چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

هدیه سال نو

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۳۸۹ |
به نظرم یکی ازهدایای جذاب میتونه آلبوم تمام اقوام من از گروه رستاک باشه...خودتون اول یکی بخرین وبعد قضاوت کنین...

تامل

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۸۹ |
امروزهمچنین شاهد برگزاری هفتمین مجمع بین‌المللی استادان زبان و ادبیات فارسی در تهران بودیم .نشستی که میتواند برای گسترش ورونق ادب فارسی دستاوردهای ارزشمندی داشته باشد. مشروطبه این که چنین تحرکات فرهنگی به چند نشست بینالمللی خلاصه نشود واهمیت زبان وادب فارسی درمدارس ودانشگاهها ی داخل کشور نیز جدی گرفته شود.

وبعد....

مدتی است  که بحث در زمینه تغییر در نظام آموزش علوم انسانی نظیر ادبیات فارسی شنیده می شود. برخی استادان نیز بارفتارهای دگراندیشانه از دانشجویان نظر خواهی کردند. امابه اعتقاد من برای آنکه شاهد رشد وتعالی ادبیات فارسی باشیم باید ابتدا آن را به عنوان یک ارزش فرهنگی وملی جدی بگیریم. سپس در دانشگاه به عنوان یک رشته تحصیلی جدی به گرایش بندی آن بیندیشیم. گرچه بسیاری با تاکید برمحتوای منابع اموزشی سعی دارند همین روند بیمارگونه ادبیات را ادامه دهندولی باید گفت ما با کمبود منابع آموزشی در ادبیات فارسی مواجه نیستیم مشکل ایراد درنحوه ارائه انهاست. هیچکس نمیتواند منکر ارزشمندی شعر حافظ یا کتاب تاریخ ادبیات دکترصفا و...شود. اما چیدمان آموزشی  این منابع دچار نقص است. نکته دیگر اینکه جادارد فکری برای ادبیات کاربردی شود. ادبیاتی که جای خالی ادبیات داستانی ُ ترجمه ادبی ُ نقد نویسی و... در آن حس می شود.که با گرایش بندی مناسب میتوان آن را تکامل بخشید...

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۸۹ |
امروز خبرگزاری  مهر به نقل از مشاور حقوقی مرکز امور زنان و نهاد خانواده ریاست جمهوری اعلام کرد    براساس طرح جدید لایحه مرخصی زایمان با نوان میتوانند علاوه برشش ماه مرخصی زایمان دو سال نیز به عنوان دورکاری در منزل به فعالیت بپردازند. گرچه در اساس این طرح ارزشمند میباشد اما با شرایط نا امنی شغلی که برای بانوان وجود دارد چنین طرحهایی به معنای حذف زنان از چرخه اشتغال واقتصاد است.

پی نوشت: درهمین زمینه بخوانید

سایتهای ازدواج اینترنتی  در واقع سایتهای دوستیابی است

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۸۹ |

 

* دکتر مصطفی اقلیما  :به طور کلی در جهان مقوله ای به نام " ازدواج اینترنتی "  وجود ندارد وانچه به این نام مرسوم است در واقع سایتهای برای دوستیهای موقت است.؛ دراین شرایط افراد نیز توقع ازدواج ورابطه پایدار راندارند .اینگونه در سایتهای خاص ، افراد با ذکر شرایط ویژه به دنبال رابطه با جنس مخالف می باشند .

درکشور ما نیز درحقیقت انچه به عنوان " سایتهای ازدواج اینترنتی " رایج شده است ؛ همین وضعیت را دارد. اما چون براساس قوانین کشور،  با قید "دوستیابی " امکان ادامه فعالیت را ندارند با پوشش " ازدواج" ظاهر می شوند. البته در فرهنگ ایرانی به طور معمول خانواده ها وافراد تمایلی به چنین ازدواجهایی را ندارند زیرا هر فردی که شرایط مناسب ازدواج راداشته باشد ؛  خانواده واطرافیان زمینه ازدواج وی را فراهم میکنند .بنابراین افراد نیازی به حضور در سایتهای مجازی همسریابی ندارند .اینگونه ، افرادی به این سایتها ، وارد می شوند که بنا بر مسایلی توان همسریابی در فضای واقعی راندارند. چنانچه ازدواجی نیز رخ دهد پس ازمدتی به شکست می انجامد ، حتی اگر دوام یابد به دلیل آن است که طرفین به دلیل مشکلات ناگزیر به ادامه هستند ونشانه توفیق این ازدواجها نیست.

 

همچنین ، گاهی اوقات برخی مسولان ، سازمانها یا نهادها با اعلام آمارهای شکست  در این ازدواجها ؛  نسبت به این مساله هشدار میدهند. این درحالیست که در واقع ما اطلاعات وآمار دقیقی در این زمینه نداریم ونمیتوانیم این داده ها را مستند بدانیم.

اما واقعیت این است  ، درشرایطی  که ازدواجهای معمول ومرسوم ما که واسطه پیوندش اطرافیان هستند وطرفین نیز پس از چند جلسه گفتگو و معاشرت زندگی مشترک را آغاز میکنند ،  25 تا27 درصد به طلاق ختم می شود وبیش از نیمی از طلاقها در سالهای نخست زندگی رخ میدهد . حال چگونه میتوان به ازدواجی که درفضای مجازی شکل گرفته امید داشت؟

 

نکته دیگر اینکه ،  ازدواج معامله نیست که  دوفرد با ذکر چند شرط ظاهری نظیر رنگ مو و چشم یا مسایلی از این دست در اینترنت  بتوانند  شریک زندگی مناسب خود را بیابند. برای ایجاد یک زندگی مشترک ، افراد باید با هم صحبت کنند ، همدیگر را بشناسند وبه تفاهم برسند اما در فضای مجازی چنین فرصتهایی وجود ندارد. بازهم تاکید میکنم ، واقعیت  " ازدواجهای اینترنتی " همان دوستیابی است .برای نمونه مردی که متاهل است سعی میکند  در این شرایط روابط تازه ای را تجربه کند یا پسرانی که شرایط ازدواج راندارند وبه دنبال رابطه با زنان بزرگتر از خود هستند به این سایتها رو  می اورند.زیرا اگر افراد شرایط مناسب ازدواج را داشته باشند میتوانند همسر مناسب خود را در محیط کارو زندگی پیدا کند. حتی اگر پیر مرد هفتاد ساله ای باشد ؛ اطرافیان زمینه ازدواج وی را مهیا میکنند بنابراین ، افرادی که در سایتهای همسریابی حضور دارند ، کسانی هستند که دارای محدودیتها ومشکلاتی هستند .

مساله دیگر اینکه ، چون در شرایط واقعی امکان روابط   میان  پسران ودختران وجود ندارد. برخی از آنها با ساده انگاری  به این سایتها روی می آورند تا به ظن خود همسر مناسبشان را بیابند. درحالیکه ، روابط در  چنین سایتهای اغلب به ازدواج  منجر نشده  ودر همان روابط موقت ختم می شود . روابطی که میتواند آسیبهای بسیاری را برای این افراد به همراه داشته باشد.

 

 

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و پنجم دی ۱۳۸۹ |
جایی میخوانم خانم حدیده چی دباغ از بانوان مبارز کشورمان دچار کسالت است ..بارها به مناسبتهای مختلف ایشان را دیدم وصدایشان را شنیدم. اما مهمترین خاطره من از این بانوی نستوه ُ همراهی فرزندانشان در مبارزات آنهاست....

گوشه هایی از گفتگوی من با خانم رضوانه دباغ فرزند خانم حدیده چی را در زیر میخوانید....

ادامه مطلب

مركز امور زنان هم وزارتخانه مي شود؟

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و پنجم دی ۱۳۸۹ |

زمزمه هاي يك ادغام ديگر در ساختار دولت 

 طي روزهاي اخير زمزمه هايي از سوي برخي نمايندگان مجلس مبني بر «ادغام مركز امور زنان و خانواده نهاد

 رياست جمهوري با وزارت رفاه و تأمين اجتماعي» شنيده مي شود .

چنانكه عضو فراكسيون زنان مجلس شوراي اسلامي در اين باره به فارس، اظهار داشت: با توجه به حفظ جايگاه زنان و خانواده و در راستاي افزايش اختيارات و وظايف اين مركز همچنين وجوه مشترك با تأمين اجتماعي، اين مركز مي تواند با وزارت رفاه و تأمين اجتماعي ادغام شود.

فاطمه آليا با بيان اينكه طرح ادغام مركز امور زنان در مجلس مطرح نبوده است، عنوان كرد: اگر چه در خصوص ادغام مركز امور زنان و خانواده نهاد رياست جمهوري بررسي هاي مختلفي از زمان مجلس هفتم تاكنون صورت گرفته، اما در دستور كار قرار گرفتن اين موضوع به عنوان طرح در مجلس، مطرح نشده است.

عضو فراكسيون زنان مجلس در بخشهايي از سخنان خود گفت: با توجه به بررسي هايي كه انجام شده است، در فعاليتهاي مربوط به زنان نوعي همپوشاني و موازي كاري وجود دارد؛ به طور مثال مي توان به فعاليتهايي كه وزارت رفاه و تأمين اجتماعي، سازمان بهزيستي و كميته امداد امام خميني (ره) در زمينه مسائل زنان انجام مي دهند، اشاره كرد.

 

تقليل جايگاه يا ارتقا؟

 

در حالي اين خبر منتشر شد كه اعضاي مركز امور بانوان و خانواده رياست جمهوري، در اين زمينه اظهار بي اطلاعي كردند.اما اين بي خبري تنها به مركز امور زنان و خانواده رياست جمهوري برنمي گردد، به گونه اي كه عفت شريعتي نماينده ديگر مجلس شوراي اسلامي نيز به گزارشگر ما اظهار داشت: در اين زمينه اطلاعي ندارم و در مجلس نيز اين مسأله مطرح نشده است. اما به نظرم، اين مقوله نمي تواند جوابگوي نيازهاي حوزه زنان و خانواده باشد، زيرا شرح وظايف وزارت رفاه و تأمين اجتماعي و حوزه فعاليتهاي آن؛ با وظايف وكاركرد مركز امور زنان و خانواده همخواني ندارد تا بتوان اين نهاد را زير مجموعه وزارت رفاه قرار داد. همچنين با اين تغييرات جايگاه حوزه بانوان وخانواده تقليل مي يابد و شاهد ارتقايي نخواهيم بود. بدين ترتيب، انتظارات براي پيشبرد اهداف جايگاه زنان و خانواده، با اين رويه محقق نمي شود و به صلاح زنان نخواهد بود.

 

عملكرد و وظايف سنخيت ندارد

 

دبير كل جمعيت حمايت از حقوق بشر زنان نيز دراين باره معتقد است: با توجه به اينكه نمي دانم اهداف طراحان اين مقوله چيست وچه نگاهي به حوزه زنان وخانواده دارند اما به نظر من به دليل عدم سنخيت نداشتن حوزه فعاليت مركز امور زنان رياست جمهوري با وزارت رفاه و تأمين اجتماعي به لحاظ عملكرد و زمينه وظايفشان؛ ادغام اين دونهاد مناسب نيست. بخصوص آنكه، وزارت رفاه با توجه به وظايف گوناگوني كه در حوزه هاي مختلف دارد؛ بااين ادغام؛ موقعيت حوزه زنان وخانواده تحت تأثير اين وظايف قرار مي گيرد.

شهيندخت مولاوردي همچنين افزود: اين تفكر، از آن حكايت دارد كه آگاهي كافي نيز نسبت به مأموريت و تشكيلات زنان وجود ندارد. تا حدي اين مسأله به كاركرد بانوان فعال در اين حوزه مربوط مي شود. زيرا، زماني كه آنان مسائل حوزه زنان را به مشكلات حمايتي تقليل دادند، به طوري كه كاركرد آن را به يك نهاد حمايتي بزرگ تبديل كردند ديگران نيز با همين نگاه، برخورد كرده و باور مي كنند كه اين مركز مي تواند زير مجموعه وزارت رفاه باشد.مولاوردي بر حضور نهادهاي مؤثر در حوزه زنان و خانواده تأكيد كرده و اظهار داشت: در سراسر جهان، اين گونه مراكز به عنوان مكانيزم هاي نهادين وجود دارد. در كشور ما نيز سخن فعالان حوزه زنان بر ارتقاي جايگاه و باز آرايي اين حضور بود. حتي در ميان بانوان مسؤول و كارشناس، نگرش مثبت نسبت به ايجاد وزارت زنان و خانواده و يا ارتقاي جايگاه به معاونت وجود داشت .

 

ادغام بحث جديدي نيست

 

گرچه اغلب افراد و گروه ها از ادغام مركز امور زنان وخانواده با وزارت رفاه اظهار بي اطلاعي وحتي شگفتي مي كردند، اما منيره نوبخت از اعضاي شوراي فرهنگي اجتماعي زنان، در اين باره به گزارشگر ما گفت: اين مسأله بحث جديدي نيست و تا آنجا كه مي دانم در مجلس نيز مطرح نشده است. اما از آنجا كه بر اساس برنامه پنجم توسعه بناست ساختار قوه مجريه مورد تجديد نظر قرار گرفته و ساختار جديدي در آن تعريف شود، بدين ترتيب، شاهد تغييراتي خواهيم بود.وي افزود: اما باتوجه به بحث ادغام سازمان ملي جوانان وتربيت بدني، معتقدم مجلس شوراي اسلامي؛ با توجه به وظايف، تكرارها، موازي كاريها، كاستي ها و كمبودهاي موجود، اين مسأله را يكپارچه مطرح و بررسي كند، زيرا بخشي نگري و نگاه جداگانه به حوزه وفعاليتهايشان درمجموع باعث مشكلاتي مي شود.

 

ايجاد وزارتخانه اي كار آمد

 

وي با تأكيد براينكه، مجلسيان مي توانند در اجراي اين برنامه افزون بر ادغام به ايجاد وزارتخانه هاي كار آمد نيز بينديشند، اظهار داشت: اين گونه مي توان، با حذف سازمانهاي گوناگون؛ وزارتخانه هاي كارآمد و چابك را پديد آورد و تعاريف جديدي در جهت برنامه ريزي و نظارت و جلب مشاركت مردمي داشت.

از اين رو، در بازسازي جديد ساختار قوه مجريه به يك وزارتخانه فعال و مؤثر در حوزه زنان وخانواده نياز است. 

  

 بعد از تحریر:

ادغام مركز امور زنان نبايد به حذف آن بينجامد

عضو كميسيون فرهنگي مجلس با بيان اينكه ادغام مركز امور زنان با هر يك از سازمان‌ها يا وزارتخانه‌ها نبايد به حذف‌ اين مركز بينجامد، گفت: ادغام مركز امور زنان نبايد محدودكننده فعاليت‌هاي اين مركز باشد.

 

حجت‌الاسلام حسن ملك‌محمدي در گفت‌وگو با فارس ،  داشت: با توجه به اينكه نيمي از جمعيت ايران را زنان تشكيل مي‌دهند، مركز امور زنان تاكنون توانسته است فعاليت‌هاي ارزشمندي را انجام دهد.

 

وي با تأكيد بر اينكه بايد براي شكوفايي استعدادهاي بانوان ايراني در تمام سطوح سني، برنامه‌ريزي جامعي داشته باشيم، عنوان كرد: با توجه به تأكيد ويژه اسلام در خصوص خانواده و نقش مؤثر زنان در مديريت، بايد براي حفظ و تقويت كانون خانواده و زنان به عنوان مهمترين عامل تكامل و رشد جامعه توجه داشته و از تمام ظرفيت‌ها‌ي موجود در شكوفايي استعداد‌هاي آنان استفاده كنيم.

 

عضو كميسيون فرهنگي مجلس افزود: مركز امور زنان مي‌تواند با استفاده از تمام ظرفيت‌ها و پتانسيل‌‌هاي اساتيد حوزه و دانشگاه و صاحبنظران و كارشناسان برنامه‌ريزي جامعي داشته باشد تا بتواند از توانمندي‌ها و استعدا‌هاي بسيار زنان كه در بخش‌هاي مختلف و دوشادوش مردان در امور مختلف تلاش مي‌كنند، استفاده كند.

 

وي در ادامه بيان كرد: با در نظر گرفتن شرايط جهاني و اهدافي كه در برنامه پنجم توسعه مشخص شده است، بايد تلاش بيشتري در زمينه رشد و پيشرفت زنان صورت گيرد؛ ادغام مركز امور زنان با يكي از وزارتخانه‌ها در صورتي كه بتوان از مزايا و پتانسيل‌هاي آن در جهت توسعه اين مركز گام برداشت، نبايد محدودكننده حداقل فعاليت‌هاي كنوني مركز امور زنان باشد.

 

حجت‌الاسلام ملك‌محمدي با بيان اينكه مركز امور زنان بايد آسيب‌شناسي و آسيب‌زدايي را نيز در دستور كار خود قرار دهد، اظهار داشت: اين مركز بايد در خصوص مسائل اجتماعي، فرهنگي و علمي زنان ايراني آسيب‌شناسي و آسيب‌زدايي كند؛ هنوز طرحي مبني بر ادغام مركز امور زنان در مجلس مطرح نشده بلكه كاهش تعداد وزارتخانه‌ها در برنامه پنجم توسعه به تصويب نمايندگان مجلس رسيده است كه بايد بر طبق آن تعداد وزارتخانه‌ها را كاهش دهيم.

 

حافظ عزیز کرده خداوند و عزیز داشته ایرانیان است

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۳۸۹ |

بهاءالدین خرمشاهی عنوان کرد: حافظ انسان کامل نیست، بلکه کاملاً انسان است. وی نه به مسائل ادبی بلکه به مسائل ابدی می پردازد. او عزیز کرده خداوند و عزیز داشته ایرانیان است.

به گزارش  مهر، این محقق و حافظ‌پژوه سه‌شنبه21 دی ماه در هفتاد و سومین شب از سلسله شبهای مجله بخارا که با عنوان "شب حافظ" به همت علی دهباشی و به مناسبت انتشار دیوان حافظ با خوشنویسی استاد محمد احصایی برگزار شد عنوان کرد: حافظ حافظه ماست، این باور من است، چنان که کتابی به این نام دارم و به خود قول داده‌ام که پس از این کتابی ننویسم. چرا حافظ همیشه با من است؟ این پرسشی بود که برایش ده‌ها علت یافتم.

 

خرمشاهی در ادامه گفت: حضرت استاد بی‌همتای کشورمان، محمد احصایی وقتی تصمیم به کتابت اشعار حافظ گرفت بر من منت گذاشت که مرجع کتابت خود را دیوان حافظ تصحیح اینجانب بر مبنای نسخه ارزشمند خلخالی که در 827 هجری قمری کتابت شده است انتخاب فرمودند. بنده هم شاکرانه و شادمانه پذیرفتم.

 

وی توضیح داد: من طی این مدت اشعار حافظ را به قلم استاد احصایی می‌خواندم و روحم را صفا می‌دادم. و به او می‌گفتم که خانه‌ای پر نستعلیق یافته‌ام. گرچه دیوان حافظ پیش از این نیز با قلم خوش خوشنویسانی چون کیخسرو خروش، امیر فلسفی، استاد امیرخانی و عباس اخوین به زیور طبع رسیده است.

 

این پژوهشگر اضافه کرد: من در حین کتابت استاد احصایی اشعار را می‌خواندم و با کتابت ایشان یک بار دیگر تصحیح می‌کردم و انتشارات نگار نیز کار ارزنده‌ای کرد که آن را به دیگران هم داد تا بخوانند تا غلط کتابتی در آن نباشد و به حق هم در سراسر متن حافظ غلط کتابتی وجود ندارد. انتشارات نگار که حسن شهرت و مهارت در نشر آثار نفیس دارند در آراستن این اثر به بهترین آرایه‌ها سنگ تمام گذاشته  است.

 

تجسم خیال حافظ در دیگر هنرها

 

در بخش دیگری از "شب حافظ" آیدین آغداشلو به شرح مختصری از کتابت دیوان حافظ و رابطه آن با دیگر هنرها پرداخت.

 

این نقاش و گرافیست توضیح داد: دیوان حافظ از دیرباز زمینه‌ای شد برای هنرنمایی خطاطان و نقاشان ایرانی. از همان اوان همه سعی می‌کردند با چنین خدمتی خود را به چنین ساحتی نزدیک کنند که آخرین آنها دوست دیرینه من، محمد احصایی است.

 

وی افزود: ردپای خوشنویسی و نقاشی بر دیوان حافظ به نیمه دوم قرن نهم هجری قمری برمی‌گردد. اما کتاب‌آرایی تنها متخص دیوان حافظ نیست. در حقیقت کتاب‌آرایی بسیار زیاد است. قرآن مجید مقدس‌ترینشان است. دیوان اشعار نظامی گنجوی، شاهنامه فردوسی، کلیات سعدی و دیوان حافظ؛ و در مورد آخر این بسیار کار دشواری است چون باید آن معنی دقیق و پیچیده و تودرتو را در خطوط خلاصه کنند.

 

آغداشلو ادامه داد: تجسم آن خیال بی‌نظیر واقعاً کار دشواری است. من پیش از این هر چه دیده‌ام از نقاشیهایی که بر دیوان حافظ کشیده‌اند، مردی بوده است و دختری و قدحی؛ در حقیقت تقلیل آن جهان عظیم. گاه این نقاشیها به گونه‌ای که به راحتی نمی‌توان به آنها نگاه کرد و این تنزل مرتبه‌ای است که من معتقدم این روزها ما گرفتارش شده‌ایم. من بعد از عبدالرشید دیلمی کمتر نسخه‌ای دیده‌ام که با نهایت زیبایی طراحی شده باشد. محمد احصایی به حق یکی از بزرگترین شخصیتهای هنری در حوزه خطاطی ایران است.

 

اشعار حافظ  یادآور تقارن و تناظر

 

دکتر داریوش شایگان از دیگر میهمانان این نشست بود که به دلیل عارضه قلبی فرزند خود نتوانست در مراسم حضور یابد.

 

الهام باقری بخشی از مقاله وی را با عنوان "ساحت بینش حافظ" که به فرانسه نوشته و توسط منصور هاشمی به فارسی ترجمه شده است قرائت کرد.

 

در بخشی از مقاله شایگان آمده است:هر فرد ایرانى رابطه‏اى شخصى با حافظ دارد. اینکه آن فرد فرهیخته است یا عامى و عارف است یا رند (به تعبیر حافظ در وصف خود) چندان اهمیتى ندارد. هر ایرانى در حافظ، بخشى از خویش را باز مى‏یابد و با او زوایاى نامکشوفى از خاطره‏اش را کشف مى‏کند.

 

 در بخش دیگری از این مقاله، شایگان توضیح داده است: در هنر کم‏نظیر این شاعر بى‏همتا، جوهر همه هنر ایران را مى‏توان یافت؛ زبردستى تمام‏عیار زرگرانى که بر جامهایى بسیار ظریف چنان قلم زده‏اند که گویى تقریباً آنها را غیب کرده‏اند، کیمیاگرى کاشیکارانى که گنبدهاى مساجد را به گنبد آبى آسمان پیوند زده‏اند، خیال خیره‏کننده نگارگرانى که از تیرگى ماده طلاى نور را پدید آورده‏اند، و بصیرت و بینش طراحان و قالى‏بافانى که نقشهاى باشکوه و غرقه در گل قالیهایى را ایجاد کرده‏اند که در آنها تنوع مسحورکننده باغ بهشت انعکاس یافته است. خلاصه اینکه شعر حافظ ما را به یاد تقارن‏ها و تناظرهاى بسیار مى‏اندازد.

 

 محمد مهدی داودی مدیر انتشارات نگار نیز در این نشست عنوان کرد: کتاب حاضر پس از پنج سال کوشش بی‌وقفه و عاشقانه جمعی از استوانه‌های هنر و فرهنگ این سرزمین فراهم آمده است و اینک این تحفه را به پیشگاه تمامی ایرانیان علاقمندان به فرهنگ و ادب غنی فارسی تقدیم می‌کنیم.

 

وی افزود: کتاب پیش روی، مجموعه کامل اشعار حافظ شیرازی است که با نگاه ریزبین و ادبیانه استاد بهاءالدین خرمشاهی پیراسته و ویراسته شده و به قلم استاد فرهیخته جناب آقای سید محمد احصایی به خط نستعلیق و با ترکیباتی بدیع و فوق العاده کتابت شده است. نگاره های این نسخه از دیوان حافظ، برگزیده‌ای است از آثار برجسته‌ترین و پرآوازه‌ترین نگارگران معاصر ایران که با طراحی هوشمندانه گرافیست مطرح کشورمان استاد ابراهیم حقیقی در جای جای کتاب قرار گرفته و زینت آرای بزم بی سحر حافظ و چشم نواز خواننده شیدای اشعار او شده است

جامه موازي كاري برقامت ساماندهي مد؛

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۹ |

مد ولباس؛ يتيمي كه هزار سرپرست دارد 

  بي گمان يكي از برنامه هاي مستمر طي اين سالها، تأكيد برگسترش فرهنگ عفاف وحجاب است.

 برنامه اي كه هر ازگاهي نهاد وسازماني داعيه توجه به آن را دارد يا حتي نهادي متولي آن مي شود، اما با گذشت زمان، نتيجه اين برنامه هاي موسمي وصرف ميليونها تومان اعتبار؛ در واقع همان تسلسل بي ثمر است كه نمي توان اميد داشت به فرجام نيكو برسد.

 ادامه مطلب  

خبرستان

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه چهاردهم دی ۱۳۸۹ |
 

 

 

شماره ۷۷ و۷۸ مجله بخارا نیز منتشر شد.روی جلد این شماره تصویر دکتر ژاله آموزگار نقش بسته است.

ازاین استاد کتابهای نخستین انسان نخستین شهریار و شناخت اساطیر ایران را سالها قبل خواندم که بسیار ارزشمند بود....

واما مجله بخارا نیز بیست ساله شده که به علی دهباشی  مرد نستوه  فرهنگ تبریک میگویم...

تامل

توسط محبوبه علی پور | شنبه یازدهم دی ۱۳۸۹ |
 

مدتی است که به جلوه های مختلف خشونت در جامعه ایرانی فکر میکنم. از مواردی که شاید برای بسیاری عادی باشد .گرفتن تصاویر برهنه از کودکان خودمان است  اطراف ما خانواده های زیادی هستند که از اطفالشان تصاویر برهنه میگیرند تا در بزرگسالی به او نشان دهند. ....

اما به اعتقاد من این رفتار نیز خشونت علیه کودک به شمار می آید وباید اصلاح شود....

خاطره

توسط محبوبه علی پور | شنبه یازدهم دی ۱۳۸۹ |
 

وقتی کوچک بودم کارتونی تلویزیون نشون میداد به نام " آدم برفی ها" خیلی دوستش داشتم...

حالا که برفی نیست این عکس هم غنیمته.....

وخدایی که در این نزدیکی است.....

توسط محبوبه علی پور | جمعه دهم دی ۱۳۸۹ |

یک پیرمرد هشتادو پنج ساله اسپانیایی به مدت پنجاه سال با استفاده از وسایل دور ریختنی یک کلیسای بزرگ احداث کرد.

به گزارش واحد مرکزی خبر، به نقل از بی بی سی، وی که دون خوستو نام دارد پس از آنکه به علت ابتلا به بیماری سل از یک صومعه اخراج شد ، ساخت این کلیسا را آغاز کرد.

وی تقریبا به تنهایی اقدام به این کار می کند.

دولت اسپانیا هنوز برای ساخت کلیسا به وی اجازه نداده است و ممکن است توسط مسئولین تخریب شود.

ارتفاع گنبد کلیسا از سطح زمین به پنجاه متر می رسد.

وی ساخت این کلیسا را نشانه ای از عشق و علاقه خود به خداوند می داند.
 

توسط محبوبه علی پور | جمعه دهم دی ۱۳۸۹ |
 

شبکه می شف به ظاهر یک شبکه آشپزی است اما برای من یک کانا ل مردم شناسی است. برای نمونه چند ماه پیش در فود سفری بخش موریتانی  از چاشنی وتهیه ترشی به نام آشار یاد کرد .این اسم را در کتاب تاریخ بیهقی با عنوان "آچار" به من ترشی میخوانیم. یا در ذائقه آسیایی در مراسم ازدواج مسلمانان مالایی . عروس خانم همان روز نخست مهریه  چند هزار دلاری اش را درحالیکه قابکرده وپیشکش میکنند. دریافت میکند. هیچ خصومت وچانه زدنی هم دیده نمی شود...

تامل

توسط محبوبه علی پور | جمعه دهم دی ۱۳۸۹ |
دیشب یکی از بهترین برنامه های رادیو هفت را در شبکه آموزش دیدم .فرخ نعمتی شعری از نیمارا خواند سهیل نفیسی آی آدمها را وهمسر زنده یاد نادر ابراهیمی یکی ازچهل نامه کوتاهش را.....

من امروز شادم.......

در عصرروشنی

توسط محبوبه علی پور | جمعه دهم دی ۱۳۸۹ |

واقعيت انفجاري داستان‌نويسان زن بعد از انقلاب

ایسنا :هشتمين نشست ادبي «عصر روشن» با موضوع «داستان زنان» عصر روز گذشته (پنج‌شنبه، ‌٩ دي‌ماه) با حضور جمال ميرصادقي و مهسا محب‌علي برگزار شد.

 ، در ابتداي اين نشست، عليرضا بهرامي - دبير نشست‌هاي ادبي «عصر روشن» - با بيان اين‌كه نشست‌هاي مختلف «عصر روشن» تا كنون با موضوعات شعر ايدئولوژيك، نقد ادبي و ژورناليسم، نسل جديد داستان‌نويسي، بحثي درباره‌ي غزل، ادبيات جنگ، داستان ايراني و شعر نيمايي برپا شده است، گفت: ديدگاه‌هاي مختلفي وجود دارد و نظرات متفاوتي در نشست‌هاي ادبي «عصر روشن» مطرح مي‌شود؛ طبيعت اين نشست‌ها هم همين است و برخي بازتاب‌هاي موافق و مخالف نسبت به مباحث نشست كه بعضا تا مدتي در يادداشت‌هاي رسانه‌يي همچنان محل بحث قرار مي‌گيرد، از اين خصيصه نشأت مي‌گيرد. پس در عين اين‌كه معتقديم هرگونه ديدگاهي نسبت به مباحث اين نشست‌ها قابليت طرح و تأكيد دارد، اين ديدگاه را نمي‌توانيم بپذيريم كه برخي ديدگاه‌ها نبايد اجازه‌ي طرح در اين نشست‌ها يا پيرامون آن‌ها را داشته باشند.

 

 

در ادامه و در بخش داستان‌خواني، مهسا محب‌علي كه به تازگي براي رمان «نگران نباش» برنده‌ي جايزه‌ي گلشيري شده است، داستان «هفت‌ پاره‌ي داناي كل»، گيتي رجب‌زاده داستان «مورچه‌ها» و انسيه ملكان داستان «زن برفي» را خواندند و تفسيرهايي كه جمال ميرصادقي بر اين داستان‌ها نوشته، توسط بهرامي خوانده شد. تفسيرهاي ميرصادقي بر داستان‌هاي محب‌علي و رجب‌زاده قرار است در كتابي با نام «زنان داستان‌نويس نسل سوم» منتشر شود و تفسير او بر داستان ملكان سال گذشته در كتاب «23 داستان» منتشر شده است.

 اين بخش با داستان‌خواني عليرضا محمودي ايرانمهر پايان يافت كه داستان «آن‌چه درباره‌ي زيپو نمي‌دانيم» را كه داستاني درباره‌ي يك زن بود، خواند. در ابتداي اين داستان آمده بود: «ساعت از ده و نيم صبح گذشته بود كه زن ناگهان يادش آمد امروز روز تولد شوهرش است. هويج‌هاي خردشده روي پيشخوان آشپزخانه بودند و گوشت سينه‌ي مرغ توي قابلمه مي‌جوشيد. تاريخ‌هايي را كه در ذهن داشت، مرور كرد...»

 در بخش دوم هشتمين نشست «عصر روشن» و پس از داستان‌خواني‌ها، ميزگرد بررسي «داستان زنان» با حضور جمال ميرصادقي و مهسا محب‌علي و اجراي عليرضا محمودي ايرانهمر برپا شد.

 

ميرصادقي در اين ميزگرد در ابتدا به خواندن بخش‌هايي از مقدمه‌ي كتاب «زنان داستان‌نويس نسل سوم» پرداخت و گفت: فكر توجه به آثار «زنان داستان‌نويس نسل سوم» زماني در سر من افتاد كه خواستم به دنبال دو كتاب «جهان داستان، ايران» جلد اول و دوم، به «جهان داستان، ايران» جلد سوم بپردازم. در دو كتاب قبلي، به داستان‌نويسان نسل اول و دوم پرداخته بودم و از هر نويسنده‌ي‌ نام‌آور اين دو نسل، داستان كوتاهي برگزيده بودم و تفسيري بر آن نوشته بودم؛ نويسنده‌هايي كه از آغاز داستان‌نويسي نوين (مدرن) ايران، آثار معتبري از خود بر جا گذاشته بودند و جامعه‌ي هنري و منتقدان و خوانندگان ادبيات داستاني آن‌ها را به عنوان نويسنده‌هاي تثبيت‌شده مي‌شناختند. قاعدتا اين دو كتاب بايد دنباله‌اي داشته باشد تا مسير رشد و تحول داستان‌نويسي نوين ايران را نشان دهد.

 

 

اين داستان‌نويس پيشكسوت در ادامه اظهار كرد: مقدمات كار را وقتي فراهم آوردم، با واقعيتي روبه‌رو شدم كه كم‌تر انتظار آن را داشتم؛ واقعيت انفجاري داستان‌نويسان زن بعد از انقلاب. پيش از انقلاب، در نسل اول نويسنده‌ها كه از سال ‌١٣٠٠ شمسي تا ‌١٣٣٢ آثاري به وجود آوردند، تنها يك نويسنده‌ي نام‌آور، سيمين دانشور، را داشتيم و نسل دوم كه نويسنده‌هاي بعد از ‌١٣٣٢ تا وقوع انقلاب را در بر مي‌گيرد، تعداد نويسنده‌هاي زن شاخص و نام‌آور به پنج نفر مي‌رسد؛ نويسنده‌هايي چون گلي ترقي، مهشيد اميرشاهي، ميهن بهرامي، شهرنوش پارسي‌پور و غزاله عليزاده. بعد از انقلاب به تعدد زنان داستان‌نويسي به نحو‌ بي‌سابقه‌اي اضافه شده است.

 

 

ميرصادقي افزود: اولويت‌ داستان‌نويسان نسل سوم را براي زنان داستان‌نويس قائل شدم و با انتخاب داستاني از مجموعه‌هاي داستان‌ آن‌ها، به ارزش‌ هنري معنايي و ساختاري آن‌ها پرداخته‌ام. اساس كار را بر نويسنده‌ها گذاشته‌ام كه دست ‌كم، يك مجموعه‌ي داستان يا رماني از آن‌ها منتشر شده است. در انتخاب آثار، به داستان كوتاهي از اين نويسنده‌ها توجه كرده‌ام و نه به مجموعه‌ي داستان‌هاي آن‌ها و از ميان ‌٨٨ مجموعه‌ي داستان، ‌٦٦ داستان را انتخاب كردم.

 

 

اين پژوهشگر و مدرس داستان با اشاره به داستان‌هاي اين مجموعه، عنوان كرد: داستان‌هايي كه در اين مجموعه آمده، از نظر هنري ارزش و اعتبار يكساني ندارد. بسياري از آن‌ها در حد متوسط و قابل قبول هستند و بعضي داستان‌هاي خوبي‌ هستند و تعداد اندكي از آن‌ها به نظر من، ارزش و اعتبار والايي دارند؛ اما براين امر تأكيد مي‌كنم كه همه‌ي آن‌ها از ويژگي‌ها و تعريف‌هاي پذيرفته‌شده‌اي كه براي داستان كوتاه در جهان قائل شده‌اند، برخوردارند و از انواع ديگر ادبي چون «طرح»، «گزارش»، «وقايع‌پردازي يا پرتاژ»، «سرگذشت» و ... متمايزند.

 

 

ميرصادقي سپس درباره‌ي ويژگي‌هاي مشترك داستان‌هاي زنان نويسنده‌ي نسل سوم اظهار كرد: در اين داستان‌ها با ويژگي‌هاي مشتركي روبه‌رو مي‌شويم، اين ويژگي‌ها در عين فرق‌هايي با هم، وجه يگانه‌اي را بازتاب مي‌دهد كه زنان داستان‌نويس نسل سوم را از نسل‌هاي پيش از خودشان جدا مي‌كند و از داستان‌هاي مردان داستان‌نويس نسل سوم نيز متفاوت‌اند. من به اين ويژگي مشترك خاص زنان داستان‌نويس نسل سوم، نام «آرمان‌گرايي زنان در قلمرو ادبيات داستاني» مي‌دهم كه دربرگيرنده‌ي مبارزه‌ها و فعاليت‌هاي اجتماعي زنان براي از ميان برداشتن تبعيض و محروميت‌ها و رهايي از قيد و زنجير سنت مرد - پدر‌سالاري است.

 

 

او همچنين درباره‌ي موضوع اين داستان‌ها گفت: شايد گزاف نباشد كه بگويم موضوع ‌٨٠درصد داستان‌هاي اين مجموعه و ميدان عمل و توجه آن‌ها، عموما مربوط به مسائل زناشويي و اختلاف‌ها و بي‌عدالتي‌ها و نابرابري‌ها ميان زنان و مردان و اعتراض به قانون‌هاي تبعيض‌آميز است و اين سبب مي‌شود از مسائل اجتماعي و فرهنگي و سياسي حاكم بر جامعه غافل ‌شوند و همين امر جامعيت را از داستان‌ها مي‌گيرد و در حكم خطري است كه داستان‌نويسان زن را تهديد مي‌كند و از ارزش و اعتبار آثار آن‌ها مي‌كاهد.

 

 

ميرصادقي در عين حال تأكيد كرد: چيزي كه داستان خوب را از باقي داستان‌ها جدا مي‌كند، ارائه‌ي كامل و درست آن است. بسياري از كارها داستان‌واره است و سه مرحله‌ي اول، وسط و آخر را ندارند.

 

 

سپس محمودي ايرانمهر نظر حاضران در ميزگرد را درباره‌ي اين‌كه آيا مي‌توان ادبيات زنان را ژانر و گونه‌ي ادبي دانست، جويا شد.

 

 

ميرصادقي و محب‌علي هر دو در پاسخ، داستان زنان را ژانر يا گونه‌ي ادبي ندانستند و ميرصادقي در توضيحاتي در اين‌باره گفت: من اعتقاد ندارم داستان زنان ژانر باشد. معنا و ساختار در داستان مهم است كه ساختار به دو بخش محتوا و فرم تقسيم مي‌شود و اين اسباب و لوازم در كنار همديگر به اثر هنري وحدت مي‌بخشد؛ ولي زنان احساس و تفكر متفاوتي از مردان دارند. تخيل ‌زن و مرد فرق دارد. همچنين تجربه‌ي شناخت از يك موضوع سبب مي‌شود نويسنده درباره‌ي آن موضوع بهتر بنويسد. زنان به دليل اين‌كه نسبت به مسائل خود شناخت دارند، بهتر از مردان مي‌توانند درباره‌ي آن‌ها بنويسند.

 

 

اين داستان‌نويس سپس درباره‌ي پرسش ديگر مجري ميزگرد درباره‌ي درون‌گرايي نويسندگان زن، گفت: درون‌گرايي در كار بسته به نوع آن اثر است. اما محدوديت و گرفتاري‌هاي زنان و ظلمي كه به آن‌ها شده است، سبب شده درون‌گرايي در آثار زنان ديده شود.

 

 

 

مهسا محب‌علي هم در سخناني درباره‌ي داستان زنان گفت: ‌٥٠ سال پيش، داستان‌نويس زن نداشتيم و شخصيت و نقش زنان در كتاب‌ها و داستان‌ها كم‌رنگ بود.

 

 

او در ادامه با اشاره به افزايش چشم‌گير داستان‌نويسان زن در دهه‌هاي اخير، در توضيحاتي گفت: در دهه‌ي ‌٦٠ كه داستان «كنيزو»ي منيرو رواني‌پور نماد بارز آن است، شخصيت زنان در داستان‌ها، شخصيتي آسيب‌پذير، غيرشهري و موجودي است كه مورد ظلم قرار مي‌گيرد. طبق تحقيقي كه شده، در دهه‌ي‌٦٠، تعداد نويسنده‌هاي مرد ‌٥/٢ برابر و تعداد نويسنده‌هاي زن ‌١٣ برابر شده است و انگيزه‌ي زنان به سمت نوشتن داستان بيش‌تر مي‌شود كه در ادامه در دهه‌ي ‌٧٠، با انفجار ادبيات زنان روبه‌رو هستيم. در اين دهه، زنان به هويت خود شناخت پيدا مي‌كنند و جسارت آن‌ها در داستان بيش‌تر مي‌شود. البته به نوعي داستان اين دهه آشپزخانه‌يي است و موضوع اصلي آن‌ها، رابطه با مرد و محور اصلي در داستان، مرد است. اما در دهه‌ي ‌٨٠، ديگر زنان دغدغه‌ي وابستگي به مردان را ندارند. زن موجودي است كه با جامعه و محيط اجتماعي خود درگير است. همچنين نگاه پرخاشگر و بغض و كينه در آثار كم‌رنگ مي‌شود.

 

 

اين داستان‌نويس همچنين در پاسخ به اين پرسش كه چرا زنان نويسنده از درون‌گرايي بيش‌تري نسبت به مردان برخوردارند، بيان كرد: با اين موافق‌ام كه زنان در آثارشان درون‌گرا هستند. وقتي از زن قدرت فيزيكي و قانوني را مي‌گيرند، انرژي معطوف به درون مي‌شود و به جاي اين‌كه از قدرت علني استفاده كنند، از قدرت دروني استفاده مي‌كنند. به همين دليل است كه در بسياري از داستان‌ها مثل داستان‌هاي «هزار و يك شب»، زن شخصيت مكار و حيله‌گر را كه به قدرت دروني مربوط مي‌شود، دارد؛ ولي اين ويژگي‌ به مرور زمان كم مي‌شود.

 

 

محب‌علي همچنين در توضيحاتي درباره‌ي تقسيم‌بندي ادبيات به ادبيات زنان و مردان، اظهار كرد: ادبيات به زن و مرد تقسيم‌بندي نمي‌شود و نويسنده زن و مرد ندارد. زماني كه مي‌خواهيم داستاني را مورد بررسي قرار دهيم، بايد به ساختار، فرم، اجرا و محتواي آن بپردازيم و به قصه‌ي داستان توجه شود؛ نه به اين‌كه نويسنده زن يا مرد است. مطلوب اين است كه به جايي برسيم كه به اين موضوع توجه نشود و مثلا نگويند تو در بين نويسنده‌هاي زن خوبي.

 

 

 

او در بخش پرسش و پاسخ نشست نيز درباره‌ي اين‌ پرسش مطرح‌شده از سوي سيروس نفيسي - داستان‌نويس - كه آيا به موازات حضور و فعاليت اجتماعي و سياسي زنان در جامعه، اين موضوع در داستان هم نمود داشته است، بيان كرد: زنان در اين سال‌ها حضور پررنگي در جامعه داشته‌اند و فعاليت‌هاي اجتماعي و جسارت آن‌ها نسبت به گذشته افزايش پيدا كرده است كه اين سبب مي‌شود در آثار آن‌ها هم اين مسائل و موضوع‌ها ديده شود. اما قضاوت درباره‌ي اين‌كه آيا پرداختن زنان نويسنده به مسائل اجتماعي به موازات و هم‌پاي حضور پررنگ آن‌ها در اجتماع است، زمان‌بر است و الآن نمي‌توانيم درباره‌ي آن سخن بگوييم.

 

 

در بخشي از نشست هم محمودي ايرانمهر با بيان اين‌كه مجموعه‌اي از داستان‌هايش را درباره‌ي زنان كه راوي آن‌ها هم زن هستند، منتشر خواهد كرد، در پاسخ به پرسش انتقادي يكي از حاضران داستان‌نويس نسبت به ديدگاه غالب بحث‌ها مبني بر قائل نبودن بر تمايز جنسيتي در اين حوزه از داستان‌نويسي، عنوان كرد: تقسيم‌بندي ادبيات به زن و مرد به‌خاطر چيزي است كه به جامعه تحميل مي‌شود. تفكيك ادبيات بين زنان و مردان، كاري غيرانساني است و مدرن شدن جامعه به اين بستگي دارد كه مسأله‌ي زنان حل شود. در واقع، در اين تقسيم‌بندي شكل تبعيض وجود دارد.

 

 

در پايان اين نشست، هرمز همايون‌پور - مديرمسؤول مجله‌ي «نقد و بررسي كتاب تهران» - كه از حاضران در نشست بود، اعلام كرد، شماره‌ي جديد اين مجله با بخش ويژه‌اي در بررسي آثار جمال ميرصادقي منتشر خواهد شد.

 

 

 

 

 

مردان منزه سرزمین من

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه پنجم دی ۱۳۸۹ |
 

بسیاری از ما وقتی صحبت از بی بند وباری یا شهوت مردانه می رسد از غربیها وعربها یاد میکنیم...اما مردان جامعه ما نیز چندان منزه نیستند. به اعتقاد من  نمودهای خشونت جنسی در جامعه ما به وفور قابل مشاهده است. مسایلی که زنان ما سعی میکنند نادیده بگیرند .اما واقعیت این است که نمیتوان انکار کرد. برای نمونه:

*

چند روزپیش  برای شرکت در  مراسم ختم  پدریکی از دوستان می رفتیم. هنوز تاکسی نیامده بود وما منتظر بودیم .دونفر ازمردان همکار رسیدند و توصیه میکردند این ور به ایستیم یا آن ور به ایستیم ...تصور میکردم برای حفظ شئونات اسلامی تلاش میکند .اما او معتقد بود نمیخواهد از میان دختران مجرد رد شود چون بختش بسته می شود....

*

بسیار عادی با مردی صحبت میکنم. فردا نشده ایمیلی با مضمون دوستی و.... برایم ارسال کرد که من پاک کردم.....

*

 دوستم در وبلاگش نقل میکند : یکی در دستشوییدختران دانشجو برای یافتن همخوابه آگهی داده...

نمیدانم قانونی برای بررسی رفتارهای خشونت آمیز مردان درجامعه ما وجود دارد......

 

بازهم گلها وگلوله ها

توسط محبوبه علی پور | جمعه سوم دی ۱۳۸۹ |
مدتهاست که به دنبال تصویری هستیم درکلاسهای روزنامه نگاری اغلب بهعنوان نمونه ای تاثیر گذار در مطبوعات از ان یاد می شود. دراین تصویر زنی جوان روبه روی پلیسهای مسلح ایستاده ومیخواهد گلی به آنها بدهد.گوگل را که جستجو کردم مشتی تصاویر عجیب وغریب دیدم ....

به هرحال عکس زیر مرا به یاد ان عکس انداخت ....

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .