چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

نگاه اقتصاد جهاني به زن تبعيض آميز است  

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه چهارم تیر ۱۳۸۷ |

 

  ليلا سرافراز فوق ليسانس در رشته اقتصاد از بخش اقتصاد دانشگاه ايالتي نيويورك در بوفالو (1358) و فوق ليسانس در رشته تجارت بين الملل از بخش جغرافياي همين دانشگاه (1359) مي باشد. وي كه عضو هيأت نمايندگي ايران در نشست «ديده بان جهاني

كارآفريني» در سال 1386 بوده، تاكنون سيزده مقاله به زبانهاي انگليسي و فارسي تأليف كرده است و در كارنامه فعاليت خود، موفقيت در كسب عنوان هيأت علمي نمونه آموزشي بخش مديريت و حسابداري (1376)، پژوهشگر نمونه بخش مديريت و حسابداري (1382) و پژوهشگر نمونه بخش مديريت (1386) را به ثبت رسانده است.

***

 

 

از تحولات قابل تأمل در هزاره سوم رشد چشمگير بانوان، در عرصه اقتصاد است. چنانكه آمارها نشان مي دهد كه در كانادا 43 درصد شركتهاي كوچك و متوسط زير نظر مالكيت زنان تنها دو سال پس از آغاز فعاليت به صادرات كالا و خدمات خود مي پردازند كه اين مدت براي مردان صاحب كسب و كار بيش از هفت سال است.

اين در حالي است كه در عرصه مزبور هنوز هم بانوان با چالشهايي روبه رو مي شوند. به منظور بررسي اين مقوله، گفتگويي با اين كارشناس انجام داده ايم كه مي خوانيد.

***

* به نظر شما زنان اكنون در اقتصاد جهاني چه وضعيت و جايگاهي دارند؟

 

در زمينه آموزش و پرورش، برآورد يونسكو در سالهاي 2000 تا 2004 نشان داد از جمعيت 800 ميليوني بي سواد دنيا، تقريباً دو سوم را زنان تشكيل مي دادند. همچنين در همين دوره از 137 ميليون بي سواد 15 تا 24 ساله، 85 ميليون يا به عبارتي 63 درصد را زنان تشكيل مي دادند.

بنابراين به نظر مي رسد، براي افزايش امنيت اقتصادي زنان، مبارزه با فقر و ايجاد رشد و توسعه پايدار، كاهش نابرابري زنان در بازار كار ضروري و اجتناب ناپذير باشد. هر چند در سطح جهاني حضور زنان در بخش غير كشاورزي از سال 1990 تا 2003 افزايش داشته است، اما از نظر كيفي مشاغل موجود براي زنان بهبود نيافته، چون سهم آنان از بازار كار در اشتغال غير كشاورزي در كشورهاي در حال توسعه، زير 50 درصد است. البته تفاوتهاي فاحشي در كشورهاي در حال توسعه وجود دارد كه بخشي از اين تفاوتها به دليل بينش ها و نگرشهاي اجتماعي- فرهنگي نسبت به زنان و كار مي باشد و منعكس كننده تفاوتها در زمينه هاي قانونگذاري، سياستها و برنامه ها در حمايت از زنان و مردان و ايجاد تعادل در مسؤوليتهاي خانواده و كار است.

هر چند زنان دستاوردهاي زيادي در زمينه اشتغال با دستمزد داشته اند، ولي تبعيض شغلي به ضرر زنان همچنان ادامه دارد. البته چگونگي و الگوي اين تبعيض در كشورهاي مختلف با توجه به شرايط اقتصادي- اجتماعي و فرهنگي متفاوت است و اين تبعيض با پرداخت كمتر و شرايط نامساعدتر كار توأم است.

* گرچه جمعيت تحصيلكرده زن ما در جامعه بسيارند، اما اين قشر جايگاه مناسب خود را در اقتصاد جامعه هنوز پيدا نكرده اند. به نظرتان چه موانعي براي اين حضور وجود دارد؟

** موانع متعددي در اين زمينه وجود دارند كه عمده ترين آنها موانع تاريخي و نگرش اجتماع نسبت به توانايي زنان در برخي مشاغل، موانع قانوني و نبود بسترهاي لازم براي مشاركت زنان در جامعه مي باشد.

* به اعتقاد شما چگونه مي توان براي گسترش مشاركت اقتصادي زنان بسترسازي كرد؟

** به نظر من اصولاً نمي توان مسائل اقتصادي را به طور انتزاعي و مستقل از مسائل تاريخي، فرهنگي، قانونگذاري، اجتماعي، سياسي، اقليمي و جغرافيايي... مورد بررسي قرار داد. مجموعه اين عوامل به گونه اي سيستمي بر يكديگر تأثير متقابل دارند. تصور مي كنم براي حل معضلات متعددي كه زنان در كشور با آن روبه رو هستند بايد فرهنگسازي را از خانواده و در سطح اجتماع تعميم داد. تشويق و ايجاد ذهنيت در دختران و زنان به داشتن استقلال اقتصادي، توانمندسازي زنان از نظر فكري، فني و هنري، ايجاد فرصتهاي مناسب توسط دولت براي بانوان، مشاركت بيشتر زنان در مديريتهاي كلان اقتصادي، راهيابي بيشتر زنان به مجلس براي حمايت از زنان، توجه خاص دولتمردان به حق و حقوق زنان و افزايش مشاركت زنان در زمينه هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي مي تواند از بسياري مشكلات اجتماعي موجود اين قشر جلوگيري كند.

