خسرو شکیبایی در سال 1332 در تهران به دنیا آمد.وی که فارغ التحصیل بازیگری دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران است فعالیت هنری را از سال 1342 با بازیگری تئاتر آغاز کرد.از جمله نمایش هایی که وی در آنها ایفای نقش نموده است.می توان به سنگ وسرنا، همه پسران من،شب بیست ویکم و بیا تا گل برافشانیم اشاره کرد. او چندین نمایش تلویزیونی مانند فیزیکدان ها و هنگامه شیرین وصال را هم در کارنامه دارد.شکیبایی مدت کوتاهی نیز در زمینه دوبله به فعالیت پرداخت.اولین بار در سال 1353 در فیلم کوتاه و 16 میلیمتری "کتیبه" به کارگردانی فریبرز صالح مقابل دوربین رفت. یک سال بعد به دعوت محمد رضا اصلانی در سریال "سمک عیار" ایفای نقش کرد و پس از آن در سریال هایی چون لحظه ،کوچک جنگلی ،مدرس ،روزی روزگاری ،خانه سبز ،کاکتوس ،آواز مه ،تفنگ سرپر و در کنار هم ظاهر شد.شکیبایی در سال 1361 در حالی که مشغول بازی در نمایش "شب بیست و یکم" بود ،مورد توجه مسعود کیمیایی قرار گرفت و در "خط قرمز" بازی کرد.

فیلم شناسی
افتخارات
*برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از سیزدهمین جشنواره ی فیلم فجر(1373)،به پاس باز در فیلم " کیمیا "
*نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از یازدهمین جشنواره ی فیلم فجر(1371)،برای بازی در فیلم " یک بار برای همیشه "
*نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از پانزدهمین جشنواره ی فیلم فجر(1375)،برای بازی در فیلم "سایه به سایه "
*نمزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از بیستمین جشنواره ی فیلم فجر(1380)،برای بازی در فیلم " کاغذ بی خط "
*کسب رتبه دوم نظر سنجی ماهنامه گزارش فیلم(1373) ،برای انتخاب بهترین بازیگران سینمای ایران
*نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد از اولین جشن سینمای ایران(ماهنامه گزارش فیلم-1370)،برای بازی در فیلم "ابلیس "
*برنده آهوی بلورین مردم برای بهترین بازیگر نقش اول مرد از سومین جشن سینمای ایران(ماهنامه گزارش فیلم-1372)،به پاس بازی در فیلم " یک بار برای همیشه "
*نامزد دریافت آهوی بلورین مردم برای بهترین بازیگر نقش دوم مرد از سومین جشن سینمای ایران(ماهنامه گزارش فیلم-1372)،برای بازی در فیلم " سارا "
*نامزد دریافت آهوی بلورین مردم برای بهترین بازیگر نقش اول مرد از سومین جشن سینمای ایران(ماهنامه گزارش فیلم-1375)،برای بازی در فیلم " کیمیا "
*برنده آهوی بلورین بازیگر برگزیده سینمای دفاع مقدس از پنجمین جشن سینمای ایران(ماهنامه گزارش فیلم-1375)،برای بازی در فیلم "کیمیا"
*بهترین بازیگر نقش اول مرد در اولین جشنواره سینما و زن(1374)،به پاس باز در فیلم " کیمیا "
*برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم مرد از بیست وسومین جسنواره فیلم فجر(1383)،به پاس بازی در فیلم " سالاد فصل
صداهای ماندگار
- پری خوانی
- حجم سبز (سهراب سپهری)
- نشانی ها
پسرك خردسال، آرام آرام و با احتياط ليوان آب را به دست پر چروك مادربزرگ داد.
مادربزرگ با لبخند گفت: دستت درد نكنه مادر!
پسرك فوري جواب داد: دست خدا درد نكنه. آخه اين آب رو خدا آفريده.
* *
يه شب كه اصلاً حوصله قصه گفتن نداشتم، دخترم گفت: مامان امشب قصه نمي گي؟
جواب دادم: نه حوصله ندارم.
اونم به آرامي گفت: آره مي دونم. آدمايي كه غصه دارن نمي تونن قصه بگن!
***

درس دیگر این برنامه از زاویه روانشناختی قابل تامل است .چنانکه گروهی ازبازیکنان با انصاف بیش از حد که میتوان تعبیر به عدم اعتماد به نفس کرد .دیگران رامحق میدانند ودسته دیگر با تمام ضعفها خود راافرادبرتر وبرجسته میدانند که شایسته موفقیتند وبرای رسیدن به این تصور واهی از خود حاضرند افرادشایسته را زیر پا له کنند. این گونه رفتارها نیز در جامعه ما بسیار مرسوم است.

موفق به دریافت جایزه" زنان موثر در توسعه " شده است

.خوشحالم .اما هنوز گوشه دلم یک عذر
خواهی به او بدهکارم .سالها پیش گزارشی از کودکان سرطانی نوشتم وبا ذکر نام موسسه محک از
یکی از نوشته های بروشور این موسسه استفاده کردم اما دوستان حرفه ای تمام نام ونشان محک را با
دلایل خود حذف کردند ومن شرمنده خانم قدس شدم .وقتی رمان کیمیا خاتون سعیده قدس را میخواندم
دلم میخواست با این بهانه از او عذر خواهی کنم .اما نتوانستم وامروز با بهانه ای نو میخواهم بازهم از او
معذرت خواهی کنم ومیدانم بازهم نمیتوانم .
*عکس تزیینی است ومربوط به مراسم جایزه نمیباشد.
اولین چالش فقدان نظریه جنسی در ایران است. در حال حاضر با افزایش سن ازدواج و کاهش سن بلوغ، فاصله بلوغ و ازدواج به 15 تا 20 سال رسیدهاست اما برای رفع مشکلات ناشی از این موضوع مسوولان و علما هیچ نظریه جنسیای ارائه ندادهاند.
11 درصد روسپیان شهر تهران با اطلاع همسرانشان دست به روسپیگری می زنند. این آمار نشان میدهد که نه تنها به مساله بیکاری زنان بلکه به بیکاری مردان و پیامدهای آن نیز باید توجه بیشتری شود.
سیدکاظم رسول زاده طباطبایی مدیر گروه روانشناسی دانشگاه تربیت مدرس و رئیس کارگروه زنان و دختران آسیب دیده و در معرض آسیب در همایش اسلام و آسیب های اجتماعی در سالن وزارت کشور به این نکته اشاره کرد.
در این کارگروه که به عنوان یکی از کارگروههای همایش اسلام و آسیبهای اجتماعی برگزار میشد رسول زاده با استناد به تحقیقی که به تازگی در شهر تهران انجام شد به تغییراتی که در روند روسپیگری ایجاد شده، اشاره کرد و گفت: «در دهه 60 و 70 سن روسپیگری بالای 30 سال بود اما اکنون سن روسپیگری از 15 سال به بالا رسیده است».
او در ادامه گفت: «اگر پیش از این اقدام به روسپیگری به خاطر رفع نیازهای اولیه بود اکنون به خاطر رفع نیازهای ثانویه است. از طرفی تا پیش از این پدیده روسپیگری بیشتر در مجردها بروز میکرد اما تحقیقات نشان داده که اکنون روسپیگری در متاهلها بیشتر شده و با رشد سریعی هم مواجه است».
رسول زاده ادامه داد: «پدیده روسپیگری پیش از این در غیربومیها بیشتر بود اما اکنون شیوع این پدیده در طیف بومی و غیربومی برابر شده، بنابراین دیگر نمیتوانیم این پدیده را با مهاجرت مرتبط بدانیم».
به گفته رسول زاده گرچه این پدیده قبلاً در افراد با تحصیلات کمتر از دیپلم دیده میشد اما اکنون این پدیده در افراد تحصیل کرده هم دیده میشود.
رئیس کارگروه زنان و دختران آسیب دیده به چالش های موجود در مورد این مساله اشاره کرد و گفت: «اولین چالش فقدان نظریه جنسی در ایران است. در حال حاضر با افزایش سن ازدواج و کاهش سن بلوغ، فاصله بلوغ و ازدواج به 15 تا 20 سال رسیدهاست اما برای رفع مشکلات ناشی از این موضوع مسوولان و علما هیچ نظریه جنسیای ارائه ندادهاند».
او چالش دیگر را جنسیتی کردن مسائل جنسی در ایران دانست و گفت: «در بحث انحرافها فقط بر دختران متمرکز میشویم اما وارد بحث پسران و مردان که آنها هم میتوانند عامل بسیاری از انحرافها باشند نمیشویم».
تابو کردن مسائل جنسی و آموزش جنسی چالش سومی بود که رسول زاده به آن اشاره کرد و گفت: «چالش بعدی هم یک جانبه بودن برنامه های توسعه ای ماست».
حسین علی زاهدی پور کارشناس ارشد جامعه شناسی و عضو دیگر این کارگروه نیز به بخش دیگری از این آمارها اشاره کرد و گفت: «11 درصد روسپیان شهر تهران با اطلاع همسرانشان دست به روسپیگری میزنند. این آمار نشان میدهد که نه تنها به مساله بیکاری زنان بلکه به بیکاری مردان و پیامدهای آن نیز باید توجه بیشتری شود».
رسول روشن استاد دانشگاه شاهد و کارشناس خانواده و مسائل جنسی به عنوان عضو دیگری از این کارگروه نیز به سبب شناختی پدیده روسپیگری پرداخت و گفت: «اگر به منشا شکلگیری رگههای شخصیتی افراد که آنها را به سمت چنین انحرافهایی میکشاند توجه کنیم، متوجه میشویم که خانواده با شکل دادن به شخصیت کودکان می تواند نقش موثری در پیشگیری داشته باشد».
او ادامه داد: «تحقیقات نشان دادهاست که بعضی از این افراد به خاطر انتقام و انتقام جویی و تنفر از خانواده و جامعه وارد این حیطه میشوند. در حالی که اگر کودک یاد بگیرد که دیگری را دوست داشته باشد و احساس امنیت نسبت به دنیای پیرامونش داشته باشد، چنین حالتی در او به وجود نمی آید».
او به تحقیق دیگری اشاره کرد و گفت: «نتایج نشان میدهد کودک در سن سه تا شش سالگی با پدیده کنجکاویهای جنسی مواجه میشود اما از آنجا که طرح صحیح مسائل جنسی در کشور ما به صورت تابو درآمده اطلاعات صحیح به کودک داده نمیشود و کودک در سن نوجوانی اطلاعات را از منابع دیگر به دست میآورد».
به گفته روشن تحقیقات نشان داده که گرفتن اطلاعات از منابع دیگر فرد را بیشتر در معرض انحرافات قرار میدهد. این کارشناس به افزایش عزت نفس در کودکان نیز تاکید کرد و گفت: «بسیاری از افراد در معرض آسیب تصویر مثبت بدنی از خود ندارند و چون ارزش و عزت نفسی برای خود قائل نیستند با اقدام به روسپیگری به دنبال اثبات و ابراز خود در جامعه هستند».
"پاشه ککی" روزی را در تقریبا شصت سال قبل به یاد میآورد که تصمیم گرفت مرد شود. موهای سیاه و بلندش را کوتاه کرد، پیراهناش را با شلوار گشاد پدرش عوض کرد، یک تفنگ شکاری برداشت و قسم خورد هیچ گاه ازدواج نکند، بچهدار نشود و رابطه جنسی نداشته باشد.
به گزارش شهرزاد نیوز این باکرهی 78 ساله که سوگند خورده بود تا آخر عمر باکره بماند تا بتواند مثل یک مرد حق تصمیمگیری درباره زندگی خود و مراقبت از خانوادهاش را به دست آورد، میگوید، اگر امروز در آلبانی به دنیا آمده بود، ترجیح میداد زن بماند.
ککی که صدای نیمه مردانه نیمه زنانهای دارد، مثل مردها هنگام نشستن پاهایش را از هم باز میکند، مشروب "راکی"اش را جرعه جرعه مینوشد و سیگار میکشد، میگوید: "آن روزها بهتر بود یک مرد باشی، چون زن هم ارزش حیوان دانسته میشد. الان زنهای آلبانی با مردان حقوق برابر دارند و حتا قویتر هم هستند و فکر میکنم امروزه جالب است که آدم زن باشد."
دختران، وقتی سوگند میخوردند که برای تمام عمر باکره باقی بمانند، به سرپرستان خانواده تبدیل میشدند؛ همراه با تمام اختیارات یک مرد.
این مراسم برای زنان روستایی در کشوری به شدت فقیر و مردسالار که تحت دیکتاتوری استالینی، دههها پیوندشان با بقیه اروپا قطع شده بود، نوعی اقتدار بخشیدن به خود بود. اما در آلبانی امروزین، با قرار ملاقاتهای اینترنتی و کانال تلویزیونی "ام تی وی"، این مراسم رو به نابودیست. دیگر دختران نمیخواهند پسر شوند.
سنت سوگند بکارت به "کانون لکه دوکاگجینی" برمیگردد، یک قانون شفاهی رفتاری که بیش از پنج سده در میان قبایل شمال آلبانی رایج بود. به موجب "کانون" نقش زنان به شدت محدود بود: مراقبت از کودکان و خانهداری. زندگی یک زن به اندازهی نیمی از زندگی یک مرد ارزش داشت، ارزش یک باکره هم همان قدر بود: 12 گاو.
باکرگان سوگند خورده از ضرورتی اجتماعی در سرزمینی دهقانی و مبتلا به جنگ و نیستی زاده شد. اگر سرپرست خانواده میمرد و وارث مردی بر جای نمیماند، زنان مجرد خانواده در وضعیت بی سرپناه و ضعیفی قرار میگرفتند. با خوردن سوگند بکارت، زنان میتوانست نقش مردان به عنوان سرپرست خانواده را بر عهده گیرند، سلاح داشته باشند، مالک اموال شوند و زندگی آزادی در پیش گیرند.
آنها مثل مردان لباس میپوشند، تکبر مردانه به خود میگیرند و در معاشرت با مردان زندگی میگذرانند.
برخی سوگند خوردند تا از ازدواج اجباری بگریزند. برخی دیگر سوگند خوردند تا استقلال خود را به دست آورند. تعدادی هم که پشیمان شدند، دوباره زن شدند و بعدها ازدواج کردند.
لیندا گوسیا، پروفسور مطالعات جنسیتی در دانشگاه پریستینا در کوزو، میگوید :«رها کردن جنسیت و سوگند بکارت خوردن برای این زنان در جامعهای مردسالار و مبتنی بر تفکیک جنسی، راهی بود تا وارد حیات اجتماع شوند. مسئلهی بقا در دنیایی بود که مردان بر آن حکم میراندند.»
به نظر جامعهشناسان، سوگند بکارت خوردن با همجنسگرایی که مدتها در آلبانی روستایی یک تابو بود، ربطی ندارد. زنان با یکدیگر سکس نداشتند. طبق تحقیقات رسومشناسی، هنوز در نواحی روستایی شمال آلبانی در حدود 40 درصد از باگران سوگند خورده وجود دارند.
ککی که در خانه "پاشا" نامیده میشود، میگوید او در سن 20 سالگی که پدرش در یک نزاع خونین به قتل رسید، تصمیم گرفت مردِ خانه شود. چهار برادر باقی ماندهاش مخالف رژیم کمونیستی انور خوجه بودند که تا هنگام مرگش در سال 1985، به مدت 40 سال بر آلبانی حکومت کرد؛ آنها یا زندانی بودند یا کشته شدند. وی میگوید، مرد شدن تنها راه مراقبت از مادر، چهار زن برادر و پنج بچهی آنها بود.

او اربابخانه فقیرانه ایدر تیرانا است، جایی که برادرزادههایش با کنیاک از او پذیرایی میکنند و او مرتب دستور صادر میکند؛ ککی میگوید زندگی مردانه به او آزادیای بخشیده که زنان فاقد آن هستند. او میتوانست بنایی کند و در مسجد همراه با مردان نماز بخواند. حتا امروز برادرزادههایش میگویند جرأت ندارند بدون اجازهی "عمو"یشان ازدواج کنند.
ککی میگوید: «کاملاً آزاد بودم چون هیچ کس نمیدانست که من زن بودم. هر جایی میخواستم میرفتم و هیچ کس جرأت نداشت به من فحش بدهد، چون آنها را کتک میزدم. من فقط با مردان رفت و آمد داشتم. نمیدانم چطور مثل یک زن حرف بزنم. هیچ وقت نترسیدم.» به یاد میآورد، اخیراً که برای انجام یک عمل جراحی در بیمارستان بستری شده بود، سایر زنان در اتاقش میترسیدند که با یک مرد در اتاق باشند و تقاضا کردند از آن اتاق منتقل شوند.
ککی میگوید که زنانگیاش او را به مردی حساستر تبدیل کرده است. «اگر بقیهی مردان به یک زن بیاحترامی کنند، جلوی آنها را میگیرم.» میگوید که چشمپوشی از رابطهی جنسی، یک قربانی ضروری بود. میافزاید ناراحت نیست که بچه ندارد، چون دور و برش را برادرزادههایش گرفتهاند. «وقتی صد در صد تصمیمام را گرفتم، قدرت آن را داشتم که پشیمان نشوم.»
به گفتهی وی سرپرست مرد خانواده شدن، او را مسئول خونخواهی مرگ پدرش نیز کرده بود و به علاوه به موجب قوانین "کانون" باید در برابر خون، خون ریخته شود. پنج سال پیش که قاتل پدرش در سن 80 سالگی از زندان آزاد شد، ککو به برادرزادهی 15 سالهاش دستور داد که او را با تفنگ بکشد. سپس خانوادهی آن مرد به خونخواهی برخاست و برادرزادهاش را کشت.
"من همیشه میخواستم انتقام مرگ پدرم را بگیرم. برادرانم سعی کردند، اما موفق نشدند. البته متأسفم که برادرزادهام کشته شده است. اما اگر مرا بکشی، تو هم باید کشته شوی." در آلبانی، با جمعیتی اکثراً مسلمان، "کانون" هم توسط مسلمانان و هم توسط مسیحیان اجرا میشود، اگر چه ترکهای عثمانی و حکومتهای پس از آن کوشیدند تا تأثیر آن را محدود کنند.
مورخان فرهنگی آلبانی میگویند، استمرار رسوم قرون وسطایی که در جاهای دیگر مدتهاست منسوخ شدهاند، نتیجهی انزوای قبلی کشور است. اما تأکید دارند که امروزه نقش سنتی زنان آلبانیایی تغییر یافته است.
ایلیر یزیری، منتقدی که درباره فولکلور آلبانی مینویسد، میگوید: "زنان آلبانیایی امروزه نوعی وزیر اقتصاد هستند، وزیر مهر و عاطفه و وزیر داخلی که کارهای دیگران را کنترل میکنند. زنان امروزی در آلبانی پشتیبان همه چیز قرار دارند."
برخی از باکران سوگند خورده، افسوس آزادی زنانهشان را میخورند. دایانا راکیپی، 45 ساله، نگهبان امنیتی در شهر ساحلی "دورس" در غرب آلبانی، که سوگند بکارت خورد تا سرپرستی نه خواهرش را به دست آورد، میگوید، با نوستالژی به دوران خوجه مینگرد. طی دوران حکومت کمونیستی او افسر ارشد ارتش بود و زنان سرباز را برای جنگ تربیت میکرد. اکنون افسوس میخورد که زنان جای خود را نمیدانند.
راکیپی که موهایش کوتاه است و یک کلاه برهی ارتشی بر سر دارد، میگوید: "امروزه زنها نیمه برهنه به دیسکو میروند و حدود خود را نمیشناسند. من تقریباً تمام عمرم را مثل یک مرد زندگی کردهام، همیشه با احترام. نمیتوانم نظافت کنم. نمیتوانم اطو کنم. نمیتوانم آشپزی کنم. اینها، کارهای زنان است."
اما حتا در کوههای دوردست "کروج" پنجاه کیلومتری تیرانا، که جادهی خاکی درازی از میان زیتونزارها میگذرد، مقامات محلی میگویند تأثیر "کانون" بر نقش جنسی رو به نابودیست. آنها میگویند که اضمحلال خانواده ی سنتی که همه زیر یک سقف زندگی میکردند، جایگاه زنان در جامعه را تغییر داده است.
کاکا فیکیری، که عمهی 88 سالهاش، کامیله ستما، آخرین باکرهی سوگند خوردهی روستاست، میگوید: "زنان و مردان اکنون یکساناند. ما به دوشیزگان سوگند خورده خیلی احترام میگذاریم و به خاطر فداکاریشان آنها را مرد میدانیم. اما امروزه دیگر نداشتن مرد در خانه، مایهی آبروریزی نیست."
استما در خانهی سنگی یک اتاقه واقع در "بارگانش"، روستای آبا اجدادیشان، شلوار به پا دارد، کاملاً معلوم است چه کسی شلوار به پا دارد (او مردِ خانه است). در یکی از روزهای اخیر، دور و برِ "عمو" کامیله را قوم و خویشها گرفته بودند، و وی یک "کلش" بر سر داشت، یک کلاه مردانه سفید آلبانیایی. تنها نشانهی زنانگی وی، دمپاییهای صورتیاش بودند.
استما با اشاره به یک عکس قدیمی سیاه و سفید که بالای در ورودی خانه آویزان است - و مرد جوان خوشتیپی را با یک تفنگ نشان میدهد - میگوید، پس از مرگ پدرش، در 20 سالگی سوگند بکارت خورد و او بزرگترین فرزند از 9 خواهر بود.
استما میگوید، بعد از این که مرد شد، میتوانست از خانه بیرون برود و با سایر مردان هیزم جمع کند. او اسلحه حمل میکرد. در جشنهای عروسی در کنار مردان مینشست. به یاد میآورد وقتی که با زنان صحبت میکرد، آنان با شرمرویی کنار میکشیدند.
به گفته وی، لازم بود که سوگند بکارت بخورد و خود را قربانی کند. "واقعیت این است که گاهی احساس تنهایی میکنم. همه خواهرانم مردهاند و من تنها زندگی میکنم. اما هیچ وقت نخواستم ازدواج کنم. برخی در خانواده سعی کردند مرا وادار کنند لباسم را عوض کنم و پیراهن بپوشم، اما وقتی دیدند که مرد شدهام، دست از سرم برداشتند."
استما میگوید که او باکره میمیرد. به شوخی میگوید اگر ازدواج کرده بود، یک زن سنتی آلبانیایی میشد. "میتوانم بگویم بخشی مرد هستم و بخشی زن، اما البته هیچ وقت همهی کارهایی را که یک مرد میکند، نکردهام. من زندگیام به عنوان یک مرد را دوست دارم و هیچ وقت پشیمان نشده ام."
توضیح: الویرا دانس از زندگی این زنان یک فیلم مستند به نام "باکرگان سوگند خورده" تهیه کرده است که در افتتاحیه "فستیوال فیلم زنان" بالتیمور در 13 اکتبر به نمایش درخواهد آمد.
فيلم تمام شد. داستانش را ديگر به خاطر ندارم. اما صحنه اي را كه زن هنرپيشه با افتخار از نصيحت مادرش سخن مي گويد، گوشه ذهنم جا خوش كرده است.
شما چه طور؟ آيا تا به حال نصيحت ماندگاري از مادرتان به خاطر داريد؟ خودتان به عنوان مادر چه نصيحتي به فرزندتان مي كنيد؟ دوستاني به اين پرسشها، پاسخ داده اند كه شايد دانستنش براي شما نيز خالي از لطف نباشد. شايد هم تا به حال نصيحتهاي مشابهي را از مادرتان شنيده باشيد.
مادر به من مي گويد...
ساناز - م 16 ساله: مادرم هميشه نصيحت مي كند كه نگران نباشم، غصه كارها را نخورم، كارها خودش درست مي شود.
پروانه فرخي، 19 ساله: مادرم هميشه تأكيد مي كند خدا را فراموش نكنم به او تكيه كنم و مشكلات را فراموش كنم.
عليرضا فضلي 22 ساله: مادرم هميشه نگران سلامتي من است او مي گويد: مراقب خودت باش غذاي بيرون را نخور.
طاهر- ع 46 ساله: مادرم مي گويد: بچه ها هر قدر هم كه بزرگ شوند باز هم براي مادرشان بچه اند. هر وقت كاري داشتي به من بگو.
من مي توانم غصه را در وجودت ببينم. غصه هايت را از من مخفي نكن.
فرزانه - ش: مادرم همواره توصيه مي كند به تعهدها و انتخابهايي كه در زندگي دارم، پايبند باشم.
مينو - ك 55 ساله: وقتي بچه بودم تأكيد داشت هيچ وقت به وسايل يا پولي كه در خيابان پيدا مي كنم، دست نزنم. او ما را به رعايت حلال و حرام خيلي سفارش مي كرد.
حسين كرمي 58 ساله: مادرم هميشه مي گفت: هر روز موقع بيرون رفتن از خانه صدقه بده و آية الكرسي بخوان. خدا به زندگيت بركت مي دهد و مواظبت خواهد بود.
رسول - م 59 ساله: مادرم هميشه مي گويد: قناعت آدم را بي نياز مي كند. در زندگي قانع باش تا دستت را پيش كسي دراز نكني.
دست طمع چو پيش كسان مي كني دراز
پل بسته اي كه بگذري از آبروي خويش
بچه جان حرف مادرت بشنو!
در نظر خواهي گزارشگر ما از گروههاي مختلف مادران خود نيز نصايح مكرري به فرزندانشان داشته اند كه به برخي از آنها اينگونه اشاره كرده اند.
عاطفه - ر 26 ساله: به پسر 6 ساله ام مرتب مي گويم: اگر مي خواهي سر و كارت به آمپول و دكتر نيفتد هر شب مسواك را فراموش نكن.
اكرم - ك 32 ساله: هميشه به دخترم مي گويم اگر مي خواهي در زندگي موفق شوي نمازت را به موقع بخوان.
فرشته شريف 33 ساله: به پسرم نصيحت مي كنم فرصتهايش را غنيمت بداند و در سايه آرامش و اميدواري به تحقق ايده هايش بپردازد.
صديقه - الف 34 ساله: مرتب به پسرهايم تأكيد مي كنم در كارهايتان دقت و برنامه ريزي داشته باشيد.
ياسمن - ح 45 ساله: هميشه به فرزندانم نصحيت مي كنم مواظب مداركتان باشيد. از آنها كپي بگيريد. هميشه نشانه و آدرسي از خودتان در كيف پول بگذاريد.
مريم - ف 50 ساله: به فرزندانم توصيه مي كنم درس بخوانند.
آذر حكيمي 54 ساله: به فرزندانم مي گويم: كسي قرار نيست كار شمار را تمام كند. پس آن را كامل و درست به پايان برسانيد.
فرشته - ح 60 ساله: به دخترانم مي گويم همانقدر كه به خانواده خودتان احترام مي گذاريد به خانواده همسرتان احترام بگذاريد و همچنين اسراف نكنيد و از شوهرتان توقع زياد نداشته باشيد.
پروانه - الف 60 ساله: اگر مي خواهي ديگران كمكت كنند تو هم به ديگران كمك كن. از قديم گفته اند از هر دست بدهي با همان دست پس مي گيري.
كارآفريني» در سال 1386 بوده، تاكنون سيزده مقاله به زبانهاي انگليسي و فارسي تأليف كرده است و در كارنامه فعاليت خود، موفقيت در كسب عنوان هيأت علمي نمونه آموزشي بخش مديريت و حسابداري (1376)، پژوهشگر نمونه بخش مديريت و حسابداري (1382) و پژوهشگر نمونه بخش مديريت (1386) را به ثبت رسانده است.
*** 
از تحولات قابل تأمل در هزاره سوم رشد چشمگير بانوان، در عرصه اقتصاد است. چنانكه آمارها نشان مي دهد كه در كانادا 43 درصد شركتهاي كوچك و متوسط زير نظر مالكيت زنان تنها دو سال پس از آغاز فعاليت به صادرات كالا و خدمات خود مي پردازند كه اين مدت براي مردان صاحب كسب و كار بيش از هفت سال است.
اين در حالي است كه در عرصه مزبور هنوز هم بانوان با چالشهايي روبه رو مي شوند. به منظور بررسي اين مقوله، گفتگويي با اين كارشناس انجام داده ايم كه مي خوانيد.
***
* به نظر شما زنان اكنون در اقتصاد جهاني چه وضعيت و جايگاهي دارند؟
در زمينه آموزش و پرورش، برآورد يونسكو در سالهاي 2000 تا 2004 نشان داد از جمعيت 800 ميليوني بي سواد دنيا، تقريباً دو سوم را زنان تشكيل مي دادند. همچنين در همين دوره از 137 ميليون بي سواد 15 تا 24 ساله، 85 ميليون يا به عبارتي 63 درصد را زنان تشكيل مي دادند.
بنابراين به نظر مي رسد، براي افزايش امنيت اقتصادي زنان، مبارزه با فقر و ايجاد رشد و توسعه پايدار، كاهش نابرابري زنان در بازار كار ضروري و اجتناب ناپذير باشد. هر چند در سطح جهاني حضور زنان در بخش غير كشاورزي از سال 1990 تا 2003 افزايش داشته است، اما از نظر كيفي مشاغل موجود براي زنان بهبود نيافته، چون سهم آنان از بازار كار در اشتغال غير كشاورزي در كشورهاي در حال توسعه، زير 50 درصد است. البته تفاوتهاي فاحشي در كشورهاي در حال توسعه وجود دارد كه بخشي از اين تفاوتها به دليل بينش ها و نگرشهاي اجتماعي- فرهنگي نسبت به زنان و كار مي باشد و منعكس كننده تفاوتها در زمينه هاي قانونگذاري، سياستها و برنامه ها در حمايت از زنان و مردان و ايجاد تعادل در مسؤوليتهاي خانواده و كار است.
هر چند زنان دستاوردهاي زيادي در زمينه اشتغال با دستمزد داشته اند، ولي تبعيض شغلي به ضرر زنان همچنان ادامه دارد. البته چگونگي و الگوي اين تبعيض در كشورهاي مختلف با توجه به شرايط اقتصادي- اجتماعي و فرهنگي متفاوت است و اين تبعيض با پرداخت كمتر و شرايط نامساعدتر كار توأم است.
* گرچه جمعيت تحصيلكرده زن ما در جامعه بسيارند، اما اين قشر جايگاه مناسب خود را در اقتصاد جامعه هنوز پيدا نكرده اند. به نظرتان چه موانعي براي اين حضور وجود دارد؟
** موانع متعددي در اين زمينه وجود دارند كه عمده ترين آنها موانع تاريخي و نگرش اجتماع نسبت به توانايي زنان در برخي مشاغل، موانع قانوني و نبود بسترهاي لازم براي مشاركت زنان در جامعه مي باشد.
* به اعتقاد شما چگونه مي توان براي گسترش مشاركت اقتصادي زنان بسترسازي كرد؟
** به نظر من اصولاً نمي توان مسائل اقتصادي را به طور انتزاعي و مستقل از مسائل تاريخي، فرهنگي، قانونگذاري، اجتماعي، سياسي، اقليمي و جغرافيايي... مورد بررسي قرار داد. مجموعه اين عوامل به گونه اي سيستمي بر يكديگر تأثير متقابل دارند. تصور مي كنم براي حل معضلات متعددي كه زنان در كشور با آن روبه رو هستند بايد فرهنگسازي را از خانواده و در سطح اجتماع تعميم داد. تشويق و ايجاد ذهنيت در دختران و زنان به داشتن استقلال اقتصادي، توانمندسازي زنان از نظر فكري، فني و هنري، ايجاد فرصتهاي مناسب توسط دولت براي بانوان، مشاركت بيشتر زنان در مديريتهاي كلان اقتصادي، راهيابي بيشتر زنان به مجلس براي حمايت از زنان، توجه خاص دولتمردان به حق و حقوق زنان و افزايش مشاركت زنان در زمينه هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي مي تواند از بسياري مشكلات اجتماعي موجود اين قشر جلوگيري كند.
* با توجه به حضور اندك زنان در عرصه صنعت و تجارت و نظير آن يكي از دلايل را مي توان در شيوه آموزش دانشگاهي و عدم تنوع در رشته هاي تحصيلي دانست. به اعتقاد شما در اين راستا نظام آموزشي ما چه بايد بكند؟
** به اعتقاد من شيوه آموزشي خاص و متفاوتي در مورد زنان نسبت به مردان در دانشگاههاي كشور اعمال نمي شود و از اين نظر تبعيضي وجود ندارد. برعكس تعداد دانشجويان دختر، بخصوص در سالهاي اخير، در رشته هاي اقتصاد، مديريت و حسابداري افزايش چشمگيري داشته است. هر چند در بعضي مشاغل به عنوان مثال در گرايش مديريت صنعتي، صاحبان صنايع ترجيح مي دهند بيشتر از آقايان استفاده كنند. در زمينه صنعت و تجارت تصور من اين است كه توجه به امنيت اقتصادي و بخصوص از بين بردن موانع اقتصادي در كشور به طور كلي حائز اهميت ويژه اي است.
بنابراين، بايد خودباوري و اعتماد بنفس در خانمها افزايش يابد و در دوران دانشجويي، دختر و پسر ما در انديشه ايجاد بنگاههاي كوچك و يافتن راههاي جديد براي كسب و كار باشند و در انتظار دولت براي ايجاد شغل نباشند، بلكه با بهره گيري از توانايي خود، كشف و استفاده از فرصتهاي مناسب و كارآفريني كسب و كار ايجاد نمايند كه البته حمايت دولت را مي طلبد. البته منظور از حمايت دولت به عنوان مثال صرفاً افزايش اعتبارات كارآفريني نمي باشد، زيرا افزايش اعتبارات به عنوان بخشي از منابع مورد نياز زماني مؤثر است كه نخست با نظارت و كنترل توأم باشد و همچنين با افزايش اطلاعات در زمينه هاي مختلف صنايع، تسهيلات در دادن مجوز و از بين بردن بوروكراسي هاي دست و پا گير، دادن امكانات با توجه به توانمنديها، صرف نظر از موانع جنسيتي و ساير تبعيض ها توأم باشد. برنامه كارآموزي دوران دانشجويي نيز كمك بزرگي در اين زمينه خواهد بود.ايجاد و توسعه رشته هايي چون تجارت الكترونيك، گردشگري، هتلداري و فناوري اطلاعات نيز كمك مؤثري خواهد بود و باعث افزايش تواناييها و تربيت نيروهاي متخصص در اين گرايشها گرديده كه با برنامه ريزيهاي مناسب دولت موجب افزايش اشتغال بخصوص براي زنان مي شود.همچنين ارائه دروس كارآفريني زنان و آشنايي با حقوق زنان در تمام رشته هاي تحصيلي به عنوان دروس اختياري مي تواند نقش مؤثري ايفا نمايد.
* به عقيده شما چگونه مي توان مديريت اقتصادي را به زنان آموزش داد؟
** اين آموزش در خانواده مي تواند شكل گيرد. مديريت اقتصادي به صورت تخصيص بهينه منابع را مي توان از ابتدا با دادن پول توجيبي به فرزندان و كمك به آنها براي استفاده صحيح از آن شروع كرد و گسترش داد. به همين ترتيب با دادن بودجه به فرزندان براي تهيه پوشاك و وسايل تحصيل، مي توان اقتصادي فكر كردن و هنر استفاده بهينه از منابع را به آنها آموخت. همچنين تشويق و استقبال از رؤياها و ايده هاي فرزندان و بخصوص دختران و زنان مي تواند كمك بزرگي در پرورش ذهنيت و توانايي آنها باشد كه به نوآوري و خلاقيت و شكوفايي آنان منجر گردد.
* برخي معتقدند «زنان ارزشمند به دنبال ثروت و سرمايه نمي روند» آيا در حال حاضر نيز اين باور پذيرفته است؟
** تصور مي كنم واقعيتهاي زندگي به ما مي آموزد كه با دست خالي نمي توان زندگي كرد. اين موضوع بخصوص در مورد زناني كه هيچ گونه پشتوانه مالي ندارند، بدبختيهاي خانمانسوزي را به وجود آورده است. اگر منظور شما از «ثروت و سرمايه» ايجاد بنگاههاي اقتصادي است، گمان مي كنم برعكس اين مي تواند خدمت بزرگي به جامعه زنان باشد. البته اعتقاد من اين است كه اگر انسان با كسب ثروت احساس خوشبختي كند، بايد آدم بسيار قانعي باشد.
* و آخرين سخن شما؟
** زنان كشور ما قابليتها و تواناييهاي خود را در عرصه هاي مختلف نشان داده اند. ايجاد تشكلها و سازمانهاي غيردولتي، همكاريهاي صميمانه و بدون رقابتهاي مخرب بين خود زنان، برنامه هاي تشويقي دولت جهت مشاركت بيشتر زنان در عرصه هاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و خودباوري زنان، مطرح ساختن مشكلات زنان در رسانه ها و ارائه راه حلها همگي مي توانند در پيشبرد مشاركت زنان در جامعه مؤثر باشد.
** در سراسر جهان زنان نقش كليدي را در رشد و توسعه اقتصادي ايفا مي كنند و مشاركت آنها بر خانوارها و جامعه تأثير ماندگار دارد. شايد به همين دليل باشد كه طبق اعلاميه هزاره سازمان ملل متحد، ارتقاي برابري جنسيت و توانمندسازي زنان، راهبردي مؤثر براي رسيدن به هدفهاي توسعه هزاره است. رسيدن به اين هدفها هم با اندازه گيري و بررسي برابري جنسيت در سه زمينه آموزش و پرورش، اشتغال و تصميم گيري سياسي امكان پذير مي باشد.
مشخصات وب
آرشیو وب
- بهمن ۱۴۰۱
- مرداد ۱۳۹۷
- آبان ۱۳۹۶
- شهریور ۱۳۹۶
- مرداد ۱۳۹۶
- تیر ۱۳۹۶
- دی ۱۳۹۵
- مهر ۱۳۹۵
- مرداد ۱۳۹۵
- تیر ۱۳۹۵
- خرداد ۱۳۹۵
- اردیبهشت ۱۳۹۵
- فروردین ۱۳۹۵
- اسفند ۱۳۹۴
- بهمن ۱۳۹۴
- دی ۱۳۹۴
- آذر ۱۳۹۴
- آبان ۱۳۹۴
- مهر ۱۳۹۴
- شهریور ۱۳۹۴
- مرداد ۱۳۹۴
- تیر ۱۳۹۴
- بهمن ۱۳۹۲
- دی ۱۳۹۲
- آذر ۱۳۹۲
- آبان ۱۳۹۲
- مهر ۱۳۹۲
- شهریور ۱۳۹۲
- مرداد ۱۳۹۲
- تیر ۱۳۹۲
- خرداد ۱۳۹۲
- اردیبهشت ۱۳۹۲
- فروردین ۱۳۹۲
- اسفند ۱۳۹۱
- بهمن ۱۳۹۱
- دی ۱۳۹۱
- آرشيو

