توسط محبوبه علی پور
| دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ |
شانه هايي تكيده از اندوه ، پلكهاي كه خيس مي بندم
من همين عكس توي قابم كه هرچه مي بوسي ام نمي خندم
روبه رويم نشسته اي در ماه نبض آيينه اي كه تب دارد
پا به مرداب خسته ام نگذار من دراين سرنوشت مي گندم
كوچه باغ بهاري نارنجي ، سبزي بي دريغ فروردين
من ولي مه گرفته وغمگين ، سرفه هاي سياه اسفندم
تلخي ناگوار دلتنگي دردهانم هميشه مي ماند
نوبرامنه بريزطعمت را برزبات غزل سمرقندم
خوش به حالت ! اگرچه تنهايي مطمئني كسي به يادت هست
مطمئني به هيچكس جز تو مطمئني كه دل نمي بندم
سايه ات تكيه گاه امني بود ، سر پناهي كه ديگران بردند
روي يك تك درخت نابالغ، كاش اسم تورا نمي كندم!
*عاطفه رنگ آميز طوسي