نگاهی به وضعیت نشریات ادبی
غرض ورزیها آفت جامعه فرهنگی شده است
حدود صد سال از انتشار نخستین مجلات ادبی در کشورمان میگذرد طی این سالها برخی از نشریات یاد
ونامشان همچنان بر تارک فرهنگ کشورمانمی درخشد وعده ای دیگر چون خاطره ای محو در گوشه اذهان پراکنده به جا مانده است .
.اما این روزها وضعیت نشریات ادبی چگونه است؟ .نظر صاحب نظران در این باره چیست ؟
* * *
• نشریات کم مایه
علی دهباشی سر دبیر نشریه بخارا با اشاره به سابقه انتشار اینگونه نشریات میگوید :اززمان انتشار مجله دانشکده ادبیات توسط ملک الشعرا بهار که سر آغازی برای نشر این مطبوعات بود این گونه رسانه ها دستخوش فراز ونشیبهای متعددی شد ه است .اما با

گذشت زمان نشریات یاد شده دچارضعف در کیفیت شدند .چنانکه در ظاهر نیز از حجم آنان کاسته شده است چنانکه میبینیم نشریاتی همچون نگین , سخن ویغما آثار وزینی
بود ند.به هر حال نشریات امروز سهل انگارانه شده ومطالبی منتشر میکنند که دارای عمر چندانی نیست و سعی در ارتقا خلاقیت ونو آوری نیز ندارند.
وی می افزاید :علت ضعف این نشریات کم مایگی وکم تجربگی آنان است زیرا متولیان این نشریات اغلب کم مطالعه میکنند .این در حالیست که این قشر باید مسلط به جریانهای ادبی زمان خود باشند .
*ضرورت ایجاد سومین جریان ادبی
دکتر مهدی محبتی , استاد دانشگاه نیز دراین باره اعتقاد دارد :

در گذشته ها شاهد انتشار نشریات ادبی نظیر گل وچرخ , مجله سخن بودیم اما در حال حاضر چنین مطبوعات شاخصی نداریم .البته همین چند نشریه - که هنوز قابل توجهند – نسبت به مجلات وروزنامه های معمولی آنقدر نفوذ ندارند که ذوق جامعه را تغییر دهند.از همین رو ؛ آثار ادبی ازنقد های برجسته وتخصص صاحبنظران محروم است .همچنین افراد صاحب نظر با رسانه های جمعی گسترش یافته همکاری نمیکنند .
وی اضافه میکند :در حال حاضر دو گونه مطبوعات ادبی داریم . نخست آثاری که در مراکز تحقیقاتی تالیف میشود .اینگونه آثار اغلب به دلیل تیراژ محدود 1000 تا 1500 نسخه خواننده وسیعی ندارد واغلب مولفان نیز برای کسب امتیازات آموزشی به این نوع مطبوعات گرایش دارند .
سپس نشریاتی که به طور گسترده بین مردم رایج است ودست به دست میشود اما از غنای لازم بهره مند نمیباشد .بنابراین باید یک جریان سومی در نشریات ادبی ایجاد کنیم تا با حضور مولفان صاحب اندیشه , نشریات قدرتمندی پدید آید تا شکاف میان نشریات عادی و نشریات صاحب نظر به لحاظ زبان وذهن کاسته شود .
وی در پاسخ به اینکه آیا میتوان علت ضعف نشریات ادبی را کم مایگی آفرینشهای ادبی دانست ؟ خاطر نشان میکند ؟
این مساله کاملا تایید نمی شود زیرا ادبیات امروزضعیف یا مرده نیست حتی توانایی ادبی ما بسیار فراتراست اما عرصه ای برای حضور بی غرض وجود ندارد .
این استاد دانشگاه همچنین می افزاید :یکی از آفات افرینشهای ادبی که در اکثر کشورها نیز دیده میشود ,این است که از ابزار غیر ادبی برای حضور ادبی سود می برند .جلوه هایی از این مساله در رانت خواریهای ادبی واغراض مالی دید .چنانکه مشاهده یشود گاه تاجران نقاب ادبی میزنند واینگونه نشریات را ایجاد میکنند حال آنکه ادبیات فارسی نیاز به دلسوختگان دارد .البته این به معنای آن نیست که افراد منافع خود را نادیده بگیرند اما باید ارجحیت با بعد ادبی باشد .
دکتر محبتی برحمایتهای دولتی از این نشریات تاکید کرده ومی افزاید : با توجه به مشکلات اقتصادی عرصه رسانه ها نیازمند حمایت است اما مشارکت دولت نباید صدر صد ومستقیم صورت بگیرد به گونه ای که بعد فرهنگی قضیه نیزتامین شود
* نشریات سفارشی وفرمایشی

حمید هنرجو شاعر ونویسنده نیز با مقایسه مقوله انتشار آثار ادبی با نشستها وهمایشهای این موضوع میگوید :در یک نگاه کلی میتوان گفت ؛ وضعیت نشریات ادبی ما چه به لحاظ محتوای آثار وچه ازنظر حمایتهای مالی مطلوب نیست .
وی در ادامه به یکنواختی وتکراری بودن چهره های ادبی اشاره کرده ومی افزاید : مطبوعات ادبی روندی تکراری به خود گرفته چنانکه در حال حاضر این افراد نقشهای مختلفی نظیر ارزیاب ومنقد و... را ایفا میکند همین افراد در نشستهای ادبی وهمایشها نیز دیده میشوند .طوری که احساس میشود فقط یک نوع جریا ن ادبی غالب وجود دارد.ازهمین رو نشریات ما اغلب رنگ سفارشی وفرمایشی به خود میگیرد از این رو مخاطب نیزرغبتی به مطالعه ندارد زیرا گمان میکند پشت صحنه آن یک بده بستانی وجود دارد .
هنرجو درادامه میگوید : زمانی که به تاریخ ادبیات نگاه میکنیم چتری از اندیشه گی را گسترده به چشم میخورد زیرا سخنسرایان ما فراگیر مینوشتند از همین رو مخاطب به دنبال اثار ادبی بوده وهست اما در حال حاضر در جامعه ادبی ما این وضعیت دیده نمیشود .زیرا مولفان و نویسندگان ما تصور میکنند چون چند جلد کتاب نوشتند وعنوان وشهرتی کسب کردند ودر عرصه ادبی فعالیت میکنند پس فراتر از نگرش ودانش مخاطب هستند حال آنکه این باور برای چند دهه پیش مورد قبول بود اما امروزه مخاطبان ما خود صاحب نظرند وواقع بین شدند بنابراین اصحاب سخن را بالاتر از خود نمیبینند .از همین رو جامعه ادبی نیازمند ساختار و زبانی نو وخلاقانه است تا مخاطب را جذب کند .
* این مطلب را برای سرویس ادب وهنر روزنامه نوشتم اما به گفته خودشان چون مختصر وکم بود چاپ نشد.این هم از شگفتیهای کار مطبوعات است....