توسط محبوبه علی پور
| چهارشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۸۸ |
دیروز رسانه ها فجیع ترین خبر حادثه ای را اعلام کردند .مرگ فجیع سه کارگر افغانی در کارخانه تولید قیر در شهرکی در قم ....
یاد نوشته ای از آصف سلطانزاده افتادم.
... بازرس از چایی که پادو برایش در این فاصله دم کرده بود وآورده بود می نوشید وصدایش روان ونرم شده بود: یک زمانی جنگ بود، ما به آنها نیاز داشتیم .درست .آمدند وکارکردند، نوش جانشان .ولی حالا که دیگر جنگ نیست ودیگر به انها نیازی نیست ، چرا فرصت های شغلی را از جوان های عزیز خودمان بگیریم ؟
کارفرما گفت : به نظر شما این نامردی نیست که تا وقتی به آنها نیاز داشتیم از آن ها کار گرفتیم ، وقتی دیگر خرمان از پل گذشت ، عذرشان را بخواهیم ؟.....* تویی که سرزمین ات اینجا نیست.ص۱۶