این روزها بسیاری از ما به خود میگوییم : " چرا ما به جام جهانی نرفتیم ؟ "
. "ما توانایی هایمان از خیلی تیمهای حاضر بیشتر بود" و... . بنابراین رقابتهای جام جهانی فرصتی است که نگاهی دیگر به خود داشته باشیم .
مهمترین ضعف ما ایرانیان که مانع حضور موثر ما در عرصه های فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی وحتی سیاسی جهان می شود . تفکر "نگاه به فرد است نه فکر " .اغلب این افراد نیز متاثر از عوامل حاشیه ای برگزیده میشوند نه مسایل زیر بنایی . دلیل این مساله نیز این است که ما ملتی هستیم که مدام به دنبال
ستاره ایم .ستاره هایی که تجربه بارها نشان داده نور افشانی کاذب دارند. نمونه روشن این امر، وضعیت ساختار ورزشی کشور ماست . چنانکه در این ساختار معیوب بازیکنان ستاره هستند که سیاستها وبرنامه هارا تعیین میکنند نه منافع ومصالع اصولی ورزش کشور وصاحب نظران ومدیران واقعی.
ناگفته نماند این رویه از کوچکترین نهاد جامعه تا عرصه کلان جامعه به چشم میخورد .به طوری که در خانواده های معمولی نیز این ستارگان خانه یا فرزندان نور چشمی هستند که تعیین کننده می باشند ، حتی اگر افکار وعقاید آنان چندان هم معقول ومنطقی نباشد. به هر روی اگر می شنویم که تیم ارزشمند المان طی چندین سال به اندازه یک دست هم مربیانش راتغییر نداده وهمیشه نیز حرفی برای ورزش بین المللی دارد؛ نباید شگفت زده شد وبا وضعیت ورزش کشور خودمقایسه کرد. بلکه باید به اصلاح این روند پرداخت .زیرا بیگمان جامعه ایرانی توان حضور موثر در عرصه های جهانی را دارد.