چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

مکث

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ |
چندروز است به دلیل تغییروتحولات بیشتر دادگاه میروم.چند روزپیش زنی را در دادگاه دیدم که حرفهای تامل برانگیزی می زد....

میگفت: هر مردبا غیرتی یک بار از زنش میپرسد تو که کارنداری .سواد نداری شبها کجا میری کارمیکنی....اما شوهرم به من میگفت: امشب نمیخوای بیرون بری.....

...زن میگفت: تو فکر میکنی وقتی زنی تن فروشی میکنه یعنی چی؟چندتا مرد میان وهمشون باهم ده هزار تومن میدن......

زن میگفت :  مدتها تصمیم گرفتم پاک زندگی کنم .رفتم کلفتی گفتن فلان جا کار هست .ده پونزده هزارتومن پول ماشین دادم ورفتم .چند جوون مست بودن. دررو بستم اومدم بیرون ....

زن میگفت : خونه مرد سالمندی کار میکردم یک روز گفت: تو هرروز چقدر پول میگیری گفتم : ده پانزده تومن.گفت : ..........

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .