توسط محبوبه علی پور
| یکشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۸۸ |
وقتی در یک مجلس دختران مجرد هستند . پرسشها وپاسخهای عجیبی رد وبدل میشه ....
- زری جون چرا تا حالا ازدواج نکردی؟
- چون خدا ازم برگشته...
-پروین جون چرا به خواستگارا جواب نمیدی ؟
- مگه من خرم که خودم رو بدبخت کنم...
- افسانه جون چرا این پسره رو ردکردی خوب بود که
- اگه من میخواستم زن این گاگولا بشم که ۱۳ سالگی شوهر کرده بودم
-مونس جون بابا زیاد موندی ها باید دیگه بری
- من میخوام برم اما این مردا طفلکیا نسلشون منقرض شده..
..........
پ.ن : مفهوم زندگی مشترک رو کاملا میشه درک کرد