توسط محبوبه علی پور
| سه شنبه سوم آذر ۱۳۸۸ |
شهرام شیدایی که مدتها منتظر بودیم خبر بهبودیش را بشنویم نیز رفت .
از شهرام شيدايي كتابهاي همچون كتابهاي «آتشي براي آتشي ديگر»، «آدمها روي پل» و «خنديدن درخانهاي كه ميسوخت» متشر شده است.
وحال شعری به یاد او:
از شهرام شيدايي كتابهاي همچون كتابهاي «آتشي براي آتشي ديگر»، «آدمها روي پل» و «خنديدن درخانهاي كه ميسوخت» متشر شده است.
وحال شعری به یاد او:
ساعت كار میكند
تا بدانی چیزی در جریان است
او میميرد
تا بدانی « چيزی » زنده بوده است
اينها آنقدر سادهاند كه نمیشود فهميد .
چيزی كه با خود فاصله ندارد
در دنيای ما نيست
اينجا نه آوايی هست نه شكلی نه تصويری
نه نامی داده میشود نه نامی گرفته میشود
نوعی نگاه كردن ديدن نه
وگرنه چيزی نمیشد نوشت
نگاهی بیمفهوم .
بيرون ، هر چيزی نامی مفهومی دارد
و اين به مرگ « قدرت » میدهد .
اينجا فاصله است
غيابِ چيزها و آدمها
اينجا جا نيست زمان نيست آدم نيست .