چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

کاملا خصوصی

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه سی و یکم شهریور ۱۳۸۸ |
میروم تا کم لوازم زنانه بخرم .مرد فروشنده رژ مایع قرمز را پشت دستم برای تست میکشد .ناراحت میشوم .مثل خون است .من از خون میترسم.واز مردها میترسم .با شتاب رد رژ را پاک میکنم هنوز مانده است . مرد نگاه میکند حس فاتحانه ای دارد. من از مرد می ترسم .بیرون می آیم.

مکث

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه سی و یکم شهریور ۱۳۸۸ |
برای کاری به اداره ای می روم . مردی موجه ومیانسال هم آمده روی یقه کتش نمادی دینی نصب کرده .با خودم میگویم اگه اعتقاد ما به جای روی سینه .در سینه  بود .سازنده تر نمیشد.

کاملا خصوصی

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۸۸ |
در بسیاری از کشورهای اسلامی حتی یک هفته به مناسبت عید فطر جشن میگیرند .اما در شهر من عید فطر یعنی صندوقهای بیشمار وسرگردان کفاره وفطریه که شهر را این روز قرق میکنند.صندوقهایی از نهادهای دولتی وغیر دولتی که "همین روز نیازمند دستهای سبز ماهستند..." بعد از این می روند تا سال آینده و باز تصویری تکراری ودیگر.....

نمی دانم چرا بسیاری از تصاویر شهر من شبیه دیگر کشورهای اسلامی نیست؟

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۸۸ |
امروز شنیدم  آقای عباس جعفری از کوهنوردان با سابقه در نپال مفقود شده سالها قبل زمان صعود  زنان کوهنورد کشورمان وی برای انجام  مصاحبه ام بسیار همکاری کرد .امیدوارم به زودی سلامت برگردد.

کاملا خصوصی

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۸۸ |
هر وقت از کنار قفسه های کتاب رد میشوم نا خود آگاه دستم به سوی کتاب کوچک " هنوز در سفرم" سپهری کشیده میشود .نامه هایش را میخوانم .پوران میگوید :زن شبانه موعود زندگی سهراب . فروغ است

اما من نمیتوانم بپذیرم. من شبیه فروغم .زنی گوشت تلخ. ودلسوز .زنی که عشق برایش یک جلوه دارد .عشق به همه از جاندار تا بیجان. وسهراب برایش عزیز است چون راز وارگی غریبی دارد.هنوز هم سهراب برایم همین طور است وهنوز دوست دارم بدانم زن شبانه موعودش کیست؟

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه هفدهم شهریور ۱۳۸۸ |

به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر سفر نکنی ، اگر کتاب نخوانی ، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می کنی زمانی که خودباوری را درخودت بکشی،

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می کنی اگر برده عادات خود شوی،

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی...

اگر روز مرگی را تغییر ندهی

اگر رنگ های متفاوت به تن نکنی،

یا اگربا افراد نا شنا س صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می کنی اگر از شور وحرارت، از احساسات سرکش،

واز چیزهائی که چشمانت را به درخشش وا می دارند،

و ضربان قلبت را تندتر می کنند، دوری کنی. ..،

تو به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگرهنگامی که با شغلت،یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،

اگربرای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی، اگر ورای رویا ها نروی،

اگر به حوادث اجازه ندهی که حداقل یک بار در تمام زندگی ات

ورای مصلحت اندیشی بروی. . .

امروز زندگی را آغاز کن!

امروز مخاطره کن !

امروز کاری کن !

 پابلو نرودا

دلم یک لقمه شعر میخواهد

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه هفدهم شهریور ۱۳۸۸ |
مراسم ضیافت غزل را با حضور رهبر میبینم .من عاشق شعرم.اما  دریغ از این لذت .دلم یک لقمه شعر میخواهد از آنها که وقتی سر بر بالش میگذاری هجوم می آورد از انها که وقتی پریشانی از گوشه ذهن وزبانت فوران میکند بی انکه بدانی شاعرش کیست.اما دریغ از این لقمه شعر...

گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟

پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟

گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟

تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبزِِ سرآغاز سال کو؟

رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟

 

   " زنده یاد قیصر امین پور "

 

* جایت ای شاعر هزار هزار بار خالی است

؛ استروئيدها چربي سوز نيستند  

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۸۸ |

در 1930 استروئيدهاي آنابوليک براي درمان کم کاري هورمونهاي مردانه توليد و به بازار عرضه شد. از آن روز اين داروها که تعدادشان

 

 

 

به صد نوع نيز مي رسد، کارکردهاي گوناگون درماني داشته اند که مي توان به کاهش ضعف در مبتلايان به «اچ آي وي» اشاره کرد.

اما اين روزها اينگونه مواد در ميان دختران جوان به عنوان چربي سوز و داروي کاهش وزن استفاده مي شود. کارکردي که تاکنون سابقه نداشته است. درباره علل و پيامدهاي مصرف اين داروها با دکتر عباس برهاني فرد، کارشناس پيشگيري از اعتياد گفتگويي انجام داديم که با هم مي خوانيم:

 

* آقاي دکتر اصولاً استروئيد آتا بوليکها چه نوع موادي هستند؟

- به طور کلي هر ماده و دارويي با هدف و نياز خاصي توليد و عرضه مي شود. اينگونه مواد نيز ابتدا براي درمان ناتواني در توليد هورمونهاي مردانه پديد آمد. از اين رو، به تستسترون يا هورمون مردانه معروف شده اند. البته از آنجا که اين مواد در کوتاه مدت باعث افزايش توده عضلاني شده و بر توان جسمي بدن مي افزايد و همچنين در مصرف کننده سرخوشي ايجاد مي کند مورد توجه مي باشد، به خصوص براي بهبود کار ورزشکاران ميان اين افراد رونق و رواج يافت. اين در حالي است که امروزه مشخص شده پيامدهاي منفي مصرف اين مواد به مراتب بيشتر از مزاياي آن است. چنانکه مصرف آنان به عنوان يک معضل در بين ورزشکاران در آمده است. بنا بر پژوهشي که در اروپا انجام شده؛ معلوم گرديده، 50 درصد ورزشکاران حرفه اي در اين قاره از استروئيدهاي آنابوليک استفاده مي کنند. اما به دليل وجود THC يا همان استروئيد خون اين مواد مشخص نمي شوند. ناگفته نماند، به دليل مصارف غيرقانوني و نادرست، در برخي کشورهاي اروپايي حتي به صورت يک معضل ملي در آمده است.

* گفته مي شود يکي از عوارض ناخوشايندي که مصرف اين مواد به دنبال دارد بروز مشکلات روحي و رواني است. لطفاً در اين زمينه بيشتر توضيح دهيد.

- پژوهشها نشان داده، پس از قطع مصرف اين مواد؛ فرد دچار مسايلي نظير تحريک پذيري، برانگيختگي و بروز رفتارهاي خصمانه مي شود همچنين اين مواد، مشکلاتي نظير افسردگي و اضطراب را افزايش مي دهد. البته هنوز هم بسياري از عوارض مصرف استروئيدها روشن نشده است.

* پيامدهاي جسمي اين گونه مواد چيست؟

- چنانچه مصرف کننده نوجوان باشد، به دليل اختلال در رشد، باعث توقف و کوتاهي قد مي شود. از پيامدهاي ديگر آن که به سلامت پوست و مو مربوط مي شود نيز مي توان به بروز جوشهاي مقاوم و دملهاي چرکين اشاره کرد. طاسي زودرس و افزايش شوره سر نيز از آثار اين مواد مي باشد.

از ديگر نتايج مصرف اين مواد افزايش فشار خون و کلسترول است که خود باعث بروز سکته مي شود البته ابتلا به سرطان کبد را نيز نبايد فراموش کرد.

