گرچه برخي بر بعد اجتماعي و فرهنگي حجاب و گرايش به آن؛ اعتقاد دارند، اما حجة الاسلام واعظ موسوي کارشناس مسائل مذهبي نقش خانواده را در اين باره مؤثر دانسته و مي گويد: از آنجا که تربيت ديني جزيي از تربيت فرزندان محسوب مي شود، به باور من نهاد خانواده در تعليم آموزه هايي نظير «حجاب و عفاف» تأثير قابل تأملي دارد. چنانکه براساس تعاليم ديني اين مقوله به زمان پيش از ازدواج والدين مربوط مي شود. از همين رو به افراد توصيه مي کنند با افرادي با باورهاي عميق ديني ازدواج کنند.
اين مشاور خانواده مي افزايد: افزون بر پايبندي به حجاب بايد نسبت به زندگي و باورهاي مذهبي احساس رضايت داشت، زيرا براساس تجربه دريافتم مادراني که با وجود تعلق به مسائل ديني، رضايت مندي از زندگي ندارند يا اميدوارانه زندگي نمي کنند، نمي توانند به درستي و عميق باورها و ارزشهاي ديني را به نسل جوان منتقل کنند، زيرا با توجه به وضعيت آنان، فرزندان همواره نسبت به زندگي والدين احساس نارضايتي و ناکامي مي کنند.
اين گونه پايبندي به شعائر ديني تحت تأثير عقايد و رفتار والدين قرار مي گيرد و فرزندان دچار تعارض مي شوند. به هر حال بايد پذيرفت، فرزندان پيرو شخصيت والدين هستند نه شخص والدين.
به باور روان شناسان، در حدود چهارسالگي احساس مذهبي در فرزندان بروز مي کند که اغلب به صورت پرسشگري درباره خدا و مفاهيم ديني است. با رشد کودک، اين احساس مذهبي نيز دچار تغيير و تحول شده و تکامل مي يابد، چنانکه به شناخت و باور عميق منجر مي شود.
اما برخي معتقدند اين روش دين پذيري با وجود تعارض هاي مختلف در جامعه با مشکلاتي مواجه است، اما واعظ موسوي در اين باره نظر ديگري داشته و اظهار مي دارد: در مقوله ياد شده مي توان از نمونه هاي علمي ياري گرفت. چنانکه اگر فرزندان هشت قطره واکسن فلج اطفال صرف کنند، براي تمام عمر در مقابل اين بيماري مصون مي مانند. به باور من، روشهاي تربيتي خانواده نيز مثل واکسن هستند. هر قدر فرزندان در اين کانون مشترک؛ در برابر آسيبها واکسينه شوند بيشتر و بهتر در برابر معضلات و تعارضهاي جامعه امنيت دارند. به هر حال بايد پذيرفت هميشه جامعه و مسايل آن مطابق ميل افراد نخواهد بود.
وي مي افزايد: بسياري اوقات، قضاوتها و نظرات ما درباره جامعه، نوعي فرافکني است، چون خانواده نتوانسته شرايط مصونيت را براي فرزند يا هر عضو خانواده فراهم نمايد، بنابراين کاستي ها را به گردن ديگران مي اندازد.
در حالي که اغلب برنامه هاي آسيب شناسانه در خصوص حجاب و مسايل آن بر حفظ شعائر تکيه دارد، دکتر بانکي عضو هيأت علمي دانشگاه بر عنصر حيا در اين زمينه اشاره کرده و مي گويد: به نظر من، حيا ريشه حجاب است به عبارت ديگر، از آموزه هاي اخلاقي مي باشد که خود مقدمه حجاب است. البته اين حيا فقط به دختران مربوط نمي شود، مردها نيز بايد پايبند به فرهنگ حيا باشند. در حالي که آن قدر که ما بر مقوله حجاب تأکيد داشته ايم بر حفظ و گسترش فرهنگ حيا توجه نکرده ايم.
از همين رو، اگر امروز شاهد برخي آسيبهاي اخلاقي و اجتماعي هستيم نتيجه همين عملکرد است، در حالي که بنابر آموزه هاي ديني، بي ايماني براثر بي حيايي است و بسياري از مشکلات در باورهاي ديني ثمره «قلت حيا» مي باشد.
حال که دريافتيم کاستي هاي موجود در پوشش بين زنان از عوامل گوناگون متأثر است، اين پرسش مطرح مي شود که براي حل آن چه بايد کرد؟
سليمانپور، مشاور خانواده، در اين باره مي گويد: به باور من، بهترين شيوه نهادينه کردن فرهنگ دين باوري است. براي رسيدن به اين مسأله نيز بايد متناسب با شرايط و موقعيت زماني به معرفي و آشنايي آموزه هاي ديني برداخت، زيرا اگر شيوه هاي ما نادرست يا نامطلوب باشد نه تنها نتايج مثبتي نخواهد داشت، بلکه به دين گريزي منجر مي شود.
از رفتارهايي که مي تواند در اين امر مؤثر باشد، ارائه الگوهاي مثبت به نوجوانان و جوانان است. الگوهايي که بر باورهاي ديني به طور عميق ايمان دارند. مسأله اينکه، ثمرات دين و آموزه هاي آن را به طور ديني و ملموس به فرزندان نشان دهيم. براي نمونه، سالهاست والدين و مسؤولان و برنامه ريزان به فرزندان اين خاک، تأکيد دارند که دين باعث کمال و موفقيت است در واقع نيز چنين است اما هيچ گاه مصاديق واقعي اين باور را به فرزندان نشان ندادند. به تعبير ديگر، مثل اين است که يک مشت بذر گندم را به ديگران نشان دهيم و بگوييم اين گندم است و مايه خير و برکت است. در حالي که افراد مي خواهند شاهد اين نعمت و خير و برکت باشند و از آن بهره ببرند.
وي تأکيد مي کند: بسياري از باورهاي ديني براي والدين و بزرگترها قابل قبول و تأييد شده است، اما نوجوانان و جوانان براي رسيدن به اين مرحله نيازمند همراهي و دانش منطقي هستند. زيرا ديگر آنها با چند لفظ يا نمونه عادي پذيراي باورها و نظرات بزرگترها نمي باشند.
حجة الاسلام واعظ موسوي نيز بر عنصر تشويق در آموزش تعاليم ديني تأکيد داشته و خاطرنشان مي کند: براي باورمندي فرزندان بهتر است والدين ابتدا تعارضهاي فکري و نگرشي خود را حل کنند و سپس با تکيه بر تشويق و محبت، فرزندان را به دين دعوت کنند از سوي ديگر، براي نهادينه شدن اين باورها زور و ترس را کنار بگذارند و همچنين از ابراز محبت و استدلال سود ببرند. چنانچه خود توانايي اين امر را ندارند با حضور و مشاوره افراد مورد تأييد فرزند به دين باوري وي کمک کنند.
وي در ادامه به تأثير رسانه ها از جمله صدا و سيما اشاره کرده و مي گويد: گاهي اوقات افراد فعال و برنامه هاي اين رسانه ها به بروز تعارض منجر مي شود که با بهره مندي از نظر فرهيختگان و صاحبان انديشه مي توان اين تعارضها را کاهش داده و آسيبهاي مربوط به آن را نيز به حداقل رساند. چنانکه نسل جديد با نگرشي عميق و نو به باورهاي ديني برسد.
دکتر امير حسين بانکي نيز معتقد است: به نظر من بايد از دوران طفوليت در روابط و پيوندها معتقد به حيا بود و همين نگرش را در جامعه وسعت داد.
در کنار اين مقوله نيز، متناسب با شرايط روز، به استدلال پرداخت و مزاياي اين گونه ارزشها را به فرزندان يادآوري کرد. البته استدلالي که در پشت خود، عقلانيت داشته باشد، در حالي که ما اغلب به صورت شعاري به مسأله حجاب پرداختيم.