مردان وزنان درکنارهم
سوزان پینکر *
شکی نیست که تفاوتهای جنسیتی در همه جای دنیا وجود دارد و شواهد جدیدی نیز برای اثبات آن وجود دارد. زنان اغلب بهتر رابطه برقرار میکنند، زیرا مغز آنها برای تکلم بهتر شبکهبندی شده است. اکثریت زنان در ذهن خوانی قویتر از مردان هستند؛ آنها میتوانند احساساتی را که بر صورت افراد نقش میبندند، بسیار سریعتر و راحتتر بخوانند. این استعدادی است که به لحاظ وجود هورمونهای زنانه در زنان تقویت شده است.
در حالی که ممکن است زنان همدلتر از مردان باشند، اما مدیران مونثی که پلههایترقی را طی کردهاند، ممکن است این چنین نباشند.
جالب است بدانید که جسم پینهای ضخیمتری که دو نیم کره مغز زنان را به هم ارتباط میدهد، ابرشاهراه سریعتری را نسبت به مردان برای پردازش پیامهایی اجتماعی ایجاد میکند، این پیامها میتوانند مواردی همچون تشخیص روحیه یک گروه، یا وضعیت روانی یک همکار باشد. در همین راستا زمانی که پرزیدنت اوباما، قاضی سونیا سوتومایور را برای دیوان عالی کشور کاندیدا میکرد، اظهار کرد که در همدلی، تفاوتهای جنسی قابل سنجشی وجود دارد.
زنان نسبت به مردان در تصور آنچه که مردم میاندیشند و احساس میکنند، تواناتر هستند و مردان نیز سرسختانه با این مهارت در نزاعند. اما آیا این نمودی از کل ویژگیهای زنان است و بدین معنا است که زنان مدیران بهتری نسبت به مردان هستند؟ پاسخ به هر دو پرسش منفی است.
اول آنکه، تمام شواهد علمی بر پایه میانگینهای آماری است؛ خصوصیات منحصر به فرد یک شخص همواره با خصوصیات گروه ترکیب میشود.
بنابراین حتی اگر مردان به طور متوسط بلند قدتر از زنان باشند، همواره تعدادی زن که قدشان بلندتر از تعدادی مرد باشد، وجود دارند و در واقع این همان مفهوم واریانس است. اینامر در مورد ادعاهایی که میگوید زنان معمولا تلقینیپذیرتر هستند، نیز صادق است، چرا که مطمئنا مردانی هستند که ملایمتر و تلقینیپذیرتر از برخی زنان باشند. شکایات خوانندگان درباره مدیران مونث سختگیری که در مصاحبه با کارول اسمیت در مجله تایمز حاضر شدهاند، روشن میکند زنانی که سخت پیشرفت میکنند، ممکن است که خصوصیات تهاجمیتر و رقابتیتری داشته باشند و زیردستانشان، به ویژه زنانی که با آنها کار میکنند، اغلب این را احساس میکنند.
رقابت در میان هر جنسی خشمآلودتر از رقابت میان دو جنس مخالف است و یک مطالعه نشان میدهد که زنان اگر رییس شان یک مرد باشد، استرس کمتری نسبت به زمانی که رییسشان یک زن است، از خود نشان میدهند. یک دلیل این موضوع آن است که رقابت در میان هر جنسی خشنتر از رقابت میان دو جنس ناهمگون است و هنگامی که کمبود منابع وجود دارد، مثلا زمانی که اقتصاد در رکود به سر میبرد، رقابت درون جنسی افزایش مییابد. یک مطالعه که در سال 2008 توسط دو جامعه شناس دانشگاه تورنتو، اسکات اسچیمن وترالین مک مولن انتشار یافت، این قاعده کلی را تقویت میکند. هنگامی که دانشمندان پریشانیهای روانی میان 1000 کارمند آمریکایی که در مشاغل مختلفی مشغول به کار بودند، را بررسی نمودند، دریافتند که مردان با اختلاط مدیران، مثلا یک مدیر مرد و یک مدیر زن، بهترین بازدهی را داشتند. زنان نیز با یک مدیر مرد بهترین کارکرد را داشتند و سردردها و مشکلات عصبی و تمرکزی کمتری نسبت به هنگامی که با یک مدیر زن کار میکردند، گزارش شد.
مواردی که مطرح شد، نشان میدهد که کارولاسمیت در مورد اظهاراتش درباره اینکه زنان مدیران بهتری هستند، در اشتباه است. اما در مورد برخی موارد دیگر حق با او است. ما چه در مورد ریاست و مدیریت صحبت کنیم چه سیاستهای اداری، نتیجه تحقیق واضح است: مردان و زنان در کنار هم بهترین هستند.
* روانشناس و ستوننویس the Globe and Mail در کانادا است. او نویسنده «تناقض جنسی» است که به بحث درباره تفاوتهای جنسی در محیطهای تحصیلی و کاری میپردازد.
* برگرفته از دنیای اقتصاد