صداي همسرش توي سرش پيچيد: مگه چه كار مي كني؟ !يك جارو كردن و ظرف شستن كه كار مهمي نيست.
ديشب شب سختي بود. گويا كارنامه 17 سال زندگي مشتركش را داده بودند و او مردود شده بود. دلش از قضاوت همسرش گرفت. تكه ديگري ظرف را زير شير آب گرفت. كفهاي مايع ظرفشويي سر مي خورد و فرو مي رفت. ظرف را سر جايش گذاشت.
- اين هم تكه شصت و پنجم.
از صبح تمام كارهايش را به خاطر داشت و مرور كرد.
- 22 تكه لباس، 6 تا ملافه، 7 تا حوله ... 65 تكه ظرف، ظرفهاي صبحانه، چاشت بچه ها، ظروف تهيه غذا، ظرفهاي ناهار... با خود نجوا كرد: «جاروي امروز خيلي وقت گير بود. خدا بيامرزه خانم جانم را، هميشه مي گفت، خونه داري اصولي داره مثلاً براي جارو كردن اول گردگيري بعد جارو، بعد دوباره گردگيري. خدا رو شكر امروز مهمون نداشتم وگرنه بيچاره بودم»
***
خانه داري ديرپاترين حرفه زنانه است. شغلي پر مسؤوليت و زمان بر، به طوري كه ميزان كار زنان در خانه به طور ميانگين 75 ساعت در هفته گزارش شده، يعني حدود 20 ساعت از ميزان كار يك كارگر شاغل در كارخانجات بيشتر است. حال آن كه خانه داري شغلي بدون دستمزد محسوب مي شود. از همين رو، در برخي خانواده ها هنوز هم بعضي افراد آن را شغلي مؤثر و قابل اهميت نمي دانند.
عاطفه كرمي، 37 ساله كه فروشنده يكي از مغازه هاست، چنين اظهار مي كند: من عاشق خانه داري هستم، اما چون خانواده ام اين حرفه را جدي نمي گيرند روزي پنج ساعت به اين فروشگاه مي آيم. راستش از نظر خيلي از مردها كار مفيد زن، يعني فعاليتي كه نتيجه مالي و دستمزد داشته باشد. البته نگاه فرزندان هم بهتر از پدرشان نيست و آنها نيز تصور مي كنند مادر خانه دار، مادري بيكار و بي مسؤوليت است!
اما ژيلا- ن، دانشجو، نظر ديگري دارد. او مي گويد: من و خانواده ام به مادرم و فعاليت خانه داري او احترام مي گذاريم؛ اما او خودش همواره احساس مي كند چون خانه دار است، فرد مفيدي نيست. بنابراين، بارها به من و خواهرانم تأكيد مي كند كه درس بخوانيد تا شاغل شويد و دستتان در جيب خودتان برود. در حالي كه از رفاه كامل برخوردار است و پدرم هم با مهرباني هميشه قدرشناس اوست، اما مادرم باز هم از شرايطش رضايت ندارد.
اشتغال به خاطر وجهه اجتماعي
حركت جامعه ما به سوي مدرنيته باعث شده كه بسياري از باورها و نگرشها تغيير كند. از جمله اين امور مي توان به اهميت كدبانوها و خانه داري اشاره كرد. امروزه برخي از مادران علاقه چندان به خانه داري ندارند و آن را مهم و تأثيرگذار بر خانواده نمي دانند.
فرشته بهرامي، خانه دار با حالتي گلايه آميز مي گويد: ما خانه دارها همان چوپانهاي بي مزد هستيم. از صبح تا شب تلاش مي كنيم تا همه خانواده در آسايش، آرامش و رفاه باشند، اما هيچ وقت آن طور كه بايد زحمات ما جدي گرفته نمي شود و فقط انجام وظيفه است. اگر يك روز هم به دليل كسالت يا گرفتاري اين وظيفه همگاني را انجام ندهيم، به طور مستقيم يا غير مستقيم ملامت مي شويم.
اين در حالي است كه برزگر، كارشناس ارشد علوم اجتماعي اعتقاد دارد: هر چند تحولات امروز باعث بهبود زندگي و تسهيل مسؤوليتهاي زنان خانه دار شده، اما برخي كاركردهاي اين دسته از زنان هميشه ثابت است و تحولات امروزي تأثير چنداني در انجام آن ندارد. براي نمونه، مادر خانه دار مسؤوليت انتقال ارزشهاي فرهنگي و اجتماعي را برعهده دارد كه فقط توسط خود او قابل اجراست. حتي اگر مؤسسه ها يا ساير افراد عهده دار اين گونه كاركردها شوند، نتيجه مطلوبي كه آموزه هاي مادر دارد را فرا نخواهند داد.
وي مي افزايد: همچنين مادر مسؤوليت مديريت خانه و خانواده را عهده دار است كه اگر به درستي انجام شود تأثير قابل توجهي بر سلامت و امنيت رواني و عاطفي اعضا دارد، به طوري كه مي تواند آنها را از آسيبهاي اجتماعي محافظت كند.
محرابي، كارشناس ارشد پژوهشگري علوم اجتماعي نيز اظهار مي كند: گرچه شرايط اقتصادي و اجتماعي كشور ما به سويي مي رود كه اشتغال زن در خارج از خانه يك نياز و ايجاب اجتماعي است، با اين حال بسياري از آنان تن به اشتغال بيرون از منزل مي دهند، چون از نظر اقتصادي، اجتماعي و رواني تأمين نيستند. خيلي از آنها فكر مي كنند، اگر فردا همسرم مرا طلاق داد يا از خانه بيرون كرد چه پشتوانه حقوقي يا اقتصادي براي تأمين خودم دارم؟ بنابراين، گرايش به فعاليت در بيرون از خانه كه رسميت اجتماعي و اقتصادي دارد، بيشتر از گذشته شده است.
وي در ادامه اضافه مي كند: بخشي از اين تصور، ناشي از وضعيت فعلي جايگاه خانه داري در جامعه ماست. در تقسيم بنديهاي اقتصادي كشورمان، ما جدول مي كشيم و مرز مشخص مي كنيم كه زن يا شاغل است و فعال، يا خانه دار است و غير فعال! حال آن كه بايد اين مرزبندي تغيير كند و بگوييم زن يا يك شغل دارد و خانه دار است يا كارمند مي باشد و دو شغل دارد. چون از يك سو، بنا بر تعريف سنتي و عرفي جامعه ما، خانه داري وظيفه دايمي زن است؛ خواه شاغل باشد يا خانه دار و در هر صورت موظف به انجام خانه داري هست.
از طرف ديگر نتايج اقتصادي ناشي از كار در خانه كمتر از ساير مشاغل نيست، براي نمونه يك مادر شاغل ناچار است براي مدت زماني كه در منزل حضور فيزيكي ندارد، هزينه هايي بپردازد كه مي توان به هزينه پرداخت شهريه مهد كودك، اياب و ذهاب فرزند و خودش، هزينه درمان بيماريهايي كه در خارج از منزل طفل به آن مبتلا مي شود و... اشاره كرد.
اين كارشناس همچنين اظهار مي كند: براي بهبود جايگاه زنان در خانه ضرورت ندارد كه دولت هزينه خاصي بكند و يا مردان مجبور باشند بابت كار منزل به زن دستمزدي بپردازند، بلكه مي توان با تدوين قوانين مدرن جايگاه مطلوب آنها را تثبيت كرد.
وي مي افزايد: در اين مقوله نيز بايد فرهنگ سازي كرد. به نظرم يكي از اين راهها تعيين يك روز به نام «روز خانه دار» است، چون در كشورمان در طول سال با وجود داشتن روز زن يا مادر كه روزي عام براي تمام زنهاست. روز معلم، پرستار، پزشك، كارمند و غيره داريم، چه اشكالي دارد براي ترويج اين باور كه خانه داري نيز يك شغل است و نه يك وظيفه، و اعطاي جايگاه رسمي به اين حرفه؛ يك روز هم به اين شغل خطير اختصاص دهيم.
7/16 درصد سهم زنان خانه دار
برف صحن حياط مدرسه را پوشانده بود. اين يعني يك ساعت ديگر از زنگ ورزش داخل كلاس سپري شود. پسرهاي كلاس دوم ابتدايي آرام نشسته بودند. معلم با مهرباني گفت:بچه ها !مي بينين كه برف باريده و هوا سرده. پس امروز توي كلاس بازي مي كنيم. بازي كه نه. با هم درباره كار مادرهايمان صحبت مي كنيم. مثلاً درباره اينكه مادرمان چكاره است و كجا كار مي كند... .
بچه ها يكي يكي شروع كردند. از معلم و پرستار گرفته تا خياط و آرايشگر و ... پسر كوچكي بلند شد و جواب داد: خانوم اجازه !مامان ما كار نمي كنه، بيكاره. خونه داره.
نه تنها اين كودك كه خيليها حتي باسوادترها هم باور نمي كنند كه خانه داري شغل است.
چنان كه در سرشماري سال 1375، 65 درصد از زنان غير فعال كشور را زنان خانه دار تشكيل مي دهند و در سرشماري سال 1380 نيز 31/88 درصد جمعيت زنان غير فعال و 69/11 درصد جمعيت فعال محسوب مي شوند.
اين در حالي است كه نخستين محاسبه ارزش كار خانگي زنان كه طي آن كار دو هزار زن تهراني در سال 1383 بررسي شد، نشان داد كه ارزش افزوده ماهانه كار خانگي هر زن تهراني برابر با 3 ميليارد و 420 ميليون ريال بوده است.
اخيراً نيز مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي كه خواستار محاسبه ارزش اقتصادي فعاليتهاي خانگي زنان شده، طي گزارشي اعلام كرده است، ارزش اقتصادي سالانه كار خانگي زنان بر اساس حداقل دستمزد معادل 19 ميليون و 200 هزار ريال در سال است و با توجه به وجود 17 ميليون و 498 هزار و 826 خانواده در كشور؛ ارزش اقتصادي كار زنان خانه دار در كل كشور بالغ بر 336 هزار ميليارد ريال در سال است كه سهم آن در توليد ناخالص داخلي به قيمتهاي جاري؛ 7/16 درصد خواهد شد.
توليدات خانوار و افزايش ارزش توليد ناخالص
گرچه مقوله ارزش گذاري اقتصادي كار خانگي زنان در كشور ما جديد است، اما سالهاست كه در ساير كشورها انجام مي شود، چنان كه طبق بررسيهاي انجام شده ارزش توليدات خانگي زنان در آمريكا 5/37 درصد توليد ناخالص ملي و در كانادا 3/46 درصد توليد ناخالص داخلي است.
دكتر پژويان، اقتصاددان در اين باره مي گويد: مسأله ارزش گذاري توليد خانوار به اواسط دهه 60 ميلادي برمي گردد، يعني نزديك به 40 سال از قدمتش مي گذرد و نظريه محاسبه توليد خانوار به پروفسور گري گيكر مربوط مي شود و وي به دليل همين نظريه موفق به دريافت جايزه نوبل اقتصاد شد.
بنابر اعتقاد پروفسور گيكر؛ آنچه ما مصرف مي كنيم نتيجه توليد خانواده وعمدتاً نتيجه توليد خانمهاي خانه دار است، يعني خانمها هستند كه كالا و خدمات را براي مصرف خانواده توليد مي كنند. به عبارت ديگر، در مجموعه درآمد و فرايند منتهي به شكل گرفتن درآمد خانواده نقش دارند. اين قشر در كنار عاملي كه در بازار كار كرده و درآمد مادي كسب مي كند با انجام خدمات باعث كسب درآمد مي شود، زيرا اگر زنان خانه دار اين امور را انجام ندهند، بايد از طريق بازار با پرداخت هزينه، اين گونه خدمات و كالاها را كسب كرد. بنابراين، توليدات آنها داراي ارزش است و مي تواند درآمد آنها محسوب شود.
اين استاد دانشگاه سپس مي افزايد: ارزش توليدات يك كشور شامل آن چيزي است كه در بازار به فروش مي رسد، آنچه كه در منزل توليد مي شود معمولاً در حسابهاي مجلس محاسبه مي گردد. براي نمونه در آمريكا كه بخش عمده اي از خدمات رايج توسط بانوان به وسيله مؤسسه ها و افراد خاص از جمله رستورانها، مهد كودكها، پرستاران بچه و ... انجام مي شود، اين گونه فعاليتهاي زنان جزو حسابهاي ملي به حساب مي آيد، اما در كشور ما به رغم فعاليت تعدادي از اين زنان، چنين امري صورت نمي گيرد. حال آن كه با احتساب توليدات زنان و حتي خانواده، ارزش توليد ناخالص ملي بيشتر مي شود.
محاسبه ارزش اقتصادي خانه داري، امري عملي است
دكتر پژويان با عملي دانستن محاسبه ارزش اقتصادي خانه داري مي گويد: شايد به همين دليل است كه در عمده كشورهاي دنيا وقتي زن و مرد ازدواج مي كنند و مرد در بازار كار فعاليت دارد، ولي زن خانه دار است، باز هم ثروت و سرمايه خانواده نصف مي شود.
به اعتقاد دكتر پژويان، مي توان اين نگرش و رفتار اقتصادي را در خانواده هاي ما نيز گسترش داد، زيرا برخي افراد به طور محدود در ابتداي ازدواج چنين مي كنند، بنابراين بهتر است سهم زن از كل سرمايه خانوار نيز محاسبه و منظور شود.
سخن آخر
زن شصت و پنجمين تكه ظرف را خشك مي كند خسته از كار به بچه ها نگاه مي كند. بچه ها تكاليفشان را انجام مي دهند.
زن با خود فكر مي كند: شب كه مهمونا اومدن قيمه درست مي كنم تا زود تموم بشه، بايد به پسرم ديكته بگم، اون يكي هم فردا امتحان رياضي داره...
زن مادر است يك خانه دار. او به كارهايش فكر مي كند. كارهايي كه هميشه ادامه دارد، كارهايي كه مرخصي برايش در نظر نمي گيرند و دستمزدي ندارد.