سبک زندگی به مجموعه ای از ارزش ها و باورها یی که مصداق بیرونی یافته اند، رفتار ها و علاقه مندی ها و هر جنبه بیرونی از ویژگی های شخصیتی گفته می شود. نکته در اینجاست که سبک زندگی با ویژگی های شخصیتی تفاوت دارد. اشتباهی که معمولا خیلی ها مرتکب می شوند. ویژگی های شخصیتی درونی و تا حدودی پایدار می باشند. اما سبک زندگی نماد عینی این ویژگی هاست و جنبه بیرونی یافته است. به عنوان مثال فردی ممکن است ویژگی های شخصیتی درونگرایی،انزوا گزینی را داشته باشد. اما داشتن دوستان اندک، دوری از مهمانی ها و مجالس، دیر ازدواج کردن و ... مربوط به سبک زندگی وی می شوند. بنابراین سبک زندگی الگوهای رفتاری هر فرد هستند.
همانطور که جوامع به سمت مصرف گرایی پیش می روند، سبک های زندگی نیز به طور جدی به این سمت پیش می روند. به طور مثال در جوامع پیشین برند گرایی رواج نداشت بنابراین تمایل افراد به نشان دادن هویت خود با برند لباسشان وجود نداشت. اما نسل های امروزی هویت خود را با برندشان نشان می دهند. این تظاهر باعث شده تا به تدریج علاوه بر شکاف بین نسل ها، شکاف بین سبک ها نیز رخ دهد.
تغییر نسل ها، تغییر سبک ها را به دنبال خود دارد و بالعکس. در واقع این رابطه همبستگی است و نه علی و معلولی و نمیتوان علت و معلول را به خوبی در اینجا تشخیص داد. تجمل گرایی و مصرف گرایی سبک زندگی های امروزی یکی از آسیب هایی است که به جامعه وارد می شود. نکته جالب توجه اینجاست که سبک زندگی با فرهنگ یکی نیست واز نظر ساختاری منعطف تر است. اگر یکی از این دو عنصر (سبک زندگی یا نسل) را بتوان تعدیل کرد شاید عنصر بعدی نیز منعطف تر شود.
به هرحال تغییر در یکی از این دو عنصر الزامی است. در اینجا آنچه که قابل بررسی و تصحیح است سبک زندگی است. تغییر سبک زندگی تظاهرگرایی و مصرف گرایی جوانان راحتتر و عملی تر از تغییر جوانان است. چیزی که متاسفانه امروزه برخلاف آن را شاهد هستیم. قیچی کردن موی بلند یک جوان در ملا عام چیزی را عوض نمی کند. ما نمی توانیم انسان ها و ساختار ایشان را عوض نماییم. اما پیشنهاد کردن سبک زندگی مناسب تر به ایشان راه حل منطقی تری است. نمونه این راه حل ها که خوشبختانه به تازگی و البته به آهستگی شاهد آن هستیم، طراحی سبک های پوشش اسلامی، پیش کشیدن الگوهای جدید تقلید برای جوانان در قالب تی شرت هایی که عکس شهدا را دارند، و ... می باشند. امروزه دیگر شاهد جوانانی هستیم که سبک زندگی شهید مصطفی روشن را طلب می کنند و حتی رشته تحصیلی خود را نیز در این راه تغییر می دهند. بنابراین ما نمی توانیم سبک جوانی را از جوان بگیریم، اما می توانیم آن را هدایت و اطلاح کنیم. ارایه این سبک ها به جوانان و دادن حق انتخاب به ایشان علاوه بر کاهش خطرات ساختاری و هویتی مزایای بالایی دارد.