چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

سيماي زن در سينماي دفاع مقدس

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه دوازدهم آذر ۱۳۸۶ |

 

 

سينماي دفاع مقدس با آغاز جنگ و در اوايل دهه 60 متولد شد. چنانكه مي توان اولين فيلم جنگي سينماي ايران را فيلم «مرد» ساخته جمشيد حيدري دانست. فيلمي كه در سال 1360 ساخته شد و داستان تلاش مردم يك روستا را نشان مي داد. در اين فيلم زنان چندان نقش قابل اهميتي ايفا نمي كنند.

در اواخر دهه 60 حركت قابل ملاحظه اي در سينماي

  

ايران رخ نمود كه مي توان نمونه مشهود آن را در خلق اثري متفاوت از كارگرداني متفاوت ديد. اين اثر همان «باشو غريبه كوچك» (بهرام بيضايي 1364) بود.

اين اثر، روايت حضور كودكي جنگ زده در كنار زني به نام «نايي» است. زني كه بدون حضور همسرش - به دليل جنگ - مسؤوليت خانواده را مي پذيرد و از زمين زراعي خانواده اش نگهباني مي كند. در اين زمان است كه كودك جنگ زده اي نيز وارد داستان مي شود و سرانجام زن او را مي پذيرد.

به هر روي، اين فيلم براي اولين بار نشان داد كه زن مي تواند بدون وابستگي به مرد و جاذبه هاي ظاهري در سينماي ايران حرفي از آن خود داشته باشد.

و ديگر فيلمي كه توانست توجه ها را به خود جلب كند «عروسي خوبان (مخملباف 1367)» بود. گرچه در اين فيلم شخصيت اصلي حاجي است، اما «مهري» نيز داراي چهره برجسته اي است.او نيز مثل حاجي عكاسي خوانده و همراه او كار مي كند و با وجود ميل پدر به همسري حاجي در مي آيد و مادرانه از همسرش پرستاري مي كند.

اما در اين دوره نيز هنوز هم معمولاً زن عنصري حاشيه اي در سينماي جنگ به شمار مي آيد. چنانكه از مجموعه هفتاد فيلم ساخته شده در بين سالهاي 60 تا 70 كه به نوعي با جنگ و دفاع مقدس مرتبط بودند تنها در هفت فيلم يعني 10 درصد از كل آثار؛ زنان نقش اصلي و درجه يك داشتند. همچنين، در 42 فيلم از مجموعه مزبور، اصلاً زني حضور نداشته و در 18 فيلم زنان در نقشهاي درجه دو و سه ظاهر شده اند. (1)

اين روند با ورود به دهه 70 نيز كم و بيش ادامه مي يابد.

در برخي از آثار، زنان شخصيتهاي مستقل مي باشند و در برخي عنصري وابسته و تابع هستند.

«از كرخه تا راين» (حاتمي كيا 1371)

شخصيت اصلي زن «ليلا» ست. كسي كه بعد از نه سال دوري با برادر جانباز خود رو به رو مي شود، ليلا در اين اثر نماد عقل است كه در برابر سعيد - برادرش - مي تواند مظهر عشق باشد، ظاهر مي شود. اما سرانجام با شهادت برادرش، وجهه ديگري مي گيرد و كامل مي شود.

در سال 74 نيز احمدرضا درويش با ساخت «كيميا» توانايي خود را نشان مي دهد. در اين اثر زن، پزشكي است كه با شجاعت نوزادي را از جنگ دشمن رها ساخته و به فرزندي قبول مي كند. درويش در اين فيلم و «سرزمين خورشيد» نشان مي دهد كه جنگ زن و مرد نمي شناسد و همه را درگير مي كند.

نجات يافتگان (ملا قلي پور)، اثري است كه نمي توان آن را ناديده گرفت شخصيت زن در اين فيلم نيز پرستاري است كه سعي مي كند رزمنده زخمي را نجات بدهد.

در اين فيلم، به تعارض و كشمكش در شخصيت زن و مرد مواجه مي شويم كه به ايجاد رابطه عاطفي و حتي حمايتي ختم مي شود.

همچنين، نشان دادن حالتهاي زنانه نظير استفاده از شانه، توسط پرستار، به لطافت زنانه اين اثر افزوده است. به اين ترتيب ضمن ارايه چهره اي حماسي، سيماي لطيفي نيز دارد.

در اواسط دهه 70 با تغييرهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي پيش آمده در جامعه، تحولاتي در وضعيت سينماي جنگ و سيماي زن در آن حس مي شد كه آن هم چندان پايدار نماند.

در اين دوره نيز وضعيت سينماي دفاع مقدس همچون سالهاي گذشته بود، با اين تفاوت كه در پي اين تحولات نگاه به زن در فيلم دفاع مقدس از محيط خانه به جامعه كشيده شد.

نمونه آن، «متولد ماه مهر» (احمدرضا درويش 1378) است.

دانيال سپهر دانشجويي از سرزمين جنوب است كه با مهتاب همكلاسي اش قرار است ازدواج كند، اما بنابر شرايط حاكم بر محيط دانشگاه، دانيال اخراج مي شود و به زادگاه خود برمي گردد.

«مهتاب» به جستجوي او مي رود و او را پيدا مي كند، اما سرانجام دانيال با «مين» برخورد مي كند.

البته در اين اثر كفه ملودرام اجتماعي در فيلمي جنگي سنگين تر است.

در دهه هشتاد گرچه از يك سو به دليل دگرگونيهاي اجتماعي و از طرف ديگر به علت بهبود وضعيت سينما، شرايط براي حضور بيشتر و البته عيني تر زنان بهتر فراهم شد اما در برخي از اين آثار مانند گذشته، زنان بازي مي كنند تا موانع و خلاهاي فيلمها را بپوشانند. در دسته ديگر نيز با وجود حضور، تأثير چندان چشمگيري در ساختار فيلم ندارند، طوري كه نمي توانند توقع بيننده را برآورده كنند. «دوئل» از جمله اين آثار است، اين فيلم با وجود آنكه پر خرج ترين فيلم تاريخ ايران لقب مي گيرد، اما زن حاضر در آن نقش تأثيرگذاري ندارد و اصولاً اغلب آثار چنين هستند و تابعي از نقش مردان به شمار مي آيند. «يلدا» در فيلم ديوانه اي از قفس پريد (معتمدي 1381) از اين گونه است هر چند سعي مي شود در برخي مواقع نظير داشتن حق رهايي از قيد همسرش روزبه و بازگشت مجدد به سوي او، شخصيتي مستقل داشته باشد، اما كنشهاي كلي او حاصل موقعيتهايي است كه مردان رقم مي زنند.

اما در اشك سرما (حميدنژاد 1382) كه روايت سرباز جواني است كه در غرب كشور به خدمت وظيفه مشغول است و در اين محل با دختري به نام «روناك» آشنا مي شود و در خاتمه، اين كشمكشها با روي مين رفتن هر دو خاتمه مي يابد، كمي متفاوت است.

از آثار قابل تأمل و شاخص در اين دهه «گيلانه» است.

«رخشان بني اعتماد» كه در دهه هفتاد پس از سالها مستندسازي با فيلم «نرگس» به طرح مقوله زن پرداخت، توانست در دهه 80 شاهكار گيلانه را خلق كند. اثري كه عيني ترين چهره از زن را با تأثيرگذاري بسيار بالا ارايه كرد. البته نمي توان از بازي ارزشمند معتمد آريا در نقش گيلانه چشمپوشي كرد. بخصوص در برش دوم كه مربوط به سال 81 است. گيلانه سيماي مادري روستايي را نشان مي دهد كه به اميد سلامت دوباره تنها پسرش، از او مراقبت مي كند و خود ذوب مي شود. گيلانه نماينده تمام زنان و مادراني است كه در سكوت و انزواي خود تلاش مي كنند.

پي نوشت :

1- نغمه ثميني - بررسي نقش زن در سيماي دفاع مقدس - مجموعه مقالات زن و سينما - شوراي فرهنگي اجتماعي زنان

 

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .