چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

جراحی که رکوردارجهانی است

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۵ |

*اقای دکتر  لطفا ازخودتان وروزهای کودکی بگوید:

- من منصوررامی متولد اول تیرماه 1316 هستم .چون پدرم کارمند دولت بود سالها در شهرها و استانهای مختلف به خصوص خوزستان زندگی کردم و سرانجام دیپلمم را از دبیرستان کالج یا همان البرز تهران گرفتم.

* چطور شد پزشکی را انتخاب کردید آیا علاقه داشتید یا دست سرنوشت وتصادف شمارا به دانشگاه پزشکی کشاند؟

 - نه .من به این رشته علاقه مند بودم وهدفمند این رشته راانتخاب کردم. به این ترتیب سال 1335 برای تحصیل به آلمان غربی مهاجرت کردم .   دراین زمان پس از پایان دوره   پزشکی عمومی   در جراحی عمومی به مدت 5 سال تحصیل کردم  وموفق  به دریافت مدرک متخصص جراحی عمومی شدم حدود دوسالی بعد از پایان تحصیلات هم دراین کشور ماندم  وسال 1353 به کشور برگشتم تا به مردم خدمت کنم.

*شمارکوردار جراحی دردوران جنگ هستید با انجام 5000 جراحی ، لطفا از روزهای دفاع مقدس بگویید که پس از جنگ ویتنام دومین جنگ طولانی قرن به شمار می آید .

- دوستان می گویند ولی من خودم دنبال ثبت این مسایل نبودم. اما به هر حال همزمان با شروع جنگ یعنی در اول مهر ساعت  8 سی دقیقه صبح   جلسه ای دربه بیمارستان مصدق آن روز که حال به نام ولی عصر(عج) شناخته می شود برگزار شد تا پزشکان به مناطق جنگی اعزام شوند من هم  به بیمارستان فارابی آبادان رفتم تا  21 مهر آنجا مستقر بودیم اما  به دلیل محاصره شهر از راه آب به ماهشهر رفتم ودربیمارستان نیروی دریایی  به عنوان سرگروه جراحی مشغول به کار شدم.

 

*وقتی  که جنگ شروع شد چرا به آلمان برنگشتید؟

چون من علاقه مند  به این خاک  وشهرم هستم .در حال حاضر  هم همسر وفرزندان خارج زندگی می کنند ومن سالی یک بار به دیدن آنها می روم .

*چه خاطره ایی از آن روزها دارید؟

- خاطره های خوب وناخوشایند زیادی وجوددارد .خاطرات بد این که بسیاری از دوستان وهموطنانم را دراین نبرد از دست دادم وخاطره خوب آن که توانستم جان بسیاری را نجات دهم . آن روزها آنقدر مسوولیت ما دشوار بود که من گاه حتی درروز 50 عمل جراحی انجام می دادم.

*چرا بعد ازجنگ به شهرهای بزرگتر نرفتید وبه کارهای تجاری که درزمینه پزشکی باب شده نپرداختید؟

-من زمانی درتهران  درخیابان تخت طاووس واسلامشهر دو مطب داشتم   دربیمارستان  شهریار  تهران نیز سهامدار بودم . اما باز هم نتوانستم بمانم  چون  این شهر به من نیاز داشت .

*از جوانی تا امروز که به عنوان یک پزشک با سابقه شناخته می شوید نگاهتان  وحس تعلق خاطرتان  به این شهر چقدر فرق کرد؟

-هیچ فرقی نکرده چون  من  برای خدمت به این مردم نیاز اقتصادی ندارم وتوقعی دراین زمینه نداتم ازاین رو هم مردم مرا دوست دارند وهم من آنها را دوست دارم.برای نمونه وقتی کاری اداری دارم و مراجعه می کنم با لطف می گویند چرا آمدی تلفن میزدی کارت را راه می انداختیم و من جواب می دهم نه من که با بقیه فرقی ندارم.  آنها می گویند تو به گردن ما حق داری ؛ اما واقعیت این است که به من لطف دارند.

آیا در دوران 50 سال طبابت خود بستگان  وعزیران خود را هم مداوا کردید؟*

بله .خاندان من اصالتا  رامهرمزی هستند و پدرم  بزرگ خاندان شناخته می شود.زمانی من در شهر رامهرمز به طبابت وجراحی پرداختم وطی یک ماه بیش از 350 جراحی را برروی وابستگان و خویشان انجام دادم.

*آیا دلسوزی و تلاش شما برای درمان آشنایان با دیگران وغریبه ها فرق می کرد؟

 -به هیچ وجه . در زمان جنگ ساعت دوشب یک مجروح 14 ساله عراقی را آوردند که به شدت جراحت داشت طوری که امحا واحشای او بیرون آامده بود.برخی ها می گفتند این که دشمن است ،اما من به چشم یک هموطن  اورا جراحی کردم  وبرای  تکمیل مداوا به تهران فرستادم. به نظرم  من زمان درمان همه مردم یکسان هستند و تفاوتها هیچ نقشی ندارد.

آقای  دکتر قبل از شما فردی از خاندانتان پزشک بود؟*

-من اولین جراح خاندان بزرگم بودم ودیگران را به این رشته تشویق

می کردم وحتی بستگان را سرعمل جراحی  می بردم. درحال حاضر  اما بسیاری از خاندان من پزشک شده اند وبرخی درکشورنام آورمی باشند. خواهر وبرادرهایم  هم تحصیلات دانشگاهی دارند اما  نه دررشته پزشکی  بلکه مهندسی ودر رشته های  دیگر تحصیل کردند.

 

 *فرزندانتان چه، آنها رشته پزشکی را انتخاب کردند ؟

-دختر وپسرم هردو  مهندس رایانه  هستند اما دخترم به دلیل فعالیتهای خود وداشتن سه فرزند شاغل نیست .

والدینتان به موفقیتهای شما افتخارمی کردند؟*

-بله .پدرم مردم روشن بین ومثبت نگری بود، به تحصیل فرزندان اهمیت می دادد وتاکید داشت درس بخوانیم ولی اصرار وپا فشاری نمی کرد .البته  برتحصیل در رشته خاصی هم تاکیدنداشت . درزمان گذشته خانواده ها کمتر به تحصیل فرزندان اهمیت می دادند وحتی قبول نمی کردند فرزندان به شهرهای دوری بروند اما پدرم در تمام دوران تحصیل در آلمان مرا حمایت کرد.  من هم  درزندگی سعی کردم همین رویه را دنبال کنم  .

*این روزها تصور می شود ،پزشکان جوان تعهد کمتری نسبت به پیشکسوتان  دارند  واز سر ناچاری چون فرصت اقتصادی برای این رشته بیشتر است به این عرصه وارد می شوند  آیا به نظر شما همین طور است؟

-دانشجویان وپزشکان جوانی که دراطرافم می بینم همه علاقه مند به این رشته و خدمت رسانی به وطن خود هستند   اما  باید پذیرفت در همه اقشار افرادی هستند که انتظارات اقتصادی بیشتری دارندکه به نظرم این افراد در رشته پزشکی کمتراز حرف ومشاغل دیگر است . همچنین  برخی ازاین مسایل  شاید به دلیل شرایط اقتصادی ومحیطی باشد.برای نمونه وقتی  که من پرتغال می خرم فروشنده به من  کیلویی سه یا چهار هزارتومان  می دهد ولی به مشتری دیگر1500 تومان چون تصور می کند من پزشکم ووضعم خوب است.این مساله برای من به دلیل شرایط اقتصادی اهمیت ندارد اما پزشکان جوان اینطورنیستند .آنها گاه ناگزیرند  همسو با انتظارات مردم زندگی خودرا مدیریت  می کنند.

توصیه شما به دانشجویان وپزشکان جوان چیست ؟*

-توصیه  میکنم خوب درس بخوانند خدارا همیشه درنظر بگیرند و اخلاق  حرفه ای را مطابق همان سوگند نامه پزشکی سرلوحه خودشان قراردهند . مردم را جدی بگیرند وخیلی به دلیل مسایل اقتصادی به آنها فشار نیاورند.

آیا هنوز هم فعالیت پزشکی دارید؟*

-با وجود آن که بیش از 50 سال سابقه فعالیت دارم و انجام برخی جراحی ها برایم دشوارشده اما  چون نمی خواهم   بی تحر ک باشم هنوز هم در  بیمارستان ولی عصر(عج) ، تامین اجتماعی و مطبم به فعالیت مشغولم .   

وتاکید همیشگی واصول جدی شما در زندگی ؟ *

-هرصبح که از خواب بیدارمی شوم باخدای خودم عهد می کنم خدایا طوری  شرایط پیش برود که شب برمی گردم وجدانم راحت باشد. درواقع به مردم طوری رسیدگی می کنم که اگر صددرصد راضی نباشند حداقل تا 80 درصد خشنود به سوی خانواده اش برگردند.

 

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .