چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

زنگ تفریح

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه سی ام تیر ۱۳۸۸ |
همشهري آنلاين: قدیمی‌ترین کارخانه‌ عطرسازی تولد سیصدسالگی‌‌اش را جشن گرفت. این کارخانه‌ خانوادگی در شهر کلن آلمان تاسیس شد.
 

روز سیزدهم ژوئیه‌ سال ۱۷۰۹ میلادی، برادران فارینا شروع به تجارت کالاهای تجملی کردند. مهمترین کالایی که آنها می‌فروختند، عطری بود که خودشان از مرکبات تهیه کرده بودند. 

خالق ادوکلن: جووانی ماریا فارینا 

در این سال عطار ایتالیایی، جووانی ماریا فارینا به برادرش می‌نویسد: «من عطری یافته‌ام که مرا یاد صبحی بهاری در ایتالیا می‌اندازد. عطری مثل عطر نرگس‌های کوهی پس از باران. این عطر روح مرا تازه و زنده می‌کند.» فارینا مدتها بود که در شهر کلن زندگی می‌کرد. او به همین خاطر این عطر را به اسم وطن جدید خود می‌نامد: "Eau de Cologne" یعنی "آب شهر کلن". 

طی تاریخ سیصدساله‌ ادوکلن، تنها سی نفر هستند که نسخه‌ مخفی این عطر را می‌شناسند. یکی از آنها دنباله‌روی جووانی، یوهان ماریا فارینا بود. وی امروز مدیر عامل این کارخانه است. او می‌گوید: «مهم این است که اصل ادوکلن همواره یک بو داشته باشد. اگر محصولی از گیاهان ما بوی دیگری داشته باشد، ما با مخلوط کردن محصولاتی دیگر آن بوی خاص را به دست می‌آوریم.»

ارزش ادوکلن، امروزه بیش از هزار یورو

ادوکلن فارینا پس از آن به دور دنیا می‌رود. تنها افراد ثروتمند بودند که قدرت خرید این عطر را داشتند. یکی از شیشه‌های باریک  و سبزرنگ این عطر به اندازه‌ درآمد هفتگی یک استاد کار ارزش داشت. به پول امروز قیمت آن بیش از هزار یورو است. البته این برای مشتریان ادوکلن فرقی نمی‌کرد: کلمنز آگوست، سراسقف شهر کلن و صاحب کار کاخ‌های زیادی در منطقه‌ کلن و بن، هر ماه به خود اودوکلن می‌زد. نه تنها امیرها و پرنس‌های اهل هنر از این عطر استفاده می‌کردند، بلکه ناپلئون نیز قدر "آب کلن" را می‌دانست و روزی یک شیشه از آن را مصرف می‌کرد. 

اما در تاریخچه‌ طولانی ادوکلن هم مشکلاتی ثبت شده است. یوهان ماریا فارینا می‌گوید: «بحران‌های زیادی برای ما وجود داشتند، مثل انقلاب فرانسه و جنگ جهانی اول و دوم. نه به خاطر اینکه مشتریان ما دیگر قدرت خرید نداشتند، بلکه به خاطر اینکه ما دسترسی به مواد خام نداشتیم و دیگر نمی‌توانستیم ادوکلن تولید کنیم.»  وی تاکید می‌کند: «تا وقتی که ما بتوانیم تولید کنیم، آینده‌ خوبی داریم. در حال حاضر خیلی‌ها از بحران اقتصادی صحبت می‌کنند، اما ما دچار این بحران نیستیم»

تقلید از اصل ادوکلن

موفقیت باعث تقلید می‌شود. صد سا‌ل پس از کشف فارینا، بازرگانی از شهر کلن به نام ویلهلم مولنز نیز عطری از مرکبات تهیه کرد. او شماره‌ پلاک در خانه خود، ۴۷۱۱ را به عنوان اسم روی این عطر گذاشت. محصولی مشهور در کل دنیا، ولی بدل! 

در شرکت فارینا، که ۳۰۰ سا‌ل است در شهر کهن کلن وجود دارد، می‌توان ادوکلن اصل را خریداری کرد.

همچنین در موزه‌ای که در همان ساختمان وجود دارد، میهمانان می‌توانند مطالب زیادی در مورد ادوکلن بیاموزند. مثلا اینکه خالق ادوکلن، یعنی جووانی ماریا فارینا، پدر تعمیدی ژان باپتیست گرنویی، عطار نابغه در کتاب "عطر" پاتریک زوس‌کیند بوده‌است. زوس‌کیند برای تحقیقات راجع به کتابش نزد فارینا رفته بود. 

امروزه می‌توان ادوکلن اصل را، چه در شیشه‌ تاریخی‌اش و چه در شیشه‌ مدرن خریداری کرد. نشان دهنده‌ اصل بودن این عطر نقش لاله‌ای سرخ‌رنگ و  نام "یوهان ماریا فارینا" بر روی شیشه‌ آن است. 

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۸۸ |
به دنبال سایت یا ووبلاگی ام که نشانی از سیاست وحال وهوای این روزها را نداشته باشد.

مکث

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۸۸ |
لیلی بروجردی :

طبق آمار رسمی، اگر سطوح مدیریت در کشور را به هفت طبقه تقسیم‌بندی کنیم، حضور زنان تا رده پنجم، کمتر از چهار درصد، در رده ششم که شامل رئیس گروه و اداره است 57 درصد و در ردیف هفتم 23 درصد است، بنابراین ما شاهدیم که زنان تا ردیف شش مدیریتی می‌آیند ولی در مدیریت‌‌های کلان سهمی ندارند. در آستانه دهه چهارم انقلاب اسلامی که دهه پیشرفت و شکوفایی جمهوری اسلامی ایران می‌باشد ضروری است که دولت آینده به مسائل و مشکلات نیمه مهم جمعیت کشور یعنی «جامعه زنان و دختران جوان کشور» به صورت خاص و اصولی بپردازد.

از آنجا که تصمیمات و اقدامات انجام شده در خصوص مسائل زنان در کشور با نوعی اعمال سلیقه و افراط و تفریط روبه‌رو بوده، ضروری است یک رویکرد مشخص مبنای عمل و تصمیمات دولت‌ها در آینده قرار گیرد. رویکردی که هویت مستقل و برابر زن را در اجتماع به رسمیت شناخته و همزمان هویتی تکاملی و تعادلی برای او در خانواده قائل باشد. بر این اساس رویکرد «تناسب در حقوق و وظایف زن و مرد در خانواده و تساوی حقوق و تکالیف زن و مرد در اجتماع» می‌تواند راهگشای چالش‌ها و پیچیدگی‌‌های تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی در این زمینه باشد.

در بررسی برنامه‌‌های سوم و چهارم توسعه و برنامه‌ریزی‌ها و عملکرد مسئولان در گذشته نشان می‌دهد علی‌رغم دستاورد‌های مثبت جامعه زنان در کشور، روند پیشرفت و پاسخ به مطالبات زنان با کندی و مشکلات و موانعی روبه‌روست که به ساختار ضعیف و کمبود تخصیص منابع برای برنامه‌ریزی، پی‌گیری و نظارت بر اجرا برمی‌گردد. لذا ارتقاء ساختار و تثبیت تشکیلات امور زنان متناسب با مسائل و مشکلات پیش‌رو از اولویت‌هاست.

با تحلیل وضعیت موجود زنان در کشور می‌توان چالش‌ها و مشکلات در این حوزه را به سه دسته تقسیم کرد. دسته اول مشکلات ساختاری و کارکردی، دسته دوم مشکلات ناشی از تحولات فرهنگی و اجتماعی است که منجر به تغییر نگاه و مطالبات و رفتار مردان و زنان در مقاطع سنی مختلف شده است و دسته سوم مشکلات ناشی از فشار‌های محیط منطق‌های و بین‌المللی است.

پیامد‌های این مشکلات در سه سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی به زنان جامعه آزار رسانده است. برای حل مسائل حوزه زنان لازم است از زنان فرهیخته و نخبه بهره جست. همچنین به منظور پوشش دادن به همه مسائل ایشان ضرورت دارد به مسائل عمومی حوزه زنان مثل خانواده، بهداشت، آموزش و پژوهش، مدیریت، حقوق و اشتغال و مسائل اقشار و صنوف از قبیل مسائل معلمان، روستاییان و عشایر، کارگران، ورزشکاران، هنرمندان و آسیب‌دیدگان اجتماعی توجه ویژه کرد.

به منظور ایجاد رضایت‌مندی در بین زنان و دختران ایرانی که هر یک الگویی برای زنان مسلمان جهان هستند، لازم است امکانات و منابع کشور بصورت عادلانه و به دور از هرگونه تبعیض ناروا در اختیار زنان و دختران قانع و بزرگوار ایرانی قرار گیرد تا جبران ظلمی شود که در طول تاریخ به آنان روا شده و در مقدمه قانون اساسی به آن تصریح شده است.

امروزه مشارکت روزافزون زنان در بیرون از خانه باعث تقویت حس اعتماد بنفس و استقلال و افزایش قدرت تصمیم‌گیری و برخورد مناسب با رویدادها و حوادث زندگی و اثر مطلوب بر روابط خانوادگی برجای گذارده است.

در واقع زن با کار و فعالیت اجتماعی قدرت خلاقیت، کارآیی و استقلال بیشتری می‌یابد چرا که زن در ازاء دریافت وجه حاصل از فعالیت اجتماعی و همچنین تبادل اطلاعات علم و آگاهی و تعامل اجتماعی استقلال‌عمل بیشتری می‌یابد و بهتر می‌تواند در برابر مشکلات خانه و محیط کار تصمیم‌گیری و مداخله نماید.

به طور کلی باید گفت هر چه زنان بیشتر وارد عرصه اجتماعی شوند به همان نسبت بحران هویت فردی و اجتماعی، افسردگی و انزواگرایی، بیزاری از نظام کنترل اجتماعی، بی‌اعتمادی و بدبینی به قوانین و قواعد حاکم بر جامعه در این قشر عظیم کاسته خواهد شد.

هر فرد بر حسب موقعیت خویش در گروه و جامعه باید الگو‌های عملی خاصی را رعایت کند، که به آن «نقش» می‌گویند. مجموعه حقوق و تکالیف هر نقش «انتظارات نقش» نام دارد.

مهم‌ترین مسئله‌‌ای که در اشتغال زنان باید مورد توجه قرار گیرد وجود نقش‌‌های متعددی است که زنان باید به عنوان همسر و مادر و گرداننده خانواده به عهده گیرند. نقش‌هایی که در جامعه ما به صورت سنتی به آن نگریسته می‌شود و گاهی با نقش مدرن زن به عنوان یک فرد شاغل در خارج از خانه ناهماهنگ است. زنان شاغل در حالی که نقش‌‌های دوگانه‌‌ای را ایفا می‌کنند، در زمینه انجام وظیفه و مسئولیت‌های ناشی از نقش‌‌های خانگی و شغلی خود تا
حد متوسطی دچار دوگانگی نقش می‌شوند.

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۸۸ |

درگذشت مجتبی تکین وهمسر ودخترش را تسلیت میگویم.

* مجتبی تکین ودخترش

خبرستان

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۸۸ |
قمر آريان در بخش عمومي بيمارستان بستري است.

تاج‌ماه حمزه - پرستار خانگي قمر آريان - درباره‌ي وضعيت اين نويسنده و پژوهشگر گفت: آريان 12 روز پيش به علت مشكل ريه و شدت سرفه و نيز به دليل زمين خوردن و در پي آن سياه ‌شدن پيشاني به بيمارستان پارس منتقل شد و در بخش مراقبت‌هاي ويژه تحت درمان قرار گرفت.

او در ادامه عنوان كرد: تقريبا 9 روز پيش بود كه با بهبود وضعيت، آريان به بخش عمومي منتقل شد؛ اما زمان ترخيصش مشخص نيست و گرفتن عكس‌ و انجام آزمايش‌ براي درمان ادامه دارد.

آريان اواخر سال 85 هم به‌علت ابتلا به آنفولانزاي شديد در بيمارستان بستري شده بود.

قمر آريان متولد اول فروردين‌ماه سال 1301 در مشهد است. در فاصله‌ي سال‌هاي 1324 و 25 براي ادامه‌ي تحصيل در دانشكده‌ي ادبيات دانشگاه تهران به تهران مي‌آيد.

اولين كتاب اين بانوي نويسنده و همسر عبدالحسين زرين‌كوب، «كمال‌الدين بهزاد» است و بعد «شرق نزديك در تاريخ»، «جهان اسلام» و «چهره‌ي مسيح (ع) در ادب فارسي».

«زن در قرآن» ديگر كتاب آريان است كه پيش‌تر از بي‌پاسخ ماندن وضعيت مجوز انتشار آن گله كرده بود.

همچنین تعدادی ازاستادان ادبیات به عیادت وی رفتند

فرار ازخانه - گریز از چاله به پرتگاه

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۸۸ |

پونه: من نمي خوام مثل باباي بقالم زندگي کنم... يه قرون دوزار رو هم بذارم براي روز مبادا...

 

اين ديالوگ يکي از مجموعه هاي تلويزيوني است که اين روزها از رسانه ملي نمايش داده مي شود. شايد برخي تصور کنند شخصيت پونه، غيرواقعي است که براي جذابتر شدن روايت به داستان اضافه شده است. اما در واقع کم نيستند «پونه هايي» که اطراف ما زندگي مي کنند. دخترکاني که حتي از والدينشان متنفر هستند.

فرحناز 15 ساله يکي از اين هاست. دخترکي که مدتها قبل در يکي از مراکز نگهداري دختران آسيب ديده نگهداري مي شد. خانواده او در يکي از مناطق حاشيه شهر ساکن بودند اما او پس از گريز از منزل با دوستانش در يکي از محلات مرفه شهر زندگي مي کرد و به قول خودش «با بسته بندي و توزيع سيگار خارجي زندگي را مي گذراند.»

البته اين تمام روايت سرنوشت دختران منزل گريز نيست زيرا اين مقوله متأثر از عوامل گوناگوني است که قربانيان خود را به راهي مخوف مي کشاند.

 

* وداع با محبت خانواده

يافتن دختران منزل گريز در کلانشهرها شايد ديگر دشوار نبوده و نياز به توصيه نامه از سازمان يا نهادي نداشته باشد. بعضي از آنها را مي بيني که شايد هم سن دختر نوجوان توست. چرا اين دختران با کانون خانواده وداع مي گويند؟

براساس آمار ارائه شده در سال 86 - که شايد آخرين آمار اعلام شده نيز باشد- 20 درصد اين دختران بر اثر ناسازگاري با والدين، 16 درصد بر اثر اغفال، 13 درصد به دليل نبود امنيت در خانواده، 12/5 درصد به سبب از هم پاشيدگي کانون خانواده و 15 درصد نيز بر اثر نامناسب بودن وضع اقتصادي از خانه مي گريزند.

* بهبود توان اقتصادي برابر با کاهش آسيبهاي اجتماعي

دکتر مصطفي اقليما، رئيس انجمن علمي مددکاري اجتماعي ايران نيز بر تأثير وضعيت اقتصادي در بروز آسيبهاي خانوادگي تأکيد کرده و مي گويد: با افزايش تورم و رشد مشکلات خانواده، شاهد افزايش آسيبهاي اجتماعي و بزهکاري هستيم که يکي از جلوه هاي آن، فرار دختران است. در واقع ضعف اقتصاد خانواده برابر با بروز آسيبهاي بيشتر است.

وي در ادامه تدابير کنوني را براي کاهش تورم و افزايش توان اقتصادي جامعه ناکافي دانسته و اظهار داشت: هر ساله در قالب افزايش سنوات حقوق، مقداري به حقوق کارمندان اضافه مي شود. اما اين رشد تأثيري در زندگي اين قشر نيز ندارد زيرا تورم هر ساله حدود 40 درصد رشد دارد اما در مقابل حقوق افراد 10 درصد افزوده مي شود به اين ترتيب، بخشي از جامعه به عنوان کارمندان؛ هر ساله 30 درصد از سال گذشته، فقيرتر مي شوند.

وي همچنين مي افزايد: به اعتقاد من متناسب با نرخ تورم بايد به افزايش حقوق و تسهيلات اقتصادي پرداخت. براي نمونه، ما حداقل تورم را در قيمت بنزين مي بينيم. پس متناسب با تورم همين کالا به حقوق کارگران و کارمندان بيفزاييم. به اين ترتيب که در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي بهاي بنزين هر ليتر 5 ريال بود و در حال حاضر به 100 تومان رسيده بنابراين، حقوق پايه در آن روزگار که 4 هزار تومان بوده حال بايد به 800 هزار تومان برسد. چنانچه نيز قيمت بنزين آزاد محاسبه شود اين افزايش حقوق بايد به 2 ميليون و 400 هزار تومان برسد.

اين آسيب شناس اجتماعي تأکيد مي کند: با بهبود وضعيت اقتصادي خانواده، 70 درصد معضلات و آسيبهاي اجتماعي رفع مي شود.

* زندگي زير سايه پول

در حالي که دکتر اقليما بر معضلات اقتصادي خانواده تأکيد دارد، ناهيد مرادي، کارشناس علوم اجتماعي معتقد است: کاهش وابستگي ها، گرايش به فرديت و استقلال، تحول نگرشها و ارزشها و بي توجهي به روابط سالم اجتماعي از عواملي است که نمي توان آن را در بروز آسيبهاي امروز خانواده ناديده گرفت. چنان که در حال حاضر شاهديم در عادي ترين روابط اجتماعي اين نقش ماديات است که بيشتر از ابعاد عاطفي و وابستگي هاي خانوادگي خودنمايي مي کند.

دکتر اقليما نيز بر اين امر تأکيد دارد و مي گويد: اين مسأله اي بديهي است و نمي توان کسي را به خاطر توجه به ماديات و مسايل اقتصادي نکوهش کرد. دليل اين مقوله نيز تأثير اقتصاد بر سلامت خانواده است. دختري که ترجيح مي دهد همسرش مرفه باشد، در عمل مي گويد: نمي خواهم به دليل کرايه خانه طلاق بگيرم. يا پسري که به دنبال دختري بهره مند از توان اقتصادي است سعي مي کند با اين انتخاب دوام و بقاي خانواده را بيشتر تضمين کند، چون خودش يا فاقد شغل و درآمد مناسب است يا اين درآمد براي تأمين زندگي آنان کافي نيست.

سهيل- گ 26 ساله که اين روزها در حال خواستگاري است، مي گويد: يکي از معيارهاي من براي انتخاب همسر شاغل بودن اوست. زيرا با يک موتور نمي توان چرخ زندگي را چرخاند.

* روانهاي پريشان

وقتي با دختران منزل گريز سخن مي گويي احساسات متعارض و متناقضي را تجربه مي کني. از خودت بدت مي آيد. دلت برايشان مي سوزد يا آنان را زياده طلب مي پنداري... آن دخترک 17 ساله نيز همين احساس رادر من برانگيخت. به خصوص خطوط شکسته و مستقيمي که سفيدتر از پوست مچ دست اش بود. او نيز همين را فهميد و گفت: اينها يا رد چاقوست يا شيشه. با دستم تمام شيشه هاي خونه رو شکستم.

از عوامل انکارناپذير در فرار دختران همين مشکلات رواني، عاطفي و شخصيتي آنهاست.

پيش از اين نيز، دکتر معتمدي آسيب شناس اجتماعي اعتقاد داشت: 40 درصد دختران فراري پذيرش شده در مراکز بهزيستي دچار اختلالات عصبي و شخصيتي هستند.

* کوچه هاي شهر مهربان نيستند

بسياري از دختران به اميد ساختن زندگي موفق تري خانه و خانواده را ترک مي گويند، اما اکثر آنان ناکام از اين آرزو مي مانند زيرا در مسير انتخاب شده توسط آنان بيش از حمايتهاي دولتي و مؤسسات غيردولتي، آفات اجتماعي وجود دارد چنانکه يک آسيب شناس اجتماعي معتقد است: 60 درصد دختران فراري و خياباني به فساد کشيده مي شوند.

چندي پيش نيز يکي از مسؤولان بهزيستي اعلام کرده بود، حدود 80 درصد دختران در 24 ساعت نخست پس از فرار مورد آزار جنسي قرار مي گيرند.

دکتر مصطفي اقليما نيز اخيراً به صراحت از ناتواني بهزيستي در نگهداري دختران منزل گريز سخن گفته و اظهار داشته بود: مراکز سازمان بهزيستي فقط توان و ظرفيت نگهداري 10 درصد دختران بي خانمان را دارد.

حال پرسش اينجاست که علت اين ضعف چيست؟

وي در پاسخ گزارشگر ما مي گويد: اين به دليل نامتوازن بودن خدمات و تسهيلات با رشد جمعيت است. به اين ترتيب که در اواخر دهه پنجاه جمعيت کشور 30 ميليون نفر بوده و در حال حاضر به 70 ميليون رسيده است. اما نه تنها افزايش در ميزان مراکز حمايت از آسيب ديدگان اجتماعي ديده نمي شود بلکه همان تعداد نيز رو به کاهش گذاشته است. اين در حالي است که در اوايل پيروزي انقلاب، امام خميني(ره) با آگاهي نسبت به شرايط اجتماعي و تأمين رفاه و حمايت از مددجويان بهزيستي صد خانه را که متعلق به افراد گريخته به خارج بود، را به بهزيستي واگذار کردند. اما از آنجا که در سند رسمي آن نامي از سازمان بهزيستي نبود، بنياد مستضعفان اين منازل را که سالها در تهران و شهرستانها در اختيار بهزيستي بود با اقامه دعوي در دادگاه پس گرفت و به فروش رساند.

اين کارشناس آسيبهاي اجتماعي با اشاره به اينکه مستضعف تر از مددجويان بهزيستي وجود ندارد، مي افزايد: ما مي گوييم بهزيستي متولي ساماندهي آسيبهاي اجتماعي است اما با چه امکاناتي؟ در حال حاضر تهران 12 ميليون نفري با اين حجم آسيب ديده اجتماعي چند مرکز دارد که ظرفيت پذيرش 50 نفر را دارند و در شهرستانها در هر استان يک خانه امن براي نگهداري دختران منزل گريز وجود دارد که جوابگوي 20 تا 30 مددجو است. اين در حالي است که در کشورهاي توسعه يافته با آسيب اجتماعي کمتر، ظرفيت اين مراکز به حداقل 4 تا 5 هزار نفر مي رسد.

از همين رو، پيشنهاد مي کنم براي آنکه پيامدهاي آسيبهاي اجتماعي نظير فرار دختران کاهش پيدا کند به مقوله مراقبت و حمايت از اين گروه بيشتر توجه شود و با فراهم کردن خدمات و تسهيلات رفاهي و حمايتي، آنها را به سوي يک زندگي عادي هدايت کنند.

* کلام آخر

براي آنکه پي به آثار مخرب فردي و اجتماعي پديده فرار دختران ببريم لازم نيست پژوهش چنداني کنيم. فقط کافي است گامي به چند تيتر عادي رسانه ها نگاهي بيندازيم:

- زن اغفالگر، دختران فراري را به باند فساد و سوداگران مرگ مي کشاند

- جسد دختر فراري در ميان شمشادها

- دختر فراري قرباني اميال پليد 6 متهم و...

بنابراين براي حفاظت فرزندانمان بهتر است ضمن پرورش و تربيت آنان، تک تک ما به سلامت اجتماع بينديشيم و... 

  

 

مکث

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۸۸ |
 

بی گمان توجه  به استعدادهای نوپا و کشف وپرورش آنان در رشد وبقای ادب وفرهنگ این سرزمین تاثیر گذار است اما در این راستا باید به کیفیت آثار پدید آمده تاکید کرد وبا نگاهی منتقدانه سره را از ناسره جدا ساخت . تا  آفرینندگان خلاق از حمایت بیشتری بهره مند شوند .همچنین در این راهگذار نباید از تلاش وهنر پیشکسوتان غفلت کرد وآنان را به انزوا کشاند.به هر روی اخیرا در راستای استعداد یابی ورشد جوانان نشر سخن گستر به چاپ اثری سه جلدی با عنوان " این روشنای نزدیک " پرداخته که ضمن ارزشمند دانستن این حرکت نمیتوان چند نکته را نادیده انگاشت. نخست اینکه در این اثر که به قیمت ۱۵۰۰۰ تومان به فروش میرسد آثار نظم ونثر در کنارهم قرار گرفته اند که اگر این نوشته ها تفکیک می شد بهتر بود .سپس آثار قوی در کنار آثار منظوم ضعیف تر قرار داده شده که این مساله نیز حلاوت آثار خوب را کمرنگ میکند.همچنین به نظر میرسد کارشناس ادبی این اثر می بایست به تفکیک اثار به لحاظ قالب مینمود وآثار کلاسیک را جداگانه منتشر میکرد .چرا که این اثر حال به جای معرفی سخنسرایان جوان ونا آشنا به اثری "جنگ گونه " تبدیل شده است .

 

نگاه

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۸۸ |
نگاهي به فيلم «درباره الي» ساخته اصغر فرهادي؛ تلخي بي پايان



*ساسان اميرکلالي

خلاصه فيلم: چند خانواده تصميم مي گيرند براي تفريح به شمال بروند و در عين حال دختري جوان به نام «الي» را با احمد که بتازگي





از همسرش جدا شده، آشنا کنند. اما الي به يکباره ناپديد مي شود. جمع احتمال مي دهند، او در دريا غرق شده، اما جنازه اش را هنوز پيدا نکرده اند ...
***
اصغر فرهادي در جديدترين فيلمش به نقش دروغ، پنهان کاري و قضاوتهاي ناعادلانه و عجولانه در بين خانواده ها مي پردازد و به تماشاگر نشان مي دهد که يک دروغ يا پنهان کاري ساده مي تواند چه عواقبي را در پي داشته باشد. البته شايد با اين توضيح گمان کنيد اين فيلم يکي از آن فيلمهاي اخلاق گرايانه اي است که سينماي ما طي اين سالها نمونه هاي متعددي از آن را شاهد بوده است. در اين صورت شما هم دچار همان مسأله اي شديد که فيلم به آن مي پردازد؛ يعني همان قضاوتهاي لحظه اي و عجولانه.
در حقيقت ما با فيلمي سر و کار داريم که نفس تماشاگرش را در سينه حبس مي کند و براي لحظه اي راحتش نمي گذارد. هرچند که در 30 دقيقه ابتدايي فيلم ما شاهد سرخوشي هاي اين جمع هستيم و از اينکه در کنار آنها هستيم، لذت مي بريم.
اما بعد از اين 30 دقيقه مفرح 8 دقيقه نفسگير داريم که در واقع شوک اولي است که به تماشاگر وارد مي شود و از آن به بعد اضطراب و دلشوره اي است که به دنبال آن 8 دقيقه مي آيد و در پايان فيلم، تماشاگر راضي مي شود که يک پايان تلخ را بر اين همه تلخي بي پايان ترجيح دهد. (اشاره به ديالوگي از فيلم که يک پايان تلخ بهتر از تلخي بي پايان است). يکي از آن پايان هايي که سينما مديونش خواهد بود و مخاطب هرگز فراموشش نخواهد کرد.
فيلم به موضوع سرنوشت و نقش خود افراد بر سرنوشتشان اشاره مي کند. شايد بتوان گفت، سرنوشت تلخ همه افراد، نتيجه اعمال و رفتارهاي خود آنهاست. «سپيده» با دروغها و پنهان کاري هايي که مي کند، مجبور مي شود در انتها دروغ بزرگتري بگويد و جالب آن است که درست بعد از اينکه دروغ نهايي (همان بردن آبروي الي) را مي گويد، جسد الي پيدا مي شود.
گويي تا آن لحظه نمرده بود و مرگ جسماني اش به دنبال مرگ شخصيتي اش مي آيد. در واقع او نتيجه رفتارهايش را درست از لحظه اي که در ماشين بر اثر برخورد با ديوار ويلا بسته مي شود که حاکي از گير افتادنش در موقعيتي خودساخته است، مي بيند. همچنين نشستن سپيده روي صندلي آخر (جايي که شباهت بسياري به مکان بازجويي دارد) حاکي از پاسخگو بودن ابدي او در برابر مرگ الي است و در اين بين بقيه نيز سهيم هستند که به گل نشستن خودرو اشاره به همين مسأله دارد.
مي توان از زواياي گوناگوني به اين اثر پرداخت. اين فيلم به لحاظ فيلمنامه يکي از قوي ترين فيلمنامه هاي سينماي ايران است، به صورتي که همه اتفاقات و همه ديالوگها به حدي در يکديگر تنيده شده اند که هر چه فيلم پيش مي رود، بيشتر متوجه ضرورت وجود آنها در لحظات پيش مي شويم. براي مثال در ابتداي فيلم سپيده (گلشيفته فراهاني) به صاحب ويلا به دروغ مي گويد که نوعروس و تازه دامادي در بين ما وجود دارد. در جاي ديگر فيلم، همان زن صاحب ويلا براي عروس و داماد خيالي، مبارک باد مي خواند که سپس با غيب شدن الي باعث شکل گيري اين ايده مي شود که الي از اين حرکت ناراحت شده و جمع را ترک کرده و همچنين زماني که نامزد الي به خانه صاحب ويلا مي رود، صاحب ويلا ديالوگي در خصوص عروس و داماد به زبان مي آورد که خودش باعث شوک ديگري در فيلم مي شود.
همچنين به عنوان مثالي ديگر مي توان به عدم آنتن دهي تلفن همراه در ويلا اشاره کرد که چند موقعيت به هم پيوسته بر اثر اين مسأله شکل مي گيرد. شخصيت پردازي ها نيز هر کدام بنا به ضرورت و رخدادهاي فيلم، آن هم در جزيي ترين رفتار کاراکترها انجام شده. براي مثال شخصيت پردازي الي که مي توان آن را از بهترين شخصيت پردازي هاي يک زن در سينماي اين سالها دانست، با هم مرور مي کنيم. يک نمونه عيني و دم دست از يک زن امروزي با همه ترديدهايش، شکننده بودنش، در پي حامي گشتنش و تصوير معصوميت از دست رفته اي که در بادبادک هواکردن، آن را جستجو مي کند.
بعضي ها اعتقاد دارند، الي از مرموز ترين شخصيتهاي سينمايي ماست. شايد تا حدي حق با آنان باشد، اما کليد دستيابي به همه اين رمز و رازها در خود فيلم نهفته است. الي، دختري است که نامزدي داشته و قرار است به رابطه اش پايان دهد. اما چرا؟ مگر نامزدش چه ايرادي دارد؟ بنا بر اطلاعاتي که از طريق فيلم دستگيرمان مي شود، الي را دختري مي بينيم که مادري نگران و بيمار دارد.
او مدام از مادرش صحبت مي کند. حتي در پانتوميمش از مادر حرف مي زند. اين مادر است که بهانه اي مي شود براي بازگشتش. اما چرا او از پدرش چيزي نمي گويد؟ احتمالاً الي يا پدر ندارد يا اگر دارد پدري است که نتوانسته نقش پدري را بخوبي برايش بازي کند و براي همين از ذهنش پاک شده و اين همه اصرار او بر به زبان آوردن نام مادرش هم مي تواند به نوعي فرافکني نسبت به اين قضيه باشد. حتي بازي کردن واليبال در بين جمعي که همه آنها مرد هستند هم مي توان به نوعي سرکوب ميل شديدش به عاطفه پدري دانست که مجبور شده خودش را با مردها که در جايگاه قدرت هستند، همسان کند و همين کمبود باعث شده تا از همسرش چنين انتظاري داشته باشد که جاي خالي پدرش را پر کند.
اما نامزد او بچه تر و سر به هوا تر از اين حرف هاست؛ او زود از کوره در مي رود. در دو سکانس متفاوت با دو شخص متفاوت دعوا مي کند و فرقي نمي کند که طرف دعوا زن باشد يا رقيب عشقي اش و همچنين حسي که عليرضا (صابر ابر) نسبت به الي دارد، يک حس قيم م؛بانه است. (براي همين است که در ابتدا خودش را جاي برادر الي معرفي مي کند).
پس الي از اين آدم بريده و در صدد جدايي از اوست. براي همين است که به سفر مي آيد تا با احمد آشنا شود که شايد احمد همان مرد حمايتگر زندگي اش باشد، اما نيست. او به جاي اينکه حامي الي باشد، او را از پشت مي ترساند.
و زماني که الي مي خواهد خرده شيشه ها که مي تواند نشاني باشد از شخصيت تکه تکه شده و در عين حال شکننده اش و يا حتي فراتر، روحيات زنانه اش را به او بدهد، او از ترس آنکه صدمه جسمي (روحي) نبيند، از زير آن بار سنگين شانه خالي مي کند. اينجاست که دچار عذاب وجدان مي شود و براي رهايي از اين حس به کودکي خودش پناه مي برد و بادبادک هوا مي کند و به دريا مي زند تا از آن عذابي که در پي گناهش احساس مي کند، تطهير شود.
در واقع اين سفر براي الي حکم تطهير کنندگي و منزه کردن او از همه آن چيزهايي است که معصوميتش را نشانه رفته است. همان طور که در سکانسي، زن صاحب ويلا براي الي مبارک باد مي خواند و با ميزانسني که براي حرکت او در نظر گرفته شده، موقعيت به حجله رفتن (به استقبال مرگ رفتن) او را تداعي مي کند. همچنين مي توان به اين نکته در نوع پوشش بازيگران اشاره کرد که الي تنها زني است که شال سفيد به سر دارد که مي تواند نشان از پاک تر بودن او نسبت به ديگران باشد.
و البته اين فيلمنامه حساب شده بايد با اجرايي قوي در کارگرداني همراه شود تا به فيلم جلا دهد. براي مثال به سکانسي که آرش در حال غرق شدن است و مردها براي نجات او به آب مي زنند، توجه کنيد که چگونه مي تواند نفس تماشاگر را براي 5 دقيقه در سينه حبس کند.
هرچند که «درباره الي» توانست جايگاه ارزنده اي در بين منتقدان براي خودش دست و پا کند و حتي جايزه خرس نقره اي بهترين کارگرداني جشنواره برلين را هم از آن خود نمايد، اما با مشکلاتي که برايش پيش آمد، نتوانست آن جايگاه مناسب را در بين تماشاگران و جدول فروش فيلمها بيابد؛ آن هم فيلمي که پيش بيني مي شد بتواند در يک شرايط اکران بهتر، رکورد فروش قابل ملاحظه اي داشته باشد.

  

کاملا خصوصی

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۸۸ |
دلم برایت تنگ شده

دلم حسابی حسابی

دلم حسابی

برایت تنگ شده

مکث

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۸۸ |
این روزها باتمام فراز وفرودهایش که گاه نیز درناک بود .تجربیات ارزنده ای باخود داشت . ازجمله این مقوله ها میتوان به رشد خرد گرایی در میان جمعیت زنان  اشاره کرد .  مساله ای که  پیش از این چندان نمود نداشت . برای مثال واکنش بانوان وابسته احزاب  مختلف  قابل تامل است که جز چند مورد انگشت شمار اغلب واکنشها وسخنان سنجیده  بود .که این نشان از رشد اجتماعی وسیاسی جامعه زنان دارد.اخیرا نیز مریم بهروزی به عنوان یکی از اصول گرا ها ایجاد حزب توسط موسوی را عاقلانه داسته وگفت :  داشتن حزب حق هر شهروند ایرانی است و فتنه نیست که بخواهیم چشم آن را کور کنیم و طبق قانون اساسی و قوانین مدنی و عملکرد نظام جمهوری اسلامی وجود احزاب یکی از نشانه‌های دموکراسی است.
دبیرکل جامعه زینب تاکید‌‌کرد: من به سهم خودم از تشکیل حزب از سوی موسوی استقبال می‌کنم و امیدوارم هر کسی برای مردم، انقلاب و رهبری خدمت می‌کند، موفق باشد.

زنانه ها

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۸۸ |
* خبر نیوز: شاید حوزه زنان و اتفاقاتی که در این حوزه افتاد را باید از پرمجادله‌ترین مباحث دولت نهم در چهار سالی گذشت، دانست. مباحثی که هرچند از فراز و نشیب‌های زیادی گذر کرد و بسیاری از کارشناسان و فعالان حقوق زنان از آن سخن سر دادند، اما باز هم سایه‌ای سنگین از ابهام را بالای سر خود نگه داشت و همه این‌ها باعث نشد تا در روزهای انتخاباتی ریاست جمهوری دهم، رئیس‌جمهور نهم که حالا بنابر اعلام وزارت کشور و شورای نگهبان، دوباره رئیس‌جمهور شده است، کوچکترین سخنی از برنامه‌هایش برای زنان و مسائلشان به زبان بیاورد.

دولت نهم در سال 84 در حالی برسر کار آمد که برخلاف این دوره، اگر قبل از انتخابات سوم تیر جست‌وجوی کوچکی درمورد برنامه‌های کاندیدای اصولگرای آن می‌کردیم، لااقل به شعارهایی برمی‌خوردیم که محمود احمدی‌نژاد در حوزه زنان به زبان آورده بود، شعارهایی که مهم‌ترینشان «حفاظت و صیانت از زنان و امنیت آنان» بود و از طرف دیگر در ماه‌های اول روی کارآمدن دولت جدید، فعالان و کارشناسان حوزه زنان سعی می‌کردند یادشان نرود که رئیس دولت جدید در سخنان انتخاباتی‌اش یادآور شده بود که «مسئله زنان امروز نوع حجاب و آرایش‌ آنها نیست.»

دولتی برای تحکیم خانواده
«تحکیم بنیان خانواده و حفظ حریم آن» از دیگر شعارهای مورد نظر دولت نهم برای زنان بود. شعاری که البته و برخلاف دیگر سخنانی که در روزهای نزدیک به انتخابات هر کاندیدایی بر زبان می‌آورد و کمتر عملی می‌شود، در دولت نهم باشدت تمام دنبال شد به طوری که حتی در ماه‌های اول روی کارآمدن این دولت، «مرکز مشارکت زنان» به «مرکز امور زنان و خانواده» تغییر نام داد وطبق آمار غیررسمی بودجه این مرکزنسبت به سال 84 به دلیل موازی کاری با وزارتخانه‌هایی مانند وزارت رفاه به یک سوم کاهش یافت. از سوی دیگر همین راسخ بودن تصمیم رئیس دولت نهم برای عملی کردن این شعار، منجر به بیرون آمدن لایحه‌هایی مانند «حمایت از خانواده» از راهروهای ساختمان خیابان پاستور و طرح جنجالی آن در ساختمان هرمی شکل بهارستان شد.

لایحه‌ای که بسیاری از کارشناسان، آن را برخلاف عنوانش به نفع تحکیم بنیان خانواده نمی‌دانستند و خواستار حذف ماده‌های 23 و 25 آن بودند؛ موادی که به اعتقاد آنان، صریحاً شرایط را برای چندهمسری مردان، ازدواج موقت و پرداخت مهریه از سوی زنان برای مهریه‌های بالا، مهیا می‌کرد و این درحالی بود که همچنان نمایندگان حامی دولت و خود رئیس‌جمهور برمثبت بودن این لایحه برای زنان پای می‌فشردند. اعتراضات زنان فعال و بعضی برنامه‌های تلویزیونی مانند «اردیبهشت» که از شبکه چهار پخش می‌شد تا جایی پیش رفت که سرانجام رئیس اصولگرای مجلس هشتم نیز با حذف این دو ماده از «لایحه حمایت از خانواده» حمایت کرد و بعد از چند روز این خواسته زنان به تحقق رسید و این دو ماده از این لایحه حذف شد.

از میزبانی تا خانه نشینی
شاید همین اهمیت داشتن خانواده برای رئیس دولت نهم بود که باعث شد برگرداندن زنان به خانواده و رسیدن به وظیفه فرزندپروری در رأس برنامه‌های این دولت برای زنان قرار بگیرد. به گونه‌ای که پس از گذشتن سال‌ها از اوایل انقلاب که بحث تفکیک جنسیتی مطرح شده بود، این بار از سوی مسئولان وزارت علوم دولت نهم، از «سهمیه‌بندی جنسیتی دانشگاه‌ها» سخن به میان بیاید. طرحی که درمیان مجلس‌نشینان نیز طرفداران زیادی داشت و به منظور «حفظ قداست خانواده» و «ایجاد تناسب بین راهیابی دختران و پسران به دانشگاه» ارائه شده بود.

طرحی که از سال 86 وبه این خاطر که داوطلبان کنکور تنها در سال 86 شامل 895 هزار دختر و 528 هزار پسر بوده است و تدوام این وضعیت در دو سال قبل از آن با‌عث شد تا زمزمه‌هایی در مجلس و وزارت علوم به گوش برسد که از سهمیه‌بندی جنسیتی در کنکور و جلوگیری از ورود بیش از حد دختران به دانشگاه‌ها خبر می‌داد و به قائل شدن سهمیه 40درصدی برای پسران در رشته‌های پزشکی و بدون رقابت با دختران، منجر شد.

سهمیه‌ای که بسیاری آن را برخاسته از تفکر تبعیض جنسیتی در لایه‌های مختلف دولت و مجلس می‌دانستند و استدلالشان این بود که مسئولان در حالی این بحث را مطرح می‌کردند که آموزش در همه مقاطع تحصیلی را براساس قانون اساسی و قوانین جاری کشور حق همه می‌دانستند. بومی‌گزینی جنسیتی دانشگاه‌ها در کنکور سال 87 که باعث اعتراض داوطلبان کنکور شد، تنظیم و ارائه لایحه تسهیل اشتغال زنان و کم کردن ساعات کاری آنان را باید از دیگر اقدامات دولت نهم در حوزه زنان دانست؛ هرچند به این لیست باید تصویب شدن قانون برابر شدن دیه زن و مرد در زمان تصادفات و ارث بردن زنان از زمین و اعیان از شوهران را نیز باید از جمله قوانین مثبتی دانست که درزمان دولت نهم وآن هم از طریق طرح پیشنهادی نمایندگان مجلس هشتم به تصویب رسید.

از طرح جامع عفاف تا ارتقای امنیت اجتماعی
«طرح ارتقای امنیت اجتماعی» نیز که برنامه اجرایی نیروی انتظامی بود که در راستای مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی تحت عنوان «طرح جامع عفاف» اجرا شد. پس از تصویب «طرح جامع عفاف» و تأیید آن توسط مقام رهبری، محمود احمدی‌نژاد (که به‌عنوان رئیس‌جمهور، رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز به شمار می‌رود) «طرح جامع عفاف» را به نیروی انتظامی ابلاغ کرد.

نیروی انتظامی برنامه اجرایی خود پیرامون عملی کردن «طرح جامع عفاف» را پس از چند جلسه هماهنگی با محمود احمدی‌نژاد با عنوان «طرح ارتقای امنیت اجتماعی» آغاز کرد و عکس‌العمل‌های گوناگونی را از سوی بسیاری از کارشناسان و حتی مسئولانی مانند رئیس قوه قضاییه در برداشت.

اما چندی پیش نیز رئیس مرکز امورزنان وخانواده رئیس جمهوری میزبانی هیأت‌های بلند پایه رسمی و گروه‌های غیر‌رسمی خارجی، برپایی همایش‌ها و نشست‌های مشترک با زنان غیر ایرانی مسلمان جهت هم‌اندیشی را از عمده فعالیت‌های مثبت دولت نهم در حوزه زنان دانست.

جدول

خبرستان

توسط محبوبه علی پور | جمعه نوزدهم تیر ۱۳۸۸ |
بلقیس سلیمانی گفت: زنان داستان‌نویس ما طی سال‌های اخیر رشد چشمگیری داشته‌اند و به همان‌ اندازه که زیاد می‌نویسند، به همان اندازه، خواننده اصلی ادبیات داستانی نیز زنان هستند.
این داستان‌نویس در اولین جشنواره منطقه‌ای داستان کوتاه ایلام «راوی» در سخنرانی‌ای با موضوع «داستان‌نویسی زنان ایران؛ بحران هویت» افزود: می‌گویند یکی از دلایل افزایش تعداد زنان نویسنده، این است که اصولا زن‌ها، مردها را سرکار گذاشته‌اند. به این معنا که مردها،‌ دوشیفت و سه شیفت کار می‌کنند و فرصت فکر کردن، نوشتن و خلق آثار از آن‌ها گرفته شده و بنابراین خانم‌های خانه‌دار فرصت فراوان به‌دست آورند تا به کلاس‌های مختلف سفره‌آرایی، گل چینی و داستان‌نویسی بروند.
نویسنده رمان «بازی آخر بانو» اضافه کرد: حقیقت امر این است که ممکن است این موضوع یکی از عوامل اتفاق افزایش زنان نویسنده در ایران باشد اما دلیل اصلی نیست.
سلیمانی گفت: عده‌ای معتقدند ما صاحب ادبیاتی به نام «ادبیات آشپزخانه‌ای» شده‌ایم. ادبیاتی که زنان هنگام سرخ کردن پیاز داغ، رمان هم می‌خوانند و پیازشان را هم برهم می‌زنند. این نوع ادبیات معمولا ویژگی خاص خود را دارد که بدنه مردهای طرفدار ادبیات داستانی برای تحقیر نویسندگان، این عنوان را به کار می‌برند.
نویسنده «خاله بازی» گفت: گروه مذکور می‌گویند ادبیات آشپزخانه‌ای نیاز به تفکر ندارد، سرگرم‌کننده است و شخصیت‌های اصلی آن را زنان تشکیل می‌دهند و مسایل زنان در آن‌ها مطرح می‌شوند و اصولا ادبیات جدی نیستند.
بلقیس سلیمانی افزود: به نظر من مساله اصلی در میان یک گفتمان وسیع مطرح می‌شود و آن پیگیری هویت است.
سلیمانی افزود: در صد سال اخیر که ما با غرب مواجه شدیم، بحران هویت، یکی از بحران‌های اساسی بلوکی مثل ما بوده است که دارای پیشینه بسیار قوی بود. برای ملت‌هایی که دارای تاریخ و فرهنگ نیستند، بحران هویت مطرح نمی‌شود اما در ایران این بحران به‌وجود آمد.
وی در جشنواره «راوی» در ایلام خاطرنشان ساخت:‌ من به عنوان یک داستان‌نویس، به عنوان یک زن،‌ به عنوان مادر، به عنوان جوان،‌ به عنوان یک شهروند سیاسی و ... این سوال برایم مطرح شد که «من کیستم؟» و این آغاز بحران هویت بود.
این منتقد ادبیات داستانی گفت: زن‌های ما بیش از مردان،‌ دچار بحران هویت شدند و همین جا بود که از خودشان پرسیدند من کیستم؟ و به همین دلیل زن‌های ما اول شروع کردند به خواندن و بعد نوشتن. یا به نوعی می‌توان گفت همپای هم، خواندن و نوشتن را انجام دادند تا به آن سوال اساسی «من کیستم» پاسخ بدهند.
بلقیس سلیمانی اضافه کرد: اولین داستان‌نویس ما «سیمین دانشور» است که دو دهه پس از آغاز انتشار آثار مردان نویسنده، داستان‌های خود را منتشر کرد و به همین دلیل زنان نویسنده، با فاصله‌ اندک،‌ توانستند به جایگاه خود برسند.
وی افزود: زنان نویسنده قبل از هر چیز سعی کردند تعریفی از یافته‌های خود پیدا کرده و شرایط ارتباطی خود را مشخص کنند. اول از هرچیز رابطه خود با مردان اطراف خود را واکاوی کردند. این مردها لزوما شوهران‌شان نیستند. این مردان می‌توانند دوستان دوران کودکی، دوستان دوران نوجوانی، معشوقه‌های‌شان یا پدران و فرزندان‌شان باشند.
نویسنده «بازی عروس و داماد» گفت:‌ حفاظت از خانه و خانواده در فرهنگ ما از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و زن‌ها در حفاظت از خانه و خانواده، استاد هستند. وقتی می‌گوییم خانه و خانواده، می‌تواند میهن هم باشد. به همین معنا، زن ها حافظان سنت هستند. زن‌ها در طول تاریخ، فرزندان و شوهر خود را به جنگ فرستادند و در زمان لازم، خود وارد عمل شده‌اند.
وی افزود: زن‌ها دوست دارند دوران کودکی را واکاوی کنند و معتقدند این دوره،‌ دوره تاثیرگذار زندگی است. برخی دنبال معضل زن بودن هستند. برخی حتی به بررسی جایگاه زن در اسطوره‌ها می‌رسند.
سلیمانی در ادامه، به «شهرنوش پارسی‌پور، منیرو روانی‌پور، فریبا وفی، فرخنده آقایی و ...» به عنوان زنان نویسنده معاصر اشاره کرد و به بررسی آثار آن‌ها پرداخت.

* وبلاگ تا دانه

کاملا خصوصی

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه هفدهم تیر ۱۳۸۸ |
امروز بعد از چندین دقیقه انتظار کشیدن برای تاکس یا هر ماشین خطی ناچار شدم سوار یک ماشین شخصی قرمز وفرسوده بشم .از همونایی که میشه بهشون گفت لگن .بعد از چند بار سوار وپیاده کردن مسافرها یک خانم به همراه پسر نوجوانش سوار شد  .زن شیک وامروزی بود . پس از پیاده شدن آنها من وراننده تنها بودیم .او ن که از اول سوار شدن مادر وپسر  زاویه دید ایینه جلو را تغیر داده بود با قیافه حق به جانب به من گفت ؟ بعضی خانمها با چه سر وضعی میگردن ؟ من هم با کمال خونسردی جواب دادم : مردم حق دارن هر طور که دلشون میخواد بگردن...

* اخیر ن در مشهد باب شده مردان مسافرکش برای باز کردن سر صحبت با مسافر زن می پرسند شما اینجا خونه دارین یا مستاجرین....

* وقتی سالها پیش دانشجو بودم پسرها هم دیالوگ یکنواخت وتکراری داشتن .میگفتن: مادرمون یه دختر خوب در نظر گرفته ولی ما میخواستیم اول با شما صحبت کنیم...یا میگفتن : من تا حالا با هیچ دختری ارتباط نداشتم وشما اولین دختر هستین که من باهاش حرف میزنم...

* دیدن فیلمهای زبان اصلی میتونه حس مردم شناسی و جامعه شناسی رو هم تقویت کنه. من از همین چندتا فیلمی که دیدم دریافتم در این فیلمهای غربی هرگاه شخصیت زن مثبت وبه قول خودمان نجیب باشه صحنه های عاشقانه آن سریعتر ومحوتر  نمایش داده میشود وهر قدر شخصیت زن منفی وبه خودمان منحرف وخراب باشه این صحنه ها  واضح وطولانی تر است.

* به نظرم مر دهای اروپایی واقعا نجیب هستن....

کاملا خصوصی

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۸۸ |
* اگر این روزها مردی دیدم حتما به اوروز مرد را تبریک میگویم.

* یکی از دشوارترین کارهای دنیا برای من خرید هدیه روز پدر است .واقعا چقدر نیازهای مردها محدود است.

* به مناسبت روز مرد دوست داشتم مطلبی درباره سیمای پدر در سینمای ده ساله اخیر بنویسم  .اما هیچ تصور واقعی از  پدر ندیدم .پدران این سالها یا دیکتاتور بودند مثل گیس بریده یا مردان منزل گریز بودند که از قضا شلوارشان دوتا شده بود. یا پدران گرفتار وچند پیشه بودند حتی فیلم به نام پدر هم آنقدر قوی نبود که با شنیدن نام پدر به ذهن بیاید.این درحالیست که باتمام غیر واقعی خواندن سیمای زن در سینما آثار ماندگاری چون گیلانه .میم مثل مادرو... خلق شده اند که تصویر مادرانه ای را در ذهن ماندگار میکند .به هر حال  من در این آثار  تصور پدر خودم را میخواستم ببینم .مردی که اگر روزی نباشد صدای اذان صبحش را نمیشنوم. نان داغ نخواهیم داشت و اگر یک روز مادرم نباشد که در رابه رویش باز کند بهانه های بنی اسرائیلی میگیرد .مریض شدنش که دیدنی است .مادرم میگوید خداکنه من مریض بشم اما این یه تب کوچولو نکنه اصلا حوصله ناز کشیدنش را ندارم... ومن دختر همیشه مخالف پدرم ..اول صحبتها خوب شروع میشود ولی تا نیمه ادامه پیدا نمیکند ومیشود بحث لفظی وقهر ووووو .ومن عاشق استدلالهای کغ ومردانه این پیرمرد دوست داشتنی ام ...

* در انتخابات اخیر پیر مرد من تحت تاثیر تبلیغات وشستشوی همیشگی مادرم به احمدی نژاد رای داد .من چند روزی برزخ بودم وبا کسی حرف نمیزدم .پیر مردم سعی میکرد سر صحبت را باز کند یک روز که جلوی تلویزیون نشسته بودم سینی چای و شکلات را کنارم گذاشت .من لب نزدم تاسرد شد. بعد ازمدتی دوباره سراغم آمد وسینی را برد وباز با چای داغ آورد. من خودم را بیتفاوت نشان دادم.اما دلم برایش سوخت دل پیر مردم کوچکتر از دل گنجشک است .چای را خوردم .اولبخند زد وگفت:   از چای جدید  دم کرده بودم..

* خدایا پیر مرد وپیر زنم را برایم حفظ کن چون هنوز به دعایشان نیاز دارم....

مکث

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۸۸ |
چند روز پیش یکی از نشریات مطلبی درباره روابط دختر وپسر در دانشگاهها نوشته بود وبا استناد به چند پژوهش دانشگاهی آن را مورد نکوهش قرار داده بود .از آنجا که با نویسنده آشنا هستم درهمین زمینه با اوبه بحث پرداختم . نخستین ضعف این گزارش آمارهای آن بود در واقع نه تعداد افراد مورد برسی مشخص بود نه جنسیت آنها ونه محل ورشته تحصیلی و...نکته دیگر که من اشاره کردم بحث روابط زن ومرد در سطح کلان بود یعنی از دوران نوجوانی تا حتی میان مردان وزنان متاهل که متاسفانه این روزها بسیار شاهد آن هستیم .بنابر این به این دوست گفتم : روابط دوجنس در دانشگاهها به مراتب کنترل شده تر از سایر محیطهاست.. به هرحال امروز نیز شاهد از غیب رسید  چنانکه عصر ایران آورده است که:

بر اساس یک گزارش رسمی 15.9 درصد از مردان مجرد و 4.4 درصد از رنان مجرد قبل از سن 19 سالگی رابطه جنسی داشته اند.

به گزارش جهان بر اساس گزارش رسمی وزارت بهداشت در سال 86 که نسخه ای از آن به اجلاس ویژه مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز ارسال شده است 15.9 درصد مردان مجرد بین سنین 15 تا 19 سال و 20.7 درصد بین سنین 20 تا 24 سال ارتباط جنسی داشته اند.

همچنین 4.4 درصد از زنان مجرد در سنین 15 تا 19 سال و همین میزان نیز در سنین 20 تا 24 سال دارای روابط جنسی بوده اند.
در این گزارش برخی چالش های موجود در این رابطه بدین شرح است:
1- مقاومت مسئولین در موضوع آموزش رفتارهای جنسی سالم
2- پائین بودن پوشش آموزش مهارت های زندگی
3- وجود روحیه انکار در برابر معضلات جوانان
4- جوان بودن جمعیت جوانان و گستردگی سیستم های ارتباطی

* من به این دوست گفتم یکی از دلایل گرایش به اینگونه روابط تنهایی مخرب مردم جهان است .مساله ای که اغلب نادیده میگیریم.

کاملا خصوصی

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه نهم تیر ۱۳۸۸ |
میخواهم این روزها جایی بروم دور .جایی که حتی توهم نباشی از تو هم گریزانم.از خودم هم گریزانم....

کاملا خصوصی

توسط محبوبه علی پور | شنبه ششم تیر ۱۳۸۸ |
این روزها خودم را به کری میزنم .به خواب میزنم .... تا دیگر نبینم .نشنوم .نگویم........... تااز این برزخ رها شوم .......

توسط محبوبه علی پور | جمعه پنجم تیر ۱۳۸۸ |
حالم خوب نیست .چیزی میان حنجره وقلبم سنگینی میکند

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .