سه دهه پیش بعد از اذان ظهر جمعه در شیراز متولد شدم و شاید به خاطر همین زمان خاص بود که پدرم میگوید مدتی بعد از نام گذاری من و انتخاب نام مهران مردد شده بود که شاید بهتر بود نام سید مهدی را برایم برمیگزید.
از دیروز ظهر سیساله شدهام و چه حس غریبی است ورود به این دهه چهارم زندگی! هزار کار ناکرده دارم و هزار افسوس برای آنچه که بر زمین مانده است و هزار سوگ بر آنچه که
گاه انجام دادهام.
اگر چرخ روزگار اندکی هم به عقب میچرخید، شاید فرصت برای جبران بسیاری از اشتباهات وجود داشت اما افسوس که در گذر بیرحم زمانه باید به بازی برد-باخت تن بدهی و یا همه چیز را بدست آوری و یا از دست رفته ببینی.
صادقانه میگویم دو سال و نیمی است که نگاهم به زندگی عوض شده، قدر فرصتهایش را، تمام لحظاتش را میدانم و به این باور رسیدهام که چه بسیار افراد و چیزها که شاید حتی ارزش لحظهای اندیشیدن و وقت تلف کردن نداشتهاند. حالا دیگر حس می کنم وقتی برای تلف کردن ندارم. شاید هم روزی آنقدر جسور شوم که بگویم برای مردن هم وقت ندارم!
این تغییر نگاه را اما مدیون حضور پررنگ کسی هستم که امروز به عنوان همسر در کنار دارم و جالب اینجاست که من و سارا، زاده یک روز هستیم؛ روزی در میانه فروردین ماه.
دهه چهارم را اما با امید به تحولی درونی و بیرونی آغاز میکنم و با این اطمینان که بازهم مهر الهی و شفقت او باران فرصتها را بر سرم خواهد باراند. این بار اما چشمانم را بر این باران نخواهم بست،فرصتی برای چشم بستن نیست!
* پ.ن : نوشته ای از مهران قاسمی
اما امروز که خبر کوچش را خواندم.تمام تصورم باطل شد پیش رویم جوانی ۳۰ ساله ظاهر شد و...
ومن امروز یکی از بزرگترین حسرتهای زندگیم را تجربه کردم که کاش اوبازهم بود .بازهم مینوشت و...
وصدای قلبت را
که بی ریا میگوید:
زندگی جاریست
زندگی جاریست
* *
تمام هفت روز هفته ام مال تو
شنبه ابری ام
یکشنبه برفی ام
دوشنبه آفتابی ام
سه شنبه طوفانی ام
چهارشنبه بارانی ام
وپنجشنبه مه آلودم
وحتی جمعه گریز پایم
اما روز هشتم را به من ببخش
* *
ترا میخوانم
ترا میخوانم
ومیدانم که صدایم را نخواهی شنید
آخر من همیشه نخودی بوده ام حتی زمانی که
تکه های عشق را قسمت میکردند.
* *
من یک زنم نه یک تکه شیرینی
ونه فضایی آکنده از عطر
وبستری سرشار از رنگ وعشوه
به من فرصت بده تا ببینم
بخوانم
بشنوم
حس کنم
قد بکشم وجوانه بزنم
* *
که اگر بمانم
در دستهایت چشمهایت جانت حل میشوم
وتوآتش میگیری
وسوسه زيباتر شدن از ديرباز با آدميان بوده است، چنان كه از ده هزار سال قبل از ميلاد آنها به استفاده از لوازم آرايشي رغبت
داشته اند. معروفترين قوم در اين زمينه مصريان هستند كه از حدود 3500 سال قبل از ميلاد براي انجام مراسم آييني خود از عطر و لوازم آرايشي بهره مي بردند.
همچنين، از آنجا كه اين قوم به زيبايي اهميت بسياري مي دادند زنانشان نيز به اين امر توجه فراواني داشتند. آنها براي رسيدن به زيبايي بيشتر، از مواد و محصولات متعددي استفاده مي كردند كه يكي از آنها «مسدمت» نام داشت و از كانيهاي مس و سرب ساخته مي شد. مصريان با سرب سفيد، اخراي قرمز و پودر مرمر سبز چهره خود را نقاشي مي كردند. ناگفته نماند اين قوم علاوه بر مواد آرايشي در قرنهاي 10 تا 15 قبل از ميلاد، محصولاتي را براي درمان بيماريهاي پوستي نظير ترك پوست تهيه مي كردند.
همچنين، براساس حفاريهاي شمال ايران، باستان شناسان قدمت آرايش چشم را مربوط به 4500 سال قبل از ميلاد مي دانند. كشفيات هفت تپه خوزستان نيز حاكي از آرايش زنان در دو هزار سال قبل از ميلاد دارد. در عصر هخامنشي، ايرانيان از زعفران، كرمي براي خوشبو كردن بدن تهيه مي كردند.
خسرو معتضد، محقق و مورخ در اين باره مي گويد: بنابر نقوش و آثار به جا مانده از دوران گذشته، ايرانيان همواره ملتي آراسته بوده اند. چنانكه در عصر هخامنشي، حتي مردان به زيبايي خود توجه داشته اند. آنها براي اين امر از آرايشگران يوناني معروف به «كاسپيداس» ياري مي گرفتند. در اين زمان مردان موهاي خود را آراسته و براي جلوه بيشتر از پودر استفاده مي كردند. جالب اينكه اگر مو نداشتند از كلاه گيسهاي آراسته بهره مي بردند.
بنابر شواهد موجود، «سورنا»، سردار اشكاني نيز همواره از لوازم آرايش استفاده مي كرد كه اين امر باعث شگفتي دشمنان بود. البته اين شيوه وي باعث تقليد روميها از ايرانيان شده بود. از طرف ديگر در برخي منابع از استفاده كوروش از گردي سياه براي اطراف چشم ياد مي شود.
آراستگي در متون ادبي ايران
معتضد، در ادامه به جلوه هايي از آراستگي زنان در متون ادبي كشورمان اشاره كرده و مي افزايد: مأخذ ادبي كه به آرايش و نحوه آن اشاره دارد شاهنامه فردوسي است كه طي آن به آراستگي موي سر زنان، زيبايي چهره و حتي به پوشيده بودن روي آنها پرداخته است. همچنين در ساير متون بر استفاده زنان از هفت قلم آرايش يا هفت وند شامل سرمه، حنا، غازه، سرخاب، سفيداب، وسمه و زرك اشاره شده است.
ناگفته نماند، استفاده از اين هفت قلم مخصوص بانوان متأهل بوده و بنابر سنت دختران از استفاده آنها منع مي شوند.
ايجاد انستيتو زيبايي به سبك مدرن
در قرن نوزدهم با ايجاد انستيتو زيبايي و سلامت پوست در پاريس، اولين نوع سايه و رژگونه به بازار آمد و «مادام دكولاس» كرمهاي آرايشي حاصل از گياهان دارويي را در اختيار مشتريان قرار داد.
با ايجاد كارخانه هاي توليد كننده محصولات آرايشي در سال 1920 ميلادي كرمها، لوسيونها و شامپوهاي ديگري راهي بازار شدند. البته از زمان جنگ جهاني دوم تا به امروز، دنياي آرايش سه مرحله عمده را سپري كرده است.
نخست سالهاي جنگ كه با ركود لوازم مزبور مواجه بوديم. دوم سالهاي 1945 تا 1980 كه شاهد زياده روي در مصرف لوازم آرايش بوديم و سرانجام دهه 80 تا به امروز كه از آرايش به منظور ترميم و رفع عيوب چهره استفاده مي شود. اما در جامعه ما ايران، افراد بنابر چه دليلي به آرايش خويش توجه دارند؟
ايران، رتبه سوم از نظر مصرف لوازم آرايش!
خبرها حاكي از آن است كه امروزه كشور ما سومين مصرف كننده لوازم آرايش در خاورميانه است و سالانه حدود يك ميليارد دلار فرآورده آرايشي و بهداشتي در ايران مصرف مي شود.
رسول ديناروند، معاون غذا و داروي وزارت بهداشت و درمان، با اشاره به اين آمار معتقد است: حجم بالاي خريد و فروش و تنوع اين كالاها از دو جهت نياز به نظارت جدي دارد. زيرا به اين دليل كه كالاهاي ياد شده مصرف انساني دارند، ممكن است آثار سويي براي پوست داشته باشد. از طرف ديگر، مخاطبان اين محصولات رو به افزايش است.
مراقب لوازم آرايش تقلبي باشيد
گرچه بر عرضه كالاهاي بهداشتي نظارت بيشتري صورت مي گيرد، اما هنوز هم قاچاق و تقلب در اين محصولات دغدغه مردم و پزشكان پوست است. از همين رو، دكتر هايده عليزاده، متخصص زيبايي توصيه مي كند: براي تشخيص اجناس غيراستاندارد قبل از تهيه محصولات آرايشي با پزشك و داروساز مشورت كنيد تا برحسب نوع و جنس پوست مواد متناسب معرفي شود. همچنين كالاهاي مصرفي خود را از داروخانه ها تهيه كرده و در موقع خريد به رقم باركد ثبت شده، دقت كنيد تا سه رقم اول آن با نشان كشور هماهنگ بوده و يا از سوي مراكز بهداشتي تأييد شده باشد.
يكي از فروشندگان محصولات آرايشي نيز مي گويد: چند سال پيش، عرضه محصولات تقلبي به حدي بود كه مي توان ادعا كرد بيش از 50 درصد محصولات آرايشي تقلبي و دست ساز بود.
اين محصولات علاوه بر كشورهاي همسايه در كارگاههاي زيرزميني داخل نيز توليد مي شد، اما در حال حاضر به دليل نظارت بيشتر متوليان بهداشت جامعه كه معمولاً هر سه ماه يك بار براي نظارت حضور دارند اين معضل كاهش يافته است.
آلودگي سرب در مواد آرايشي
چهره اش گلگون شده بود و مي سوخت. خارش شديدي پوستش را آزار مي داد. تورم صورت نگرانش كرده بود. مادر نگاهي به چهره اش انداخت و گفت:
- ديدي چه بلايي سر خودت آوردي. صد بار نگفتم براي اون لكه قهوه اي برو دكتر، شايد از كبدت باشه... حالا اگه جاي اين لكه هاي قرمز بمونه مي خواي چه كار كني؟...
بنابر اعتقاد متخصصان پوست، واكنشهاي پوست در پي مصرف مواد آرايشي و بهداشتي به اشكال مختلف بروز مي كند كه معمولاً شامل التهاب، آماس، كهير، واكنشهاي حساس به نور خورشيد، آكنه، جوشهاي زير پوستي و... مي باشد.
همچنين، استفاده از ريمل و مداد غيراستاندارد، منجر به ايجاد حساسيت چشمي، ريزش و شوره مژه مي شود و چنانچه مصرف آن ادامه يابد باعث ورود ميكروب به چشم و التهاب قرنيه مي گردد.
ناگفته نماند مصرف بي رويه كالاهاي معروف و حتي استاندارد بهداشتي و آرايشي نيز مي تواند در بسياري مواقع عوارض ناخوشايندي داشته باشد چنانكه بنابر پژوهش مركز نظارت بر مواد و لوازم بهداشتي آمريكا، بيش از دو سوم رژ لبهاي موجود در بازار داراي ميزان بالايي از سرب هستند كه استفاده از آنها براي سلامت زنان خطرناك است، بنابر همين تحقيق كه بر روي ماركهاي معروف مانند كاورگرل و كريستين دي يور انجام گرفته مشخص شده است كه سي و يك مارك معروف از اين آزمون ناموفق بيرون آمده اند. شايان ذكر است، وجود سرب مي تواند موجب بروز اختلالهايي در يادگيري و تكلم شود.
آراستگي و اثبات شخصيت
«وقتي دختران جوان را مي بينم كه قشري از آرايش روي چهره دارند، متأسف مي شوم زيرا در واقع آرايش مخصوص بانوان مسن است كه طراوت پوستشان، از دست رفته است، نه آنها كه با كمي مراقبت مي توانند پوستي صاف، يكدست و زيبا داشته باشند. اين سخن را «النا مليك» گفته، كسي كه در ايتاليا به «بانوي آرايش» معروف است و جزو پايه گذاران رشته گريم در اين كشور مي باشد. البته، بسياري از متخصصان پوست با وي هم عقيده اند و تنها استفاده از كرمهاي مرطوب كننده و يا ضد آفتاب را توصيه مي كنند. اما بنابر آمار موجود، زنان زير 25 سال جهان، سالانه 60 درصد درآمد خود را صرف زيبايي و خريد لوازم آرايشي و بهداشتي مي كنند.
در كشور ما نيز در حال حاضر بخشي از دختران نوجوان و جوان مهمترين مصرف كنندگان اين كالاها هستند.
آتوسا، 16 ساله كه خود چهره اي آرايش كرده دارد درباره علت اين عمل مي گويد: به نظر من با آرايش، چهره ما زيباتر مي شود و در ضمن احساس بزرگي و آزادي مي كنم.
فرشته 18 ساله نيز علاقه اش را دليل اين موضوع مي داند.
مونا، 19 ساله كه در يكي از فروشگاههاي لوازم آرايشي مشغول خريد است، مي گويد: زيبايي ظاهر باعث مي شود فرد احساس اعتماد به نفس داشته و در ضمن نشانه توانايي اقتصادي مي باشد.
مريم - الف، فرهنگي، درباره علل مصرف مواد آرايشي در سنين كم اظهار مي كند: بنابر تجربه، دريافتم دختران به دلايل مختلف به آرايش چهره توجه دارند. برخي دوست دارند بزرگي خود را نشان دهند. عده اي هم مي خواهند زنانگي خود را حس كنند. برخي از نوجوانان هم به دليل جلب توجه از اين كالاها استفاده مي كنند.
فريبا - ك، كارمند هم اظهار مي كند: وقتي 16 سال داشتم آرزو مي كردم زودتر بزرگ شوم و كرم بزنم و مثل ساير بانوان آرايش كنم. اما حالا كه به چهل سالگي رسيدم دلم مي خواهد آرايش كنم تا جوانتر ديده شوم.
زيبا فقط براي جامعه
از دلايل قابل تأمل در توجه بيش از حد به آرايش چهره، ابتلاي فرد به اختلال بدريختي بدن و اختلال شخصيت است. در اين اختلالها كه اغلب در سنين 15 تا 20 سالگي به اوج خود مي رسد فرد تصوير ناخوشايندي از بدن خود دارد، به حدي كه تصور مي كند اعضاي بدنش دچار نقص و عيب است، بنابراين براي رفع آن به انواع شيوه ها نظير آرايش پناه مي برند. مبتلايان به اختلال بدريختي در معرض ابتلا به افسردگي و اضطراب نيز قرار دارند. همچنين افراد مبتلا به اختلال شخصيت سعي مي كنند به هر شيوه براي جلب توجه اطرافيان روي آورند.
زهره - ن، دانشجو توجه جامعه به اين مقوله و ارزش دانستن آن را از دلايل رغبت دختران به اين سو مي داند و مي گويد: در گذشته سادگي و معصوميت نشانه ارزش براي دختران بود اما در حال حاضر آرايش و خودآرايي آنها به ارزش تبديل شده است. چنانكه حتي ابزارهاي فرهنگساز نظير رسانه ها در هنگام نمايش چهره يك دختر، او را غالباً آرايش كرده تصوير مي كنند. نمونه روشن اين موضوع سينماست كه در آن حتي دختران كم سن ظاهر مي شوند.
وي ادامه مي دهد: انسانها متناسب با شرايط و تأييد اطرافيان چهره خود را ارايه مي دهند. بنابراين دختران ما نيز به دنبال واكنش ديگران رفتار مي كنند. به اين دليل، معتقدم به جاي سرزنش دختران، بايد نگاه حاكم بر جامعه تغيير كند و در ارزشهاي موجود تجديدنظر شود.

- شوهرش باز زدش .بد جوری هم زده .چی کارکنم؟ بیچاره که قدرت دفاع از خودش رو نداره. جلوی قاضی صم وبکم میشینه
... چند روز پیش بردمش دکتر دندونش چند وقته چرک میکنه .شوهرش میگه بردیش برای کارهای خلاف.... به عموم گفتیم شوهره میزنش گفت نوش جونش حتما حقشه ....
...شوهره میگه نمی خوامش میخوام زن دیگه بگیرم گفتم طلاقش بده میگه:نه من تا همه وجودش رونابود نکنم ولش نمیکنم ....
زنگ میزنم به یک وکیل آشنا میگه ما بایداول این خانوم رو برای مقابله باخشونت آماده کنیم تا با اعتماد به نفس عمل کنه .بدون آمادگی اگه بهش بگیم طلاق بگیر بعد باید کجا بره چی کار کنه ؟
راست میگه زنی که هنوز بدون اجازه شوهرش دکتر هم نمیره چطور قراره تنها زندگی کنه؟
با دکتر ...تماس میگیرم تا به عنوان مدد کار راهنمایی کنه .اون هم میگه مهم خود خانومه اون باید مسایلش روپیگیری کنه اگه نتونست وباز مورد خشونت واقع شد ما وارد میشیم.
چند تلفن آدرس برای کمک میدهد .به دوستم زنگ میزنم تا مطالب رو بهش بگم.میگه:الان که نمیتونم خونه خواهرم زنگ بزنم شوهرش هست.فردا صبح زنگ میزنم.
من نمیدونم تا فردا سرنوشت او چی میشه؟ فریاد شوهرش رو میشنوم که میگم :چیه میکشمش وبعد میرم زندون....
خوابهایم چهل وشش ساله اند
اندوهم بیش از آن قد کشیده است
من محکومم
محکوم
زنم
زن
مجرمی که جرمش را بر پیشانی دوخته است
و با دستان تو بخاک خوابیده
با دستان تو زیر نقطه ی انجماد می خندد
میترا سرانی اصل


همچنین بنا براصول متداول این گونه شیوه ها دهنده جنین وگیرنده آن با یکدیگر روبه رونمیشوند ومعمولا به طور غیر مسقیم در ارتباط باهم قرار میگیرند .از مسایل دیگر این مجموعه حواشی داستان اصلی است که گاه به غلو رسیده است .
جا دارد اشاره کنم که به دلیل ارزانی این شیوه ها به خصوص در خاورمیانه والبته در هند وپاکستان .مردم بسیاری از کشورهای پیشرفته ترجیح میدهند این روش در مانی را در آسیا تجربه کنند .
پ.ن :دوستی میگفت خدا کنه صدا وسیما ازبیمارستان دربیاد چون از ماه رمضان دربیمارستان است .اغما. حلقه سبز .دکتر قریب .بیداری .وحالا ساعت شنی
پ.ن: بازی مهرواه شریفی نیا با شباهتهای فراوانش به مادرخود آزیتا حاجیان هم بسیار جالب است .
هنوز كاغذهايم را جمع نكرده ام كه تلفن زنگ مي زند. دوستم پشت خط است از هر دري حرف مي زنيم تا به قضاوت آشنايي مي رسد.
قضاوت او درباره چند صفحه از نوشته هايم.
- مي گفت نوشته ات؛ «با پيش زمينه فمنيستي نوشته شده... معلومه كه نويسنده اش يه زنه...» به نظرم خوبه خودت باهاش صحبت كني.
نمي توانم با تلفن راحت حرف بزنم. ترجيح مي دهم رو در رو صحبت كنم اين طوري هم خودم فرصت دفاع از نظراتم را دارم و هم به ديگري اين فرصت را مي دهم.
* پشت ميز كارش نشسته «مرد روشنفكري است. امروزي فكر مي كند، اطلاعاتش زياد است و خلاصه خيلي سرش مي شود... اين قضاوتي است كه اطرافيان درباره اش دارند.
صحبت را به ورق پاره هايم مي كشانم. او شروع به استدلال مي كند. به ظاهر منطقي حرف مي زند.
- «من به خانوم... هم گفتم كه معلومه اين مطلب با دقت و آگاهي نوشته شده... خيلي خوبه اما بعضي جاها از مسير منطقي خارج شده و به يه متن احساسي نزديك شده و خلاصه از كلي گويي به مشكلات شخصي زنان رسيده.»
او صحبت مي كند و من گوش مي دهم. مي توانم تعابير مترادف و معمول جملاتش را در ذهن مرور كنم. در واقع به اين عبارتها عادت كرده ام سالهاست وقتي درباره مسايل زنان مي نويسم حتي هم جنسهاي خودم مي گويند اين تجربيات خودت بود!
و بارها از مردها شنيده ام كه «اينها تجربيات شخصي يه زنه. يك تجربه دردآور زنانه. هميشه شما زنها فكر مي كنين بهتون ظلم شده، حقتون رو خوردن...» از نظر آنها تمام مشكلات زنان تصور يا تجربه شخصي است.
او هنوز حرف مي زند
- «چون شما به مشكلات آگاه نيستين فكر مي كنين اين مسايل فقط خاص زنهاست اما مردها هم با اين چالشها رو به رو هستن، مي دونين مشكلي كه شايد براي زنها وجود داره، زن بودن آنهاست. كه در تمام جوامع با توجه به شرايط اجتماعي و اقتصادي اونا وجود داره اما شكلش فرق مي كنه. البته من معتقدم كه اين مسأله بايد رفع بشه."
او حرف مي زند و من مي شنوم و بعد بلند مي شوم. شايد هم مجاب شده ام.
* از خيابان رد مي شوم. روزنامه اي مي خرم و بي هدف روي نيمكت ايستگاه اتوبوس مي نشينم. روزنامه را باز مي كنم. آگهي هايش را مي خوانم. به نظرم اين صفحات زنگ تفريح جالبي است، يكي براي از دست دادن عزيزش تسليت گفته و آن ديگري با تبليغ مي خواهد پولي به دست بياورد.
مي شود جدال مرگ و زندگي را ديد، و وقتي اين بازي جالبتر مي شود كه در گوشه اي از ستون استخدامي هاي آبكي اش نوشته؛ «به يك خانم با روابط عمومي بالا نيازمنديم». ياد صحبت دوستي مي افتم كه براي كار به يكي از اين شركتهايي كه هر روز صدها نوع آنها مثل قارچ ظاهر مي شود؛ رفته بود.
«چند نفر بوديم. يكي از دخترها رو شناختم. هم كلاس بوديم اون اهل درس ودانشگاه نبود . حالا من هم كه دانشگاه رفتم و اون كه هنوز ديپلمه اس هر دو بيكاريم. من حقوق پيشنهاديم رو 90 هزار تومان نوشتم به نظرم اين حداقله، آخه من از يه دانشگاه معتبر ليسانس گرفتم!
اما هنوز خبر ندادن فكر كنم همكلاسي من رو قبول كردن چون اون با كلاس تر و شيك تر از من اومده بود مصاحبه!...»
* راه مي افتم. حالا صداي زنان نوشته ام را به وضوح مي شنوم. روشنتر از شبي كه درباره شان مي نوشتم.
... با مدرك ديپلم كامپيوتر و حسابداري از ساعت 7 صبح تا 12 ظهر و از 4 عصر تا 7 شب توي يه مؤسسه كار مي كردم اما 70 هزار تومان بيشتر حقوق نمي گرفتم... .
صداها ذهنم را پر مي كنند همه حرف مي زنند ......
دموکراسی این نیست
که مرد نظرش را درباره ی سیاست
بگوید
و کسی هم به او اعتراض نکند
دموکراسی این است که
زن نظرش را درباره ی عشق بگوید
و کسی هم او را نکشد !

سعاد الصباح .در آغاز زن بود
نشر روزنه .امیری
هر روز که صف های عریض وطویل شیر وتقلای همیشگی مردم را برای تهیه یک پاکت شیر پاستوریزه یارانه ای میبینم با خودم میگویم :بدبختی مردم ما هیچوقت از بین نمیرود فقط شکلش عوض میشود
مشخصات وب
آرشیو وب
- بهمن ۱۴۰۱
- مرداد ۱۳۹۷
- آبان ۱۳۹۶
- شهریور ۱۳۹۶
- مرداد ۱۳۹۶
- تیر ۱۳۹۶
- دی ۱۳۹۵
- مهر ۱۳۹۵
- مرداد ۱۳۹۵
- تیر ۱۳۹۵
- خرداد ۱۳۹۵
- اردیبهشت ۱۳۹۵
- فروردین ۱۳۹۵
- اسفند ۱۳۹۴
- بهمن ۱۳۹۴
- دی ۱۳۹۴
- آذر ۱۳۹۴
- آبان ۱۳۹۴
- مهر ۱۳۹۴
- شهریور ۱۳۹۴
- مرداد ۱۳۹۴
- تیر ۱۳۹۴
- بهمن ۱۳۹۲
- دی ۱۳۹۲
- آذر ۱۳۹۲
- آبان ۱۳۹۲
- مهر ۱۳۹۲
- شهریور ۱۳۹۲
- مرداد ۱۳۹۲
- تیر ۱۳۹۲
- خرداد ۱۳۹۲
- اردیبهشت ۱۳۹۲
- فروردین ۱۳۹۲
- اسفند ۱۳۹۱
- بهمن ۱۳۹۱
- دی ۱۳۹۱
- آرشيو