چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۸۹ |
 

* برش اول:

صبح که با پدرم مثل همیشه به روزنامه می آمدم .روبه روی حرم که قرار گرفتیم وسلامی دادیم. به خدا وبزرگان دین گفتم .من سالهاست رها شدم درواقع همه  ازخانواده تا اداره وجامعه سالهاست مرا به حال خود وا گذاشته اند ونمیبینند .شما مرا ببینید ورهایم نکنید....*

* برش دوم:

بعد ازدوماه ازانتقالم به سرویس حوادث وکشف دنیاهای مردانه بعد ۱۴ سال  .امروز بعد از آنکه اغلب خبردارشدن . من هم مطلع شدم سرویس من دوباره منحل شد.بچه ها  برای این سرگردانی میخواهند همدردی کنند

اما من هنوزدر رخوت دوماه پیشم .درد وخونریزی روحم را دیگر حس نمیکنم. ...

وقتی از سرویس بانوان- مرحومه مغفوره- آمدم چندقرار گزارش وچندمطلب آماده داشتم .که روی دستم ماند الان هم همینطورم....

دراین شرایط نمیدانم امسال روزخبرنگار .خبرنگار می مانم...

* پ.ن: سالهاست که به بهانه اینکه من  زنی توانمند.مستقل .عاقل .با عرضه و... هستم هیچکس توجهی به من نمیکند انها معتقدند من میتوانم درست تصمیم بگیرم .درست زندگی کنم پس نیازی به انها ندارم...امامن به انها نیازدارم..........

 

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .