توسط محبوبه علی پور
| سه شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۲ |
ديروز درباره پست قبلي يعني در ستايش اراده با خواهرم صحبت مي كرديم .به نظرم اراده فردي تا حدود زيادي متاثر از شرايط فرهنگي واجتماعي جوامع مختلف است .در كشور ما اگر خانواده اي فرزند معلولي داشته باشد در اولين تصميم اورا سرراه مي گذارد . بعد اگر يكي ازوالدين تعلق خاطر وترحمي به طفل داشته باشند زندگي خود را نابود مي كنند وطلاق مي گيرند تا كودك را با تحقير ورنج بزرگ كنند. گزينه ديگر هم نگهداري پنهاني ومنت بار طفل است.
البته در موارد نادر نيز با افتخار طفل معلول را پرورش مي دهند. ناگفته نماند نگاه اجتماع دراين واكنشها بسيار موثر است زيرا وقتي صحبت از ازدواج مي شود كسي دوست ندارد با خانواده اي وصلت كند كه فرزندي معلول دارند. يا اگر بچه ها در مدرسه بدانند خواهر وبرادر معلولي همكلاسي اش دارد ، او را تحقير مي كنند....
معلوليت در كشور ما اغلب با تحقير وتوهين و... است چون فكر مي كنند اين نشانه عقوبت خداست ...
* پ.ن : فيلم زماني براي دوست داشتن با بازي محسن تنابنده در اين باره بسيار زيبا تصوير گري كرده است....