سحر صبوری 16 سال دارد .مدرسه او حالا به جای چادر کانکس است که درهر کلاس 15 نفر دانش آموز تحصیل می کنند. او می گوید: تحصیل دخترها برای خانواده ها مشکل است و کارهایشان به سختی انجام می دهند . بنابراین انگشت شمار خانواده ها اجازه می دهند فرزندانشان در مدارس شبانه روزی درس بخوانند چون مشکلات زیاد است برای همین برخی دختران عشایری ترک تحصیل می کنند.
فرخنده کرمیان سرپرست گروه است اودرباره مشکلات دختران عشایری تاکید
می کند : 12 سال معلم عشایری بودم . گاه فاصله محل استقرار عشایر با مدرسه چنان زیاد است که دختران باید حدود دو ساعت مسیر ناهموار وکوهستانی را طی کنند تا به مدرسه برسند بعضی حتی همین امکان را ندارند وباید در مدارس شبانه روزی تحصیل کنند. او ادامه می دهد :این دانش آموزان هم مشکلات دیگری دارند چنانکه من دانش آموزی داشتم که هزینه ایاب وذهابش شاید 60 هزار تومان هم نمی شد اما چون توان پرداخت هزینه را نداشت از اول مهر تا عید به دیدن خانواده اش نرفته است. خانواده ها هم گرفتارند وامکانات ندارند که به دیدار فرزندش بیاید . ببینید یک دختر اول دبیرستان چقدر دوری از خانواده برایش دشوار است اما برای تحصیل تلاش می کند.
این معلم کهکیلویه ای می افزاید: درحال حاضر ترک تحصیل کم شده است اما هنوزهم وجود دارد چراکه بر اساس فرهنگ عشایری دخترها زودتر ازدواج می کنند .
- تلاشهای همیشگی خانواده ها
اینجا میهمانی رنگها ونشاط است . جمع های دخترانه با لباسهای رنگارنگ گوشه وکناراردوگاه به چشم می خورد گاهی نیز صدای کل کشیدنی به گوش می رسد. دختران سمنانی اما آرام وباوقارند. مثل بیابانها وکوهستانهای این استان . انتظار است سکوتشان ادامه داشته باشد اما لب که باز می کنند شور جوانیشان ، حال وهوای جان را تازه می کند.
زینب محمودی 17 ساله که از فولاد محله آمده سخنوری چیره دست است .
او می گوید: یک دختر عشایری نا چار است در تولید و رفع نیازهای زندگی با خانواده همکاری کند اما چون تعداد این دختران در کشور کم است پ امکاناتی که دراختیار دارند بسیاراندک است .
محمودی ادامه می دهد: همین چند سال پیش خانواده ها تصور می کردند فقط پسرها باید مدرسه بروند ودرس بخوانند ودخترها نیاز به تحصیل ندارند وباید خانه دار باشند. اما حالا خانواده ها اصلی ترین مشوق دختران هستند حتی برخی خانواده ها برای مهیا شدن فرصت تحصیل برای دختران زندگی عشایری را ترک می کنند و در شهرها ساکن می شوند. این تغییر رویه در عشایر کاملا محسوس است به طوری که پدرم می گوید :"حتی اگر قراراست خانه دار باشی باید مادر تحصیلکرده ای باشی " . با پدرم موافقم چراکه محبت مادرها همیشه پشتوانه رشد فرزندان است اما اگر همین مادر تحصیلکرده باشد می تواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد.
وی اضافه می کند : از آنجا که محل استقرار عشایر ما از شهر فاصله دارد معلمهایی که توانمند هستند رغبتی برای آموزش به دانش آموزان عشایر ندارند. در واقع هر معلمی که برسد را می فرستند تا آموزش بدهد وهمین مشکل ماست .
- اول برابری بعد عدالت
در هیاهوی همنوایی ترانه ها وتصنیفهای دختران آذری ؛فرصتی برای گفت وشنید فراهم می شود.
شقایق قهرمانی 17 ساله از عشایر کلیبراست او می گوید: درمنطقه زندگی ما اغلب مدارس دورتراز محل استقرار عشایراست پس یک دختر باید برای تحصیل به شهر برو د یا در شبانه روزی مستقر شود. چون با درآمد مختصر پدران که اغلب کارگر کشاورز ویا دامدار هستند ، نمی توان هزینه سرویس مدرسه راپرداخت .
به خوبی روحیه رشادت را می توان دراو دید وقتی تاکید می کند: آرزوی من به عنوان یک دختراز عشایر ابتدا برابری وبعد عدالت است چون این دو مفهوم با هم متفاوت است برابری یعنی این که به اندازه که امکانات وبودجه به پایتخت وکلانشهرها می دهند به فرزندان عشایر هم بدهند وسپس براسا س این امکانات از آنها انتظار داشته باشند .
شقایق ادامه می دهد : جایگاه دختران در عشایر بسیار بهتر شده و فرهنگ خانواده ها رشد چشمگیری داشته است . بخشی از آن به دلیل تلاش روزافزون دختران وموفقیتهای آنها بوده وعامل موثر دیگر به نقش رسانه ها مربوط می شود .
رقیه جعفریان معلم آذری نیز با تاکید بر توانمندی های دختران عشایر می گوید: گرچه در سالهای اخیر وضعیت تحصیلی وحتی زندگی دختران عشایر بهبود چشمگیری داشته است اما هنوز مشکلاتی وجود دارد که ریشه در فرهنگ دارد نمونه آن ازدواج زود رس دختران به طوری که هرساله 5-6 دختر به همین دلیل ترک تحصیل می کنند حتی دخترانی در دوره راهنمایی به خانه شوهر می روند. برخی محدودیتها نظیر دوری راه نیز بر زندگی آنها اثرگذار است به طوری که یک دختر دانش آموز ناچاراست برای رفتن به مدرسه 50-60 کیلومتر برود.
- باهم وبرای هم
عطر وبوی دلنشین غذاهای سنتی در محوطه اردوگاه می پیچید. کباب ، شیرینی ها ونان ها .. دلت می خواهد همین الان دردشت بود ی وخنکای باد وبوی علفهای وحشی همراهیت می کرد. ..به راستی این جمعها چه تاثیر بر رشد دختران عشایر دارد؟
سکینه دق که شهریور17 ساله می شود دختری از عشایر کهکیلویه وبویر احمد است او که روزهای بسیاری را درچادرها درس خوانده ، می گوید: اولین بار است که به مشهد آمدم قبلا هم یک سفر داخل استان داشتم . خوشحالم اینجا آمده ام. همدیگر را
می بینیم با فرهنگ ها وتوانمندی های هم آشنا می شویم.
قهرمانی هم معتقد است : این جمعها فرصتی برای آموزش وتقویت روح تعهد درجوان است به نحوی که دختران سالها خاطره این را با خود داشته واین باعث تقویت نگاه ارزشمندی و دلبستگی به اقوام مختلف می شود. همچنین برخی دانش آموزان گوشه گیر هستند که این زمان باعث تقویت روحیه اجتماعی در آنها می شود .
جعفریان معلمی که 8 سال تجربه فعالیت دارد هم می گوید: از آثار موثراین برنامه ها تاثیر گذاری بر تقویت روحی دختران عشایر است زیرا باعث رشد اعتماد به نفس آنها می شود .همچنین اغلب این دانش آموزان به زبانهای محلی تکلم می کنند و این ارد وها منجر به تقویت زبان فارسی در آنها می شود.
کرمیان دیگر معلم عشایری هم تاکید می کند: چون برخی دختران ما برای اولین باراست به سفر می آیند حتی درروزهای اول جرات نمی کنند صدای خودرا بالا ببرند وهمنوا با دیگران آواز بخوانند اماروزهای بعد به وضوح تغییرات را دررفتار آنها
می بینیم .
زینب محمود ی با اعتماد به نفس می گوید: این برنامه ها روح شجاعت ،استقلال و مسوولیت پذیری را تقویت می کند البته دختران عشایر ازاین نظرکمتراز دختران شهری نیستند .بنابراین از مسوولان می خواهیم که مارا حمایت کنند وما هم قول می دهیم به بهترین وجه توانمندی های خود را ثابت کنیم.