* آيا آثار اين مواد در دو جنس زن و مرد با يکديگر مشابه است؟

- همانطور که گفته شد؛ اين مواد به عنوان هورمون مردانه معروف است پس آثار متفاوتي در ميان زنان و مردان دارد. چنانکه عوارض آن بر مردان عبارت است از؛ رشد پستانها و کاهش قدرت باروري؛ اما در زنان نيز منجر به پرمويي، ضخيم شدن صدا، ريزش مو و بي نظمي در سيکل ماهانه مي شود.

* مواد استروئيد آنابوليک خاصيت اعتيادآور نيز دارد؟

- بله. از آنجا که اغلب مصرف اين مواد، نادرست و خودسرانه مي باشد پس از قطع مصرف آن، فرد دچار برخي مشکلات جسمي و رواني مي شود از همين رو براي رفع اين مسايل به مصرف استروئيدها ادامه مي دهد به اين ترتيب دچار وابستگي يا همان اعتياد مي شود.

* آقاي دکتر در حال حاضر شنيده مي شود برخي از دختران جوان براي لاغري و کاهش وزن از اين مواد مصرف مي کنند و اين را به عنوان چربي سوز مي شناسند. آيا اين مواد چنين خاصيتي دارند؟

- خير. اين کاملاً غيرواقعي است، چرا که اصولاً از آثار استروئيد آنابوليکها افزايش توده عضلاني است از همين رو تأثيري در لاغري ندارد. بنابر اين به نظرم اين صحبتها از سوي افراد سودجو و با اهدافي ديگر در ميان جوانان گسترش پيدا کرده است.چنانکه مدتي است دارويي به نام «نور جيزک» يا «تم جيزک»- که همان هروئين فشرده است- در باشگاههاي ورزشي به عنوان «نيروزا» مصرف مي شود که ضمن عوارض جسمي نظير افت فشار خون، اختلال در سوخت و ساز بدن و مشکلات کبدي؛ به مرور زمان باعث اعتياد تزريقي مي شود. ناگفته نماند از آنجا که گاه افراد به طور مشترک از سرنگ براي ترزيق استفاده مي کنند زمينه ساز عفونتهاي مختلف نيز خواهد شد.

* آيا مصرف اينگونه مواد، پس از آزمايش قابل تشخيص هست؟

- متأسفانه از آنجا که اغلب اين مواد به صورت ترکيبي از داروهاي نيرو زا و همراه با ويتامينها مصرف مي شود، در آزمايش خون نشان داده نمي شود.

* آقاي دکتر، با توجه به پيچيدگيهاي مصرف استروئيدها، والدين چگونه مي توانند فرزندانشان را از عوارض مواد ياد شده حفظ کنند؟

- خانواده ها بايد دقت کنند اغلب در موقع عرضه از اين مواد به عنوان مکمل غذايي ياد مي شود حال آنکه در واقع چنين خاصيتي نداشته بلکه استروئيد مي باشد و عوارض آنها را دارد. بنابراين چنانچه والدين دريافتند فرزندانشان به دلايل مختلف نظير شرکت در کلاسهاي بدن سازي يا کاهش وزن از اين مواد استفاده مي کنند، خطرات آنها را تأکيد کنند سپس با پزشک متخصص مشورت کنند تا آثار ناخوشايند آن کاهش پيدا کند.همچنين به جوانان توصيه مي کنم براي کاهش وزن از شيوه هاي ديگر نظير افزايش تحرک، کنترل مواد غذايي و مصرف کافي آب در طول روز؛ بهره مند شوند. در ضمن با نظارت پزشک متخصص به کاهش وزن بپردازند.

* چند سخن در حاشيه:

* استروئيدها به صورت خوراکي، تزريقي و پماد و ژل عرضه مي شود.

* در حالي که بر آثار سؤ مصرف استروئيدها تأکيد مي شود، اما در دنياي مجازي بازارهايي است که بدون نظارت مسؤولان اين داروها و شايد مواد تقلبي را عرضه مي کنند.

* علاوه بر خاصيت نيروزايي که براي نور جيزک ادعا مي شود برخي افراد فرصت طلب نيز مدعي هستند که اين دارو خاصيت ترک اعتياد دارد حال آنکه خود آن به طور هولناکي منجر به اعتياد و حتي مرگ مي شود.

* در حال حاضر ماده مخدر جديدي به نام تسبيح به بازار آمده است. اين ماده مخدر جديد همان آمفتامين است که از مواد اوليه اش براي ساخت شيشه و آيس استفاده مي کردند و فقط شکل و اسم آن تغيير پيدا کرده است. در حالي که مصرف کننده تصور مي کند که ماده است وعلاقمند به تجربه کردن آن است.اين ماده شيميايي همانند دانه هاي گرد به صورت رشته هايي از جنس آمفتامين است و در نهايت ماده مخدر تسبيح مخلوطي از آمفتامين و آيس است که با 2 يا 3 اسيد بسيار خطرناک ترکيب مي شود و در اختيار مصرف کنندگان آن قرار مي گيرد. 

  

 

کاملا خصوصی

توسط محبوبه علی پور | جمعه سیزدهم شهریور ۱۳۸۸ |
دیروز من جوان بودم واو شاعر .ومن دزدانه شعرهایش را میخوانم که حال وهوای روزهای انتظار مستمر  مرا داشت .نمیدانم این روزها که انتظار متناوب من حاکم است او نیز شاعر مانده.

کاملا خصوصی

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه یازدهم شهریور ۱۳۸۸ |
می گویند دکتر شفیعی کدکنی از ایران رفته است .من هم اگر بودم میرفتم. بعد از رفتن قیصر امین پور دکتر عجیب سوزناک در مراسم تشیع گریه می کرد .همیشه عادت کردیم -دور از وجود نازنینش- شاگردان بر استاد بگریند و این بار قصه تغییر کرده بود .دکتر شفیعی کدکنی شاید بعد قیصر شاگردی نداشت که به بهانه اش پای بند  این خاک شود .رفت جایی دیگر ....

اما من همیشه دلم برای شعرهایش تنگ میشود

به کجا چنین شتابان ؟

گون از نسیم پرسید

دل من گرفته زین جا

هوس سفر نداری

ز غبار این بیابان ؟

همه آرزویم اما

چه کنم که بسته پایم

به کجا چنین شتابان ؟

به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم

سفرت به خیر !‌

اما تو دوستی خدا را

چو ازین کویر وحشت به سلامتی گذشتی

به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را

 

بدون عنوان

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه هشتم شهریور ۱۳۸۸ |
اینجا رسانه ملی است . اما تا جومونگ هست .برنج دانه بلند محسن هست .جای من کجاست؟

توسط محبوبه علی پور | پنجشنبه پنجم شهریور ۱۳۸۸ |
مرا رها میکنی

بی آنکه نگاهی به این کرشمه کال کنی

کاملا خصوصی

توسط محبوبه علی پور | پنجشنبه پنجم شهریور ۱۳۸۸ |
مصطفی از خویشان دور بود .از آنهایی که بیشتر از خویشی به خانه ما رفت وآمد داشت .فکر نمیکنم گلویش پیشم گیر کرده بود چون از این جماعت اهل تکلیف است چیزی شبیه برادرم . از انها که خوشبخت تر از من هستند چون بی هیچ چون وچرایی هرچه تکلیف بدانند اطاعت میکنند .البته تکلیف را چارچوب ذهنی شان تعیین میکند .بیشتر از شش ماه پیش مساله خواستگاری  مصطفی از من مطرح شد .نمیدانم چرا وردش کردم شاید میخواستم بازهم از ببزرگترها انتقام بگیرم ولجبازی کنم شاید توصیه خانم جانم که معتقد است دلم جایی گیر کرده مرا به این تصمیم واداشت .به هرحال ردش کردم .این ماههای آخری که سرگردان تر از قبل شدم بارها بهخود میگفتم : چرا ردش کردم اگر قبول میکردم کنار مردی داشتم که خوشنام وآبرومند بود .آقای مهندس متعهد و...

روزهای پر التهاب پس از انتخابات  می گذشت .مصطفی پرسید که به کی رای دادم؟ جوابم دگرگونش کرد .هیچوقت اینقدر نا مهربان نبود .اوگفت مثل یک دخترک کوچک خام شده ام .... من هم بی رحم شدم وتلخی کردم آنقدر که دیگر مصطفی به خانه ما نیامد ............. من دیگر هیچوقت هیچوقت هیچوقت منتظرش نخواهم بود.............

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه سوم شهریور ۱۳۸۸ |
این شعر رو نمیدونم مال کیه به تمام دوستیهای گذشته تقدیم میکنم .

من را نگاه می کنی اما چه سرسری
جوری که ممکن است به زنهای دیگری...

باتوم به دست! اینکه کتک می زنی منم!
همبازی خجالتی و کوچکت، پری!

دمپایی ام همیشه مگر تا به تا نبود؟
حالا مرا دوباره به خاطر می آوری؟

ما سالهاست بی خبر از هم گذشته ایم
هریک بزرگ تر شده در چشم دیگری

شاید که آشنای یکی دیگر از شماست
آن نوجوان که با لگد از هوش می بری...

در چشمهای میشی تو گرگ می دود
یعنی گذشت دوره ی خواهر، برادری!
...
...
در باور تو ارزش من نصف توست، نه؟
زن جنس پست و مرد...-بگو؟! جنس ِ بهتری!

در باور تو ارزش من هم تن ِ من ست
دستور می دهی که «موها زیر روسری!»

وقتی بهشت و دوزخ من دست ساز توست
دیگر کدام مکتب و آیین و باوری؟

حالا ببین چرا به تنفر صدای من...
حالا بگو چگونه تو...انگار که کری

من گریه می کنم ولی نه در برابرت
من گریه می کنم ولی از نابرابری

 * آیا تو روزی با من چنین خواهی کرد؟

کاملا خصوصی

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه سوم شهریور ۱۳۸۸ |
سالهاست که از روزهای دانشچویی من گذشته . روزها وشبهایی که سپری میشد زیر سقفی که ما آن را با وجودمان چهل تکه کرده بودیم .یکی از شرق یکی از غرب یکی از مرکز و.. همه بودیم .ترک وکرد ولر...همه بودیم .بعد از فارغ التحصیلی شدیم تسبیحی که پراکنده شده .آزاده  هم خوابگاهی اتاق روبه رو رفت یک کشور عربی وادامه تحصیل داد وبعد خبرش آمد شده مسوول دفتر امور زنان... مینا با یک دیپلما ت ازدواج کرد وخارج زندگی میکند . به گمانم زرین سوئد رفته است ..... اما دوست دیگری  - که  این روزها نگرانتراز همه ماست  -زن یک دانشجو پزشکی شد که این روزها  ماجرای دادگاهش روی خط خبر است.... ما حالا از هم دور افتادیم دلم میخواهد یک روز بازهم یکدیگر را ببینیم بدون انکه از تفکرات سیاسی هم دلزده باشیم.

* اسمها مستعار است

* نمیدانم پسرهای هم کلاسی وهم دانشگاهیم کجاهستند .......

کاملا خصوصی

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه دوم شهریور ۱۳۸۸ |
صبور باش عزیز

صبور

من شانه هایم را به تو میبخشم

قلبم را به تو هدیه میکنم

اندکی از دردهایت را در ان پنهان کن

من هنوز هم صبورم

هنوز پاهایم قوی است

هنوز اشکی برای ریختن دارم....

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .