توسط محبوبه علی پور
| شنبه دوازدهم خرداد ۱۳۸۶ |
سید ضیا قاسمی شاعر افغانی که سالها میهمان که نه همدل وهمزبان بود هم به کشورش برگرداننده میشود.سالهاست که شعرهایش را میخوانم بی آنکه نظری بنویسم و...شاید این را بتوان به غرور شرقی مربوط دانست .اما من همیشه دلتنگ وداعم از این رو از آشنایی هم هراس دارم .به هرحال با او هم خداحافظی میکنیم .وبا شعری از اووداع میگوییم.
نه مثل پرنده
از آسماني كه پاسبان ندارد
نه مثل نسيم
تن ساييده به سيمهاي خاردار
مثل يك آدم
دوساعت در صف ميايستم
پاسپورتم مهر ميخورد
واز مرز ميگذرم
از آنچه هوا و زمين را تقسيم ميكند
از آنچه آب و باد و خاك را
از آنچه چگونه به دنيا آمدن
و چگونه مردن را...