* با توجه به حضور اندك زنان در عرصه صنعت و تجارت و نظير آن يكي از دلايل را مي توان در شيوه آموزش دانشگاهي و عدم تنوع در رشته هاي تحصيلي دانست. به اعتقاد شما در اين راستا نظام آموزشي ما چه بايد بكند؟

** به اعتقاد من شيوه آموزشي خاص و متفاوتي در مورد زنان نسبت به مردان در دانشگاههاي كشور اعمال نمي شود و از اين نظر تبعيضي وجود ندارد. برعكس تعداد دانشجويان دختر، بخصوص در سالهاي اخير، در رشته هاي اقتصاد، مديريت و حسابداري افزايش چشمگيري داشته است. هر چند در بعضي مشاغل به عنوان مثال در گرايش مديريت صنعتي، صاحبان صنايع ترجيح مي دهند بيشتر از آقايان استفاده كنند. در زمينه صنعت و تجارت تصور من اين است كه توجه به امنيت اقتصادي و بخصوص از بين بردن موانع اقتصادي در كشور به طور كلي حائز اهميت ويژه اي است.

بنابراين، بايد خودباوري و اعتماد بنفس در خانمها افزايش يابد و در دوران دانشجويي، دختر و پسر ما در انديشه ايجاد بنگاههاي كوچك و يافتن راههاي جديد براي كسب و كار باشند و در انتظار دولت براي ايجاد شغل نباشند، بلكه با بهره گيري از توانايي خود، كشف و استفاده از فرصتهاي مناسب و كارآفريني كسب و كار ايجاد نمايند كه البته حمايت دولت را مي طلبد. البته منظور از حمايت دولت به عنوان مثال صرفاً افزايش اعتبارات كارآفريني نمي باشد، زيرا افزايش اعتبارات به عنوان بخشي از منابع مورد نياز زماني مؤثر است كه نخست با نظارت و كنترل توأم باشد و همچنين با افزايش اطلاعات در زمينه هاي مختلف صنايع، تسهيلات در دادن مجوز و از بين بردن بوروكراسي هاي دست و پا گير، دادن امكانات با توجه به توانمنديها، صرف نظر از موانع جنسيتي و ساير تبعيض ها توأم باشد. برنامه كارآموزي دوران دانشجويي نيز كمك بزرگي در اين زمينه خواهد بود.ايجاد و توسعه رشته هايي چون تجارت الكترونيك، گردشگري، هتلداري و فناوري اطلاعات نيز كمك مؤثري خواهد بود و باعث افزايش تواناييها و تربيت نيروهاي متخصص در اين گرايشها گرديده كه با برنامه ريزيهاي مناسب دولت موجب افزايش اشتغال بخصوص براي زنان مي شود.همچنين ارائه دروس كارآفريني زنان و آشنايي با حقوق زنان در تمام رشته هاي تحصيلي به عنوان دروس اختياري مي تواند نقش مؤثري ايفا نمايد.

* به عقيده شما چگونه مي توان مديريت اقتصادي را به زنان آموزش داد؟

** اين آموزش در خانواده مي تواند شكل گيرد. مديريت اقتصادي به صورت تخصيص بهينه منابع را مي توان از ابتدا با دادن پول توجيبي به فرزندان و كمك به آنها براي استفاده صحيح از آن شروع كرد و گسترش داد. به همين ترتيب با دادن بودجه به فرزندان براي تهيه پوشاك و وسايل تحصيل، مي توان اقتصادي فكر كردن و هنر استفاده بهينه از منابع را به آنها آموخت. همچنين تشويق و استقبال از رؤياها و ايده هاي فرزندان و بخصوص دختران و زنان مي تواند كمك بزرگي در پرورش ذهنيت و توانايي آنها باشد كه به نوآوري و خلاقيت و شكوفايي آنان منجر گردد.

* برخي معتقدند «زنان ارزشمند به دنبال ثروت و سرمايه نمي روند» آيا در حال حاضر نيز اين باور پذيرفته است؟

** تصور مي كنم واقعيتهاي زندگي به ما مي آموزد كه با دست خالي نمي توان زندگي كرد. اين موضوع بخصوص در مورد زناني كه هيچ گونه پشتوانه مالي ندارند، بدبختيهاي خانمانسوزي را به وجود آورده است. اگر منظور شما از «ثروت و سرمايه» ايجاد بنگاههاي اقتصادي است، گمان مي كنم برعكس اين مي تواند خدمت بزرگي به جامعه زنان باشد. البته اعتقاد من اين است كه اگر انسان با كسب ثروت احساس خوشبختي كند، بايد آدم بسيار قانعي باشد.

* و آخرين سخن شما؟

** زنان كشور ما قابليتها و تواناييهاي خود را در عرصه هاي مختلف نشان داده اند. ايجاد تشكلها و سازمانهاي غيردولتي، همكاريهاي صميمانه و بدون رقابتهاي مخرب بين خود زنان، برنامه هاي تشويقي دولت جهت مشاركت بيشتر زنان در عرصه هاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و خودباوري زنان، مطرح ساختن مشكلات زنان در رسانه ها و ارائه راه حلها همگي مي توانند در پيشبرد مشاركت زنان در جامعه مؤثر باشد.

 

  

** در سراسر جهان زنان نقش كليدي را در رشد و توسعه اقتصادي ايفا مي كنند و مشاركت آنها بر خانوارها و جامعه تأثير ماندگار دارد. شايد به همين دليل باشد كه طبق اعلاميه هزاره سازمان ملل متحد، ارتقاي برابري جنسيت و توانمندسازي زنان، راهبردي مؤثر براي رسيدن به هدفهاي توسعه هزاره است. رسيدن به اين هدفها هم با اندازه گيري و بررسي برابري جنسيت در سه زمينه آموزش و پرورش، اشتغال و تصميم گيري سياسي امكان پذير مي باشد.

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .