توسط محبوبه علی پور
| دوشنبه ششم خرداد ۱۳۹۲ |
روزهاي مضحكي را سپري ميكنم. ديروز موقع ناهار با اين بحث كه " حال مامانت چطوره، همكاران مطابق يك طرح هدايت شده بحث را كشاندن به اين كه چرا مستقل زندگي نميكني؟ چرا خودت رو فداي ديگران مي كني و...
همكارانم تلاش داشتند مرا مجاب كنند كه از پدرومادرم جدا شوم. اما خودم هنوز نمي توانم بپذيرم كه استقلال يعني جدا شدن از خانواده وزندگي مجردي . به نظرم استقلال يعتي ثبات شخصيت و پختگي ذاتي واين منافاتي با زندگي طولاني در خانه پدري ندارد....