توسط محبوبه علی پور
| چهارشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۲ |
قراراست براي كاري سراغ يكي از مردان آشنا بروم.
سوارماشين كه كنار پدر مي نشينم قبل از آنكه ماشينش را روشن كند با
لبخند مي گويد: و قتي رفتي زياد جنگنده نباش ..ملايم باش .. من نگاه ميكنم
واوتوصيه پدرانه ميكند كه درواقع كمتر پاچه اين واون را بگيرم ..روزگار عجيبي
دارم. يك زماني والدين اوصيكم به تقوي ا.. ميكنند كه نجيب باش
وهروكر نكنيد ..حالا به ما توصيه اخلاقي ميكنند لازم نيست خيلي جدي
باشي...