خانه كوچك ما گوشه يك محله قديمي بود . با همان لوكيشن معروف ، كوچه وپس كوچه ودرهاي كوچك آهني كه گاه" نقش آهويي" روي در خانه هم نقش شده بود. مثل همه محله ها هم فضاي سبزي نيست تا طفلي كنار چند تاب و سرسره كودكي كند. محل بازي ما اغلب خانه نسبتا بزرگ " نيره " بود .خانه اي بزرگ با فرزنداني كه همه دختر بودند .اين يعني امن ترين فضا براي كودكي ما . مثل دنباله هاي كاغذي ،بادبادكي پشت لباس هم را مي گرفتيم و توي حياط ميچرخيديم. طنين "هوهو چي چي هوهوچي چي " 7-8 بچه قد ونيم قد توي محله مي پيچيد. قطار خيالي پيش مير فت و ما را با خود به تمام سرزمينهاي روياي ميبرد. سرزمين رويايي كه ميتوانست فقط سفر به " تهران باشد. تعريف مسافرت با قطار در جمع دوستان هميشه افتخار آميز بود ، به خصوص كه تكه قندي را كه در كاغذ پيچيده شده را كه آرم چرخي كه دوبال دارد ، نشا ن دهيم و يا كارد وچنگال يك بار مصرفي را به بهانه بازي كودكانه به رخ ديگران بكشيم.
طنين محكم حركت قطار تا مدتها در ذهنمان مي پيچيد و مي شود خواب شبهاي طولاني من . درست مثل سفري واقعي ، از راهروهاي باريك وبا شكوه قطار مي گذرم و حد فاصل ، اتصال دو واگن مي ايستم. دستم را به ديواره فلزي سرد ميگذارم و به حركت خشمگين چرخها زير پايم كه كفه فلزي را تكان ميدهد ، ذل مي زنم . بعد مي روم به ته قطار تا ببينم آخر اين راهروها به كجا مي رسد. پشت دري كشويي مي مانم . مردي با پيراهن آبي و كلاهي سورمه اي كه روي سينه اش چيزي دارد ، سرمي رسد وبا اخم مي گويد: كجا مي ري ؟گم شدي... با قيافه اي مظلومانه مي گويم : آقا! آخر قطار چيه؟ شما تا آخرش رفتين؟ مرد بي تفاوت جواب مي دهد: آره ! هيچي نيس .هيچي ...برو خطر داره..
با پدر ميرويم تا از بوفه قطار چاي بگيريم ، قوري استيل و چاي كيسه اي لپتون . طعم همه چي در قطار فرق مي كند ،حتي هوايش. كناركوپه توي راهرو مي ايستم .پارا ازلبه ديواره ميگذارم وخودم را بالا مي كشم . سرم را از پنجره بيرون مي آورم .باد چنگ مي زند به موهايم و آشفته اش مي كند . فكر ميكنم در آسمانم . مثل يكي از همان حلقه دنباله بادبادك توي خانه " نيره" . با قطار مي روم آسمان نه تهران. تهران براي اين لذت خيلي كوچك است...
توسط محبوبه علی پور
| جمعه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۱ |
مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
- بهمن ۱۴۰۱
- مرداد ۱۳۹۷
- آبان ۱۳۹۶
- شهریور ۱۳۹۶
- مرداد ۱۳۹۶
- تیر ۱۳۹۶
- دی ۱۳۹۵
- مهر ۱۳۹۵
- مرداد ۱۳۹۵
- تیر ۱۳۹۵
- خرداد ۱۳۹۵
- اردیبهشت ۱۳۹۵
- فروردین ۱۳۹۵
- اسفند ۱۳۹۴
- بهمن ۱۳۹۴
- دی ۱۳۹۴
- آذر ۱۳۹۴
- آبان ۱۳۹۴
- مهر ۱۳۹۴
- شهریور ۱۳۹۴
- مرداد ۱۳۹۴
- تیر ۱۳۹۴
- بهمن ۱۳۹۲
- دی ۱۳۹۲
- آذر ۱۳۹۲
- آبان ۱۳۹۲
- مهر ۱۳۹۲
- شهریور ۱۳۹۲
- مرداد ۱۳۹۲
- تیر ۱۳۹۲
- خرداد ۱۳۹۲
- اردیبهشت ۱۳۹۲
- فروردین ۱۳۹۲
- اسفند ۱۳۹۱
- بهمن ۱۳۹۱
- دی ۱۳۹۱
- آرشيو