بي مقدمه به فكر مي افتم تا مجردهاي فاميل ودوست را حساب كنم . با يك حساب سرانگشتي در 21 خانواده كه مي شمارم ، 20 دختر و14 پسر در سنين 20 تا 40 ساله مجرد هستند. برخي خانواده ها چندين فرزند مجرد دارند . فرزنداني كه بي هيچ ايراد و مشكلي وبا وجود تحصيلات وشغل مناسب هنوز ازدواج نكرده اند . اين افراد ، بخشي از ازجمعيت جوان آماده ازدواج هستند كه مي گويند بيش از 8 ميليون نفر از جمعيت كشور را شامل مي شوند . افرادي كه به دلايل مختلف مجرد ماند ه ا ند وهراز گاهي مسوولي يا كارشناسي در مذ مت زندگي مجردي ويا افزايش ده ساله سن ازدواج وديگر مسايلشان ، سخن مي گويد. اين درحاليست كه از مدتها پيش ، برنامه ريزان جامعه به بهانه رشد منفي جمعيت و پير ي جامعه در سالهاي آينده ، برخي وسايل كنترل جمعيت را لوكس دانسته و بر حذف خدمات بهداشت باروري كه پيش ازاين به طور رايگان انجام مي شد؛ اقدام كرده اند. گرچه نمي توان منكر آثار سودمند جمعيت توانمند در چرخه توسعه كشور شد. اما برنامه ريزي براي آينده ، آن هم در شرايطي كه نيروي جوان امروزي بهترين فرصت را دراختيار ما گذارده تا با برنامه ريزي وسياستگذاري مناسب ، جهش چشمگيري را در توسعه داشته باشيم ، دور از منطق است. زيرا با بستر سازي براي ازدواج به هنگام وپايدار مي توان ، مانع رشد منفي جامعه شد ، به طوري كه نيازي به حذف خدمات بهداشت باروري نباشد. به خصوص آنكه درحال حاضراز نگرانيهاي عمده صاحبنظران در عرصه سلامت ، رشد بيماريهاي مقاربتي و بيماريهاي مرتبط با سلامت جنسي است، معضلي كه با هزينه هاي تحميلي خود ، بي گمان بر روند رشد وتوسعه كشور آثار مخربي خواهد داشت . درواقع با غفلت از ازدواج سالم جوانان ، هزينه مضاعفي بردوش جامعه مي افتد كه آثار افزايش جمعيت بدون برنامه ريزي اصولي را خنثي خواهد كرد.