توسط محبوبه علی پور
| دوشنبه هشتم مرداد ۱۳۸۶ |
*ما هشت سال جنگ نابرابر با عراق را تجربه کردیم .هشت سالی که زخمهایش هنوز روحمان را چاک چاک کرده.وهنوز وقتی نفس میکشیم جایی در حنجره مان میسوزد وچشمانمان تاول اشک دارد....
*به هرحال دیروز از قهرمانی عراق در بازیهای آسیای شاد شدم وبا همان روح زخمی .با همان حنجره سنگین از بغض با همان چشمهای اشک الود .گریه کردم .شاید مثل خیلی از دختران عراقی .دختران ترس ودلهره وخون وجنگ.ومن گریستم برای مظلومیت همان دخترکان.همان زنان وکودکان که سهم زندگیشان این روزها بمب وخون است