چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۸۷ |
این روزها  همزمان با۲۲ سالگی روزنامه ماست .بچه ها گوشه هایی از خاطرات خودشون رو  مرور میکنند شما هم میتونین مهمون خاطره من باشین

سالهاي آغاز كارم بود و من براي نخستين بار به مركز نگهداري كودكان بي سرپرست مي رفتم.بدون عكاس يا هيچ همراهي.وقتي وارد قسمت كودكان سه-چهار ساله شدم بچه ها كه مشغول بازي بودند،بازي خود را قطع كردند.بعضي با ترديد نگاه مي كردند و گروهي مهربانانه به طرفم آمدند.من هم سعي مي كردم با لبخند و نوازش جواب محبت آنها را بدهم.زماني كه خم شدم تا كودكي را نوازش كنم دخترك سه چهار ساله اي خودش را در آغوشم انداخت و دستهاي كوچكش را دور گردنم حلقه كرد.بعد با لحن شيرين و كودكانه اي گفت:"مامان من ميشي؟"

هنوز رد دستهاي دخترك دور گردنم به جا مانده.درست همانقدر از قلبم كه من به او بخشيدم و هنوز هم وقتي خيلي دلتنگم نشان محبت او آرامم مي كند.


 

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .