اين در حالي است که با توجه به کامل شدن فرايند گذار جمعيتي، اکنون گذارها و تغییرات ساختار سني مهمترين مسأله جمعيت و توسعه محسوب ميشود. در واقع، دورهها و مراحل مختلف گذار ساختار سني، شرايط، مسایل و فرصتهاي متفاوتي را به همراه خواهد داشت. این وضعیت در سیاستها و برنامههای اخیر جمعیتی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. البته بعد از طرح مباحث، ایدهها و برنامههای مختلف پیرامون جمعیت در سالهای اخیر، در 31 اردیبهشت 1393 سياستهاي کلی جمعیتی توسط مقام معظم رهبري ابلاغ شد. این سیاستها جامعترین سند سیاستی جمعیتی موجود در کشور است که ابعاد مختلف کمی و کیفی جمعیت را به خوبی در نظر گرفته است. در حال حاضر مجلس و دولت باید به اجرای برنامههای حمایتی در راستای اجرایی کردن سیاستهای 14گانه جمعیتی ابلاغی مقام معظم رهبری بپردازند.
در سالهای اخیر بر رشد جمعیت و افزایش فرزندآوری تأکید میشود. این امر در کاهش مشکلات پیش بینی شده آینده تا چه حد مؤثر خواهد بود؟
- کاملاً درست است؛ سیاستها و برنامههای جمعیتی در حال حاضر بیشتر در راستای افزایش جمعیت است، در حالی که باید توجه داشت که در سطح کلان، کشور ما رشد جمعیتی مثبت 3/1 درصدی دارد و مسأله خاصی در این زمینه نداریم. مشکل، بیشتر به مسأله باروری زیر سطح جانشینی برمیگردد، یعنی زنان ایرانی به طور متوسط کمتر از دو فرزند به دنیا میآورند. در این زمینه نیاز به اتخاذ یکسری سیاستها و برنامهها در راستای حمایت از خانوادهها و بویژه زوجهای جوان داریم، چراکه در صورت استمرار باروری زیر سطح جانشینی در کشور، بعد از چهار دهه یعنی سالهای 1430 رشد جمعیت به حدود صفر میرسد. به همین دلیل، افزایش باروری به بالاتر از سطح جانشینی میتواند راه حلی برای جلوگیری از این وضعیت در آینده باشد.
در این زمینه، باید توجه داشت ایدهآلهای فرزندآوری (متوسط 3/2 فرزند) در ایران بیشتر از باروری واقعی (متوسط 8/1 فرزند) است و این نکته نشان میدهد که سیاستهای دولت بیشتر باید بر بهبود شرایط زندگی بویژه شرایط اقتصادی و رفع موانع فرزندآوری متمرکز شود، چراکه در مقایسه با دهههای گذشته به دنیا آوردن فرزند اول و دوم خیلی تغییر نداشته و تنها درخواست برای فرزندان بیشتر یعنی رتبههای سوم به بعد که زمانی توجیه اقتصادی داشت، کاهش یافته است. از این رو، سیاستهای مورد نظر باید شرایط را برای خانواده و زوجهای جوان بویژه به لحاظ اقتصادی فراهم کند تا آنها دو و سه فرزندی را که دوست دارند، داشته باشند.
گفته میشود، ما در شرایط پنجره طلایی جمعیت قرار داریم. چگونه میتوان از این فرصت در بهبود مسایل جمعیتی بهره جست؟
- در حال حاضر در کشور بیش از 70 درصد جمعیت در سنین فعالیت (15 تا 64 سال) قرار دارند. این وضعیت به لحاظ جمعیت شناسی، دوران پنجره جمعیتی نامیده میشود، بنابراین، ایران كنوني در یک فرصت زمانی طلایی و استثنایی برای رشد و توسعه اقتصادی به سر میبرد. سياستگذاري و برنامهریزی در هيچ دورهاي بهاندازه دورهاي که پنجره جمعيتي باز است، حساس، لازم و در صورت موفقيت مؤثر نیست. به عبارت دیگر، سیاستها و برنامههای دولت نقش مهمی در مدیریت و مهندسی اقتصادی و اجتماعی پنجره جمعیتی ایفا میکند. اما آیا پنجره جمعیتی (DW) به پنجره فرصت اقتصادی (EW) تبدیل خواهد شد؟ به بیان دیگر، چطور میتوان سود جمعیتی را به سود توسعهای تبدیل کرد؟ در پاسخ باید گفت که اين وضعيت به طور خودکار عمل نميکند و بهرهبرداري از آن نيازمند بسترهای مناسب اقتصادي، اجتماعي، سياستي و نهادي است. دو بستر مهم برای بهرهبرداری از فرصت طلایی جمعیت برای توسعه؛ نخست گسترش فرصتهای شغلی و وضعیت اشتغال مساعد، و دیگری، سرمایهگذاری مطلوب است. این در حالی است که مهمترین چالش فراروی پنجره و سود جمعیتی، بیکاری و نبود فرصتهای شغلی بویژه برای جوانان است. در این شرایط که بخش قابل توجهی از نیروی کار نمیتوانند اشتغال داشته باشند، سود بالقوه جمعیتی به آسانی تبدیل به «بار جمعیتی» میشود، به بیان دیگر، فرصت تبدیل به تهدید میشود.
با توجه به چالشهایی که اشاره کردید، مقوله «تحدید جمعیت» با دشواری رفع خواهد شد. چگونه میتوان این وضعیت را تغییر داد؟
- باید پذیرفت که در حال حاضر یک سوم جمعیت کشور جوانان 15تا 29 ساله هستند. حدود 40 درصد پسران و 26 درصد دختران تا 30 سالگی ازدواج نکردهاند. تأخیر در ازدواج یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر کاهش باروری در کشور است که تا حدود زیادی ناشی از شرایط بیکاری جوانان است. جوانان بالاترین میزان بیکاری را در مقایسه با دیگر گروههای سنی دارند، چنان که میزان بیکاری جوانان 15تا 29 ساله در سال 1390، 3/25 درصد بوده است. این نرخ برای مردان جوان 1/22 درصد و زنان جوان 6/40 درصد است. از این رو، اثرگذاری و موفقیت برنامهها و سیاستهای جمعیتی فعلی کشور نیازمند توجه به جوانان و تأمین نیازهای توسعهای آنهاست. بنابراین، سیاستها و برنامههای جمعیتی در درجه اول باید معطوف به برطرف کردن نیازها و آرزوهای جوانان از قبیل ادامه تحصیل، ازدواج، و نیز تأمین فرصتهای اشتغال، مسکن و بهداشت باشد. تأکید میکنم جوانان، نه تنها به لحاظ وزن جمعیتی، بلکه از نظر اقتصادی، اجتماعی و سیاستی نیز اهمیت یافتهاند. در واقع، نه تنها نسبت جمعیت جوان به جمعیت کل کشور به لحاظ عددی افزایش یافته که به لحاظ شاخصههای کیفی زندگی همانند باسوادی، شهرنشینی، دسترسی و استفاده از رسانههای جمعی نیز نسبت به کل جمعیت از رشد بیشتری برخوردار شدهاند.
از این رو، جمعیت جوان کشور میتواند منشأ تحولات اجتماعی، اقتصادی و فناوری در کشور باشد. به همین دلیل جمعیتشناسان چنین ساختار جمعیتی را به «پنجره» یا «هدیه» جمعیتی تعبیر نموده و اقتصاددانان نیز از آن به عنوان «سود جمعیتی» یاد کردهاند. پس بهترین سیاستها و برنامهها در حال حاضر به فعلیت درآوردن این سرمایه بالقوه است. این زمانی میسر است که نخست، شناخت درستی از ویژگیها و مزایای این جمعیت وجود داشته باشد و سپس امکانات و شرایط لازم برای استفاده از چنین موهبتی فراهم شود.