چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

به بهانه  ازدواج دانش آموزی

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیست و هفتم آذر ۱۳۸۸ |
* مادر بزرگ مادریم اواخر دوره قاجار ازدواج کرد. خودش نمی دانست چند ساله بود اماهمه فامیل میدانستند این تک دختر یک ملاک سرشناس دل خوشی از همسری با اخرین فرزند تاجر ی صاحب نام ندارد....زمانی که پیر شده بود و شوهرش نیز مرده بود.روزی میگفت: میگن بعد از مرگ زن و شوهرا پیش هم میرن اما من نمیخوام پیش شوهرم برم اینجا کم ازش رنج ندیدم...دیگه بسمه...

* مادربزرگ من ۱۲ سال هم نداشت که عروسش کردن...همیشه میگه: پدرم رونمیبخشم منو زود شوهرداد اون هم با مردی که بیست سالی از من بزرگتر بود...شب عروسی من کنار عروسکهام خواب بودم که بردنم...شوهرم بد نبود اما من اوایل ازش میترسیدم ... من خونه شوهرم سرخک گرفتم ..شوهرم خیلی خوب بود اما خیلی زود مرد ومن با سنی کمتراز سی سال بیوه شدم.....

* خیلی از دوستان من که دهه سوم زندگی را سپری میکنند هنوز مجردهستند..........

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .