چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیستم آذر ۱۳۹۱ |

تيرك را مي ريزم  كف سرويس بهداشتي و با فرچه محكم مي كشم تا  پاك شود.  برق بيفتد. اتابك مي گويد : ادم هرلحظه بايد ازندگي لذت ببرد . سرويس بهداشتي هم جز زندگي است . بوي تيرك مي پيچد توي سينه ام  مسرفه مي كنم .صداي اتابك مي پيچد توي هال ؛ اگه نرسيده بودم خونه رفته بود هوا كجايي ؟ گاز بازمونده ... شلنگ را ميكشم طرف پاهايم كه تا رانم برهنه است . 

آب سر مي خورد لاي انگشتانم كه توي دمپايي پلاستيكي صورتي ، از سرما  سرخ شده.  شلواركم را مرتب مي كنم   . هيچ جا نيست . ناگهان از اتاق خواب بيرون مي ايد با دسته چك هميشه امضا شده من. " يادم رفته بود چك ببرم." مي گويد   حواست رو بيشتر جمع كن ..گاز باز مونده بود ها.. خونه ات اتش ميگيره .     دردلم  جواب مي دهم  : خونه من سالهاست آتيش گرفته كسي دودش رونديده

با خداحافظينيم بندي اتابك مي روم .من مي خزم توي آشپزخانه  . تلفن زنگ مي خورد  مادراتابك است با افتخار مي گويد: اميراتابك خوبه ..خونه است . كوتاه جواب ميدهم وگوشي را مي گذارم. بعد از ازدواج من اولين نفربو دم كه به اتابك فقط اتابك گفتم وقيد امير بودنش رازدم. اما همه اهل خانه همچنان به سنت ديرينه وفادارند واميراتابك  مي گويند. روزهاي اول ازدواجم به اتابك گفتم . امير اسم پسر زال  وخل وضع همسايه  مان  بوده كه من از او متنفر بودم نمي خواهم  يادش بيفتم .اتابك هم قبول كرد فقط اتابك باشد.

كارد ميوه خوري را كه تميز است دوباره زير شير مي گيرم ونرم دست مي كشم آب زلال است مثل چشمهاي امير پسرك خل وضع و زال همسايه.  دستم را دوباره تا مچ زير شير ميگيرم تا خنك خنك شود . دلم مي سوزد.   خودم را به مرتب كردن چينهاي پرده آشپزخانه سرگرم مي كنم . فكر ميكنم عكس اميررا پشت پنجره مي بينم . با چشمهايي كه از اشك قرمزه شده  وموهاي سفيدش كه ازخاك تيره شده است .  فكرميكنم   او  از5 سالگي من همچنان پشت وانت اسبابها  دويده است تا مرادر سي سالگي ،پشت خانه اتابك  پيدا كند . دلم ميخواهد امير 8 ساله زال را از شيشه بيرون بكشم .نه خودم  دنبالش بروم  ودور شوم 

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .