مرگ جز جدايي ناپذير زندگي آدمي است . هراس ودغدغه تكراري همه انسانها.از قوم سومر كه براي غلبه برآن اسطوره گيل گمش را به ياد گارگذاشت تا مصريان باستان كه براي رهايي از خوف دنياي پس از مرگ ، نسخه هاي " كتاب مرگ" را بارها دست به دست كرده اند . حتي انسان هوشمند معاصر نيز ، رها از اين واهمه ديرپا نبوده ،اگر غير از اين بود ديگر در تقلا ي خلاصي ازروزآخر دنيا دست وپا نمي زد. اما چرا هنوز هم بشر از مرگ خوف مي كند؟ چرا با تمام قطعيت آن ، دلخوراز حضورش است؟ آدمها وگروهها حرفها ودلايل مختلفي دارند . اما به اعتقاد من ، اين بشر ساده ساده همين روزگار ؛ علت اصلي اين هراس جدايي بشراست .درد فراق است . دورماندن از همه آنچه به عنوان بشر ، روزها و ماهها تجربه كرده است. همان دلبستگيها و وابستگيهاي خرد وناچيز كه مي شود همه چيز آدمي. وواقعا هم هست . گرچه همه خوب مي دانيم ، من تك تك ما، والدين ما ، خانواده ما و.... همه در كائنات عظيم موجوداتي خرد و بي ارزشي هستند . موجوداتي ناپيدا كه نه آمدنشان ونه رفتنشان را كائنات از گذشته ها ي دور وتا آينده هاي بي زمان ، درك نخواهد كرد ووقعي نمي نهد. اما همين من هاي من خرد وبي ارزش؛ همه زندگي محدود مارا تشكيل مي دهد . يادها وخاطرات وعشقها وكين هاي مارا... پس بي ارزش نيستند . چون حاصل نفس نفس ولحظه لحظه زندگي ماست. روزهايي كه قرار است مزرعه آخرت ما باشد. مرگ دركنار اينها معنا ميگيرد. عقبي با وجود اين موجود ات بي ارزش وخرد ، محقق مي شود. ازاين رو ، هميشه انسان از خودش پرسيده ؛ تكليف اين آدمها واين دلبستگي ها بعد از سفر به آخرت چه مي شود؟هزاران پرسش فلاسفه وپيامبران ودانايان حول همين قضيه بيان شده ومي شود. ازاين رو ، مرگ وزندگي همواره دوشا دوش هم گام برمي دارند وآنچه اين دور را به هم پيوند مي زند ، عشق است. با همه گونه گوني وجلوه هايش از عشق به خدا تا عشق به ناچيز ترين موجودات. اگر ما عاشقانه نفس بكشيم ، گام برداريم و دلبسته شويم . به تعداد اين لحظه لحظه ها ونفسها مرگمان هم گونه اي ديگر مي شود . مي شود رنگ مرگ سالار شهيدان . مي شود مانا ترين تصوير حيات. تصوير بي بديل وعاشقانه اي كه روزها و روزگاراني مداوم ، بشررا به شگفتي وكرنش وا ميدارد .
پس بيايم همانند شاعره ساده ساده هم روزگارمان مژگان عباسلو ، كارمرگ را به خودش واگذاريم كه:
كار رود رفتن است
كار باد آمدن
كار عشق بردن است
كاردل باختن
كارمرگ هرچه هست
كارماست
عاشقانه زيستن