چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۸۷ |
 اغلب صبح زودتر از بقیه اداره می آیم حتی یک روز که دیر کردم همکارم گفت :امروز که آمدم وشما را ندیدم فکر کردم روزنامه تعطیل است .امروز هم زودآمدم کسی نبود .تحریریه بعد از هجوم همه جانبه دیروز کارکنان خدمات میدرخشید .این هم روزگار است یک روز تا خرخره غرق نکبت است ویک روز بعد از کلی تلفن وگلایه واعتراض میدرخشد .اما امروز در پی پس لرزه دیروز یکی از کارکنان خدمات با اصرار تمام دستمال چرک مرده اش را روی میزها وپنجره ها وسوراخ سمبه های تحریریه میکشید .مثل کودکی که با سماجت انگشت در سوراخ نافش فرو میکند تا  چرکهایش رابیرون بکشد وآنجا را هم برق بندازد .

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .