چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

نامه‌‌ای از گوستاو فلوبر به لوئیز کوله

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۸۷ |

عصر، در چه لجن اخلاقی و در چه پرتگاهی از حماقت وامانده است! به‌نظرم می‌رسد که حماقت بشر می‌رود که به اوج خود برسد. نوع بشر همانند یک تریاکی مست از افیون، چشمانش را به زمین دوخته، پوزخندزنان سرش را تکان می‌دهد و بر شکمش می‌کوبد. ـ اما به کجا باید پناه برد، خدای من! کجا یک انسان پیدا می‌شود؟ یعنی روی زمین گوشه‌ای پیدا نمی‌شود که در آن، حقیقت را برای حقیقت دوست بدارند و زیبا را زیبا، آن‌جا که هیجان بی‌هیچ شرمی و تنها برای لذت بردن از آن پذیرفته می‌شود، همچون شهوتی که درونش ایده‌ای آدم را سوی خود می‌خواند؟

 گوستاو فلوبر

یعنی عزت نفس، ایمان به اثر خود، ستایش زیبایی، تمام این‌ها از بین رفته‌اند؟ پس لجن همگانی که تا گلو در آن فرو رفته‌ایم، همه‌ی سینه‌ها را پر کرده‌ است؟ به تو التماس می‌کنم که از این پس، دیگر از چیزی که در دنیا می‌گذرد با من حرف نزن، هیچ خبری برایم نفرست و مرا از تمام مقاله‌ها، روزنامه‌ها و غیره معاف کن. سخت می‌خواهم از پاریس و هر آن‌چه که آن‌جا می‌گذرد، درگذرم.ـ این چیزها بیمارم می‌کنند؛ وادارم می‌کنند خبیث شوم و از طرفی، مخالفتی سیاه را در من تقویت می‌کنند که به یک کوته‌بینی کاتونی(1) سوقم می‌دهد. 

 *سایت فیروزه

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .