توسط محبوبه علی پور
| جمعه پانزدهم دی ۱۳۹۱ |
شهر در دود
ديدهها اندر دود
دل رسوايي من دودآلود
سينهام دردآلود
نسيمي،
لطفي،
كرمي،
در راه است؟
نم باراني،
تكه ابري سرگردان،
و كجاست دست باراني عشق
بر فراز شهر پر از دود
دل من باراني
دل شهر دودآلود
نبض شهر را ميشنوي؟
ميتپد اندر دل دود؟
آه آري،
نفسش سخت است،
اما جارياست
دل من دردآلود
دل من باراني
شهر من دودآلود
من ببارم،
تو بباري
همه از اين درد نصيبي داريم
ما بباريم
بر سر اين شهر پر از دود
شايد اين آرامش بارش
بنشيند بر دل شهر
* از وبلاگ تخته سياه