قرار است هشتمين قسمت از مجموعه " شاهگوش " راهي خانه ها شود. بسياري نيز به دنبال قسمتهاي نخست آن هستند و اين به معناي استقبال خوب مردم ازاين مجموعه است كه البته دور از انتظار نيست. زيرا داوود باقري ثابت كرده ، كارگردان كار بلدي است كه به خوبي فضاهاي كمدي وجدي رسانه هاي تصويري را مي شناسد ودر هردو اين گونه نمايشي توانا است وبه حقوق وشعور مخاطب نيز اهميت ميدهد. ازاين رو شاهگوش با تمام صحنه هاي كمدي ، لبريز از حرفها ونكته هاي تامل برانگيز مي باشد . چنانكه گويا اين اثر را بايد نماي كوچكي از جامعه و ساختارهاي فرهنگي ، اجتماعي ، اقتصادي و حتي سياسي به شمار آورد. براي نمونه در شاهگوش صحنه هايي از رفتارهاي متظاهرانه وخالي كردن زير پاي ديگران ديده مي شود كه شايد سالهاست به مرضي آشكار در جامعه بدل شده است . همچنين خطاهاي مرداني كه در بازداشتگاه كلانتري نگهداري مي شوند در برابر زد وبندهاي مرد با نفوذي كه صاحب مجلس عروسي مختلط است ، حكايت آشناي " آفتابه دزدي " است. همان معضل فرهنگي " شتر گذاران پشه گير " كه گويا قرار نيست به اين زودي از جامعه و فرهنگ ما رخت ببندد . نمونه هاي روشني از فقدان تدبير در زندگي وعقلانيت جمعي نيز مقوله روشني است كه به وضوح دراين اثر ودر سطح كلان در جامعه ما ديده شده كه دست و پاي ،باورهاي خردمندانه را بسته است. حتي اسامي گوياي حرفهاي بي شماري است نمونه قابل توجه را بايد " اسد خفته " دانست . سرگرد توانمندي كه در ذهن اطرافيان خود شيري تيز پنجه است و لي مكرر مشكل خواب دارد! . به هرروي شاهگوش را با عوامل ساخت نام آشنا وداستان جذاب بايد يكي از آثار خوب طنز درسالهاي اخير دانست كه نشان ميدهد سازندگان آثار نمايشي چنان توانايي وكارايي دارند كه از چرخه آثار سخيف و لوده گونه خارج شده و كارهايي قابل تامل وارزشمند نيز بيافريند. همچنين اميدداريم ديگر سازندگان نيز در توليد آثار خود بازنگري وتجديد نظر كرده و انديشه و شعور مخاطب را با چند اثر آب بندي شده ، به سخره نگيرند.