چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیستم شهریور ۱۳۸۹ |
تو آمدی که شب از چشمهای من برود

سپیده سر بزند...خستگی ز تن برود

پرنده ای که اسیر شکسته بالی بود

به اشتیاق  تو  تا اوج  پر زدن  برود

تو آمدی که به یمن تو شعر ناقص من

به اوج قله ی زیبایی سخن برود

به روی سینه ی من سر نهاده ای و مباد

که عطر موی تو از ذهن پیرهن برود

نمی گشایم اگر لب زلب...نمی خواهم

که طعم بوسه ی ناب تو از دهن برود

تو شوق رویش باغی که بی تبسم تو

شکوفه دم نزند...عطر نسترن برود

 

 

من آمدم که تو را خط به خط ترانه کنم

تو آمدی که شب از چشمهای من برود... 

* انسیه موسویان

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .