نام "زنان و دختران در ICT" نامگذاری شد

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۱ |

دبیرکل اتحادیه بین المللی مخابرات موضوع انتخابی امسال این اتحادیه را "زنان و دختران در فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی" عنوان کرد و گفت: این شعار تضمین آن است که زنان که نیمی از جامعه را تشکیل می‌دهند با رعایت تساوی پیشروی کنند.

، در آستانه 27 اردیبهشت روز جهانی مخابرات و جامعه اطلاعاتی، دبیرکل اتحادیه جهانی مخابراتی در پیامی نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات را در خلق فرصت برای مردم در همه مراحل زندگی و به‌ ویژه برای افراد آسیب‌پذیر و محروم تسهیل‌گر عنوان کرد که چارچوبی برای توسعه پایدار در بلند مدت ایجاد می‌کند.

 

حمدون توره گفت: امسال ما در روز جهانی مخابرات و جامعه اطلاعاتی مصمم به بهره‌برداری از قابلیت کامل فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی در جهت تامین منافع زنان و دختران از طریق حذف نابرابری‌های جنسیتی و توانمندسازی آن‌ها برای تحقق اهداف و آمال‌شان هستیم براین اساس هدف موضوع انتخابی امسال تضمین آن است که زنان که نیمی از جامعه را تشکیل می‌دهند با رعایت تساوی پیشروی کنند.

 

وی با بیان اینکه زنان اساس جوامع ما هستند و با وجود این هنوز نابرابری جنسیتی وجود دارد ادامه داد: زنان و دختران از حق دسترسی به مراقبت های بهداشتی پایه و آموزش و فرصت اشتغال برابر محروم شده‌اند. آن‌ها در تصمیمات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی گرفتار نابرابری بوده و اغلب با خشونت و تبعیض مواجه می‌شوند که این وضعیت غیرقابل قبول است و ما باید با همه ابزارهای موجود با آن مقابله کنیم.

 

توره یکی از اهداف برنامه توسعه هزاره سازمان ملل را برابری جنسیتی عنوان کرد و افزود: فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی ابزاری هستند که به دستیابی به این هدف کمک می‌کنند و به همین علت است که شورای اتحادیه بین‌المللی مخابرات پیشنهاد کرد که ما با استفاده از قدرت ICT، تلاش‌های خود را در این سال بر تامین فرصت‌های جدید دیجیتال برای خاتمه‌دادن به تبعیض و توانمندسازی زنان و دختران در دستیابی به جایگاه بحق و برابر خود معطوف کنیم.

 

دبیرکل ITU تصریح کرد که باید هم‌زمان به مراقبت‌های بهداشتی قبل از تولد و تامین این خدمات برای دورافتاده‌ترین جوامع از طریق پزشکی از راه دور (تله‌مدیسین) و سایر ابزارها نیز توجه شود و باید حق هر مادر، هر دختر و هر زن به محض تولد تضمین شود.

 

وی از کشورهای عضو اتحادیه مخابرات، اعضای بخش و انجمن‌ها و همچنین دانشگاهیان و شهروندان خواست که همه منابع متصور را برای تضمین دسترسی همه زنان و دختران جامعه در سراسر جهان  به فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی به کار ببرند تا آن‌ها مهارت اطلاعاتی و دانش لازم را کسب کنند و از فرصت‌های دیجیتال موجود استفاده کنند و رهبران سیاسی، سیاستگذاران، قانون‌گذاران، مجریان، صنعت و جوامع مدنی نیز سیاست‌ها و خط‌ مشی‌هایی اتخاذ کنند که فرصت‌های ICT را برای زنان و دختران تقویت کند.

 

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۱ |

به دنبال مزار بي‌نشانت باز مي‌گردم

...

          همه پس كوچه‌هاي شهر را گشتم

                                            نشاني نيست

مدينه، ديگر آن شهر قديمي نيست

                  هتل‌ها با نماهاي گرانيتي

                    بناهاي مجلّل، برج‌هاي انگليسي‌منظر و كف‌پوش‌هاي سنگ

مدينه ديگر آن شهر صميمي نيست

         در و ديوار اين شهر سراسر سنگ

                        غريبي را سرت فرياد مي‌بارد

نه از زهرا نشاني هست

                نه از كوي بني‌هاشم

ولي بوي تو را احساس مي‌كردم

نفس در سينه‌ام احساس تنگي داشت

صداي «الاجل، عجّل وفاتي» باز در گوشم طنين افكند

تو را ديدم كه مي‌بردند

شبانگه بود

          براي رفتنت اي نوگل احمد چه بي‌گه بود

ولي رفتي؟ علي را كاش مي‌بردي!

در اين شهر سراسر مردمانش سنگ

               علي ديگر دلش خوش بود زهرا هست

تو هم رفتي؟

...

علي جان! ديگر از امشب انيست نيست

علي جان! صبر كن ديگر!

             رفيق رمزها و رازهايت نيست

                 شريك زخم‌هايت رفت و راحت شد

علي جان! ديگر از امشب

                          تو هستي و مدينه؛ شهر نامردان

علي جان! ديگر از امشب

                          تو هستي و سرچاه و هجوم اشك‌ها و نعره‌هاي گاه و بي‌گاهت

علي جان! جان من آرام‌تر

                 يتيمانت نخوابيدند

                                مبادا اشك‌ها و ناله‌هايت را ...

...

شبانگه بود

      براي رفتنت زهرا چه بي‌گه بود

...

و من رفتم از اين شهر سراسر سنگ

ولي اما

      به دنبال مزار بي‌نشانت باز مي‌گردم

* اين سروده را به طور تصادفي امروز پيدا كردم از وبلاگ شهروند دردمند...

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۱ |



 سبک زندگی به مجموعه ای از ارزش ها و باورها یی که مصداق بیرونی یافته اند،‌ رفتار ها و علاقه مندی ها و هر جنبه بیرونی از ویژگی های شخصیتی گفته می شود. نکته در اینجاست که سبک زندگی با ویژگی های شخصیتی تفاوت دارد. اشتباهی که معمولا خیلی ها مرتکب می شوند. ویژگی های شخصیتی درونی و تا حدودی پایدار می باشند. اما سبک زندگی نماد عینی این ویژگی هاست و جنبه بیرونی یافته است. به عنوان مثال فردی ممکن است ویژگی های شخصیتی درونگرایی،‌انزوا گزینی را داشته باشد. اما داشتن دوستان اندک،‌ دوری از مهمانی ها و مجالس،‌ دیر ازدواج کردن و ... مربوط به سبک زندگی وی می شوند. بنابراین سبک زندگی الگوهای رفتاری هر فرد هستند.


همانطور که جوامع به سمت مصرف گرایی پیش می روند،‌ سبک های زندگی نیز به طور جدی به این سمت پیش می روند. به طور مثال در جوامع پیشین برند گرایی رواج نداشت بنابراین تمایل افراد به نشان دادن هویت خود با برند لباسشان وجود نداشت. اما نسل های امروزی هویت خود را با برندشان نشان می دهند. این تظاهر باعث شده تا به تدریج علاوه بر شکاف بین نسل ها،‌ شکاف بین سبک ها نیز رخ دهد.


 تغییر نسل ها، تغییر سبک ها را به دنبال خود دارد و بالعکس. در واقع این رابطه همبستگی است و نه علی و معلولی و نمیتوان علت و معلول را به خوبی در اینجا تشخیص داد. تجمل گرایی و مصرف گرایی سبک زندگی های امروزی یکی از آسیب هایی است که به جامعه وارد می شود. نکته جالب توجه اینجاست که سبک زندگی با فرهنگ یکی نیست واز نظر ساختاری منعطف تر است. اگر یکی از این دو عنصر (سبک زندگی یا نسل) را بتوان تعدیل کرد شاید عنصر بعدی نیز منعطف تر شود.


به هرحال  تغییر در یکی از این دو عنصر الزامی است. در اینجا آنچه که قابل بررسی و تصحیح است سبک زندگی است. تغییر سبک زندگی تظاهرگرایی و مصرف گرایی جوانان راحتتر و عملی تر از تغییر جوانان است. چیزی که متاسفانه امروزه برخلاف آن را شاهد هستیم. قیچی کردن موی بلند یک جوان در ملا عام چیزی را عوض نمی کند. ما نمی توانیم انسان ها و ساختار ایشان را عوض نماییم. اما پیشنهاد کردن سبک زندگی  مناسب تر به ایشان راه حل منطقی تری است. نمونه این راه حل ها که خوشبختانه به تازگی و البته به آهستگی شاهد آن هستیم،‌ طراحی سبک های پوشش اسلامی،‌ پیش کشیدن الگوهای جدید تقلید برای جوانان در قالب تی شرت هایی که عکس شهدا را دارند،‌ و ... می باشند. امروزه دیگر شاهد جوانانی هستیم که سبک زندگی شهید مصطفی روشن را طلب می کنند و حتی رشته تحصیلی خود را نیز در این راه تغییر می دهند. بنابراین ما نمی توانیم سبک جوانی را از جوان بگیریم، اما می توانیم آن را هدایت و اطلاح کنیم. ارایه این سبک ها به جوانان و دادن حق انتخاب به ایشان علاوه بر کاهش خطرات ساختاری و هویتی مزایای بالایی دارد.

تغییر در سبک زندگی از تقابل تا تعامل فرهنگي

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۱ |

 

آقا بزرگ ! مثل همه شبهای یلدا ، حافظ را برداشت تا فالی بزند. همه منتظر بودن تا از لسان شاعر وعده های خوبی بشنوند  اما  پسرجوان به شدت مشغول ،پیامک فرستادن بود . اقا بزرگ گفت: سهیل این فال تویه. همه خندیدند .پسرجوان گفت: زحمت نکشین من منتظر کسی نیستم..در ضمن عمر خفظ گذشته.. من با اینترنت خودم پیداش میکنم...

سالهاست که جلوههای مختلف فرهنگی با تغییر در سبک زندگی دگرگون شده است.

 

دکتر حامد بخشی با اشاره به سبک زندگی و چگونگی  شکل گیری آن به گزارشگر ما میگوید: تغییر سبک زندگی ازمفاهیم جدید در علوم اجتماعی است .زیرا همزمان با بروز  مدرنیته   مطرح شد. زیرا در جامعه سنتی ،  اغلب دوطبقه مشخص ومحدود با شرایط  وشیوه های زندگی ؛ وجود داشت اینگونه هنجارهای اجتماعی نیز بسیار محدود ومشخص بود. چنانکه مارکس معتقد بود ، درجامعه باستانی , دو طبقه ارباب  وبرده وجودداشت .ودرجوامع روستایی نیز مردم یا مالک بودند یا رعیت، شرایط وجایگاه طبقاتی هریک نیز مشخص وتعریف شده بود . تا جایی که افراد حتی آزادی برای انتخاب لباس  نداشتند چون نوع پوشش آنها نیز محدود بود.

وی اضافه میکند: با بروز مدرنیته  وبه خصوص شکل گیری طبقه جدیدی به نام " طبقه متوسط، این محدودیتها ومرزبندیها نیز تغییر کرد . چنانکه شاهد سیال شدن طبقات اجتماعی شدیم .البته علاوه بر این  ؛ ظهور تکنولوژی نیز دراین روند اثرگذار بود وباعث تنوع وتکثر در شیوه های زندگی شد .

این مدرس دانشگاه همچنین اظهار میکند: تعاریف متعددی درباره " سبک زندگی وجوددارد. اما  از فراگیر ترین تعاریف عبارت است از ؛ الگوی روابط اجتماعی ونحوه استفاده از نعمات مادی وفرهنگی . به این ترتیب ، سبک زندگی تا حد زیادی با نحوه ونوع مصرف کالاها وخدمات مادی وفرهنگی ارتباط دارد. اینکه افراد چه بخورند ، چه بپوشند، ازچه موسیقی وکتابی استفاده کنند اما جلوه هایی از سبک زندگی است.

*

وقتی صحبت از سبک زندگی میشود، بسیاری از آنان که دغدغه فرهنگ دارند ، واکنش نشان داده وآن را مضر برای بقای فرهنگی میدانند ، آیا این نگرانیها به جاست؟

 

دكتر اميليا نرسيسيان، عضو هيأت علمي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، دراین باره به گزارشگر ما اظهار میکند: مساله اصلی که این دلنگرانیها را بروز میدهد همین فرهنگ است  .زیرا فرهنگ درکنار تعابیر وتعاریفی که دارد به نوعی تجربه تلقی میشود. اینگونه فرهنگ رفتارها را شکل میدهد وکنترل میکند. افرادی که به سبک زندگی گذشته مرتبط هستند هرچند تجربه های زیستی وارزشها انان با جوانان هم پوشانی داشته باشد اما گاه تجربه های جوانان با هم موافق نیست اما اینکه متوقع باشیم این تفاوتها ، تولید شکاف نکند نیز منطقی نیست زیرا همین تفاوتهاست که باعث تغییر وپویایی در فرهنگ می شود. همین مقوله است که  میتواند نگران کننده   باشد.  درحالی که  نسل گذشته نگران از این تغیرات است .اما این تحولات لازمه تمایزات فرهنگی است .در غیر اینصورت گویی تمام نسلها درتمام ادوار تنها در یک دایره  ومحیطی محدود زندگی کنند .این مساله باعث نابودی فرهنگ میشود واورا از رشد وگسترش باز میدارد.  البته باید توجه داشت که این پویایی فرهنگی نیاز به ارزیابی وبررسی دارد که آیا این تغییرات به سوی پیشرفت ورشد فرهنگ است یا حالت قهقرایی دارد. البته درجامعه ما ، این تحولات نیاز است زیرا درغیر اینصورت بود خود جامعه آن را نمیپذیرفت. درحالیکه این روند در جامعه ما درحال وقوع است.

 

حامد بخشی نیز با اشاره به اینکه باید ببینیم این نگرانی از چه زاویه ای است میگوید: سبک زندگی به خودی خود تهدید محسوب نمی شود. اما زمانی که درتضاد وتقابل  با اصول فرهنگی جامعه خودی باشد میتواند تهدید شمرده شود .برای نمونه ، در جامعه ما که ساختار دینی دارد تنوع وتکثر در شیوه های مداحی آسیب زا محسوب نمی شود زیرا این بخش جزی از فرهنگ ماست.

این دکترای توسعه اجتاعی همچنین خاطر نشان میکند: حامد بخشی دکترای توسعه اجتماعی نیز اظهار میکند:  از انجا که ،سبک زندگی با مصرف فرهنگی هر فرددارای همخوانی است .درواقع امروزه سبک زندگی جزیی از فرهنگ است نه درتضاد یا تقابل با آن.  البته آنچه در مقوله تقابل فرهنگی دیده میشود ؛ تقابل فرهنگ گذشته با آینده  یا فرهنگ سنتی با مدرن می باشد. همچنین  از آنجا که سیالیت هنجارها و شکسته شدن محدودیتها را سبک زندگی در طیف جوان بیشترنمود پیدا میکند اینگونه به میزان زیادی هنجارهای گذشته را کمرنگ میکند.در واقع درجامعه ای که سبک زندگی دستخوش تغییر میشود دایره آزادی فردی گسترش پیدا میکند اما از سوی دیگر ، هنجارهای فراگیر اجتماعی یک قدم  عقب تر میرود

 

وی   ادامه میدهد ، ازدیگر مسایل که میتوان تهدید  دانست این که این سبکها از دل فرهنگ خودینجوشیده باشد. زیرا با بروز این سبکها،هویت فرهنگی ما  کمرنگ تر می شود.  این  همان تمایزی است که ما با فرهنگ غربی داریم.زیرا اسیبی که تکثر سبکهای اجتماعی به جامعه ما وارد میکند  با جامعه غربی متفاوت است. زیرا تنها نگرانی غربیها ، بروز وتولد سبکهای زندگی جدیدی است که با فرهنگ گذشته آنها متفاوت است اما انها دیگر دغدغه آسیب به هویت فرهنگی خود را ندارند زیرا این تغییر سبکها برخاسته از فرهنگ خودی آنهاست.

 

دکتر نرسیسیان استاد دانشگاه  نیز معتقد است : باروند جهانی شدن همپوشی فرهنگی گسترش یافته است .درواقع دراین وضعیت هرکس ابزار وفناوری خود را دارد . جوامع میتوانند دراین فضا تاثیر گذار باشند وتنها مصرف کننده صرف نباشند.  چنانکه پس از انقلاب میبینیم که واژگان فارسی به طور چشمگیری وارد زبان انگلیسی  شده است. اینگونه ، فرهنگهایی مسلط هستند که ضمن اثر گذاری بر دیگر فرهنگها ، خاصیت اثر بخشی فرهنگی را داشته باشند.

*

اما چگونه  میتوان در روند تغییر سبک زندگی ، فرهنگ خودی را صیانت کرد.

حامد بخشی میگوید: در قدم اول باید این جامعه جدید ونحوه زندگیش را پذیرفت وهمپای زمان پیش رفت. زیرا هرقدر ما قوی ترین وتوانمند ترین تکنولوژی وهوش را داشته باشیم اما نمیتوانیم به گذشته وشرایط آن بازگردیم. این اقتضای جامعه جدید است. اما باید دریابیم چگونه خودمان را باین شرایط وفق بدهیم که کمتر صدمه ببینیم . وحتی از تواناییها وفرصتهای پیش آمده به نفع خودمان استفاده کنیم. مهمترین راهکار تکیه برتوان  فرهنگ خودی است.ما باید بدون هیچ استثنایی ازتوان بومی خودمان در تمام عرصه ها استفاده کنیم .حال آنکه یک از آسیبهای جدی ما نگرش گزینشی به تواناییهای بومی است. اگر این روند ادامه پیدا کند وما عرصه های قوت خود را با گزینشهای متعدد ، حذف کنیم ، بی تردید ، فرهنگ بیگانه وغیرخودی این فقدان را با عناصر وکالاها وفرهنگ خود جبران میکند. برای مثال ، بسیاری از فیلمهای ساخت داخل به دلیایل مختلف  نظیر وضعیت حجاب بازیگران زن؛ در رسانه ملی نشان داده  نمیشود اما همین رسانه عصر جمع ناگزیر است که عصر جمع برای پرکردن اوقات فراغت مخاطب یک فیلم آمریکایی را که نه تنها بازیگرانش اصلا حجاب ندارند نشان دهد که ناخواسته سایر جلوههای فرهنگ غربی را عرضه میکند.

وی تاکید میکند:  هرفرهنگ وجلوه های آن به ذات بومی است وکسی که دراین خاک رشد میکند هرچه تولید کند برخاسته و تاثیر پذیر از فرهنگ بومی است. ازهمین رووقتی هنرمندی به کشوردیگر میرود نمیتواند توفیق چندانی پیدا کند.بنابراین با تنگ ترکردن دایره گزینش در عرصه فرهنگی ، نه تنها خلوص آن را حفظ نخواهیم کرد که آسیب پذیر وضعیف تر می شود.

 

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۱ |
دیر آمدی
دست کم
وقتی برو
که زود نباشد.

* مژگان عباسلو

سياستهاي مادرانه

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۱ |

* پارلمان اروپا

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .