چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

دختران امروز ؛  سرگردان  هزارتوي زندگي

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۲ |



از سال 85 كه   پيشنهاد برگزاري  روز دختر مطرح شده ، هفت سالي است  كه مي  گذرد. دخترها دراين سالها تغيير كرده اند و  آمارها ي خوب وبد زندگي آنها رو به رشد است. افزايش سن ازدواج، افزايش تعداد دانشجويان وفارغ التحصيلان دختر، افزايش  زندگي مجردي دختران ، افزايش  دختران بيكار و.... با اين همه اعداد وارقامي كه رو به فزوني است، رضايتمندي دختران از وضعيت خود  تا چه حد  افزايش داشته است؟

·        تاوان استقلال

اتوبوس سواري  هم مزاياي خودش را دارد كه شايد مهمترين آنها درك " جريان زندگي " باشد.

سيمين 29 ساله و دانشجو درباره زندگيش مي گويد: درحال  نوشتن پايان نامه كارشناسي ارشدم . ميخواهم امسال هم دكترا شركت كنم .براي همين بايد چند مقاله وتحقيق هم بنويسم . كلاس زبان هم مي روم  .سرم  حسابي شلوغ است اما ارزش دارد.

او ادامه مي دهد: كارموقتي هم دارم ولي  هرروز كه دانشگاه مي روم از خدا تشكر ميكنم كه مرا به اين سو هدايت كرده است . من عاشق كتاب ودرسم.  هرقدر زندگي هم سخت باشد  من راضيم ، چون خودم انتخاب كرده ام .  پس بايد  تاوان استقلالم را بدهم . اطرافم  دختران موفق وقدرتمندي را ميبينم كه خيلي بيشتر از من تلاش كردند  و براي  بهبود شرايط وزندگي خود باهر مشكلي دسته وپنجه نرم كردند.

·        دختران امروز ومطالبات عجيب

همه دخترهاي  جامعه به اندازه سيمين خوشبخت نيستند كه به راهي كه در زندگي  انتخاب كرده اند ، وفا دارمانده وافتخاركنند.

مريم كه 33 ساله ودكترا دارد    مي گويد:  هميشه شاگرد اول بوده ام  و  آرزو داشتم استاد دانشگاه شوم . كارهاي علمي وتحقيقاتي هميشه برايم ارزشمند بودند . اما حال كه زندگي خودم را با دخترهاي ديگر  مقايسه ميكنم با خودم مي گويم : من از زندگي چه فهميدم ؟  نه تفريح ونه دوستي ونه سرمايه  مادي!!! بارها به راهي  كه تا حالا آمد ه ام شك كرده ام. آيا اصل زندگي همين مسير بوده است؟

وي ادامه مي دهد: بعضي وقتها دلم ميخواهد حماقت كنم وقيد دانشگاه وهيات علمي را بزنم وبه دنبال زندگي عاميانه بروم .دنبال   مسافرت وخوشگذراني  وخود آرايي...

سارا 22 ساله  وكارشناس زبان خارجي هم اظهار ميكند:  من دختري شهرستاني با روياهاي دورودراز بودم  وهستم . براي همين خواسته ها نيز هميشه با خانواده ام كشمكش داشته ام . دل ميخواهد براي ادامه تحصيل به خارج بروم اما خانواده ام موافق نيستند .برادرهايم با اقتدار معتقدند: بي غيرتها دختراشون رو براي درس به شهر وكشور ديگري مي فرستند.  اما من مي خواهم مثل يك دختر روشنفكر زندگي كنم.

معصومه 39 ساله وكارمند نيز مي گويد: هرقدردخترها تغييركرده اند اما جامعه وخانواده تحول چشمگيري نداشته است. ازاين رو دختران با تعارض وتضاد مواجه هستند. آنها خيلي موارد وصله ناجورخانواده وجامعه محسوب مي شوند چون زندگي وتفكراتي برخلاف جريان عادي زندگي دارند. براي مثال هنوز در شهرهاي بزرگ نيز سينما رفتن وكافي شاپ رفتن  يك دختر به تنهايي مذموم است وازآن تعبير ات ناخوشايند مي شود.  

·        سرگرداني همه گير

غير از دختران كه دروادي سرگرداني گرفتار امده اند و به راه زندگيشان با ترديد نگاه ميكنند. خانواده ها هم  وضعيت بهتري ندارند .

افسانه -63 ساله درباره وضعيت دودختر 30 و32 ساله اش اينگونه اظهار ميكند:  چون خودم زود ازدواج كردم ، دوست نداشتم دخترانم زود ازدواج كنند .  اما با بالا رفتن سنشان  نظرم عوض شده گاهي فكر ميكنم  بهترين سن براي ا زدواج  دختران با توجه به شرايط  فرهنگي جامعه  ما  همان زير 18 ساله است.مگر جامعه ما از دختر چه انتظاري دارد؟  !!

فريده-  52 ساله مي گويد:  من  مثل خيلي از دختران دهه چهلي  شرايط  وباورهاي خاصي داشتم. همان شرايط را هم قبول كرده بودم.  اطرافيان هم با همه تفاوتها ، درنهايت باورهاي مارا

 مي پذيرفتند. من حجابم را خودم انتخاب كرده بودم ومراسم ازدواج ساده اي داشتم .از اين رو به نظر دخترم ، خوشبخت تر ازاو وهم نسلانش بودم وتكليفم با زندگي مشخص بود. اما دختر 25 ساله من كه تحصيلكرده وموفق است هنوز نتوانسته جايگاهش رادر جامعه پيداكند ودچار    تعارض  شده است  . چون نگرشها و ارزشهاي موجود  چندگانه شده يك گروه حرف از ساده زيستي مي زنند و گروهي ديگر تجملات وخود آرايي را به رخ ديگران ميكشند. جوانها هم نمي دانند چه بايد بكنند تا ديگران آنها را تاييد وحمايت كنند.

·        با اعتماد به نفس قدم بزن

هنوز روزدختر نرسيده كه پيامكها وايميلهاي مناسبتي آن مي رسد. دوستي برايم فرستاده

"نصف جذابیت دخترا به ترسو بودنشونه ،دختری که سوسک بکشه به درد زندگی نمیخوره !

اين شايد واقعيت جامعه امروز ما باشد .زيرا  بنابر باور بسياري ، ديگر   ضرورتي ندارد كه دختران  شيرزن بار بيايند واز حقوق خود آگاه شوند .

حميده 33 ساله و كارشناس ارشد حقوق دراين باره  مي گويد:  به نظرم مهم نيست كه ديگران وبا چه نيتي به دختران وامور آنها توجه مي كنند .اما از اشتباهات ما اين است كه  هميشه به دنبال مسوول ومتولي مسايل خودمان  هستيم . درحالي كه تجربه نشان داده برگزاري برنامه هاي مناسبتي

چاره مشكلات ودغدغه هاي  ما نيست. روز دختر هم نتوانسته ونمي تواند راهگشاي مسايل  اين قشر باشد. بلكه دختران بايد خود  با آگاهي ، فرصت سازي و اعتماد به نفس    بر مشكلات غلبه كنند.

·        كلام آخر

روز ملي دختر امسال هم برگزار مي شود.درحالي كه هنوز خبري از ايجاد كانون  اصلاح وتربيت دختران آسيب ديده  در شهرستانها  نيست . هنوز دختران درچرخه اشتغال كشور جنس دوم محسوب مي شوند  واولويت نان آوري با مردان است ، حتي اگر دختر سرپرست خانوار يا خود سرپرست باشد.  وهنوز......  

 پ.ن : حرف وسخن به مناسبت روز دختر زياد بود .برشهايي از آن را بعد مي نويسم...

 

 

 

 

 

 

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .