چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

از این روزهای من ....

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴ |
چند هفته است که تصویر زن در سرم چرخ می خورد. اورا کنار باجه روزنامه فروشی دیدم خیلی خیلی معمولی

بود ووقتی  اسم سیگاری که میخواست بخرد گفت من تعجب کردم. راستش  همیشه زنهای سیگاری  که من

دیده بودم یا زنان سالمندی بودند که سیگارهای ارزانی می خریدند و به قول خودشان 50 سال سیگار

دود کرده بودند ... ویا زنان مدرنی که سیگارهای گران را درگوشه وکنار مجلسها ویا اتوموبیل دود می کردند.

درواقع همه از من دور بودند  ولی این زن خیلی نزدیک بود مثل من وشاید هم سن خودم...

این روزها خسته ام  آنقدر خسته که دیگر نه ژلوفن و نه قهوه تلخ دوز بالا هم آرامم نمی کند ...می خواهم

رفتارها وشرایط جدید را تجربه کنم. شرایطی که در خانواده من همیشه برای دختران ممنوع بوده است.

 از باجه دو نخ سیگار می خرم و در خانه یکی را آتش می زنم... دودش تهوع آوراست... هردو را مچاله میکنم

ودرچاه توالت می اندازم... من هنوز هم خسته ام....

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .