براتی سده اضافه می کند: وزارت بهداشت مدعی مسوولیت سلامت روان در جامعه است که با فرض قبولآن باید درساختار آن نیز میزان اهمیت سلامت روان مشهود باشد. اما وقتی به وزارتخانه بهداشت وآن ساختمان چند طبقه می رویم درتمام طبقات به وضوح اهمیت وارجحیت به سلامت جسم بر سلامت روان ر ا می بینیم. درواقع اداره ای برای سلامت روان دیده نمی شود درحالی که ماباید معاونت سلامت روان داشته باشیم. آن هم در کشوری که بنابر آمار منتشر شده وزارت بهداشت مردم 22 درصد مشکل در سلامت روان دارند.
*کفایت بالینی و دانش مدیریت توسعه
دوستی می گفت از چالشهای حوزه سلامت تاکید بر مدیریت پزشکان است به جای انکه کارشناسان اجتماعی یا علوم تربیتی باشد
دکتر براتی سده ، روانشناس می گوید: باید توجه داشت سلامت روان چند وجهی وچند بعدی است پس نیازبه مشارکت بخشهای مختلفی در حوزه پزشکی وورانپزشکان وحتی فعالان حوزه اجتماعی و حوزه های دینی می باشد. البته ما از نظر متخصص کم نداریم اما آ نچه مشکل است نبود ساختار وبی توجهی به بودجه دراین عرصه است چنان که اگر قرار است ضعف های بودجه را با کسراز بودجه های حوزه هایی جبران کنند ابتدا به سراغ حوزه فرهنگی وروانی جامعه می روند .
وی با تاکید براین که در تامین سلامت جامعه کفایت بالینی ودانش مدیریت توسعه اهمیت دارد ، می افزاید:در انگایس در140 سال گذشته فقط دووزیر بهداشت این کشور پزشک بودند وبیشتر برتخصصهای مدیریتی تاکید می شود. اما به نظرمن آنچه فراتر ازقانون وساختارهای کلان می تواند در سلامت روان موثر باشد ، توجه خانواده ها به شیوه مطلوب زندگی است درواقع با اهمیت دادن خانواده به این حوزه همانند رغبت به شرکت در کلاسهای آموزش مهارتهای زندگی جامعه وادار به ارائه این خدمات خواهد شد.این درحالیست که توجه جدی به این مساله نمی شود حال آن که امروزه درجوامع پیشرفته درمقوله آموزش روانشناسی مثبت در نظام آموزشی وفرهنگسرا به آموزش خردمندی وحکمت تاکید می شود.