چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

كارماست، عاشقانه زيستن

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه نوزدهم دی ۱۳۹۱ |


 

مرگ جز جدايي ناپذير زندگي آدمي است .  هراس  ودغدغه  تكراري همه انسانها.از قوم سومر كه براي غلبه برآن  اسطوره گيل گمش را به ياد گارگذاشت  تا مصريان باستان كه براي رهايي از خوف دنياي پس از مرگ ، نسخه هاي " كتاب مرگ" را بارها دست به دست كرده اند . حتي انسان هوشمند معاصر نيز ، رها از اين واهمه ديرپا نبوده ،اگر غير از اين بود ديگر در تقلا ي خلاصي  ازروزآخر دنيا دست وپا نمي زد.   اما چرا هنوز هم بشر از مرگ خوف مي كند؟  چرا با تمام قطعيت آن ، دلخوراز حضورش است؟ آدمها وگروهها حرفها ودلايل مختلفي دارند . اما به اعتقاد من ، اين بشر ساده ساده همين روزگار ؛ علت اصلي اين هراس جدايي بشراست .درد فراق است . دورماندن از همه آنچه به عنوان بشر ، روزها و ماهها تجربه كرده است. همان دلبستگيها و وابستگيهاي خرد وناچيز كه مي شود همه چيز آدمي. وواقعا هم  هست . گرچه همه خوب مي دانيم  ، من تك تك ما، والدين ما ، خانواده ما و.... همه در كائنات عظيم موجوداتي خرد و بي ارزشي هستند . موجوداتي ناپيدا كه نه آمدنشان ونه رفتنشان را كائنات از گذشته ها ي دور وتا آينده هاي بي زمان ، درك نخواهد كرد ووقعي نمي نهد. اما همين  من هاي من خرد وبي ارزش؛ همه زندگي  محدود مارا تشكيل مي دهد . يادها وخاطرات وعشقها وكين هاي مارا... پس بي ارزش نيستند . چون  حاصل نفس نفس ولحظه لحظه زندگي ماست. روزهايي كه قرار است مزرعه آخرت ما باشد.   مرگ دركنار اينها معنا ميگيرد. عقبي با وجود اين موجود ات بي ارزش  وخرد ، محقق مي شود.  ازاين رو ، هميشه انسان از خودش پرسيده ؛ تكليف اين آدمها واين دلبستگي ها بعد از سفر به آخرت چه مي شود؟هزاران پرسش فلاسفه وپيامبران ودانايان  حول همين قضيه  بيان شده ومي شود. ازاين رو ، مرگ وزندگي همواره دوشا دوش هم گام برمي دارند  وآنچه اين دور را به هم پيوند مي زند ، عشق است. با همه گونه گوني وجلوه هايش از عشق به خدا تا عشق به ناچيز ترين موجودات. اگر ما عاشقانه  نفس بكشيم ، گام برداريم و دلبسته شويم . به تعداد اين لحظه لحظه ها ونفسها  مرگمان هم گونه اي ديگر مي شود . مي شود رنگ مرگ سالار شهيدان .  مي شود مانا ترين تصوير حيات. تصوير بي بديل وعاشقانه اي كه روزها و روزگاراني مداوم ، بشررا به شگفتي وكرنش وا ميدارد .

پس بيايم همانند شاعره ساده ساده هم روزگارمان مژگان عباسلو   ، كارمرگ را به خودش واگذاريم كه:

كار رود رفتن است

كار باد آمدن

كار عشق بردن است

كاردل باختن

كارمرگ هرچه هست

كارماست

عاشقانه زيستن 

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .