در مراسم افتتاحیه اولین کنگره بین المللی روانشناسی سرطان رئیس مرکز مهررضوی تاکید می کند : بیمارانی که دچار سرطان می شوند شانس بیشتری برای ابتلا به بیماری های روحی و روانی دارند.
پروفسورگرجی می افزاید: سرطان و تنش روحی یا اضطراب یک ارتباط مستقیم و دوجانبه دارند و وقتی فردی مبتلا به سرطان می شود استرس روح و روان وی را دربرمی گیرد و از سوی دیگر استرس به تنهایی نیز می تواند منجر به سرطان در فرد شود.
وی ادامه می دهد: با اعلام بیماری فرد مبتلا می تواند تمام احساسات منفی را در خود پرورش دهد به همین علت بیش از 70 درصد بیماران مبتلا به سرطان نیازمند درمان روانکاوانه هستند.
گرجی تاکید می کند: روان شناسی مربوط به سرطان یکی از رشته های پزشکی است که در کشورمان به خوبی به آن پرداخته نشده و پزشکان بیماران سرطانی را فقط برای از بین بردن سلولهای سرطانی درمان می کنند. این در حالیست که بیماران به خاطر مواد شیمیایی که سلولهای سرطانی در بدن آزاد می کنند و به سبب تنشی که ناشی از شنیدن خبر سرطان، درمان های سرطان و مشکلاتی بعد از آن به بیماران می رسد؛ تا آخر عمر در معرض تنش، اضطراب و افسردگی قرار می گیرند.
مدیر مرکز آموزش، پژوهش، تشخیص و درمان سرطان بیمارستان فوق تخصصی رضوی می گوید: حمایتی که سیستم پزشکی می تواند در بخش روانی از بیماران سرطانی داشته باشد این است که تنش های عصبی بیمار را با آموزش به خانواده ها و درمان کنندگان مدیریت کند.
پروفسور گرجی افزود: برخی اوقات حمایت های خانواده ها از بیماران سرطانی درد آنان را بیشتر می کند.ازاین رو در کنگره بین المللی روان شناسی سرطان به دنبال پیدا کردن راهکارهایی متناسب با فرهنگ ایرانیان برای کاهش التهابات روحی و روانی بیماران سرطانی هستیم
- سرطان تنها دردی جسمی نیست
ازمحورهای مورد بررسی در نخستین کنگره روانشناسی سرطان مقوله اثرگذاری معنویت درکیفیت بهبودی مبتلایان است.
دکترلیلی حسینی که با دو مقاله در این کنگره شرکت کرده درباره اهمیت معنویت دردرمان مبتلایان می گوید: سرطان تنها یک بیماری جسمی نیست وابعاد اجتماعی ،فرهنگی ومعنوی درایجاد ،درمان وعود آن موثر است . ازاین روتاکید برسرطان در یک جنبه جسمی وتلاش برای درمان از طریق جراحی وپرتو درمانی وشیمی درمانی کافی نیست . البته گرچه این فعالیتها باعث فروکش کردن آسیبهای جسمی دربیمار
می شوداما در سلامت پایدار بیمار کفایت نمی کند ودرمان نمی کند.
*معنویت وبروز ژنها
تجربیاتی مانند طلاق یا آزار و اذیت جنسی میتواند بر بیان ژنی که فرد را مستعد بزهکاری میکند، اثر گذارباشد چنان که محققان دانشگاه مونترال کانادا با بررسی برروی 1337 جوان 17 و 18 ساله دریافتند افراد حامل ژن مونوآمینواکسیداز A یا MAOA در کودکی تنبیه بدنی شده بودند و بیشتر از سایر افراد مستعد رفتارهای ضداجتماعی بودند. .همچنین مشخص شد افراد دارای هر سه تنوع ژنی MAOA، BDNF و 5-HTTLPR دارای تجربیات طلاق، آزار و اذیت جنسی یا تنبیه بدنی در کودکی بودند.
لیلی حسینی ، دکترای روانشناسی بالینی با تاکید براین مساله می گوید: نحوه تفکرورفتارها معنوی بر بروز ژنها موثراست . چنان که ثابت شده بروز ژنها دریک فرددزد بایک فرد معنوی متفاوت است .زیرا دراین افراد ژنها بروز بهتری دارد و دستگاه ایمنی آنها نیز ازکارکرد مطلوبی برخوردارند . این همان مساله ای است که عوام تعبیر به وجدان می کنند. نکته دیگر این که شو ا اهد حاکی از آن است که به طور معمول طول عمردر این افراد بیشتراست زیرا این افراد چهارچوب روشنی درزندگی دارند . همچنین معنویت درمانی باعث اثرگذاری درژنهای شده ودردرمان و کاهش عود سرطان تاثیر چشمگیری دارد.
*تاثیر متعدد معنویت درمانی
دکتر حسینی با اشاره به پژوهشی که درزمینه معنویت درمانی بر مبتلایان سرطان انجام داده ، می گوید: طبق بررسی که برروی 90 زن انجام دادیم . شصت نفر آنها مبتلا به سرطان بودند وبرای سی نفر آنها معنویت درمانی درقالب ده جلسه صورت گرفت که طی آن به مفاهیمی نظیر صبر، توکل ، بخشش وتمرکز بر خالق تاکید شد . در مراسم دعا نیز که به طورگروهی انجام می شد ازادعیع صحیفه سجادیه بهره می بردیم و دراین جلسات شیوه های دعای به خود ودیگران مرورمی شد. جالب اینجاست که تجربیات خوشایندی داشتیم چنانکه خودرو یکی از بیماران سرقت رفته بود درمدت کوتاهی پیداشد واین جمعیت بیماراعتراف کردند که برای دوست مالباخته خود دعا کردند. البته اثرگذاری این جلسات علاوه بر فرد مبتلا برخانواده او نیز مشهود بود چنان که باعث کاهش تنشهای خانوادگی شد.
*تفاوت جنسی وحمایتهای روانی
سعید ه سرافراز دانشجوی دکترای روانشناس بالینی ، بخش مراقبت روانی – معنوی مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه شهید بهشتی نیز بر کیفیت حمایت بربیماران تاکید داشته و می گوید: برای انجام رفتارهای حمایتی نه تنها دوره بیماری افراد که وضعیت بیماران وجنسیت آنها نیز درکیفیت مداخله های روانی تفاوت دارد. چنان که ما می دانیم سرطان معده کشنده ترین سرطان درافراد جامعه است اما یک مرد مبتلا به این سرطان با یک زن به دلیل سرطان سینه که کم خطرترهم می باشد رفتارها وواکنشهای خلقی متفاوتی درطول درمان از خود نشان میدهد وبرنامه های حمایتهای متفاوتی را می طلبد. زیرا این زن در روند سرطان ناگزیر به از دست دادن عضوی حساس درخود می شود و به دلیل تاثیرداروها موهای حود را هم ازدست م دهد که این تکیدگی ونازیبایی برای وی اهمیت بیشتری دارد. همچنین سرطان معده در سنین بالا بروز میکند اما سرطان سینه درجامعه زنان ما ده سال زودتر ازدیگرجوامع بروز میکند به این ترتیب آثارجدی بر زن و خانواده او دارد.
وی با تاکید بر اثرگذاری نامطلوب سرطان بر کیفیت زندگی بیماران می افزاید: اگر شما هرروز از یک مسیر بروید ولی بعد ازمدتی ناگزیر به تغییر آن شو ید دچار اضطراب می گردید زیرا با یک ماهیت ناشناخته مواجه شده اید . یک مبتلا به سرطان نیز دروهله های نخست بیماری همین تجربه رادارد . علت این نابهسامانی نیز به وضعیت سیستم درمانی کشورمربوط می شود زیرا سیستم سلامت ودرمان ما ابهامهای بسیاری دارد وبیماربه اعتماد ویقینی نرسیده که این سیستم می تواند دردرمان او موثر باشد. بنابراین اگر این ایرادها رفع شود درروند درمان مبتنلایان این همدلی باعث کاهش رنج می شود.
- یک دست صدا ندارد
سرافراز ادامه می دهد : درچرخه درمان نیم توان انتظارداشت همه بار برعهده یک متخصص انکولوژسیت ویا پرستا ویا جراح باشد بناراین نیاز است یک پارچگی در سیستم درمان کشور ایجاد شود وهرکس مسوولیت خود را انجام دهد. زمانی که این افراد به درستی دراین چرخه مداوا نقش آفرین نباشند ویا کم کاری ونقص وجود داشته باشد رنج بیمار کاهش پیدا نمی کند.
این دانشجوی دکترای روانشناسی بالینی می گوید: آنچه برای اصلاح سبک زندگی به آن معتقدیم با تمام تاکیدها وتلاشها بیست سال دیگر جواب می دهد ونمی تواند برای نسل جوان امروزی نقشی داشته باشد اما مابه همین رویه نیز امیدواروخشنودیم . زیرا باعث کاهش آسیبها وصدمات روحی وجسمی به جامعه می شود پس ناگزیر به تغییر سبک زندگی ورفتارهای خود هستیم .
سرافراز تاکید می کند: سلامت درجوامع پیشرفته مقوله ای فراقوا محسوب می شود که با تغییر مسوولان دچارتحول نمی شود . زیرا دراین ساختار قوا ونهادها ابزاری برای انجام برنامه های فراقوا محسوب می شوند درکشورما نیز نمی توان تنها از یک نهاد انتظارداشت که مسوولیت سلامت جامعه را عهده دار باشد واثرگذار نیز باشد.