چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

ما دوسال در  دانشگاه زندگی تحصیل کردیم

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۸۸ |

جعفر ادريسي و همسرش سميه (نسيم) يوسفي يکي از عجيب ترين زوجهاي ايراني هستند. برگزاري مراسم ازدواج با 20 ميهمان،

 سفر به دور دنيا با 700 هزار تومان و کاشت صد نهال در طول يک سفر دو ساله مي تواند دلايل عجيب بودن آنها باشد.

اواخر سال گذشته، آنها موفق شدند صدمين درخت خود را در ايران بکارند. فرصتي فراهم شد تا با اين خانواده از هر دري سخن بگوييم. شما را به خواندن اين گفتگو دعوت مي کنيم.

***

* آقاي ادريسي، قبل از هر چيز کمي از خودتان بگوييد.

** 31 ساله هستم، مثل همسرم در رشته نرم افزار کامپيوتر تحصيل کردم. تخصص شغلي من توليد نرم افزارهاي آموزشي براي کودکان پيش دبستاني است. رشته ورزشي من و همسرم نيز کوهنوردي و سنگ نوردي است.

* به اين ترتيب، شما و همسرتان وجوه مشترک بسياري داريد. آيا به اين مسأله توجه داشتيد و بعد ازدواج کرديد؟

** نه، ولي گاهي اوقات که با يکديگر درباره زندگي خودمان صحبت مي کنيم از اين همه مشابهت شگفت زده مي شويم چون در واقع قبلاً هيچ کدام چندان به اين مسايل توجه نکرده بوديم. حتي آشنايي ما با هم نيز خيلي عجيب بود، چون در يک برنامه ساده و عادي قرار شد همراه با تعدادي از دوستان به مناسبت سالگرد صعود کوهنوردان ايراني به اورست، به ارتفاعات دارآباد صعود کنيم. دوست ايشان به اين برنامه دعوت شده بود، اما چون نتوانست بيايد، خانم يوسفي به جاي ايشان آمد. با گذشت زمان و در صعودهاي بعدي وجوه مشترک بيشتري را بين خودمان کشف کرديم که رشته تحصيلي و وضعيت خانوادگي از جمله آنها بود. اما آنچه اين وجوه مشترک را چشمگيرتر و تأثيرگذارتر کرد شناختي بود که از يکديگر يافتيم. ما در سفرها و صعودهاي متعدد به شناخت بيشتري از هم رسيديم. در واقع سختي ها ما را به همديگر بيشتر معرفي کرد. در برخي سفرها ما ناچار بوديم ساعتها بدون آب و نان باشيم. گاهي در روز فقط دو ليتر آب در اختيار داشتيم. به اين ترتيب، برخلاف برخي جوانان که براي شناخت بيشتر همسر آينده شان «کافي شاپ» را برمي گزينند و محور حرفهايشان احساسات و عاطفه است ما در سفرها؛ زندگي را تمرين کرديم.

* آقاي ادريسي! ظاهراً زندگي مشترک شما با کوه پيوند خورده، اين مسأله چه تأثيري بر شما داشته است و چه احساسي نسبت به آن داريد؟

** من فکر مي کنم زندگي ما را کوه ساخته است. اصولاً به اعتقاد من زندگي مثل «کوه» است. به اين معني که هر انساني در زندگي نيازمند هدفي نهايي است. يک کوهنورد هم براي صعود همين الگو را دارد، البته در کنار فرد، اعضاي گروه همراه نيز بايد داراي هدف و مقصد مشترکي باشند. اعضاي خانواده در زندگي نيز همين وضعيت را دارند. آنها بايد وحدت رويه داشته باشند. مسأله ديگر آنکه به هنگام صعود ما براي رسيدن به قله هدف و اصلي خود، قله هاي فرعي را نيز طي مي کنيم. در زندگي نيز علاوه بر هدف نهايي، برخي اهداف فرعي نظير کسب درآمد، خريد خانه و... وجود دارد، اما انسانها بايد به خاطر داشته باشند اين قله هاي فرعي آنها را از صعود به قله اصلي زندگي دور نکند و تمام انرژي فرد را صرف خود نسازد.

بعد ديگر، لوازم کوهنوردي است. بايد توجه داشت هميشه داشتن بهترين و عالي ترين وسايل کوهنوردي سبب صعود موفق نمي شود. در زندگي نيز ابزارها و فرصتهاي مادي نشان از موفقيت در زندگي نيست و نمي توان آنها را تنها عامل پيشرفت دانست.

* خانم يوسفي، شما خودتان را معرفي کنيد و بگوييد چگونه پا به وادي ورزش گذاشتيد؟

** من متولد 1358 و کارشناس نرم افزار کامپيوتر هستم. من از دوران کودکي علاقه مند به فعاليتهاي ورزشي بودم و علاقه مند بودم که در سطح قهرماني به مسابقه و رقابت بپردازم از اين رو، رشته هاي مختلف ورزشي نظير شنا و تکواندو و... را تجربه کردم.

البته هميشه احساس مي کردم که هنوز هم گمشده اي دارم و اين فعاليتهاي ورزشي کافي نيست، تا اينکه کوه را پيدا کردم و در واقع توانستم طبيعت و ورزش را با هم به دست آورم. به اين ترتيب، با هر سفر و صعود و پا گذاشتن در دل طبيعت، انرژي خاصي در من زنده مي شد که مرا وادار مي کرد سپاسگزار باشم. جالب اينجا بود که اين حس سرشار را مي توانستم به ديگران و اطرافيانم انتقال بدهم و آنها را نيز تشويق به ورزش کنم. اينگونه بود که نشاط و طراوت بسياري را حس مي کردم.

ناگفته نماند، در ادامه ورزش کوهنوردي و سنگ نوردي موفق شدم به عضويت تيم ملي در بيايم و سپس به عنوان مربي و سرمربي تيم ملي سنگ نوردي و داور و مدرس ملي نيز فعاليت کنم.

* آقاي ادريسي، از شاخصه هاي عمده زندگي شما، همدلي و همراهي شما و همسرتان است. شما چطور به اين مرحله رسيديد؟

** در واقع فرمول خاصي نداشت بلکه برخي باورها و حس مشترک ميان ما بود که مهمترين آنها، سادگي در زندگي بود. ما به جاي برگزاري يک مراسم ازدواج مجلل و پر تشريفات، زندگي مشترک را با ميهماني ساده اي با حضور 20 ميهمان آغاز کرديم و با پول آن يک خودروي رنوي معمولي خريديم بعد هم به مرور زمان آن را فروختيم و خودرو ما تبديل به پژو شد که براي سفر دو ساله خود به دور دنيا آن را فروختيم و هزينه کرديم.

* شما اشاره به سفرتان کرديد. آيا هزينه اين سفر شخصي بود؟

** بله، ما وقتي از ايران رفتيم با خود 600 يا 700 هزار تومان پول همراه داشتيم و براي هزينه سفر در طول مسافرت کارهايي نظير خطاطي و نقاشي انجام مي داديم. هر اثر را حتي 1000 تا 2000 تومان مي فروختيم. در سفر اروپا نيز که حدود چهار ماه و نيم به طول انجاميد حدود 700 هزار تومان داشتيم. گاهي اوقات دشواري سفر به حدي بود که ما را وادار مي کرد به بازگشت فکر کنيم. اما در همين زمان حادثه اي رخ مي داد و مساعدتي فراهم مي شد که ما را دلگرم و اميدوار به سفر مي کرد و ما ادامه مي داديم.

بندر اوستند

* هدف و انگيزه اين سفر دشوار دو ساله چه بود؟

** به طور کلي من و همسرم سفر را دوست داشتيم و بنا بر همين علاقه مندي، دوره هاي طبيعت گردي را فراگرفتيم. در اين آموزشها بود که دريافتيم که هميشه قله ها زيبا نيستند و مناظر ديگري نيز وجود دارد که از زيبايي بهره دارند. به اين ترتيب، عضو باشگاه هنر و طبيعت شديم.

در جلسات ماهانه اين انجمن ديديم، محيطي که ما عاشق آن هستيم و از آن لذت مي بريم تا چه حدي در معرض نابودي است. به اين دليل، علاقه مند شديم براي ترويج حفظ محيط زيست و گسترش صلح در جهان به سفر برويم، زيرا يکي از دلايل نابودي محيط زيست ناشي از جنگ هاست. ما نيز با الهام از شعر سعدي که مي فرمايد:

«درخت دوستي بنشان که کام دل به بار آرد

نهال دشمني برکن که رنج بي شمار آرد»

سعي کرديم با کاشت 100 درخت در 14 کشور جهان، کمربند سبزي ايجاد کنيم. به اين ترتيب، پس از 18 هزار کيلومتر دوچرخه سواري و سفر به 18 کشور دنيا، صدمين درخت را در 15 اسفند همزمان با روز درختکاري در خانه هنرمندان ايران کاشتيم.

* با شنيدن خاطرات و تجربيات سفر شما، احساس مي شود يک رهايي ملموس در طي آن وجود داشته، آيا اين طور بوده است؟

** از آغاز سفر از نکات قابل تأمل در آن همين احساس رهايي در ما بود و اگر غير از اين بود حرکتي نمي کرديم. وقتي ما سفرمان را شروع کرديم همسرم هفت - هشت سال سابقه مربيگري را داشت. من شرکت توليد نرم افزار داشتم و صاحب زندگي و خانه و ماشين بوديم، اما همه آنها را رها کرديم و تمام زندگيمان را در چند کوله پشتي برداشتيم و راهي سفر شديم. پس از دو سال مسافرت حال که برگشتيم، نه خانه، نه ماشين و نه کاري داريم، اما راضي هستيم. چون ما دو سال در دانشگاه زندگي تحصيل کرديم و با مردم دنيا و فرهنگ آنها آشنا شديم.

* خانم يوسفي! شما تجربه فعاليت در عرصه ورزش بانوان را داشتيد. در اين حوزه شما چه مشکلاتي را تجربه کرديد؟

** ال؛ن دو سال است که من از اين عرصه دور هستم و نمي توانم درباره شرايط امروز آن اظهارنظر کنم. ولي بنابر تجربه اي که طي حدود يازده سال فعاليت ورزشي داشتم و در جايگاه ورزشکار و مربي تيم ملي حضور داشتم، وضعيت ورزش کوهنوردي و سنگ نوردي چندان مطلوب نبود. من با امکاناتي محدود کار مي کردم، اما در مقابل توقعي به اندازه مردان وجود داشت. اين در حالي بود که امکانات و فرصتهاي آنان به هيچ وجه هماهنگ نبود تا جايي که همان حق الزحمه اندک من را هنوز برخي ها نداده اند. به نظرم اين ورزشها بايد از سوي مسؤولان و علاقه مندان مورد توجه قرار گيرد و به آن بها داده شود.

* در طي دو سال سفر خود، زيباترين تصوير زندگي که ديديد، چه بود؟

** در تمام اين مدت زيباترين تصوير زندگي از نظر من تصوير انسانيت و دوستي مردمان بود. در واقع در ميان همه ملل و اقوام که مي ديدم علاقه مندي به صلح و دوستي را درک مي کردم و فرقي نداشت که مادر سالمندي باشد يا دختر جواني، همه علاقه مند بودند در کنار هم دوستانه زندگي کنند.

* به نظر شما در اين سفر کدام نقطه و کشور زيباتر و خاطره انگيزتر بود؟

** هر کدام زيبايي خاصي داشتند. براي مثال براي دوچرخه سواري فضاي هلند را مي پسندم. از نظر زيبايي کوهنوردي و سنگ نوردي فرانسه جذاب است. حيات وحش غرب آمريکا نيز در طي مسير به سوي کانادا خاطره انگيز بود. چون هر روز چندين صحنه طبيعي خودنمايي مي کرد ولي در واقع من تمام دنيا و مناظر آن را به يک اندازه دوست دارم و اميدوارم روزي در سراسر جهان و در تمام کشور ما درختي به عنوان نماد صلح و دوستي و حفظ محيط زيست کاشته شود.

* آقاي ادريسي! از فعاليتهاي شما توليد نرم افزارهاي آموزشي بوده است. تاکنون چند پروژه در اين زمينه داشتيد و استفاده از فناوريهاي نوين تا چه حد مي تواند نسلهاي آينده را با جهان اطرافشان به خصوص محيط زيست آشنا کند؟

** تاکنون 40 عنوان لوح فشرده در زمينه هاي آموزش الفبا، رنگها، علايم راهنمايي، محيط زيست و... تهيه کرديم. از آنجا که کودکان به عنوان نسلهاي آينده در حفظ محيط زيست نقش مهمي دارند، سعي کرديم علاوه بر کشور خودمان طي سفر نيز بچه هاي ساير ملل را با اين بحران آشنا کنيم. از همين رو، يکي از پروژه هاي آينده ما، جمع آوري نقاشي هاي کودکان و نمايش آنان در قالب نمايشگاهي جهاني است.

* خانم يوسفي! نظر شما در اين باره چيست؟

** به نظر من يکي از اهداف سفر ما آگاهي نسلهاي آينده با مشکلات زيست محيطي بود. از همين رو، ما به کاشت درختي به عنوان نمادي از حفظ محيط زيست توجه کرديم، زيرا به هر حال ماندگاري درخت از آدمها بيشتر است و اين درخت ها شناسنامه و تاريخچه اي با خود دارند. از طرف ديگر، ما در سفر خود سعي کرديم فعاليت خود را در مهد کودکها و مدارس ارايه دهيم و جوانترها را با اين امر خطير آشنا کنيم. 

 

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .