طی مدتی که در سرویس حوادث کارمیکنم احساسات ضد ونقیضی را تجربه میکنم .از یک سو دلم برای قربانیان می سوزد واز طرفی از وضعیت وسرانجام بزهکاران دلگیر می شوم....
برش دوم
همین تجربه کوتاه هر روز به من یاد اوری میکند ما در تشریح وقایع حوادثی وجرایم نیز همان حالت عاطفی وهیجانی خود را داریم .برای نمونه خبری داشتیم درباره پسری که پدر هفتادوچند ساله خود را سر صحنه تصادف رهاکرده واو مرده است. درابتدا به این جوان لعن وطعن میکنیم وهمین واقعه را بی هیچ توضیح اضافی چاپ میکنیم .چون به همین صورت مخاطب پسند است اما واقعیت ماجر ا این است که این پدروپسرکه هردومعتادبودند پس از خرید موادمخدر دچار حادثه می شوند وچون پسرتوان تحمل خماری را نداشته پدر مجروح را رها میکند واو می میرد. با این روایت آیا ماجرای انسانی وعاطفی دیده می شود؟ ایا می توان آن را مخاطب پسند دانست؟