چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

تامل

توسط محبوبه علی پور | جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۸۷ |

آفتاب: دخترک آکاردئون می زند...جلوی سینمایی در همین مملکت.... زمانی که فیلم به پایان می رسد به سمت جمعیتی می آید که بعد از دیدن فیلم قصد دارند به سمت خانه خود حرکت کنند. برخی بی توجه به او و برخی پولی به او می دهند... شاید از سر دلسوزی به خاطر اینکه راه امرار معاش یک دختر نوجوان نواختن آکاردئون در کوچه و خیابان است.

 

از سر کنجکاوی از او در مورد زندگی اش و چرایی زندگی او به این صورت می پرسم و اینکه به عنوان یک دختر نوجوان چگونه حاضر می شود تا پاسی از شب در خیابان آکاردئون بنوازد...اما در همین گپ و گفت است که می گوید: «مرد که از خیابان و کار کردن نمی ترسد...». و پسرک مقنعه اش را در می آورد و با لحنی جدی می گوید: «زمانی که یک دختر هستم مردم برای آکاردئون زدنم بیشتر پول می دهند...».

 

به هر حال این مرد کوچک نان آور خانه است و درآمد بیشتر نیاز او...

 

 

باید پذیرفت اینها هم زنان سرزمین من هستند

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۸۷ |
  • غروب جمعه است ومن تكرار مجموعه "روزگار قريب " را ميبينم .قسمتي كه در روزهاي افتتاح مطب دكتر با زني  كه خود وفرزندش  مبتلا به سفليس مزمن مبتلا شده .روبه روگرديد  .نگاه هنرپيشه جوان نقش دكتر قريب پر از حرف وپرسشهاي نا گفته بود.

 امروز هم  در صفحه حوادث روزنامه قدس خواندم:

 

سيمين 23 ساله - جرم - روابط نامشروع

اين بار در زندان با زن جواني به گفتگو نشستم كه به قول خودش حاصل يك خانواده آشفته و خلافكار است. او كه مادرش را مهمترين عامل بدبختي خود مي دانست، در اين مورد گفت: هيچ چاقويي دسته خودش را نمي برد، ولي مادر خلافكار من باعث شد كه از شوهرم طلاق بگيرم و من هم در راه خلاف قدم بگذارم.

ما يك خانواده 8 نفري بوديم متشكل از 6 خواهر و برادر.

پدرم عليل و فلج و بيكار بود و توان اداره زندگي ما را نداشت. به همين دليل مادرم در راه خلاف افتاد، برادر بزرگم معتاد شد و ما را ترك كرد، خواهر بزرگم ازدواج كرد و با شوهرش از ايران رفت، برادر ديگرم نيز به دنبال كار به دوبي رفت و همان جا ماندگار شد، من و خواهر كوچكترم نيز يكي پس از ديگري در سن دوازده، سيزده سالگي ازدواج كرديم به اين ترتيب مادر و پدرم با برادر كوچكم تنها شدند، ولي مادرم همچنان با خلافكاري زندگي اش را اداره مي كرد.

* چه كارهاي خلافي انجام مي داد؟

** خانه اش را به مركز فساد تبديل كرده بود، ما را هم به همان راه كشيد.

ابتدا طلاق خواهرم را گرفت سپس نوبت من شد، ولي من كه شوهر و بچه هايم را دوست داشتم، زير بار نمي رفتم.

كارهاي  او باعث شد با شوهرم اختلاف پيدا كنم حتي از او كتك بخورم. مادرم از اين موضوع نهايت استفاده را برد؛ يعني مرا پيش خود نگه داشت، سپس طلاقم را گرفت و وادارم كرد مثل خواهرم با او همكاري كنم و بعد براي اينكه پيش او بمانيم و برايش كار كنيم هر دوي ما را معتاد كرد وگرنه من، شوهر و بچه هايم را دوست داشتم و بدون شك پيش آنها برمي گشتم.

* حالا مادرت كجاست؟

** او و خواهرم نيز در زندان هستند؛ چون وقتي خانه او كه مركز فساد بود، لو رفت هر سه نفر ما دستگير شديم. مادرم به 10 سال زندان محكوم شد و من و خواهرم نيز پنج سال محكوميت داريم.

* پدر و برادرت چه مي كنند؟

** پدرم در بهزيستي است و برادرم نيز در بندرعباس با تكدي گري روزگار مي گذراند.

* چه مدت از محكوميتت را گذرانده اي و در زندان روزگارت چگونه مي گذرد؟

** حدود 8 ماه از دوران محكوميتم مي گذرد.......

 

اين نوشته مرا به ياد شعري از علي محمد مودب درباره زنان ويژه مشهدي  مي اندازد:

 

ميان غصه هر روزه دوتا نان‌ .بوق

وترس ورد شدن از خطوط با آن بوق

دوباره فكر وخيالات جورواجورش

دوباره گيج شدن در شب خيابان .بوق

چه كار ميكني آخر؟تو-يك زن تنها-

واين جماعت آدم نماي انسان.بوق

دوباره تب  كه كند كودك تو ميبيني

هزارجور دعا .بي دوا ودرمان بوق

وباز آخر ماه واجاره خانه وفحش

وهر چه هم كه بگويي كه رحم .وجدان.بوق

وخانواده چه؟ شوهري كه ترزيقي ست

پدر كه مرده ومادر كه رفته زندان .بوق

....

كشيد روسري اش را عقب .جلوتر رفت

وفكر كرد به روز عذاب وايمان  .بوق

وبعد بره شد ورام شد وقرباني

به برق خنده يك گرگ پشت فرمان .بوق

مکث

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۸۷ |

حسن میرعابدینی ضمن نقد آثار محمد محمدعلی از منظر زنانه گفت: طبق پژوهشی که من انجام داده ام از سال 1370 به بعد میزان ادبیات زنان در ایران به 13 برابر دهه قبل از آن می رسد که پدیده ای قابل بررسی است.

 

* چند روز پیش با دوستی درباره آنیما وآنیموس صحبت میکردیم .من گفتم : چرا مردها به راحتی از آنیمای خود صحبت میکنند.وجلوه ای از این آنیما را در آفرینش هنری خود نمایش میدهند اما زنان اینطور نیستند .اگر شما نمونه ای از افرینش هنری را سراغ دارید که زن متاثر از انیموس خود به این خلق هنری پرداختند به من بگویید.

 

*دوستی میگفت زنان داستان نویس ما در نوشتن داستانهای خود  نگاه هستی شناسانه ندارند. به نظرتان آیا این درست است؟

چای وچسب

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۸۷ |

كارت خروج را كه مي زنم، چراغ سبز دستگاه روشن مي شود. عدد 16/15 با خط سياه ديجيتالي ميان رنگ سبز زمينه خود نمايي

 

 

 

مي كند. اين يعني خدا حافظ يك روز كاري ديگر. به خيابان مي رسم و پياده به طرف ايستگاه اتوبوس مي روم. از دور زردي باجه بليت فروشي، زير نور داغ و تابستان خورشيد مي درخشد. چند قدم كه مي روم، به «ابزار فروشي حقيقت» مي رسم.

آسفالت جلوي مغازه زير پايم كش مي آيد. هنوز مشامم پر از بوي چسب است و سرم درد گرفته است. اصلاً چسبها به چه دردي مي خورند؟

ياد آقاي عاطفي مي افتم. مدير كارگاه با آن كت و شلوار اتو كشيده سورمه اي، با خطهاي باريكش و آن سر تنكش؛ مثل اينكه همان چند تار موي خاكستري را هم با چسب به سرش چسبانده اند. بعيد نيست آخر او عاشق تمام چسبهاي دنياست. به قول خودش «چسبها مثل جاذبه زمينن، اگه نباشن زندگي فلج ميشه...» او شاعر تمام چسبهاست اما من دلم مي خواهد يك روز بلند شوم وببينم تمام چسبها گم شده اند.

آفتاب خودش را روي سرم پهن كرده است. دهانم خشك خشك است. و گلويم مي خارد. دلم چاي مي خواهد. يك ليوان چاي كه بوي چسب ندهد.

هنوز باجه بليت فروشي ديده مي شود و با من فاصله دارد. طعم خوش چاي و داغي لذت بخشش را حس مي كنم، به قول خانم جان: «چاي بايد لبريز، لب سوز و لب دوز باشه...»

و من عاشق اين چايم. بوي خيالي چاي به من انرژي مي دهد و من تندتر قدم بر مي دارم.

به رديف بوته هاي آشفته و پراكنده شمشادهاي جلوي رستوران «دنيز» مي رسم. يك انگشت خاك و دود روي برگهاي شمشادها نشسته است و رنگشان كدر كدر شده. صداي تق و تق ظرفها مي آيد و بوي غذا: «كباب و قورمه سبزي و...» اما هيچي دوست داشتني تر از عطر چاي تازه دم نيست.

معده ام كش مي آيد. «براي كش آمدن معده ات، چايت رو با نبات بخور. شايد سردي مي كني» اين توصيه هميشگي عمه جان است. يزدي است و عاشق نبات. صداي خفيفي مي آيد. مثل افتادن حبه اي قند در يك فنجان چاي... ميان فاصله شمشادها، تن كوچكي به طرف جوي كنار شمشادها خم شده است.

با ديدن من، سرش را بالا مي گيرد. دو چشم سياه سياه درشت دارد و نگاهي با موج پنهاني از نياز. با شتاب سرش را دوباره در جوي آب مخفي مي كند. با كنجكاوي به طرفش مي روم و به داخل جوي سرك مي كشم. بخشي از يك لنگه كفش بچه گانه ميان توده اي از گل و لاي سياه ديده مي شود. انگشتان لاغر پسرك به طرف كفش كش مي آيد، اما به آن نمي رسد. خودم را بيشتر به سمت شمشادها مي كشم و دستم را به طرف كفش مي برم. به گل و لاي چسبيده بيرون مي آورمش. دور و برش پر از گل و لاي سياه چسبناك و بد بوست؛ بد بو اما با بوي آشنا. به طرف ديگر جوي، سمت خيابان مي روم و كفش را به پسر مي دهم.

پسر كفش گل آلود را به سرعت مي پوشد. چند انگشت سياه و لاغر از لاي سوراخهاي كفش بيرون مي زند. پسرك با احتياط پايش را لب جدول مي گذارد و به ميان شمشادها مي رود. چند لحظه بعد با بطرهاي پلاستيكي كوچك بر مي گردد. نگاهم مي كند؛ با همان دو چشم سياه سياه درشت و موجي از شادي آشكار. بطريها را در گاري كوچكش مي گذارد؛ گاري اي كه در واقع يك كالسكه كهنه بچه است. پسرك و گاري اش از من دور مي شوند؛ اما رد گلهاي سياه كفش روي آسفالت خيابان كشيده مي شود. پسرك مي ايستد. پاهايش را در كفشها محكم مي كند و دوباره به راه مي افتد. دلم بوي بد چسبها را مي خواهد. واقعاً آقاي عاطفي راست مي گويد كه چسبها مثل جاذبه زمين هستند.

 

  

 

بازهم حجاب

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۸۷ |
 

دیروز درادامه بحث حساس والبته قابل تامل حجاب که -به تضاد آرا و.....هم کشید- به این نتیجه رسیدم که:

۱- همه انسانها در قلبهایشان به اعتقاد دینی ایمان دارند واین مساله ای جهان شمول است .

۲-تمام آموزه های دینی به ویژه در دین اسلام برای رسیدن انسان به کمال وتعالی است.همان مرحله ای که انسان را از خلیفت الهی به وجه الهی میرساند.

۳- برای رسیدن انسان به این تعالی ابتدا باید این آموزه ها به انسانها کرامت نفس ونگرش انسانی راببخشد .ازهمین رو حضرت امام حسین تاکید داشتند اگر مسلمان نیستید آزاده باشید.

۳-با توجه به تاکید زنان مسلمان ترکیه بر حجاب در نظام لائیک آن می  توان گفت که برای گسترش پایمردی انسانها به اجرای احکام دینی بایست این باورها در وجود افراد به عنوان یک نیاز ارزشمند نهادینه شود

۴- وبا توجه به مقوله حجاب در کشورمان بایست گفت: نباید قداست باورهای دینی را همسنگ دیگر جلوه های زندگی بشری یا حتی وجه المصالحه کسب این فرصتها قرار داد .روشن تر انکه  دین را خرج دنیا ومسایل آن نظیر وام. تحصیلات دانشگاه .اشتغال و...نکنند .

و...

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۸۷ |
به همین سادگی را دیدم. مثل اسمش بود ساده ولی پیچیده مثل شعری سهل وممتنع .مثل ذات زنانه طاهره وطاهره ها .خاموش وپر هیاهو هیاهوهای پنهانه زنان ما .زنان فراموش شده سرزمین من .زنی که منتظر است تا مردش  یک روز مهم را به یاد داشته باشد . زنی که چشم به راه مردی است تا بگویید چه عطر خوبی زدی ولی مردش فقط از او بوی سوختی غذا را می شنود. اما جالب ترین صحنه جایی است که آرزو دختر طاهره با دوستانش  شادمانه میرقصد و..شاد است .درست مثل تمام دخترها که آرزو میکنند یک روز بزرگ شوند .عاشق شوند .مادر شوند و...ووقتی بزرگ میشوند ومادر میشوند  تنها رنج زن بودن را تجربه میکنند .هنوز حالم برای نوشتن مناسب نیست .دلم برای  طاهره .بهجت خانوم همسایه اش .خودم وتمام زنان میسوزد .انگار نکبت گناه حوا یک لحظه از دامن ما زنان پاک نمیشود .وما وارث گناه نکرده  اوهستیم ...

تا بعد......

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۸۷ |
 

* خودکشی دلفینها در واکنش به آلودگی دریا

*مرگ فلامینگو ها در شوره زار نخبگان

*زیستگاه کوچکترین پستاندار جهان بیابان شد...

 

چند سالي است كه اين اخبار و مشابه آن را مي شنويم و مي خوانيم. چالشهايي كه از دلايل بروز آن، بحرانهاي زيست محيطي است. روايت نابودي زمين، فناي خود خواسته آدميان. موجوداتي كه در تكاپوي نابودي خويش با يكديگر به رقابت برخاسته اند. اما در اين كشمكش نابودگرانه، بودند و هستند، كساني كه به بقاي زمين، - اين مادر هميشه مهربان - مي انديشند. يكي از آنها دكتر معصومه ابتكار است. بانويي كه از سوي سازمان ملل موفق به دريافت جايزه «قهرمان زمين» در سال 2006 شده و از سوي روزنامه گاردين در فهرست 50 منجي زمين قرار گرفته است.

هفته محيط زيست را غنيمت دانسته و با وي به گفتگو نشستيم كه با هم مي خوانيم.

 * با توجه به سوابق اجرايي و اجتماعي كه در زمينه محيط زيست داريد، بحران زيست محيطي را در جهان چگونه ارزيابي مي كنيد؟

** دنياي امروز با روند افزايش جمعيت، صنعتي شدن جوامع و همچنين بهره برداري بي حد و حصر از منابع طبيعي و آلوده شدن هوا، آب و خاك رو به روست كه آسيبهاي زيادي به محيط زيست جهاني وارد كرده است. به همين دليل در دو دهه گذشت موضوع آسيب به طبيعت و محيط زيست كره زمين براي بشر به طور جدي در دستور كار مجامع بين المللي قرار گرفته و تصميمات زيادي در اين زمينه اتخاذ شده است، اما متأسفانه بسياري از اين تصميمات تنها بر روي كاغذ و بدون اقدام اجرايي باقي مانده است. در واقع تعلل دولتها و نبود اراده سياسي عالي باعث شده امروز شاهد تشديد روند تخريب محيط زيست و بر هم خوردن تعادل زيست بوم باشيم.

به طور مشخص آنچه امروزه كره زمين با آن مواجه است موضوعات خطيري چون گرم شدن آن، تخريب لايه ازون و از بين رفتن تنوع زيستي است. موضوعاتي كه بشريت را با چالشهاي فراواني رو به رو كرده و مي تواند آينده انسان را در هاله اي از نگراني و ابهام فرو برد. هر كدام از اين پديده ها بخصوص گرم شدن زمين مي تواند پيامدهاي اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي زيادي داشته باشد. در پديده گرم شدن زمين مي دانيم كه بالا آمدن سطح آب درياها بسياري از جزاير و شهرهاي ساحلي دنيا را زير آب خواهد برد و با آب شدن يخهاي قطبي، تعادل آب و هوايي زمين برهم مي خورد. با اين اتفاق ما شاهد پديده هاي جوي شديد مانند طوفانها و خشكسالي هاي عظيم وگسترده خواهيم بود. بتازگي گزارشهايي مبني بر آثار گسترده اين پديده بر روي كشاورزي جهان منتشر شده كه نشان مي دهد يكي از دلايل افزايش قيمت محصولات كشاورزي نيز همين موضوع است.

* پيامدهاي اين بحران بر سلامت زنان و كودكان جهان چيست؟

** يك نكته را نبايد فراموش كنيم و آن اينكه، آسيبهاي زيست محيطي كاملاً غير عادلانه توزيع مي شود. بدين مفهوم كه اقشار آسيب پذير و فقير بيشتر از ديگران از آلودگي و تخريب محيط زيست آسيب مي بينند. در اين ميان كودكان به دليل اينكه بسياري از ارگانهاي بدنشان در حال تكامل است نسبت به آلودگي هاي محيطي آسيب پذيري بيشتري دارند. مثلاً كودكان در شهرهايي كه گرفتار آلودگي هوا هستند، بيشتر در معرض تشديد علايم آسم و آلرژي قرار مي گيرند. همين طور زنان روستايي كه جمعيت قابل توجهي را تشكيل مي دهند در معرض آلودگي هاي ناشي از هيزم و اجاقهاي روستايي هستند و به دليل نبود تهويه مناسب در منازلشان از اين جهت آسيب مي بينند. آنان در مزارع نيز در معرض آسيبهاي ناشي از سموم دفع آفات و كودهاي شيميايي قرار دارند.

* وضعيت كشور ما در اين بحران جهاني چگونه است؟

* وضعيت كشور ما هم متأسفانه رضايت بخش نيست. طبيعت و محيط زيست ايران وضعيتي شكننده دارد. ايران در يك منطقه خشك و نيمه خشك جهان واقع شده و با توجه به افزايش جمعيت و نيز روند فزاينده فعاليتهاي صنعتي گرفتار مسائل عديده اي است. اما خوشبختانه ما پشتوانه اي چون اصل پنجاهم قانون اساسي را داريم كه تصريح مي كند در جمهوري اسلامي، حفاظت محيط زيست كه نسل امروز و نسلهاي آينده بايد در آن حيات اجتماعي رو به رشدي داشته باشند، وظيفه عمومي تلقي مي گردد. از اين رو فعاليتهاي اقتصادي و غير آن كه با آلودگي محيط زيست يا تخريب جبران ناپذير ملازمه پيدا كند، ممنوع است.اين اصل به علاوه قوانين و مقررات نسبتاً روزآمد و قوي پشتوانه خوبي براي مقابله با بحرانهاي زيست محيطي در كشور است. به عنوان مثال قانون مديريت پسماندها كه در روزهاي پايان مجلس ششم به تصويب نمايندگان رسيد يا دهها قانون و ضوابط و مقررات ديگر نقطه اميد است، ولي مشكل در اجرا و تحقق اين قوانين است. بي توجهي دستگاه هاي اجرايي و حكومتي در دورانهاي مختلف و ضعف دستگاه هاي نظارتي در اين زمينه، همچنين نبود ساز و كارهاي تشويقي و بازدارنده مشاركت مردم همه از عوامل بروز بحرانهاي زيست محيطي است.

* نقش زنان را در حفظ محيط زيست چگونه ارزيابي مي كنيد؟

** زنان به خاطر مسؤوليتهاي چند گانه و توانايي هايي كه خداوند در وجودشان به وديعه نهاده و در همه جا نقش آفرينان و بازيگران اصلي ميدانها هستند. در مورد محيط زيست هم بايد اين نقش آفريني را از دو منظر ديد. اول اينكه زنان مديران خانه و مربيان خانواده هستند. بنابراين نقشي بسيار كليدي در فرهنگ سازي و اصلاح رفتارها ايفا مي كنند. آنان كه داراي نگاهي مادرانه و عواطفي قوي هستند، نسبت به حفاظت از طبيعت و محيط زيست نيز به تبع عواطف و ظرافت نگاه از انگيزه هاي قوي برخوردارند. به همين دليل اگر آموزشهاي لازم را دريافت كنند مي توانند نه تنها خانواده، بلكه جامعه را نيز متحول كنند و سبب تغيير رفتارهاي اساسي در نگاه به طبيعت و محيط زيست شوند.همچنين زنان به عنوان مدير منزل، منابع آب و برق و مواد زائد خانه را مديريت مي كنند و مي توانند مانع هدر رفتن منابع شوند و در عين حال اين نوع رفتار را به نسلهاي آينده آموزش دهند. از طرف ديگر، زنان توانمنديهاي مديريتي متفاوتي دارند كه مي تواند براي مديريت الهام بخش و ايجاد تحولات سازماني و اجتماعي بسيار اثر گذار باشند. چنانكه زنان در مديريتهاي كلان محيط زيست در سطح جهان بسيار موفق بوده اند و مسؤوليتهاي زيادي را در اين زمينه بر عهده گرفته و به خوبي از پس آن بر آمده اند، تا جايي كه در مقاطعي بيشترين تعداد وزيران محيط زيست را در مجموع كشورهاي جهان، زنان تشكيل داده اند.

* در اين ميان نقش تشكلهاي غيردولتي را در محافظت از طبيعت و محيط زيست چگونه مي بينيد؟

** حفاظت از محيط زيست كاري نيست كه به تنهايي از دست دولتها برآيد. بي ترديد بخش عمده اي از اين وظيفه خطير برعهده مردم است. اتفاقاً در ميان مردم نيز اين موضوع مورد استقبال و علاقه است و تشكلهاي غيردولتي زيست محيطي در جهان از تشكلهاي قوي، مهم و پر هوادار به شمار مي آيد.

در واقع براي اثر بخشي بيشتر جامعه مدني در اين زمينه، سازمانهاي مردم نهاد و تشكلهاي غير دولتي به صورت كاملاً داوطلبانه و مستقل از دولت و با انگيزه هاي دروني و معنوي شكل گرفته اند و مي توانند بسيار ثمر بخش باشند. اين تشكلها قادر هستند در چهار مرحله اصلي فرآيندهاي مرتبط با حفاظت از محيط زيست موثر باشند. اول در مرحله تصميم سازي و سياستگذاري، دوم در مرحله آموزش و تنوير افكار عمومي، سوم در جهت كمك به ارتقاي كيفيت پروژه ها در مرحله اجرا و چهارم در مرحله نظارت و رصد امور به عنوان ديده بان جامعه مدني.

رشد سازمانهاي غيردولتي محيط زيست در دهه گذشته به دليل سياستهاي حمايتي دولتهاي وقت بسيار چشمگير بوده است. به طور مثال طي سالهاي 76 تا 84 اين سازمانها از حدود 30 تشكل در حوزه محيط زيست به بيش از 600 تشكل افزايش يافتند. به همين ميزان هم منشأ خدمات زيادي بودند كه با حداقل اعتبارات انجام مي گرفت. آنها با كيفيتي قابل قبول در زمينه هايي مانند آموزش، تنوير افكار عمومي، برنامه هاي هنري، پاكسازي طبيعت فعاليت و همچنين در تصميم گيريها مانند تدوين برنامه چهارم توسعه كشور مشاركت كردند. برخي تشكلهاي فعال به دليل موفقيتهاي چشمگير در همان سالها به دريافت جايزه ملي محيط زيست هم نائل شدند. البته مدتي است روند فعاليت تشكلها رو به كندي رفته است.

* تعامل بين المللي در زمينه محيط زيست در گسترش و تأثيرگذاري برنامه هاي زيست محيطي چقدر موثر است؟

** امروزه موضوعات مختلف در حوزه محيط زيست توجه زيادي را در عرصه مناسبات جهاني و كنوانسيونها به خود جلب كرده است. به همين خاطر كشورها تعهدات مشخصي را در قبال وضعيت جهاني محيط زيست بر عهده گرفته اند و فرصتهاي زيادي نيز به واسطه اين كنوانسيونها براي دولتها فراهم شده است.

يكي از عرصه هاي مهم فعاليت بين المللي جمهوري اسلامي ايران طي دهه اخير در موضوع كنوانسيونها و معاهدات محيط زيست بوده است. بخصوص اينكه كشور طي يك دوره 8 ساله با فعاليتهاي علمي و كارشناسي هدفمند در سطح اجلاسهاي بين المللي توانست اثر گذاري بالايي را در تصميم گيريهاي جهاني مرتبط با موضوعاتي مانند تغييرات آب و هوايي، تنوع زيستي، لايه ازون و مواد شيميايي خطرناك داشته باشد. در برخي از اين موارد حتي جمهوري اسلامي ايران راهبري تصميمات جهاني را به نفع كشورهاي در حال توسعه بر عهده داشت.

در مناسبات منطقه اي هم ايران نقش بسيار تأثيرگذار، بلكه تعيين كننده اي را ايفا كرد.

به نحوي كه كنوانسيون محيط زيست خزر با هدايت ايران در نهايت در تهران به امضا رسيد و لقب «كنوانسيون تهران» را از آن خود كرد.

ناگفته نماند كه در اجلاسهاي مهم بين المللي، تشكلهاي غيردولتي از كشورهاي مختلف جهان حضوري فعالانه داشته اند و به واسطه جايگاهي كه به دست آورده اند و تأثيري كه در حفظ محيط زيست دارند تلاش كرده اند ديدگاه جامع مدني خود را منعكس كنند.

* اين تشكلها با چه چالشها و محدوديتهايي مواجه هستند؟

** ابتدا بر اين نكته تأكيد مي كنم كه نقش تشكلهاي مردم نهاد، در ايجاد فضاي نشاط، خودباوري و اميد به آينده بسيار تعيين كننده است. آنها دستاوردهاي زيادي را بويژه در زمينه تنوير افكار عمومي و بسيج اجتماعي جامعه داشته اند و در ايجاد اميد براي نسلهاي جوان پيرامون موضوعي كه مورد علاقه آنها باشد و زمينه حضورشان هم فراهم باشد، موفق بوده اند.

ولي به نظر مي رسد در اين شرايط، اعتماد سازي ميان تشكلها و دولت بسيار ضروري باشد. زيرا سازمانهاي غيردولتي شكل گرفته از دوران قبل، اكنون دچار نااميدي هستند و حيف است اين ظرفيت بزرگ براي خدمت در عرصه هاي حفاظت از طبيعت ايران ناديده گرفته شود.

 

  

 

 

 

زنان سرزمین من

توسط محبوبه علی پور | جمعه دهم خرداد ۱۳۸۷ |
جشنواره فرهنگي ورزشي عشاير لرستان

یک آمریکایی مهربان در خاک ایران آرام گرفت

توسط محبوبه علی پور | جمعه دهم خرداد ۱۳۸۷ |
خبر مثل همیشه دردناک بود .مرگ لوئیز فیروز بانوی مشهور پرورش اسب را میگویم بانویی که خیلی از ماها دوست داشتیم در فرصتی هم کلامش باشیم .اما فقط از اوشنیدیم .شنیدیم که

 لوئیز لیلین (Louise Laylin) در سال ۱۳۳۶ با یكی از اشراف  ایرانی به نام نرسی فیروز ازدواج و به همراه او به ایران سفر كرد. با كمك همسر خود و با توجه به علاقه ای كه به اسب و سواری داشت مركزی را به نام نوروزآباد در تهران جهت سواری فرزندانش تاسیس كرد. لوئیز همواره به دنبال اسبی كوچك اندام بود كه برای سواری كودكان مناسب باشد. سرانجام جست وجو و كنجكاوی اش در این باره منجر به كشف مجدد نژادی شد كه قدمتی هزاران ساله داشت. او با پشتكار فراوان توانست اسبی را مجدداً به دنیا معرفی كند كه دارای ارزش فراوانی بود. اسب منحصر به فردی كه به مینیاتور اسب عرب شباهت دارد و او آن را اسبچه خزر نامید...

وباز شنیدیم:پس از حدود پنج دهه تلاش در زمینه پرورش اسب پیکرش در روستاي "قره تپه شيخ " از توابع شهرستان كلاله در شرق استان گلستان به خاك سپرده شد

زنانه ها

توسط محبوبه علی پور | جمعه دهم خرداد ۱۳۸۷ |

زنان لهستانی بر سر دو راهی: بچه‌دار شدن یا حفظ شغل؟

 

 طبق نتایج یک همه‌پرسی که از سوی بنیاد سنت نیکلاوس در لهستان انجام شده، یک چهارم از زنان لهستانی نگران از دست دادن شغل خود در صورت بارداری هستند. همچنین یک پنجم از زنان شاغل، برای حفظ شغل خود از داشتن بچه صرفنظر کرده‌اند.

 

طبق گزارش اسوشیتدپرس، لهستان در مقایسه با میانگین آمار تولد در اروپا، یکی از کشورهایی است که کمترین میزان تولد را داراست. کارفرمایان معتقدند که مادران شاغل در بازار کار از کیفیت پایین‌تری برخوردار هستند و نسبت به زنان بدون فرزند از سر کار بیش‌تر غیبت می‌کنند.

 

وضعیت وخیم شغلی مادران لهستانی در شرایطی است که طبق قوانین جاری این کشور، کارفرمایان تا سه سال حق اخراج مادرانی را که تقاضای مرخصی زایمان و تربیت بچه کنند، ندارند. با این حال، این خطر همیشه وجود دارد که به محض این که آن‌ها بعد از این مدت به سر کار خود بازگردند، با اخراج مواجه شوند.

 

 ***

صعود مادر ودختر

یک مادر و دختراسترالیایی، به عنوان یک تیم دو نفره، توانستند قله اورست را که با ارتفاع 8848 متر بلند‌ترین قله جهان است، فتح کنند.

 

به گزارش خبرگزاری آلمان ازسیدنی، شریل بارت و دختر 23 ساله‌اش نیکی پس ازرسیدن به قله، خبرآن را

به وسیله فرستنده بی‌سیم به پایگاه اطلاع دادند. شرلی ضمن اعلام این خبربا هیجان گفت: «من برسقف جهان

ایستاده‌ام.» و افزود: « آفتاب دارد بالا می‌آید، و این باشکوه‌ترین چشم‌انداز همه‌ی زمان‌هاست.»

 

این مادر و دختر یک تیم کارآزموده‌اند. به گفته بستگان‌شان، آن‌ها تاکنون توانسته‌اند قللی را در آنتارکتیس، در آمریکای جنوبی، آفریقا، آمریکای شمالی و اروپا نیز فتح کنند.

 

توسط محبوبه علی پور | شنبه چهارم خرداد ۱۳۸۷ |

رفيق راهي و از نيمه راه مي گويي

وداع با من بي تكيه گاه مي گويي

ميان اين همه آدم، ميان اين همه اسم

هميشه نام مرا اشتباه مي گويي

به اعتبار چه آيينه اي، عزيز دلم

به هركه مي رسي از اشك و آه مي گويي

دلم به نيم نگاهي خوش است، اما تو

به اين ملامت سنگين، نگاه مي گويي؟

هنوز حوصلهء عشق در رگم جاري است

نمرده ام كه غمت را به چاه مي گويي.

 

*بازهم از جوشایی

توسط محبوبه علی پور | شنبه چهارم خرداد ۱۳۸۷ |
قرن ۲۱قرن تن دادن به هستی است نه قرن گريز از هستي

محمد علی جوشایی .شاعر

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .