بيست و پنج سال از نخستين مورد ابتلا به ايدز در جهان مي گذرد. از آن زمان تاكنون تقريباً 60 ميليون نفر از مردم دنيا به ويروس HIV آلوده شده اند و بيش از 25 ميليون نفر به دنبال آثار آن، جان باخته اند. اما عفونت HIV هنوز هم بحث برانگيزترين بيماري عصر ماست. زيرا با بسياري از باورهاي نادرست آميخته شده است. اما واقعاً آلودگي HIV و ايدز چيست؟
ايدز بيماري نيست
«HIV» مخفف «ويروس نقص ايمني انساني» است. هنگامي كه شخصي به اين ويروس آلوده شود به او HIV مثبت مي گويند. با اين وجود، HIV مثبت به معني ابتلا به ايدز نيست. زيرا AIDS يا «سندرم نقص ايمني اكتسابي» براي پيشرفت به زمان طولاني نياز دارد.
دكتر حسين پور، مسؤول مركز مشاوره بيماري رفتاري و عفوني خراسان رضوي در اين زمينه مي گويد: «ايدز بيماري نيست. بلكه آخرين مرحله ابتلا به عفونت HIV مثبت است و در واقع ايدز به معني برخي بيماريها و علايمي است كه در فرد HIV مثبت ظاهر مي شود.
ناگفته نماند، علايم آلودگي به عفونت HIV بسيار پيچيده است و داراي مراحلي مي باشد كه قطعاً همه آنها در افراد آلوده مشاهده نمي شود. اين مراحل عبارتند از:
نخست مرحله عفونت حاد، چنانچه تعداد كافي ويروس ايدز وارد بدن فردي شود، بعد از چند هفته علايمي ظاهر مي شود. البته اين علايم اختصاصي نيست و به نشانه هاي بيماريها شبيه است. از آنجا كه خود به خود ظرف يك تا دو هفته بهبودي حاصل مي شود بنابراين كمتر اتفاق مي افتد كه آلودگي در اين دوره تشخيص داده شود. همچنين، از هنگام ورود ويروس HIV تا مثبت شدن نتيجه آزمايشگاهي كه نشانگر آلودگي فرد است حدود 4 تا 6 هفته و گاهي تا 6 ماه طول مي كشد. در اين فاصله زماني، ويروس مي تواند به ديگران منتقل شود و متأسفانه به روشهاي آزمايشگاهي فعلي نمي توان به وجود آن پي برد.
وي در ادامه اظهار مي كند: مرحله ديگر، زمان بدون علامت مي باشد. در اين مرحله كه پس از مرحله بهبودي خود به خودي مرحله حاد صورت مي گيرد، برحسب نوع ويروس آلوده كننده از 10 تا 17 سال به طول مي انجامد. طي اين مدت شخص آلوده معمولاً علامتي از بيماري را بروز نمي دهد همچنين در سومين مرحله كه بزرگي غدد لنفاوي است غدد لنفاوي به شكل قرينه و بدون درد بزرگ مي شود.
دكتر حسين پور به مراحل پاياني اين عارضه اشاره كرده و مي گويد: در مرحله چهارم كه قبل از ايدز و حالات وابسته به آن مي باشد عوارضي بروز مي كند كه به آن نشانه هاي مربوط به ايدز مي گويند و سرانجام بيمار وارد مرحله ايدز مي شود. در اين دوره، به علت كاهش شديد قدرت دفاعي بدن؛ بيمار، مستعد ابتلا به بسياري از عفونتها و بيماريها مي شود. البته گاه فرد آلوده به ويروس به دلايل گوناگون هيچ گاه به مرحله ايدز نمي رسد (حدود 10 درصد افراد HIV مثبت) كه علت آن بيشتر از همه مسأله روحي، خانوادگي، تغذيه مناسب، مسايل معنوي، اميد به زندگي و حمايتهاي اجتماعي و رواني از اين افراد است. به اعتقاد من، بايد به ياد داشته باشيم كه هر كس مي تواند به ويروس HIV آلوده باشد.
اين كارشناس در ادامه خاطرنشان مي كند: طبق آمار ارايه شده، حدود 25 درصد از افراد پس از 5 سال، 25 درصد پس از 10 سال و حدود 25 درصد پس از 15 سال از ورود ويروس به بدن دچار ايدز مي شوند.
ايدز در قامت زني سي ساله
آرامتر از تصور من به نظر مي رسيد. زني بود ريزنقش و شايد سي ساله، «براي ترك اعتياد رفته بودم كه بعد از چند آزمايش، گفتند HIV مثبتم. خيلي شوكه شده بودم. باور نمي كردم. خانواده ام هم باور نمي كردند، همسرم هم مثبت بود ... »
گرچه هنوز خيلي ها «ايدز» را سندرمي مردانه مي دانند اما چهره ايدز با شتاب به سوي زنانه شدن مي رود. طوري كه نيمي از مبتلايان به HIV مثبت را زنان تشكيل مي دهند و در برخي كشورهاي آفريقايي قريب به 60 درصد آلوده شدگان زن هستند.
در ايران نيز طبق آخرين آمار ارايه شده كه مربوط به تيرماه سال جاري است 5/5 درصد از 13 هزار و 357 نفر مبتلا به HIV و ايدز را زنان تشكيل مي دهند.
گرچه آمارها به نفع زنان است اما بنا به گفته صاحبنظران، تغيير الگوي ابتلا از مردان به زنان دور از انتظار نيست.
دكتر محمدجواد قبولي، استاديار بيماريهاي عفوني در اين باره مي گويد: تاكنون ميزان ابتلاي مردان به عفونت HIV از طريق اعتياد وريدي بيشتر بوده است اما امكان تغيير آن به سوي افزايش در زنان نيز وجود دارد. همچنين گرچه الگوي ابتلا در كشور ما مربوط به معتادان وريدي است اما در برخي نواحي، الگوي ابتلا به سوي روابط غير ضابطه مند مي رود.»
بنا بر آمار موجود، امروزه بيشترين عامل انتقال HIV به زنان در كشور ما از طريق ارتباط جنسي است، طوري كه ميزان ابتلا زنان به HIV از اين راه، 9/39 درصد مي باشد در حالي كه ابتلا از طريق اعتياد تزريقي به 9% مي رسد.
اعتياد وريدي عامل برتر
بعد از جدايي از همسرش با پيمان ازدواج كرد. مي دانست اعتياد دارد اما زندگي با او بهتر از بي خانماني بود. خودش مي گفت: چند سالي زندگي كرديم تا اين كه پيمان بيمار شد، اما هيچ درماني فايده نداشت از بيمارستان مرخص شد و چند روز بعد مرد. بعد از آن چند ماهي نگذشته بود كه دچار يك سري ناراحتيها شدم. متخصص گوش و حلق آزمايش داد. من HIV مثبت شدم ... عفونت مزبور از راههاي گوناگون قابل انتقال است كه مهمترين عامل در سراسر جهان تماسهاي جنسي بدون محافظت است طوري كه 80 درصد موارد آلودگي به عفونت HIV ناشي از اين علت مي باشد.
عامل بعد، استفاده مشترك از لوازم تيز و برنده نظير تيغ و سرنگ و ... است. اين مورد در جهان 12 درصد را به خود اختصاص داده است اما در كشور ما به دليل طيف وسيع مبتلايان به اعتياد وريدي، عامل مزبور 64 درصد موارد شناسايي را تشكيل مي دهد.
علت ديگر، انتقال از مادر به كودك است كه طبق آخرين آمار موجود در ايران 5 درصد مي باشد. چندي پيش نيز مدير منطقه اي يونيسف در جنوب آسيا اعلام كرد: 5 ميليون كودك در هشت كشور اين منطقه مبتلا به ايدز هستند بدون آنكه بدانند چرا؟
دكتر حسين پور، در اين زمينه اظهار مي كند: مادر از سه طريق ويروس را به كودك خود منتقل مي كند. نخست پيش از تولد از طريق جفت و خون. بعد به هنگام گذر از كانال زايمان و ارتباط خوني اين مرحله و سرانجام از راه شير. از اين رو براي پيشگيري از انتقال ويروس HIV به فرزند، روشهايي اعمال مي شود. براي نمونه سعي مي شود زايمان به شيوه سزارين خاص باشد تا ارتباط خوني به حداقل برسد. به هنگام تولد هم اگر شرايط براي تغذيه نوزاد بدون شير مادر و از طريق جايگزيني مواد مغذي ديگر ميسر باشد؛ از مصرف شير مادر خودداري مي شود. اما در كشورهاي آفريقايي كه فاقد چنين امكاناتي هستند نه تنها شير مادر قطع نمي شود بلكه به عنوان يك عامل دفاعي مناسب به كار مي رود.
گرچه تمام عوامل ياد شده در ابتلاي زنان به عفونت HIV مؤثر است اما از طريق تماس جنسي خطر بيشتري وجود دارد. زيرا احتمال انتقال ويروس از مرد به زن 5/2 برابر بيشتر از احتمال انتقال آن از زن به مرد است.
اين بيماري زن و مرد ندارد
امروزه عفونت HIV و ايدز ديگر مقوله اي صرفاً بهداشتي و پزشكي نيست و دامنه آن به مسايل اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و حتي سياسي كشيده شده است.
يكي از پزشكان كه سالها در مقوله آسيبهاي اجتماعي فعاليت دارد، در اين باره مي گويد: گرچه من با اهميت توجه به ايدز در بين زنان موافقم اما با جنسيتي كردن آن به زنان و مردان موافق نيستم زيرا اين آسيبي است كه همه افراد را تهديد مي كند طوري كه ديگر از جنبه ملي خارج و به بحران بين المللي تبديل شده است.
وي مي افزايد: به نظر من مهمترين عامل گسترش ايدز فقر و مسايل اقتصادي است كه در جامعه جهاني نيز بسياري بر اين امر معتقدند. آنها مي گويند: يكي از علل گرايش زنان به رفتارهاي پرخطر فقر اقتصادي است.
بحث قابل تأمل ديگر در اين زمينه بحث برتري جنسي است.
دكتر مرضيه رمضان زاده در اين باره مي گويد: زنان به دليل شرايط خاص، نمي توانند به تنهايي در برابر عفونت HIV خود را محافظت كنند و به مساعدت شريك جنسي خود نياز دارند.
مسأله ديگر نحوه بيان پيامدهاي رفتار پرخطر به نوجوانان و جوانان است.
برخي براساس اين گمان كه مطرح كردن چنين مسايلي منجر به ترويج فساد مي شود از بيان آن در جمع جوانان خودداري مي كنند كه به نظرم چندان صحيح نيست. زيرا فردي كه در پي رفتارهاي پرخطر نيست به اين مسايل نمي پردازد اما فردي كه به دنبال چنين اموري است نياز به آموزش دارد تا مصون بماند، و در نتيجه جامعه از گسترش ايدز مصون باشد.
در مقوله اعتياد هم چنين موردي بود، اما بعد اعتياد به جايي رسيد كه حال خودشان به معتادان سرنگ مي دهند. آموزش چنين مسايل بايد به طور علمي، منطقي و كارشناسانه باشد تا ضمن آگاهي به رفتار پرخطر ديگري منتهي نشود.
آيا شرايط آموزش در كشور ما مناسب است؟
دكتر رمضان زاده استاديار دانشگاه در پاسخ مي گويد: نسبت به سالهاي گذشته وضعيت توجه و آموزش جوانان بسيار خوب شده است اما با توجه به بحران ايدز كافي نيست و باز هم نياز به آموزش همه جانبه داريم.
در همين زمينه يكي از مدرسان درس تنظيم خانواده در دانشگاه مي گويد: در كتاب آموزشي ما بحث ايدز هست اما به عنوان سرفصلهايي كه دانشگاه تعليم آن را در نظر دارد نيست. يعني مدرس مكلف نيست بحث ايدز را بگويد اگر مايل بود مي تواند تدريس كند در غير اين صورت الزامي نيست. در واقع به صورت معلومات عمومي است.
الف- ح، دانشجو در اين باره نيز بيان مي كند: درس تنظيم خانواده يك درس عمومي است كه در واقع به مسايل مربوط به تنظيم خانواده از جمله راههاي پيشگيري اشاره ندارد. بلكه غالباً به مسايل آماري جمعيت و مقايسه آن با ديگر كشورها مي پردازد. از ايدز هم هيچ حرفي نيست. حتي خود دانشجويان هم استقبالي براي فراگيري درس ندارند.
چندي پيش يكي از مسؤولان نهاد مربوط به جوانان در خصوص آموزش ايدز به نوجوانان و جوانان مقطع دبيرستان، اظهار داشت: ما سعي مي كنيم با توصيه هاي اخلاقي مانع از گسترش ايدز شويم.
به هر حال، آموزش اصل غيرقابل انكار در پيشگيري از عفونت HIV و ايدز است زيرا از زمان شيوع اين بيماري تاكنون 22 ميليون نفر جان باخته اند كه نيمي از آنها بين 15 تا 24 سال دچار اين بيماري شدند.
همچنين روزانه 6 هزار جوان به ايدز مبتلا مي شوند و هر ساله 14 ميليون دختر جوان بين 15تا 19 سال مادر مي شوند. بنابراين به صرف اين باور كه بيان مشكلات باعث افزايش معضلات است نمي توان آنها را ناديده گرفت. زيرا بنابر گفته مدير اجرايي صندوق جمعيت ملل متحد، جوانان مي خواهند سالم و در امنيت باشند. آنان فرصتهاي خود را در آينده اي بهتر طلب مي كنند. بزرگترها مي گويند جوانان براي دانستن در اين باره خيلي جوان هستند در حالي كه آنها مي گويند ما براي مردن خيلي جوان هستيم.
سهم بيماران ايدزي از حقوق اجتماعي
مبتلايان به عفونت HIV نيز مثل ساير انسانها نياز به حمايتهاي حقوقي و اجتماعي دارند. اما سهم آنها از اين حمايتها چقدر است.
ليلا مادر دو فرزند است، او مي گويد: همسرم ورشكست شد و به خاطر مشكلات مالي به زندان افتاد. آنجا دچار اعتياد شد. بعد از آزادي هم مصرف مي كرد تا آن كه فهميدم HIV مثبت است. من و يكي از فرزندانم هم مبتلا شديم وقتي شوهرم مرد نمي توانستم بگويم او ايدز داشته، مي ترسيديم جنازه اش روي زمين بماند.
دكتر اقليما، رئيس انجمن علمي و مددكاري كشور در خصوص تنگناهاي اين بيماران، اظهار مي كند: اين افراد با خانواده مشكلي ندارند. به هر حال خانواده آنها را مي پذيرد. اما جامعه نه. چون انگ و بدنامي در ايدز باعث شده مبتلايان را طرد كنند و از حقوق اجتماعي محروم سازند. به همين دليل، مبتلايان سعي مي كنند آن را مخفي كنند و اين يعني فاجعه اي در حال تولد.
دكتر عباس شيخ الاسلامي جرم شناس و استاد دانشگاه هم اظهار مي كند: مبتلايان به عفونت HIV و ايدز حق زندگي دارند. اگر ما مي خواهيم مصون بمانيم بايد خدمات مورد نياز اين افراد را فراهم كنيم. يك فرد مبتلا هم دندان درد مي شود او بايد به دندانپزشكي مراجعه كند. اما وقتي مي فهمند او بيمار ايدزي است خدمات درماني مناسب ارايه نمي كنند. بنابراين بار ديگر فرد مبتلا اطلاعاتي درباره مشكلش نمي دهد و ناخواسته عامل انتقال بيماري مي شود. در حالي كه هيچ تصميمي در گسترش بيماري ندارد، او فقط مي خواهد مشكل خودش را حل كند.
دكتر حسين پور نيز مي گويد: در حال حاضر يكي از برنامه هاي ما آشنايي كادر درماني با مبتلايان به عفونت HIV است. چون از ترس ابتلا به عارضه مزبور با احتياط بسيار با مبتلايان مواجه مي شوند. زيرا وظيفه هر پزشكي است كه با فرد HIVمثبت با مهرباني برخورد كند و حتي در برابر ديگر افراد كادر پزشكي، او را در آغوش بگيرد تا سايران عملاً متوجه شوند كه ويروس از اين طرق منتقل نمي شود.
يك پزشك هم اظهار مي كند: زماني ايدز مقوله اي بحراني شد كه با مسايل جنسي آميخته گشت. از همين رو، مبتلايان از ترس انگ بي بند و باري اجتماعي نسبت به بيماري خود سكوت كردند.
وي در ادامه افزود: به اعتقاد من HIV مثبتها بايد روش درست زندگي را بياموزند و اطرافيان بر اين تصور باشند كه تمام اطرافيان HIV مثبت هستند. بنابراين بيشتر از ترس و شرم به آموزش و پيشگيري بينديشند. تا هنگامي كه انگ و برچسب را از افراد HIV مثبت نگيريم بيماري به گسترش مخفيانه خود به سرعت ادامه مي دهد.
كلينيكهاي مثلثي
به منظور كاهش عوارض عفونت HIV در سال 2000 اولين كلينيك مثلثي شكل در كرمانشاه راه اندازي شد و امروز حدود 76 مركز مشاوره براي ارايه خدمات به فعاليت مشغولند.
دكتر حسين پور، كارشناس مسؤول ايدز استان خراسان رضوي در اين باره مي گويد: سه رأس مثلث نمادين كلينيكها شامل مشاوره و درمان اعتياد تزريقي، مشاوره و درمان ايدز و مشاوره و درمان بيماريهاي آميزشي به غير از ايدز است. لذا، طبق برنامه هاي وزارت بهداشت در اين مراكز، خدمات آموزش، مشاوره، پيشگيري، مراقبت و درمان ارايه مي شود.
همچنين، افراد آلوده و يا بيمار، خانواده افراد آلوده و بيمار و تماس يافتگان با خون و ترشحات، از اين مراكز خدمات دريافت مي كنند.
وي به نمونه هايي از اين خدمات اشاره كرده و مي افزايد: در زمينه پزشكي ضمن تشكيل پرونده درماني، به انجام معاينه كامل و بررسي وضعيت بيمار مي پردازيم و آزمايشهاي لازم را انجام مي دهيم و براساس وضعيت هر يك از مراجعه كنندگان، خدمات پزشكي خاصي ارايه مي دهيم. از جمله خدمات مي توان به انجام انواع واكسيناسيون، ارايه خدمات تنظيم خانواده، كمك به ترك اعتياد و ... اشاره كرد. گفتني است، تمامي خدمات ارايه شده رايگان مي باشد.
علي زاده، مسؤول مركز مشاوره با بيماريهاي رفتاري و عفوني مي گويد: قبل از هرگونه خدمات درماني با فرد مبتلا مشاوره مي كنيم تا به شرايط مناسب براي پذيرش وضعيت و قبول مراحل درمان برسد. علاوه بر اين به افراد و اقشار خاص نظير زنان، براساس وضعيت و نقشهاي خانوادگي مشاوره مي دهيم و هدف اصلي ما از اين مشاوره، تحكيم و پيوستگي بيشتر خانواده است. زيرا افرادي كه دچار آسيب مي شوند بيشتر به كانون خانوادگي نياز دارند.
وي ادامه مي دهد: چندي پيش خانمي توسط همسرش به عفونت HIV مبتلا شده بود و همسرش هم در زندان به سر مي برد. اما اين زن در كنار همسرش ماند و به ملاقات او مي رفت و خللي به كانون خانواده وارد نشده بود. آن خانم توكل به خدا و اميد به زندگي را دليل اصلي اين رفتار خود بيان مي كند.
به هر حال، ايدز واقعيت انكارناپذير جامعه جهاني است. اگر مي خواهيم فرهنگ، تمدن، ارزشها و حتي نام و ياد سرزمينمان زنده و پايدار بماند بايد به فرزنداني سالم و جامعه اي سالم بينديشيم. پس بايد از همين امروز همت نماييم و با آموزشهاي پيشگيرانه، از گسترش اين بيماري مهلك جلوگيري كنيم.